جشنهایی در پاسداشت از طبیعت | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » فرهنک مردم » جشنهایی در پاسداشت از طبیعت

جشنهایی در پاسداشت از طبیعت

 

کهنسالی تمدن و فرهنگ ایران و مشخص نبودن زمان خاصی برای آغاز این تمدن سبب شده تا ریشه یابی کامل و جامع جشن‌های ایرانی در عمل غیر ممکن باشد.
به گفته «رضا مرادی غیاث‌آبادی»، آیین‌های ایرانی در گذر زمان دگرگون شده‌اند و به همین دلیل، شکل نخستین آنها از دست رفته است، اما از منابع موجود چنین بر می‌آید که جشن‌های ایرانی ارتباط بسیار تنگاتنگ و پیوسته‌ای با مسائل اقلیمی و محیطی و آب و هوایی ایران داشته و از باورهای کیهانی برگرفته شده اند. یعنی بر خلاف آنچه که روان است، جشن‌های ایرانی ارتباط چندانی با ادیان نداشته اند. ویژگی‌های اقلیمی موثر در جشن‌ها هم در واقع محصول نیازهای روز بوده است. غیاث آبادی می‌گوید: «مردم تصور می‌کردند با برگزاری یک سری آیین‌ها و مراسم مانند بزرگداشت «تیشتر» که همان «ستاره شباهنگ» امروزی است، می‌توانند آرزوی سالی خوب و پر باران و پربار بکنند. از طرفی، جشن‌های ایرانی به شکل حیرت انگیزی در پاسداشت طبیعت و نگهداری از محیط زیست هستند ؛ یعنی بخش جدا نشدنی این جشن‌ها و آیین‌هایی که برگزار می‌شده به نوعی در پاکیزگی طبیعت یا نگهبانی از محیط زیست، لای روبی جویبارها بوده و هیچگونه نشانه آسیب و آزار به طبیعت یا جانوران در آن وجود ندارد و در این میان جشن‌های بهار از جایگاه ویژه‌ای در میان جشن‌های ایرانی برخوردارند.

روزی فرخنده در بین ایرانیان
جشن‌هایی که ایرانیان در درازای موسم بهار برگزار می‌کردند، امروز اغلب ازبین رفته و یا به شکلی بسیار محدود در بعضی از نواحی دور افتاده کشور برگزار می‌شوند، اما رضا غیاث آبادی، پژوهشگر تاریخ و استاد باستان شناسی هنوز هم به پابرجا بودن این جشن‌ها امیدوار است. او جشن‌های بهاره ایرانیان را به چند دسته مشخص تقسیم می‌کند. او می‌گوید: «نخستین جشن بهار روز «ششم فروردین» است. روزی که میان ایرانیان سپند و فرخنده بوده و البته هنوز دلیل قاطع این فرخندگی مشخص نیست. هنوز به درستی معلوم نیست که این تقدس از کجا ریشه گرفته است. با وجود این چنین روزهایی در فرهنگ‌های گوناگون جهان وجود دارد. به عنوان نمونه در بین اقوام سامی هم روز «دهم محرم» چنین ویژگی‌ای دارد و رویدادهای مهمی به آن منسوب می‌شود. مثلا پیدایش حضرت آدم و نشستن کشتی نوح به کوه جودی و رخدادهای دیگری از این دست را به این روز نسبت می‌دهند. به هر حال در باورهای ایرانی هم به روز «ششم فروردین» رویدادهای زیادی مانند پیدایش کیومرث، و یا روییدن مشی و مشیانه نسبت داده می‌شود که احتمالا این رویدادها عامل تقدیس و فرخندگی این روز باشند.

روز مقدس ساقه‌های ریواس
به گفته غیاث‌آبادی ششم فروردین، روز مقدسی است که در آن دو ساقه ریواس روییده اند. در باورهای ایرانی نخستین انسان از این دو ساقه ریواس به وجود آمده است. او توضیح می‌دهد: «خاستگاه انسان را در باورهای ایرانی «گیاهی» می‌دانند و این خاستگاه گیاهی هم معمولا به شاخه ریواس مربوط است که شاید همان گیاهی باشد که امروز از آن با عنوان «مهر گیاه» یاد می‌کنند. مهر گیاه گیاهی است با ساقه‌ای شبیه دو هویج به هم چسبیده که شباهت زیادی به اندام انسانی دارد و گویا به خاطر همین شباهت است که آن را خاستگاه انسان دانسته اند.» اما ششم فروردین تنها روز ساقه‌های ریواس نیست و اتفاقات بزرگی مانند غلبه فریدون و کاوه بر ضحاک و تیراندازی حماسی آرش هم در این روز ثبت شده است. غیاث آبادی می‌گوید: «در آثار سده‌های میانه هم آمده که در روز ششم فروردین، مردم به هم پیام شادباش می‌دادند یا نوشته شادباش می‌نوشتند؛ چیزی مانند همین کارت شادباش‌هایی که ما برای هم می‌نوشتیم.»

شادمانی هایی که در حال از بین رفتن اند
دو جشن بهاری دیگری که به کلی فراموش نشده ولی تقریبا در حال از بین رفتن اند، جشن «نخستین شنبه سال» و «نخستین چهارشنبه سال» هستند که هنوز هم در بعضی نواحی جنوب خراسان و چهار محال و بختیاری برگزار می‌شوند. به گفته غیاث آبادی، آیین این جشنها تقریبا شبیه سیزده به در است و مردم برای جشن گرفتن این روز ویژه به صحرا می‌روند و شادی می‌کنند. جشن دیگری که این استاد تاریخ و زبان‌های باستانی از آن یاد می‌کند جشنی است که در دهم فروردین ماه در ایران باستان برگزار می‌شده و جشن آبانگاه نام داشته است. غیاث آبادی می‌گوید: «جشن آبانگاه با جشن آبانگان که در دهم آبان برگزار می‌شده، متفاوت است و نباید با آن اشتباه گرفته شود.
اما جشن‌های بهاری ایرانیان همچنان تا پایان موسم بهار ادامه داشته و هفدهم فروردین ماه هر سال هم نیاکان ایرانی ما جشنی به نام «سروشگان» را برگزار می‌کردند. این جشن را ایرانیان در ستایش ایزدی به نام سروش برگزار می‌کرده‌اند که ظاهرا یکی از هشت صورت فلکی‌ای است که پیوسته در آسمان و در همه موسم‌های سال دیده می‌شود. گفته می‌شود که هیچ گاه طلوع و غروب نمی‌کند. از طرفی نماد سروش هم، خروس سفید است که برای ایرانیان مقدس بوده است. خود سروش هم نماد بیداری و ایزد بیداری است و در برابر «بوشاسب» ـ دیو خواب ـ قرار می‌گیرد.


Scroll To Top