روابط تهران – دوشنبه؛ از دیروز تا امروز
 

بهرام امیر احمدیان کارشناس مسائل آسیای میانه و قفقاز در گفتگو با خبرگزاری خبرآنلاین تنش شکل گرفته بین ایران و تاجیکستان را مورد ارزیابی قرار داده است.
در روزهای اخیر فضای متشنجی بین ایران و تاجیکستان در حال شکل‌گیری است. تاجیکستان مراکز فرهنگی، آموزشی و علمی ایران را در این کشور تعطیل کرده است و مسیر تقابل گونه ای را پیش گرفته است. دو کشور در رابطه با حزب نهضت اسلامی تاجیکستان و حضور دبیر کل آن در ایران تناقضاتی داشته اند که باعث شده است روابط دو کشور به تیرگی گرایش داشته باشد. این در حالی است که عربستان فعالیتهای زیادی را در این کشور شروع کرده و به نظر می رسد سلفی گری و وهابیت می تواند رشد بسیاری در این کشور داشته باشد و خطر رشد آن در بین مردم فارسی زبان متصور است. در این باره با خبرآنلاین با بهرام امیراحمدیان کارشناس مسائل آسیای مرکزی و قفقاز گفت و گو کرده که متن این مصاحبه از نظر می گذرانید.
- تاجیکستان اقدام به تعطیلی مراکز فرهنگی، آموزشی و علمی ایران در این کشور کرده است و روند تنش‌آمیزی را با ایران پیش می برد. به نظرتان چرا در روزهای اخیر تنش بین ایران و تاجیکستان افزایش پیدا کرده است و چه روندی برای آینده متصور است؟
* تنشی که بین ایران و تاجیکستان پیش آمده البته به سالهای قبل بر می گردد که به حمایت ایران از نهضت اسلامی تاجیکستان مربوط است. حمایت ایران از این حزب بزرگنمایی شد و اعتراضاتی شکل گرفت. ایران بر اساس آنچه در قانون اساسی آمده است از جنبش‌های اسلامی و غیر اسلامی آزادی بخش حمایت می کند و از این رو کمک ایران به یک حزب اسلامی غیر طبیعی به نظر نمی رسد. اگر یک ساختار سیاسی منسجم و دموکراتیک در یک کشور وجود داشته باشد، حمایت ایران از یک حزب اسلامی برای شکل دادن موازنه‌ای بین دولت و مردم که یک انقلاب و جنگ داخلی را پشت سر گذاشته است طبیعی می نماید.ایران یکی از اعضای اصلی هیات صلحی بود که جنگ داخلی تاجیکستان را به صلح و ثبات منتهی کرد و یک بخش مصالحه در تاجیکستان، حزب نهضت اسلامی تاجیکستان بوده است که در تقسیم قدرت سهم داشته است. ایران از چنین جنبشی حمایت می کرد که در جنگ داخلی فضای متعادلی بوجود بیاید.نقش ایران بسیار مثبت بود، هر چند روسیه نقش ایران را بسیار کم جلوه می داد ولی ایران یک پای ثابت مذاکرات صلح در تاجیکستان بود. بنابراین نقش ایران در ایجاد صلح و پایان دادن به یک جنگ داخلی و برادر کشی در تاجیکستان بسیار مهم بوده است. ایران این موضوع را رصد می کرد که تقسیم قدرت چه روندی را در این کشور طی می کند. ولی دولت تاجیکستان آرام آرام قدرتی را که به اپوزیسیون و جنبش اسلامی داده بود گرفت و آنها را خنثی کرد و این موضوع منجر به این شد که هر گونه فعالیت جنبش‌های اسلامی محدود شود. نه تنها فعالیت‌های جنبش بلکه هر گونه تحرک و فعالیت اسلامی، حضور جوانان در مساجد، نام‌گذاری‌های اسلامی نیز محدود و باعث اعتراضاتی شد. ایران به عنوان ناظر و عضوی از گروه صلح طبیعی بود که به آن اعتراض داشته باشد، اما تاجیکستان آنرا مسئله داخلی خود قلمداد کرده و این تنش را باعث شده است.
اما در حال حاضر در تاجیکستان جنبش‌های افراطی در حال رشد هستند. جنبش‌های افراطی که نشات گرفته از داعش و تفکرات سلفی و وهابی هستند. البته دولت تاجیکستان برای سرکوب نیروهای معتدل هم از ابزاری استفاده کرده است که برای نیروهای افراطی استفاده می شود که شاید سناریویی در کار است که حرکت‌های تروریستی هم به حساب حزب اسلامی تاجیکستان گذاشته شود و به این روش آنرا سرکوب کنند. تمایل زیادی برای سرکوب این حزب وجود داشته است. چون حزب نهضت اسلامی در پارلمان هم توانسته بود کرسی‌هایی بدست آورد ولی در تقسیم قدرت آن را کنار گذاشتند که در نهایت منجر به از هم پاشیدگی حزب شد و آنرا غیر قانونی اعلام کردند.
- ایران موضعی درباره این تحولات داشت؟
* موضع ایران این بود که این حزب در تاجیکستان بین دولت و جنبش‌های افراطی وزنه تعادلی بود ولی با حذف و تروریست اعلام کردن آن و دستگیری اعضای اصلی و تبعید و زندانی کردن، فضای متشنجی پیش گرفته می شود. دبیر کل حزب آقای کبیری بود. غیر قانونی اعلام کردن حزب و حضور ایشان در ایران همزمان شد و در واقع ایران از ایشان به عنوان رهبر یک حزب استقبال کرده بود. اما این موضوع منجر به اعتراض شدید رحمان در تاجیکستان شد و آقای رحمان به نظر می رسد که برای قبضه کامل قدرت، این موضوع را بهانه کرد و از طرفی روابطش با ایران را به این سمت برده است.
- روابط ایران با این کشور در گذشته در چه سطحی قرار داشت؟
*ایران دو سرمایه گذاری مهم در این کشور کرده است. یکی سد و نیروگاه برق آبی سنگ توده و دیگری در زمانی که هیچ کس در آنجا سرمایه گذاری نمی کرد، تونل ۵ کیلومتری خجند به دست ایرانیان ساخته شده است. در ضمن در بخش‌های مختلفی در مسائل فرهنگی و سیاسی از این کشور حمایت کرده است. کمیته امداد در آنجا فعالیت داشته و برای خانوارهای زیادی ایجاد اشتغال کرده است. در بخش رایزنی فرهنگی فعالیتهای زیادی وجود داشته است. همه اینها موضوعاتی است که از طرف ایران برای تعامل و گسترش مناسبات شکل گرفته است و در حال حاضر تاکید بر تنش از طرف تاجیکستان، به نوعی نمک نشناسی از طرف آنها محسوب می شود .
ملت تاجیکستان و ایران مسئله ای با یکدیگر نداشته و به هم علاقمند هستند. در ایران از مشاهیر و بزرگان تاجیک در مناسبات‌ مختلف دعوت می‌شود و در سطح فرهنگستان زبان و ادب فارسی همکاری‌های زیادی شکل گرفته است و کمک‌های زیادی به تاجیکستان شده است که روند گسترش تنش می تواند به دو موضوع منجر شود. یکی اینکه در داخل تاجیکستان افراط گرایان رشد خواهند کرد و وزنه ای مانند حزب نهضت اسلامی وجود ندارد و دوم اینکه این روند با مخالفت مردم و نخبگان تاجیکی روبرو خواهد شد. مردم و روشنفکران و اندیشمندان که از فعالیت‌های رایزنی ایرانی بهره برده اند، در ایران و مناسبات مختلف حضور داشته‌اند. از این رو این روند ناسپاسی است که باید در محافل روشنفکری و رسانه‌ها و هم در کنفرانس‌ها و مجامع بین المللی بخاطر مقابله تاجیکستان در مقابل فعالیتهای فرهنگی ایران تقبیح شود.
- عربستان فعالیت زیادی را در تاجیکستان شروع کرده است و به نظر می رسد که در حال گرفتن جای ایران در تاجیکستان است. این چه مسائلی را می‌تواند در رابطه با تربیت سلفی‌ها و وهابی‌ها در بین فارس زبان‌ها بوجود بیاورد؟
* باید توجه داشت ما در آنجا کاستی‌هایی داشتیم و از لحاظ فعالیت فرهنگی فقط بر بعد دینی و مذهبی بیشتر از مسائل تمدنی و فرهنگی توجه کردیم. ولی به هر حال آموزه‌های شیعی به مذاق حکومتی که همه سنی مذهب هستند خوش نیامده است، ولی کشور رقیب مانند عربستان به راحتی می تواند به آنها نزدیک شود و با این موضوع که ایران تمایل دارد محور شیعی را گسترش دهد، آموزه‌های وهابی را تبلیغ کنند. وهابی‌گری چیزی است که در گذشته در آنجا تهدید محسوب می‌شد ولی اکنون می تواند در فضای مستعد آنجا رشد کند. به نظر می‌رسد که دعوت از عربستان و اینکه گفته می شود ۳۵ مدرسه آموزش اسلامی در آنجا شکل گیرد، در حقیقت نوعی اسلام سیاسی عربستان در آنجا توسعه پیدا خواهد کرد. آقای رحمان در محافل دینی می تواند ادعا کند که ایرانی‌ها می خواستند آموزه‌های شیعی را به ما تحمیل کنند و اکنون تلاش می کنیم با یک کشور سنی مذهب و مرکز وحی در ارتباط باشیم. مراسم بزرگداشت امام اعظم که برای ابوحنیفه برگزار شد به نظر می رسد با کمک کشورهای سنی مذهب ثروتمند بود. از این رو ایران در این مقطع زمانی ابزارهای کمی در دست دارد، ولی مجامع بین المللی و محافل فرهنگی می‌توانند این مسأله را تقبیح کنند و در محافل روشنفکری تاجیکستان که به ایران گرایش دارند گفته شود. این موضوع می تواند به نارضایتی مخفی در این محافل منجر شود و به صورت مبارزه مدنی به خاطر کاهش سطح روابط دو کشور مطرح شود. باید گفت تاجیکستان در این میان متضرر خواهد شد چرا که سطح روابط ایران با آنها کم بوده و آنها سود بیشتری از این رابطه داشته اند. چرا که سرمایه گذاری‌هایی از طرف ایران در آنجا شکل گرفته است.
- به نظرتان مسیرهای دیپلماتیک باز هست و می‌توان فضا را تلطیف کرد؟
* به نظر می رسد که در این فضای متشنج نیاز نیست عکس العمل سریعی شکل گیرد و البته دستگاه دیپلماسی قدرت و توان این را دارد که تنشها را مدیریت کند و به هر روی در روزهای آینده می تواند تحرکاتی برای این روند شکل گیرد. نگرانی نباید وجود داشته باشد. روابط با این کشور حالتی نیست که تاجیکستان سهم بالایی در مناسبات و تجارت خارجی ایران داشته باشد و از این رو طرف تاجیکی باید به تکاپو بیفتد که موضوع را حل و فصل کند.
اختلافات تاجیکستان و ازبکستان از حل مرز تا مشکل سد
تلاش‌ دولت‌های دوشنبه و تاشکند برای حل اختلافات مرزی همکاری در بخش‌های مختلف میان دو طرف را ممکن خواهد کرد که موضوع استفاده از منابع آبی از آن خارج نیست.به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، در اوایل ماه ژوئن سال جاری نمایندگان دو کشور ازبکستان و تاجیکستان برای تعیین مرزهای خود پروتکل مشترکی را امضا کردند که زمینه آن در نشست‌ کارشناسان حقوقی دو کشور برای علامت گذاری مرزها صورت گرفت. راه برای رسیدن به این وضع بعد از مرگ اسلام کریم‌اف و روی کار آمدن شوکت میرضیایف، رئیس جمهور فعلی ازبکستان هموارتر شده است.البته بر اساس گزارش‌ها بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ دو طرف ۱۱۰۴ کیلومتر از مرزهای خود را علامت‌گذاری کرده بودند. تاجیکستان و ازبکستان حدود ۱۳۳۲ کیلومتر مرز مشترک دارند که البته این آمارها دقت لازم را ندارند و در سال‌های پیش رقم‌های متفاوتی اعلام شده بود.
طی چند سال گذشته مناسبات تاشکند و دوشنبه با فراز و فرودهایی همراه بوده که بیشتر آن بر سر مسائل مرزی و منابع آبی است. ازبکستان با داشتن جمعیت روستایی قابل توجه و اغلب کشاورز نیاز زیادی به منابع آبی دارد که سرچشمه عمده آنها از تاجیکستان شروع می‌شود.اقدامات تاجیکستان برای تولید برق از طریق احداث نیروگاه‌های برق‌ آبی مانند سد راغون که بتواند اقتصاد داخلی خود را گسترش دهد موجب تعارض‌هایی با کشور همسایه خود یعنی ازبکستان و البته شکستن روند هم‌گرایی در آسیای میانه شده است.میان تحلیلگران تاجیکستانی همیشه در نوع برخورد با دولت تاشکند اختلاف‌ نظراتی وجود داشت. عده‌ای از آنها عقیده داشتند که تاجیکستان باید بهره‌برداری حداکثری خود از منابع آبی را آغاز و از زور استفاده کند، برخی دیگر سازش با ازبکستان و انجام مذاکرات در این مورد را قبول داشتند.بیشتر این احساسات منفی کارشناسان و مردم تاجیکستان ناشی از رفتارهای دولت تاشکند است که مشخص نشدن مرزهای دو کشور یکی از عوامل آن است .اخیراً رئیس کمیته دولتی اداره زمین و مساحی (زمین سنجی) تاجیکستان در ۱۷ ژوئیه سال جاری با توجه به این موضوعات توضیح داد: میان دو کشور تاجیکستان و ازبکستان حدود ۹۳ کیلومتر خط مرزی مورد بحث باقی مانده است که گفت‌وگو و فرایند حل آن با طرف ازبکستانی به زودی انجام خواهد شد.
لازم به ذکر است که اختلافات بر سر این مرزبندی‌ها از دوران شوروی تاثیر می‌گیرد، هنگامی که سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن حاکمان شوروی در آسیای میانه اجرا می‌شد تا اینکه به وسیله تعیین هدفمند مرزها به عنوان یک استراتژی برای تضمین قدرت سیاسی و کنترل توسط مرکز در مرزهای غیر روسی انجام شود.برخی صاحبنظران معتقدند که این استراتژی یک اقدام ضد ازبک بود که به خاطر گستردگی‌اش بیشترین تهدید را برای حکومت مرکزی داشت، اما جمهوری تاجیک در آن سال‌‌‌‌‌ها دو نماد شهری و فرهنگی خود را از دست داده بود، الحاق سمرقند و بخارا به ازبکستان تاجیک‌ها را به دو قسمت تبدیل می‌کرد که در واقع طی سال‌های بعد، آنها مجبور بودند برای ملاقات با همدیگر یا ورود به شهرهای مذکور از یک کشور به کشور دیگری بروند .
به گفته برخی کارشناسان این الحاق و این نوع تقسیم‌بندی‌ها بر این اساس بود که حکومت شوروی بیش از پیگیری حل اختلافات به دنبال تشدید آن بود تا بتواند از وفاداری مردمانی که در مرزهای دولت شوروی زندگی می‌کردند مطمئن شوند.در سال‌های گذشته که دولت ازبکستان “میدان مین” را در مرز بین دو کشور ایجاد کرد، قربانیان آن تاجیک‌های ازبکستان و تاجیکستان بودند که یا کشته شده یا معلول و فلج می‌شدند. بنابراین حل مشکلات مرزی میان دو کشور بیش از آنکه مسائل اقتصادی را حل و فصل کند از نظر مردمی و حتی فرهنگی ارتباط مؤثری را برقرار می‌کند. هر چند که احداث سد راغون مرکز اصلی اختلافات فعلی تاشکند و دوشنبه است، اما حل اختلافات مرزی زمینه مناسبی برای کاهش تنش بر سر استفاده از منابع آبی را فراهم ‌می‌کند و البته استفاده تاجیکستان از راه‌های مواصلاتی ازبکستان و سایر منفعت‌های اقتصادی این کشور هم ممکن خواهد شد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ