یک مصوبه و ۱۲ پرسش | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » علی رضا خانی » یک مصوبه و ۱۲ پرسش

یک مصوبه و ۱۲ پرسش

علی رضا خانی :

مجلس شورای اسلامی دولت را مکلف کرده است یارانه ۲۴ میلیون نفر را قطع کند. منطق مجلس، در محاسبه این عدد، بر مبنای سه دهک پردرآمد کشور است. به عبارت دیگر اگر جمعیت کشور را ۸۰ میلیون نفر فرض کنیم، جمعیت هر دهک (۱۰ درصد از کل) می‌شود ۸ میلیون و جمعیت ۳ دهک (۳۰ درصد از کل جمعیت کشور) می‌شود ۲۴ میلیون نفر.
در مقابل، دولت معتقد است کشف این سه دهک کار بسیار دشواری است و دولت بعید است بتواند این کار را به نیکی انجام دهد. در صورت‌بندی این تصمیم،‌ چند موضوع قابل طرح است.
اول ـ مجلس محترم با چه مکانیزمی کشف کرده است که سه دهک از جمعیت کشور دستشان به دهانشان می‌رسد؟ مثلاً چرا ۵ر۳ دهک در نظر گرفته نشده؟ آیا این عدد، عدد مقدس و عادلانه‌ای است. به عبارتی، مرز میان دهک سوم و دهک چهارم کجاست؟ آیا می‌توان آن مرز را به دقت تعیین کرد؟
دوم ـ اگر به طور مثال، افراد با درآمد بالای ۳ میلیون تومان در ماه، متمکن و افراد با درآمد کمتر از آن، نیازمند فرض شده‌اند، اگر به کسانی که درآمدشان هزار تومان یا ده هزار تومان کمتر از ۳ میلیون تومان است یارانه بدهیم، درآمدشان از کسی که ۳ میلیون تومان درآمد داشته، بیشتر می‌شود. در واقع، دهک آن فرد جا‌به‌جا می‌شود.
سوم ـ اگر کسی که ۳ میلیون تومان در آمد دارد را متمکن فرض کنیم و کمتر از آن را غیرمتمکن،‌ با نرخ تورم موجود در مدت حداکثر یک ماه، یعنی حتی قبل از این که مصوبه اجرا شود، آن فرد قدرت خرید واقعی‌اش کمتر از ۳ میلیون تومان می‌شود، بنابراین باید حائز دریافت یارانه شود… که نمی‌شود.
چهارم ـ تکلیف آدم‌هایی که درآمد متغیر و ناثابت دارند چه می‌شود؟
پنجم ـ عدد ۳ میلیون تومان از کجا آمده است. بر اساس هزینه زندگی در کدام شهر، یا حتی کدام نقطه از شهر، محاسبه شده است؟ مبنای محاسبه‌اش چیست؟ چرا اینقدر دقیق آمده است؟! آیا این مرز، مرز عادلانه‌ای است؟
ششم ـ آیا با گذشت قریب چهار دهه از انقلاب و اجرای پنج برنامه توسعه، هنوز به فرض مجلس، ۷۰ درصد از مردم کشور نیازمندند؟
هفتم ـ چه کسی گفته است که ۴۵ هزار تومان یارانه می‌تواند افراد نیازمند را بی‌نیاز کند؟ این مبلغ از کجا آمده است؟ قدرت خرید این مبلغ که در سال ۸۹ وضع شد، هم اکنون به یک سوم تقلیل یافته است. به عبارت بهتر، این عدد هم اکنون فقط یک سوم ۶ سال قبل قدرت خرید دارد و ارزش آن معادل ۱۳ دلار است. آیا می‌توان یک نیازمند را با پرداخت ماهانه ۱۳ دلار بی‌نیاز کرد؟!
هشتم ـ چرا کسی به این پرسش پاسخ نگفت که چه شده است که وقتی با همه ابزارهای تبلیغاتی از مردم خواستیم که اگر دستشان به دهانشان می‌رسد، برای دریافت یارانه ثبت‌نام نکنند، چرا بیش از ۹۵ درصد مردم خود را مستحق دریافت یارانه دانستند؟
نهم ـ بالاخره ماجراهای یارانه در اقتصاد ایران به کجا خواهد کشید؟ آیا تا قیام قیامت باید دولت‌ها نفت بفروشند و یارانه بدهند؟
دهم ـ چرا دولت نمی‌تواند درآمد افراد را به درستی کشف کند؟
چه شد آن نظام جامع بانکی و نظام جامع مالیاتی و نظام جامع اسناد و املاک که سالیان درازی است در حال اجرا است؟
چرا دولت فقط باید حساب درآمد حقوق‌بگیران را داشته باشد که سر موقع مالیاتشان را بگیرد اما افرادی با درآمدهای کلان، بازهم از ضعف اطلاعاتی دولت بهره‌مند باشند و حتی چشم از یارانه ۱۳ دلاری هم نپوشند؟
یازدهم ـ چه شد آن شعارهایی که دادیم که مردم را باید «توانمند» کنیم تا محتاج یارانه دولتی نباشند و خود صاحب درآمد و ثروت و عزت و رفاه شوند و درآمد نفت هم صرف سرمایه‌گذاری برای آیندگان شود؟
دوازدهم ـ بالاخره این‌که تا کی باید دولت‌ها، و مجلس‌ها، همه وقت و انرژی و مغز و برنامه‌شان را بگذارند برای معیشت روزمره و این نامعادله هزینه ـ درآمد بخش وسیعی از مردم، کماکان حل ناشده بماند و اکثریتی از مردم، به جای دست یازیدن به مراتبی بالاتر از زندگی روزمره، کماکان دغدغه‌شان معیشت روزانه باشد و از آن سو نیز، دولت‌ها و مجلس‌ها، به جای اجرای برنامه‌های کلان توسعه و تعالی کشور و جا باز کردن میان اقتصادهای بزرگ و افق‌های وسیع پیشرفت، همه تلاششان را بگذارند برای جور کردن حداقل زندگی روزمره… و ماندن و رفتنشان در گرو نان و آب مردم باشد، نه توسعه و تعالی کشور… تا کی؟!


Scroll To Top