اقتصاد | Ettelaat International Newspaper


اقتصاد

علی رضا خانی :

مقاومتی، اگر در حد حرف باقی نماند، می‌تواند کشور را نجات دهد. مقاومتی به معنای ریاضت نیست به معنای مقاوم کردن شالوده‌های است.
از زمانی که مرحوم مصدق شعار « منهای نفت» را مطرح کرد تا کشور را از وابستگی نجات دهد، بیش از شصت سال می‌گذرد، اما بنیان‌های ایران هر روز بیشتر و بیشتر در نفت تنیده شد. نفت، چون خون در بدن ماند و چنان نقشی گرفت که گویی حذفش، به معنای مرگ پیکره است. جدا شدن پیوند نفت و ، الزاماً به معنای بستن چاه‌های نفتی نیست. منهای نفت، یعنی نفت، نقش حیاتی در نداشته باشد و بود و نبودش به معنای بود و نبود نباشد.
طی یک قرنی که از کشف و استخراج نفت در ایران می‌گذرد، با افزایش جمعیت کشور از ۸ میلیون به ۸۰ میلیون نفر، علی‌الدوام وابستگی به نفت بیشتر شده است و این خطری است بالقوه و بالفعل برای . کاهش درآمدهای نفتی، کشور را به رکود و فقر می‌کشاند و افزایش درآمدهای نفتی را با بیماری هلندی مواجه می‌کند. بارزترین نمونه این اتفاق افزایش ناگهانی و بی‌سابقه بهای نفت تا مرز ۱۵۰ دلار بود که در دولت قبل اتفاق افتاد و درست زمانی که همگان منتظر بودند در «معجزه»‌ای رخ دهد، «فاجعه‌» رخ داد و بی‌برنامگی و بی‌سامانی و فساد و بیماری هلندی دست به دست هم داد و نرخ رشد ی را که مثبت ۸درصد پیش‌بینی شده بود، به منفی ۵ درصد رساند که اتفاقی بی‌سابقه در تاریخ بود.در همان زمان رئیس دولت در تلویزیون اعلام کرد که بهای نفت دیگر هرگز به زیر ۱۰۰دلار نخواهد رسید و اکنون، می‌بینیم که در حال تنزل به ۲۰ دلار است و ما همچنان وابسته به درآمد‌های نفتی، در آرزوی افزایش مجدد بهای نفت نشسته‌ایم، هر چند که افزایش بی‌سابقه قبلی هم گلی بر سرمان نزد …
چاره همه این مصائب، همان مقاومتی است، ی که وابسته به نفت نباشد، هرچند با همه توان از نفت بهره‌گیرد.
مقاومتی، الگویی ذهنی و خیالی ندارد، بلکه کاملاً عینی و تجربه شده است. نمونه آن را می‌توان در برخی کشورهای غربی که صاحب درآمد نفتی هم هستند مشاهده کرد. نروژ، از نظر شاخص‌های توسعه، پیشرفته‌ترین کشور دنیاست و اتفاقاً نفت هم صادر می‌کند اما هرگز در نوسان بهای نفت، دچار بحران و حتی مشکل نشده است… وابسته نبودن به نفت، هرگز به معنای بستن چاه‌های نفتی نیست، همه کشورهای نفت‌خیز از خاورمیانه تا اروپا و آمریکا از نفت تا حدی که میسر باشد بهره‌ می‌برند. اتفاقاً یکی از دلایل کاهش بهای نفت در دوران اخیر، کشف و استخراج منابع بیشتر نفت در ایالات متحده است… باید پایه‌های از نفت برداشته شود. و روی منبع دیگری قرار گیرد. آن منبع دیگر «تولید» است. تولید، اتکایش به داشته‌های زیر زمینی نیست. اتکایش بر چند عامل است: «نیروی کار»، «دانش»، «مدیریت». ما نیروی کار بیشتر از نیاز داریم، در مورد دانش نیز شرایط نسبتاً خوبی داریم، اما ضعف‌ اساسی در مدیریت‌مان است. هرچند عوامل دیگری از جمله نظام‌ سیاسی و شرایط بین‌المللی نیز در این امر مؤثرند اما آنها عوامل متغیرند.
برای اصلاح نظام مدیریت ، باید اصلاحات کلان در ساختار مدیریت وقوع یابد که این البته کاری بس دشوار، اما به همان نسبت گریز‌ناپذیر است.
چنانچه روزی، این اتفاق مبارک رخ دهد و پایه کشور از نفت برداشته و بر تولید گذاشته شود، آنگاه دولت‌ها می‌توانند با بهره‌مندی از یک نظام مالیاتی دقیق، کارآمد و سالم، را و کشور را به بهترین نحو اداره کنند و نفت‌نیز، به عنوان بخشی از ـ و نه همه ـ موقعیت واقعی خود را داشته باشد.مالیات، به زبان بسیار ساده، یعنی بخشی از ثروت مازاد ثروتمندان که توسط دولت گرفته و صرف اداره کشور و بهبود وضع طبقات پایین جامعه می‌شود و با کاستن از نابرابری‌ها، عدالت نسبی برقرار می‌کند.
بر این اساس، حتی اگر دولت‌ها، در گرفتن مالیات از طبقات پایین، اشتباه یا اهمالی بکنند، قابل چشم‌پوشی است اما هرگز نباید از دانه‌درشت‌ها و صاحبان ثروت‌های کلان بگذرند. در ما متأسفانه مالیات، به یکی از ناعادلانه‌ترین ساز و کارهای دولت‌ها تبدیل شده است. طبق اذعان دولت‌ها، چهل درصد ، که عمدتاً همان دانه‌درشت‌ها هستند از مالیات فرار می‌کنند و دولت، از مظلوم‌ترین اقشار اجتماع، یعنی کارمندان و کارگران، خلیی دقیق و منظم و سروقت مالیات می‌ستاند! این رویه‌ای است که درست برعکسش عادلانه و عاقلانه است.
در این باره می‌توان بسیار سخن گفت.


Scroll To Top