کودک و جوان | Ettelaat International Newspaper | Page 30

صفحه اصلی » کودک و جوان (page 30)

کودک و جوان

من عروسکم را گم کردم!‏

  اینجا خانه ماست. همان چادر مشکی که بالایش پرچم وصل کرده‌ایم. او هم مادر من است. مادرم زن مهربانی است. او بهترین مادر دنیاست اما خیلی غصه می‌خورد و همیشه گریه می‌کند. ابراهیم می‌گوید دل مادرمان برای پدرم و داداش اسدم تنگ شده. خیلی وقت است که از پیش ما رفته‌اند. درست از همان روزی که خانه قشنگ ما ...

گل‌های اندیشه

* از خوشبختی‌های بزرگ، اخلاق نیکوست. حضرت محمد(ص) * خوش‌رویی و نیک اخلاقی، راه دوستی است. حضرت علی(ع) * آدم بداخلاق، در دست دشمنی گرفتار است که هر جا برود از دستش رهایی ندارد. سعدی * اخلاق خوب، مانند آب جاری است که موجب حاصلخیزی کشتزارها می‌شود. لائوتسه (فیلسوف چینی) * تنها تقوا و خوش‌اخلاقی عامل خوشبختی است؛ نه پول ...

گردش در ایران

  استان گلستان استان گلستان همسایة استان‌های مازندران و گیلان است. مرکز این استان سرسبز، شهر گرگان است که نام باستانی آن «جرجان» بوده است. یک غار باستانی و خیلی‌خیلی قدیمی در آن وجود دارد به نام «کیارام».در دورة ساسانیان، دیواری به طول ۱۷۰ کیلومتر برای حفاظت از سرزمین گلستان، ساخته شده است.در این استان هفت قوم (یعنی هفت گروه ...

کار و همت در ادبـیات فـــارسی

  همت و پشتکار داشتن ، برای هدف خود تلاش کردن، برای رسیدن به آنچه دوست داریم زحمت کشیدن ، گنج را از دسترنج خود به دست آوردن و توصیه هایی از این دست را همواره در فرهنگ و ادبیات فارسی داشته ایم اما خواندن دوبـاره برخی از ابیات که این مفاهـیم را تأکــید می کنند، باز هم لذت بخش ...

معمای دو خواهر

  نوشته‌ چاک نوریس ترجمه‌ مینو همدانی‌زاده دو دختر، از یک مادر متولد شده‌اند؛ در یک روز، یک زمان، یک ماه و در یک سال. اما دوقلو نیستند! چه‌طور ممکن است؟

کلمه‌بازی

  غلامرضا بکتاش * اسم باران دهان ناودان را آب می‌اندازد. * اسم باران مشکل جدول‌ها را حل می‌کند. * هوا هرچه سردتر باشد، استقامت آدم برفی بیشتر است. * گربه با دیدن قاصدک سبیل درآورد. * عسل شیرین‌ترین حرف زنبورهاست. * امروز نمکدان شورش را درآورد. * کرم‌ها را از باغچه جمع می‌کنم تا برای گنجشک‌ها ماکارونی بریزم. * ...

دزد پرنده‌ها

  سیب و درخت و دختر یک مجموعه داستان با حال و هوای نوجوانی است. پنج داستان این کتاب در فضایی خیال‌انگیز و با قلمی روان و دلنشین نوشته شده‌اند و از فکرها و دغدغه‌های نوجوانانه مثل پیدا کردن دوست و تلاش برای رهایی پرنده‌ها می‌گویند. فضای شاعرانه و لطیف این داستان‌ها شما را وارد دنیایی خیالی می‌کنند که در ...

بز سیستان جهانی شد

  حدود ۵۰ کیلومتری زابل، در استان سیستان و بلوچستان، شهری است که ایرانیان بیش از ۵۰۰۰ سال پیش، در آن زندگی می‌کردند. نام این شهر، گم شده و چون در آتش‌سوزی از بین رفته، به شهرسوخته معروف است. آثار به دست آمده از این شهر، زیورآلات و سفالینه‌ها و ظروف سنگی و انواع پارچه و حصیر و قلاب و ...

لبخند

  *لامپ مشتری: ببخشید آقا… خیلی خیلی معذرت می‌خوام… واقعاً شرمنده‌ام… واقعاً عذر می‌خوام… گلاب به روتون… روم به دیوار… لامپ دارین؟ فروشنده: بله آقاجان، اما چرا این‌قدر معذرت می‌خوای؟ مشتری: آخه لامپ رو برای دستشویی می‌خوام! *اشتباه اولی: تو که زین اسبت رو برعکس بستی. دومی: چرا بی‌خودی ایراد می‌گیری؟ مگه تو می‌دونی من کدوم‌وری می‌خوام برم؟! *اطمینان مأمور ...

دهقان زیرک

در وسط میدان یک شهر، سنگ بسیار بزرگی قرار داشت. سنگ جای زیادی را اشغال کرده و مزاحم رفت و آمد مردم شهر شده بود. تمام کسانی که می‌توانستند در برداشتن سنگ کمک کنند، جمع شدند و از آنها درباره شکل کار و خرج آن سؤال شد. یکی گفت که باید سنگ را به قطعه‌ها و تکه‌های کوچک خرد کنند ...

خواندنی

عکاسی و حافظه خیلی از ما به کمک دوربین‌هایی که روی انواع گوشی‌ و تبلت‌ها هستند. به راحتی عکاسی می‌کنیم. ما عکس می‌گیریم تا بعضی چیزها را فراموش نکنیم. اما آیا واقعاً عکس‌ها به ما کمک می‌کنند حافظه‌ بهتری داشته باشیم؟ برای یافتن جواب این سؤال. دانشمندان تحقیقات جالبی کرده‌اند. آن‌ها از ۱۵ نفر خواستند در یک موزه عکس بگیرند ...

آلبوم حیوانات

  آلپاکا چهار دسته شتر بی‌کوهان در آمریکای جنوبی وجود دارد: لاماـ گواناکوـ ویکونیا و آلپاکا. آلپاکا، نوعی شتر بی‌کوهان است که در آمریکای جنوبی زندگی می‌کند. ظاهر این حیوان شبیه به گوسفند است اما گردنی بلند دارد. آلپاکاها، حیواناتی اجتماعی، مهربان و باهوش هستند، به صورت گله‌ای زندگی می‌کنند و دوست ندارند، انسان یا آلپاکایی غریبه به محل زندگی‌شان ...

خنده‌درمانی!

شاید شنیده باشی، این که می‌گویند خنده بر هر درد بی‌درمان دواست! به نظر تو این جمله فقط یک جمله بامزه است یا واقعاً خندیدن خاصیت درمانی دارد؟ خندیدن مسری است، حتی بیش‌‌تر از خمیازه کشیدن. یعنی اگر کسی در اطراف ما بخندد، به احتمال زیاد ما هم از خنده او خنده‌مان خواهد گرفت. خندیدن با لذت همراه است و ...

سعیده موسوی‌زاده

شاخه زیتون‏‎ای کاش دیو جنگ با ما مهربان بود ای کاش او هم بچه‌ها را دوست می‌داشت لبخند می‌زد توی دستش دسته گل بود جای گلوله گل برای غزه می‌کاشت *** ما توی نقاشی برای دیو اخمو یک خندة رنگین‌کمانی می‌گذاریم پس او چرا می‌ترسد از ما بمب دارد وقتی به او ما بچه‌ها کاری نداریم *** سرمشق ما هر ...

اسکلتی به نام اسکولوتس

  یک اسکلتی بود که از دار ِدنیا فقط دو پاره استخوان داشت. مثل همیشه، یک شب که مشغول پیاده‌روی شبانه بود. چشمش به یک بلیت مسافرتی پاره‌پوره افتاد که لای شیارِ راه آب، گیر کرده بود و رویش پر از عکس‌های توپ و باحال جاهای دیدنی بود. با خودش گفت: «کاش به جای شب‌گردی هرروزه به یه مسافرت چند‌روزه ...

امتحان

به مناسبت عید سعید فطرسعیده موسوی‌زاده پدرم قنّاد است می‌پزد شیرین بعد من می‌چینم همه را در سینی * با دهان روزه خوانده قرآن و دعا پخته ماه رمضان بامیه، زولبیا * روز عید فطر است روز جشن و شادی است او قبول است قبول ش شده بیست

گل‌های اندیشه

  * خوشا به حال کسی که توجّه به عیب‌های خودش، او را از توجه به عیب‌های دیگران باز می‌دارد. حضرت محمد(ص) * اگر عیب‌های خود را ببینیم، عیب‌های دیگران را قضاوت نمی‌کنیم. حضرت علی(ع) * خشنودی خداوند در خشنودی پدر و مادر است و خشم او در خشم ایشان است. امام صادق(ع) * هرکس به اندازة فکر، معلومات، مطالعات ...

شادمانی در اشعار کهن پارسی

  شادی و شادمانی نعمتی است که هر کسی باید در زندگی از آن برخوردار باشد و هر انسانی، لایق این نعمت است. اگر راه درست زندگی کردن را بیاموزیم، حتما شاد خواهیم بود. برای شاد بودن، لازم نیست بی درد و بی غم و بدون مشکل باشیم. کافی است روحیه‌‌ای قوی و دلی پر امید داشته باشیم تا با ...

کتیبه‌های باستان

  امروز، اینجاجای‌جای‌کشورمان پراست از جاهای دیدنی با شگفتی‌های بسیار. آبشار گنجنامه در همدان هم یکی از این شگفتی‌هاست. همدان ‌را به چندچیز، از جمله گنجنامه می‌شناسند و گنجنامه را به آبشار و کتیبه‌های تاریخی‌اش. گنجنامه درجنوب غربی همدان درکوهپایه‌ الوند، درمیان دره‌ زیبای عباس‌آباد قرار گرفته است. کتیبه‌ گنجنامه سنگ‌نبشته‌ای است متعلق به دو تن از شاهان بزرگ هخامنشی؛ ...

آشنایی با مشاهیر ایران

  مهدی آذریزدی در سال ۱۳۰۰ هجری‌شمسی در روستای خرّمشاه در حومة یزد زاده شد. او از هشت سالگی همراه پدرش در زمین کشاورزی کار کرد. بعدها بنّایی کرد و در بیست سالگی به کار در کارگاه جوراب‌بافی پرداخت. پس از آن صاحب کارگاه تصمیم به تأسیس دومین کتابفروشی شهر یزد گرفت و او در کتابفروشی مشغول به کار شد. ...

کاریکلماتور

* برای چه غواص‌ها از پشت می‌پرند توی آب؟ خب اگر از جلو بپرند می‌افتند توی قایق! هدی حدادی * ترازو می‌گوید: «همه کِش هستند و من همه را می‌کِشم!» مجید راستی * اولین حرفی که بچّه گفت «ما» بود. دومین حرفی که گفت: «ما» بود. سومین حرفی که گفت، «مامان» بود. محمدرضا یوسفی * برای این‌که خستگی‌اش در برود، ...

لبخند

  * زمین گرد نیست! معلم: بگو ببینم چطور می‌توانی ثابت کنی که زمین گرد است؟ پوریا: آقا ما که همچین ادعایی نکردیم که بخواهیم ثابتش کنیم. * بهترین پدر: پسرم معلمت از تو راضی است؟ پسر: بله پدر. پدر: از کجا می‌دانی؟ پسر: آخر امروز به من گفت اگر همین‌طور پیش بروی، سال دیگر بهترین شاگرد همین کلاسی! * ...

داستانک

درختِ توی کوچه فریبرز لرستانی «آشنا» درخت توی کوچه، دست‌هایش را باز کرده و هی آنها را بالا و پایین می‌برد. من فکر می‌کنم درخت می‌خواهد پرواز کند. گنجشک‌ها خیلی خوشحال هستند و تندتند جیک‌جیک می‌کنند. گنجشک‌ها خیال می‌کنند آنها پرواز را به درخت یاد داده‌اند. باد می‌خندد و شاخه‌ها را تندتر تکان می‌دهد.

دیوار، قاب عکس، عکس

دیوار گفت: «سلام قاب عکس عزیز» قاب عکس گفت: سلام دیوار مهربان. امروز چه قصه‌ای را از پنجره رو‌به‌رو دیده‌ای؟ دیوار گفت: «قصه کودکی که از کوچه می‌گذشت و در دستانش یک کتاب بود.» قاب عکس پرسید: «یک کتاب؟» دیوار جواب داد: «بله. کتاب. او داشت شعری را از روی کتابش می‌خواند؛ آن هم با صدای بلند.» قاب عکس گفت: ...

درخت کُنار

  این درخت در استان‌های بوشهر، خوزستان، فارس، هرمزگان، کرمان و سیستان و بلوچستان می‌روید. مردم از زمان‌های قدیم، احترام زیادی به این درخت می‌گذاشتند. میوه‌های این درخت به رنگ زرد، نارنجی و قرمز است. طعم میوة کُنار، خیلی متفاوت است. اگر به این استان‌ها سفر کردید حتماً از این میوة خوشمزه نوش جان کنید.

مثل قایق در دریا

از پشت شیشه خورشید مانند گل می‌تابد پشت کوهی می‌خوابد فردا مثل یک غنچه در آسمان می‌خندد پلک شب را با شادی در کوچه‌ها می‌بندد

کف پـــــــا

  یک کف پا بود که خیلی کثیف بود، آخه او از حمام بـدش می آمد. یک روز که خیلی بوی بدی می داد، دست به او گفت: واه واه واه، چه بوی بدی، زود باش برو حمام، وگرنه دیگر با تو دوست نیستم! کف پا ناراحت شد. او نمی خواست که دوستش را از دست بدهد و تنها بماند. ...

صدای من، صدای تو

به نام اون خدایی که می‌‌شنوه هر صدایی‌رو صدای بچه مورچه‌ها صدای من صدای تو صدای اون نسیمی که لباس‌مو تکون می‌ده صدای بارون که میاد به خاک تشنه جون می‌ده خوب می‌دونه که ماهیا تو تنگ آب چی‌چی میگن یواشکی با اون لپای توپولی، با نمک و بادکنکی

خدا پیش من و تو

احمد خدادوست خدا را می‌شناسم و با او دوست هستم بزرگ و مهربان است من او را می‌پرستم * چه زیبا آفریده زمین و آسمان را گل زیبای خورشید و باغ کهکشان را * درخت و کوه و جنگل نشان از خوبی اوست تمام لحظه‌ها با خدا خوش رنگ و خوش‌بوست * خدا در لحظه لحظه خدا در ذرّه پیداست ...

حریر سبز

به مناسبت میلاد مبارک امام حسن(ع)نسرین صمصامی شبی بود زیبا و ماهی بزرگ که لرزید سر تا به سر جسم خاک و خورشیدی از نسل خورشیدها به روی زمین آمد از عرش پاک * گذر کرد از کوچه پس‌کوچه‌ها نسیمی ملایم پر از عطر یاس مدینه در آن شب چنان بود که به تن داشت انگار از گل لباس * ...

Scroll To Top