دود | Ettelaat International Newspaper


دود

علی رضا خانی :

ی که از پس ادبیات آتشین این روزهای مسئولان و جریان‌های سیاسی برمی‌خیزد، جدای از آن که فضا و هوای بهاری این دیار را تیره و تار می‌کند، بالاخره در چشم مردم نیز می‌نشیند.
تندی سخنان برخی صاحبان تریبون و کرسی و رسانه و مشوش کردن فضای روانی و مشوه کردن ادبیات سیاسی و منش و اخلاق و فرهنگ اصیل و نشاندن زنگار ناامیدی و سستی و بی‌اعتمادی بر دل نسل‌های آرزومند کشور، چه حاصلی و برای چه کسانی در پی دارد؟
جوانان این سرزمین که همیشه مورد افتخار و افاده و جلوه و جلال مسئولان هستند، کماکان و همچون همیشه منتظرند فضا و شرایطی آفریده شود تا خود را برکشند و جامعه را بازسازند و کشور را پیشرفت دهند و سرزمین مادری‌شان را جان و جلا بخشند و به همه افتخارات ملی و دینی و تاریخی و بزرگان علم و ادب و حکمت ببالند و جایگاه این ملک را، در بهترین حد ممکن در دنیا برکشند و به میهن و کشور و دین و آرمان و ملت خود آفرین بگویند و افتخار کنند. اما، با هزار شوربختی، مسئولان
ـ و البته برخی مسئولان ـ قدر این فضا و ظرفیت و ایمان و نیروی انسانی و حتی روزگار را به نیکی نمی‌دانند.
کدام ایرانی است که دفعتاً و بدون سرخوردگی یا کسر و کمبودی، میل به غربت کند؟ کدام ایرانی است که دیگران را بر ملت و سرزمین خود برگزیند؟ کدام ایرانی است که بخواهد از حاصل کارش،‌ بیگانگان بهره ببرند و مردم دیارش بی‌بهره بمانند؟ کدام ایرانی است که غرب و غریبه را بر خویش و خویشاوند ترجیح دهد؟
آنان که سال‌هاست در باب چرایی فرار نخبگان ـ و غیر نخبگان ـ و گریز از وطن و بازنگشتن ثروت‌های معنوی و مادی به کشور تحقیق می‌کنند، خوب است ـ و لازم است ـ که نقش مجادلات سیاسی و دعواهای جناحی و طناب‌کشی‌های حزبی و گروهی را، در از دست رفتن فرصت‌های توسعه‌یافتگی کشور، به نیکی وارسند.
تعارف نکنیم، دعواهای بی‌حاصل و مرافعه‌های زیانبار و مجادلات پایان‌ناپذیر جناح‌های سیاسی، برای رقابت و گرفتن صندلی‌های یکدیگر، سالهاست که فرصت‌های توسعه و ترقی و تعالی جامعه را سوزانده است و ما را، بسیار از آنچه و آنجا که شایسته آنیم، پایین‌تر نگه داشته است. درست است که کشوری به این بزرگی و با این پتانسیل، طی سالیانی چند، پیشرفت‌هایی نیز داشته است، اما واقعاً همه توان و شأن‌ و ظرفیت‌های بالفعل و بالقوه ما، در همین اندازه بوده است؟ این را، همه مسئولان قبول دارند و به زبان می‌آورند که میزان توسعه کشور، به نسبت آنچه باید باشد، راضی‌کننده نیست اما، هنگامی که کار به تصمیم و عزم و حرکت جهادی می‌کشد، همه با هم طناب‌ می‌کشند، اما هر یک به سوی خود!
سه میلیون ایرانی آماده به‌کار، همچنان در صف شغل ایستاده‌اند. رکود، اقتصاد کشور را گرفته است. نه وضع صنعت خوب است و نه کشاورزی و نه تجارت. فارغ‌التحصیلان لایق و نخبه دانشگاهها، در کمبود سرمایه‌گذاری و توسعه، فضایی برای کار ندارند، وضع اقلیم و محیط‌زیست کشور، همچنان در اضطرار است. حاشیه‌نشینی، اعتیاد، طلاق، بزهکاری و جرم، کماکان آسیب‌های اجتماعی حل نشده و جدی کشورند. تراکم جمعیت در شهرهای بزرگ و آلودگی هوا و محیط‌زیست، شرایط ناگوارتری در پیش رو گذارده است و… همه این‌ها و همه فسادهای متنوع کشف شده و کشف ناشده و همه آنچه در این نوشتار به خاطر پرهیز از سیاهی و سیاه‌نمایی، نوشته نشد، الزام و اضطرار بیشتری برای جّد و جهد همه دلسوزان کشور آورده است اما با هزار تأسف در این هنگامه،‌ باز مجادلات تمامی‌ناپذیر سیاسی، سایه بر همه کارهای بر زمین مانده افکنده است و سخنوران و رسانه‌داران طرفین، همه مصیبت‌ها و کمبودها و گرفتاری‌های مردم را، ابزاری می‌کنند برای تخریب و حذف جریان سیاسی مقابل و نه انگار که اصل موضوع، چیز دیگری بوده است!
برافروختگی این روزهای کلام سیاستمداران ناگوار است. ما تا همیشه برای فرصت‌سوزی، فرصت نداریم. بالاخره عقلای کشور باید برای پایان دادن به این وقت‌کشی‌های بیهوده و طناب‌کشی‌های صدسویه، همتی کنند والا، همه فرصت‌سوزی‌ها به چشم مردم می‌رود همان مردمی که مسئولان به آنان می‌بالند.


Scroll To Top