عرق ملی و اعتماد عمومی | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » علی رضا خانی » عرق ملی و اعتماد عمومی

عرق ملی و اعتماد عمومی

علی رضا خانی :

هفته گذشته گفتیم که یکی از دلایل روی‌آوری مردم به کالای خارجی و رویگردانی از کالای داخلی،‌ ناباوری نسبت به کیفیت کالای داخلی است و از این منظر، دستگاه‌های نظارتی اعم از استاندارد و بازرسی‌ها و … هستند که این بی‌اعتمادی را موجب می‌شوند.
اساساً آدم‌ها، به‌طور ذاتی میل به اعتماد دارند و بدون اعتماد اصلاً‌ نمی‌توان زندگی کرد. اگر به آبی که از شیر منزل بیرون می آید یا شیری که در فروشگاه عرضه می‌شود یا نانی که از نانوا می‌خرید، نتوانید اعتماد کنید اصلاً امکان زندگی از شما سلب می‌شود. هیچ‌کس یارا و دانش و توان آن را ندارد که همه آب و غذا و خوراک خریداری شده خود را قبل از مصرف به آزمایشگاه ببرد. بنابراین مردم وظیفه این آزمایش دائم و پیوسته و سختگیرانه را به‌عهده حکومت‌ها می‌گذارند… و از این‌جا به بعد، حکومت‌ها هستند که مسئولیت اعتماد مردم را بر دوش دارند.
چنانچه حکومت‌ها به هر دلیلی در انجام وظایف نظارتی خود اهمال کنند یا خود دچار فساد شوند، به‌طور طبیعی این اعتماد کمرنگ و نهایتاً سلب می‌شود اما چون ذات آدمی میل به‌اعتماد دارد، این اعتماد را جهتی دیگر می‌دهد و در شرایطی که از کالای داخلی سلب اعتماد کند، اعتمادش را به سوی خارج می‌برد و این البته خطر بزرگی هم برای اقتصاد ملی و هم برای هویت ملی است. (این موضوع در بحث رسانه‌ها هم صادق است. اگر رسانه‌های داخلی یک کشور اعتماد مردم را به دست نیاورند، مردم خودآگاه یا ناخودآگاه به سمت رسانه‌‌های خارجی می‌روند. شرح این بحث مقاله مستقلی می‌طلبد)
اما آیا علت ضعف کیفیت محصولات داخلی صرفاً به ضعف نهادهای نظارتی منحصر می‌شود؟ قطعاً نه. یکی دیگر از دلایل ضعف کیفی محصولات داخلی (اغلب محصولات داخلی، نه همه آنها) ضعف فن‌آوری یا همان تکنولوژی تولید است. پیداست که رفع این نقص، در فضای تعامل با دنیا امکانپذیر است. دوران اختراع همه پدیده‌ها در یک جغرافیا سپری شده و همه کشورها، از پیشرفته‌ترین و مدرن‌ترین کشورها تا کشورهای توسعه نیافته، برای رفع نیازهای علمی و تکنولوژیک به دیگران نیازمندند. تکنولوژی، در واقع محصولات و مصنوعات حاصل از علم است. حتی اگر کشوری در دانش‌های محض و بنیادی، نظیر ریاضیات و فیزیک و شیمی به درجات بالایی رسیده باشد، ممکن است تا استفاده تکنولوژیک از این دانش‌‌ها سالیان درازی فاصله داشته باشد و این سالیان دراز فاصله را فقط به مدد همکاری و تعامل با سایر ملل دنیا می‌تواند پر کند.
این سخن که امروز توسط برخی افراد تریبون‌دار گفته می‌شود که برای به دست‌آوردن تکنولوژی الزاماً باید روی ارزش‌های فرهنگی و دینی پا بگذاریم، به‌نظر نمی‌رسد کلام درستی باشد. گیریم کره جنوبی ارزش‌های غربی را پذیرفته است، اما آیا مالزی که کشوری مسلمان و متعصب به حفظ ویژگی‌ها و بایسته‌های فرهنگی خود است، نتوانسته است از دنیا تکنولوژی بگیرد؟ آیا امروز، مردم دنیا، بسیاری از محصولات صاحب تکنولوژی دقیق، از جمله محصولات الکترونیک را با برچسب «ساخت مالزی» بر محصولات چینی ترجیح نمی‌دهند؟
بنابراین می‌توان هم روی هویت ملی و دینی ایستادگی کرد و هم با دنیا تعامل تکنولوژیک داشت. می‌توان به جای واردات انبوه کالاهای بی‌کیفیت و ارزان چینی، حتی توسط شرکت‌های تولیدکننده داخلی، تکنولوژی تولید را وارد کرد. می‌توان با سخت‌گیری در کنترل کیفیت، هم توسط دولت و هم توسط صاحبان صنایع، به‌عبارت «ساخت ایران» اعتبار و هویت بخشید.
در این میان، صنعتگران داخلی نیز سهیم‌اند. عرق ملی و غرور ایرانی صاحبان صنایع، اگر جانشین منفعت‌طلبی‌های زودگذر و تولید ارزان شود، قطعاً کیفیت کالاها بالا می‌رود و برندهای ایرانی، اعتبار می‌گیرند…
یکی دیگر از دلایل ضعف کیفی محصولات داخلی، اولویت‌دادن مسائل غیر تولیدی بر تولید است. به کار گرفتن مدیران غیرمتخصص در حوزه‌های تخصصی یکی از مصادیق آن است. اولویت‌دادن حفظ اشتغال به هر قیمتی، از دیگر مصادیق آن است… نگارنده خود در یک کارخانه شاهد بودم که کارها به‌روش دستی انجام می‌شود، وقتی علت را جویا شدم «حفظ ‌اشتغال» را اعلام کردند و اینکه اگر کارخانه را اتوماتیک و مدرن کنیم، فرصت‌های شغلی کارگران از بین می‌رود… امروز، دنیا چنین توجیهی را به کلی بر نمی‌تابد. معلوم است که کارخانه‌ها باید مدرن شوند تا به کیفیت محصولات افزوده شود و اشتغال را باید در حوزه‌های دیگر، از جمله حوزه‌‌های نرم‌افزاری و خدماتی و…. به‌وجود آورد.
چین، با بیش از یک میلیارد و سیصد و پنجاه میلیون جمعیت و داشتن قریب بیست برابر ما نیروی کار انسانی، صنایعش را در بخش‌هایی که باید رقابت کیفی کند، مکانیزه و اتومانیزه کرده است و نرخ بیکاری‌اش هم کمتر از ماست…
به هر حال، کشوری می‌تواند در عرصه اقتصاد پیشرفت کند و خود را به دنیا بقبولاند که در تولید بتواند با غول‌های جهانی یا دست‌کم منطقه‌ای به رقابت برخیزد. در میان اقتصاددانان و تولیدکنندگان جمله طلایی‌ای گفته می‌شود که «هیچ تولید‌کننده‌ای نمی‌تواند صادر کننده شود، بدون اینکه در بازار داخلی و قلمرو ملی موفق باشد» این، عین حقیقت است. برای تحقق تولید ملی و رقابت در عرصه جهانی، ‌باید دو کارکرد، را تواماً بالا برد…


Scroll To Top