تجلیل از دکتر نوش آفرین انصاری
«قلب مهربان» شورای کتاب کودک، هشتاد ساله شد
 

سرویس فرهنگی: مراسم نکوداشت «قلب مهربان شورای کتاب کودک» به پاس چهل سال تلاش و حضور «نوش آفرین انصاری» در این شورا و همچنین در آستانه هشتادمین سالگرد تولد او، روز سه شنبه پنجم شهریورماه در کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار ما، در این مراسم خانم پندار خمارلو، فرزند توران میرهادی به عنوان اولین سخنران پشت تریبون گفت: هدف ما از این مراسم، مرور نحوه شکل گیری شورای کتاب کودک بود تا چراغ راهی باشد برای آیندگان. کامل ترین توصیف از شخصیت خانم انصاری را توران خانم گفته است که بخش‌هایی از آن‌ را برایتان می خوانم:

به گفته توران میرهادی، بازکردن در مخزن تمام نشدنی کتاب ها را از نوشین آموختم. من شاهد عارف شدن او در پهنه جامعه بودم؛ آنجا که دردها ژرف تر و چاره ناپذیرتر هستند.آنجا که می توان سرود محبت را در عمل خواند، مشکلی را حل کرد و دست‌های یاور را به کار گرفت. این چنین، بزرگ شدن و والا شدن او را دیدم و هنوز هم از این توان، شگفت‌زده هستم.

از مادرم آموختم که غم های بزرگ را به کارهای بزرگ تبدیل کنم و در غم های بزرگ زندگی، نوشین راهنمای من شد برای کارهای بزرگ و راهنمای من ماند.

کار سترگ فرهنگنامه کودکان و نوجوانان، حرکتی سازنده بود که با راهنمایی های روز به روز او شکل گرفت و پیش رفت. نوشین مسؤولیت سنگین پیش بردن آرمان شورا را پس از انقلاب اسلامی به عهده گرفت. حضور ادبیات کودکان در سطح جهان را، مدیون کار بی وقفه او هستیم. سخن را با ویژگی خاص این بانوی عارف و عزیز ‌به پایان می برم و آن نگاه طنزآمیز او به وقایع است که کارکردن با او را برای ما دلنشین می کند.

دکتر محمدرضا بهزادی، پژوهشگر حوزه تاریخ، در رابطه با پیشینه تاریخی خانواده انصاری ‌گفت: درباره پیشینه خانواده انصاری باید برگردیم به اواخر دوره صفوی که این خانواده منشاء خدمات مهمی در آن زمان شدند. من عقیده دارم گاهی یک ژن خاص در یک خانواده در جریان است و در خانواده انصاری هم این اتفاق افتاده است و ژن نگارش و ادیب بودن در این خاندان جریان داشته و به سرکار خانم انصاری هم رسیده است.

دکتر مهدی یوسفی، متخصص تاریخ، فرهنگ و حوزه کودک، در این مراسم چنین سخنرانی کرد: می خواهم درباره چیزی حرف بزنم که از تجلیل و قدردانی فاصله دارد اما دینی است که باید به خانم انصاری ادا کنم و از تلاش های ایشان بگویم.

یوسفی ادامه داد: در دهه ۳۰، تلاش هایی برای صورتبندی ادبیات کودک شکل گرفت که در دهه ۴۰ نهادینه شد. کتاب، در حوزه ادبیات کودک به عنوان یک رسانه و واقعیت پذیرفته شد. خانم انصاری می گوید می توان کتاب را نه به عنوان یک شی‌ء و محتوا، بلکه به عنوان بخشی از هستی که مکتوب می‌شود، نگاه کرد. کتاب یک واقعیت است. در اوایل دهه ۴۰، عده‌ای از کسانی که درگیر مسائل تربیتی بودند، درباره اهمیت خواندن، بحث هایی را آغاز کردند و آن را گره زدند به بحث هایی درباره کتاب رسانی و ترفیع ادبیات کودک و دسته بندی کتاب‌های این حوزه. این جریان، شبکه ای را در ادبیات کودک شکل داد که کتابدار و کتابخوان را ذیل یک مجموعه قرار می داد.

وی تأکید کرد: نگاه ما به کتابداری قبلا این گونه نبود. امروز می بینیم که بر اثر کارهای همان شبکه، شورای کتاب کودک به کار ترویج کتاب و کتابداری می پردازد. در اثر پیوند بین کتابداری و کتابخوانی، ‌دغدغه اصلی اعضای شورا، ترویج کتاب است. ادبیات کودک ما مدیون تلاش هایی است که ادبیات را از یک محتوا به یک نهاد پویا تبدیل کردند.

ثریا قزل ایاغ، شاعر و نویسنده حوزه کودک، سخنران دیگر این مراسم بود و گفت: می‌گویند انسان با تصمیم‌های سر بزنگاه‌ زندگی‌اش، بخش مهم زندگی‌اش را می سازد. اما رویدادهای پیش‌بینی نشده، بخش مهم دیگری از زندگی هستند‌ که ماجرای من و خانم انصاری را شکل دادند. در دی ماه ۱۳۵۳ برای شرکت در جلسه سالگرد شورا دعوت شدم. برای نخستین بار ایشان را دیدم و دوستی ما شروع شد. فراخوان دوم او زمان استقرار شورای کتاب کودک در خیابان ایرانشهر بود. من فرصت پیدا کردم براساس توصیه او، کتاب‌های داستان ایرانی در حوزه کودک را بخوانم. وی افزود: دو جریانی که او همواره در کنار هم پیش می برد، یکی کار موظف و یکی کار از روی دل بود. اوایل سال ۵۵ به من مسؤولیتی واگذار کرد که برایم باور نکردنی بود. به من مأموریت داد به جای او تا مدتی مسؤولیت شورای کتاب کودک را قبول کنم. اعتماد به نفسی که به من داد برای من راهگشا شده بود. او در سال ۵۸ به ایران بازگشت و با خود امید به آرامش را هم به گروه و هم به شورا آورد.

قزل ایاغ گفت: کاری که در این ۴۵ سال همواره از او دیدم، مدیریت بحران بود. بعد از خاموشی تلاطم سال ۵۸، زمان از سرگیری کار از راه رسید و او همواره به ما امید می داد.

‌وی در ادامه بیان کرد: برای برخی بازنشستگی نقطه پایان است ولی برای او نقطه سر سطر بوده است. خانم انصاری صبور بود و من عجول، او خوشبین بود و من بدبین، او از «شدن» می‌گفت و من از «نشدن» و البته همواره حق با او بود.

این شاعر کودک و نوجوان ادامه داد: او همواره به مشورت و مشارکت باور داشت. او زمان هایی چند مسؤولیت داشت ولی همه چیز منظم پیش می‌رفت زیرا او به مشارکت جمعی باور داشت. همه ما امضای او را پای تصمیم‌های مهم دبیرخانه شورای کتاب کودک دیده‌ایم. گویی همه کارها به مشورت، مدیریت، نظارت و همکاری او وابسته است. فکر می‌کنم اگر در همین لحظه فراخوانی در سطح جهانی بفرستید و خواستار پاسخ کسانی باشید که با نوشین آفرین انصاری مراوده فکری و همکاری داشته اند، از همه نقاط جهان پاسخ دریافت می کنید. او استاد ترغیب دیگران به قدم گذاشتن در راه های امتحان نشده و چالش برانگیز است.

همچنین نمی توانم به نقش مؤثر او در تأمین منابع مالی برای فرهنگنامه کودکان و نوجوانان اشاره نکنم. باور او به «کتاب برای همه» مرا به تجربه‌هایی کشاند که به آنها می بالم؛ ازجمله انجام طرح‌های مشترک با استادان علوم اجتماعی برای برپایی کتابخانه‌های پویا در مناطق محروم تهران.

قزل ایاغ در پایان گفت: نوش‌آفرین انصاری می‌تواند از دبیری شورای کتاب کودک دل بکند ولی نمی‌تواند از شورا یا فرهنگنامه جدا شود. شاید امروز وقت آن باشد که او را به نام کوچکش بخوانم و بگویم: نوش آفرین عزیز برایت طول عمر آرزو دارم زیرا هرلحظه از زندگی ات مائده ای است برای این سرزمین. تلاش هایت پایدار.

زهره قایینی، پژوهشگر تاریخ ادبیات کودک و نوجوان، سخنانی درباره فرهنگ کودکی داشت و گفت: این روزها درگیر تاریخ فرهنگ کودکی هستیم زیرا کمتر از یک ماه است که موزه کودکی را افتتاح کرده ایم. این موزه سرشار از روایت است. در این موزه چند اسباب بازی از کودکی خانم انصاری وجود دارد که در میان آنها، یک گربه سیاه کوچولو هم ارزش مادی دارد هم ارزش معنوی. این گربه ساخت یکی از کارخانه های اسباب بازی سازی هلند است و هدیه احمد میرفندرسکی است به نوش‌آفرین انصاری در زمان نوجوانی ایشان و با این جمله از میرفندرسکی‌ به نوش‌آفرین نوجوان که عصبانی شدنت در بحث ها تو را شبیه این گربه عصبانی می کند. او این کار را از باب پیشنهاد صلح انجام داد و حالا آن نوجوان عصبانی، زنی صلح طلب است.

قایینی ادامه داد: خانم انصاری نهادهای مختلفی در حیطه کودک تأسیس کرد.این خصلت از کجا در او شکل گرفت؟ مادر ایشان زنی تحصیلکرده و فعال حوزه کودک بود. شورای کتاب کودک برآمده از این نگاه نهادین در ادبیات کودک و فرهنگ کودکی است. اعضای این شورا بافت اجتماعی و فرهنگی جامعه خود را می شناختند و همراه با دنیا، در روند تکامل ادبیات کودک مشارکت کردند و مسؤولیت پذیرفتند. ما در این شورا با بیش از ۵۰ سال کار داوطلبانه روبرو هستیم که ناشی از حس مسؤولیت‌پذیری است. آنها کار داوطلبانه را نشانه‌ای از همدلی می دانستند. خانم انصاری در حوزه کتابداری و ارتباطات اجتماعی نقش پررنگ تری داشت و از هنگام شکل گیری مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودک، همواره از ایده های مؤسسه حمایت کرد.

این پژوهشگر تاریخ ادبیات کودک و نوجوان در پایان سخنانش گفت: تحویل گربه سیاه به موزه‌ای که پانزده سال پیش صرفا یک ایده بود، بسیار بامعناست. او باور داشت این موزه شکل خواهد گرفت و همه می‌دانیم که موزه ها یک شبه ایجاد نمی‌شوند و نیاز به جداشدن از «من» فردی و پیوستن به «ما»ی اجتماعی دارند.

در این مراسم از سه کتاب:‌ «زندگی من و نگاهی به تاریخ معاصر ایران و جهان»، جلد ۱، «نوش‌آفرین انصاری با مهاتما گاندی شروع شد» و «شورا و فرهنگنامه» رونمایی شد.

در پایان نوش آفرین انصاری پشت تریبون حاضر شد و گفت: از خانم بروجردی به خاطر این مراسم تشکر می کنم. ما کتابدارها دوست داریم جلساتمان را در کتابخانه برگزار کنیم. من در بیست سالگی دبیری ام در شورا، اشاره ای داشتم به واگذاری این سمت و بزرگان روی ترش کردند و امر کردند به ماندن. بیست سال بعد هم باز زمزمه واگذاری را مطرح کردم. این بار هیچ کس نگفت بمان‌. طرح جشن مطرح شد و من بی خبر بودم. زمانی که طرح تولد را دیدم، حس کردم برنامه ای است برای «ماندن» و‌ آن قدر ظریف اجرا شد که «رفتن» باید بماند برای «شاید وقتی دیگر».

انصاری گفت: همه می دانیم هیچ کاری در شورا به تنهایی انجام نشده است. باید یاد بگیریم قبل از آن که به خانه‌هایمان بیندیشیم فکر کنیم خانه دوست کجاست؟و در رشد سازمان‌های مردم نهاد، دیگری را ترجیح بدهیم.

از رویدادهای پیش رو آن که در آبان ماه، جشن چهل سالگی فرهنگنامه را برگزار خواهیم کرد؛ با ما باشید.

Email this page

نسخه مناسب چاپ