جهان اسلام به بازسازی درونی نیاز دارد | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » مقالات » جهان اسلام به بازسازی درونی نیاز دارد

جهان اسلام به بازسازی درونی نیاز دارد

 

غلامعلی خوشرو سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل:
امسال سال سرنوشت‌سازی برای کشور آمریکا و همچنین ایران است. انتخابات‏‎ ‎ریاست جمهوری آمریکا در آبانماه (نوامبر) برگزار می‌شود و در ۵۸ دوره‏‎ ‎تاکنون، این انتخابات یکی از مهم‌ترین انتخابات هم برای کشور آمریکا، هم‎ ‎برای منطقه و از همه مهمتر برای ایران بشمار می‌آید. انتخاباتی که در آن‏‎ ‎امکان هر تغییری در اتخاذ سیاست علیه ایران وجود دارد. تا به امروز هیلاری‏‎ ‎کلینتون و دونالد ترامپ که در صدر نظرسنجی‌های‎ ‎ایالات مختلف آمریکا قرار دارند، مواضع خاصی علیه ایران می‌گیرند که نباید‎ ‎به راحتی از آن عبور کرد. ترامپ که از فیلتر حزب جمهوری خواه بیرون می‌آید‏‎ ‎بر این باور است اولویت را باید به آمریکا و بهبود آن داد تا بخواهیم برای‎ ‎کشورهای دیگر سیاستی را تعیین کنیم ولی کلینتون‎ ‎که از جنس دموکرات است و پیر سیاست در کاخ سفید، نگاه متفاوتی نسبت به‎ ‎ترامپ دارد و دوست دارد نسبت به کشورهای مختلف از جمله ایران بی تفاوت‎ ‎نباشد و در سیاست‌های جهانی تصمیم گیر باشد. توافق هسته‌ای و برجام یکی از‏‎ ‎همان مواردی است که کلینتون بدش نمی‌آید تغییراتی‎ ‎در آن داده شود. چرا انتخابات این دوره برای ایران و آمریکا مهم است؟‏
در همین زمینه خبرنگار شفقنا با غلامعلی خوشرو، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد به گفتگو پرداخته است.‏
***
‎امسال انتخابات آمریکا را پیش‌رو داریم؛ با توجه به مواضعی که کاندیدای‎ ‎آمریکایی درباره ایران می‌گیرند، مهمترین اقداماتی که ایران درباره اجرای‎ ‎برجام تا قبل از انتخابات‎ ‎آمریکا باید انجام بدهد، چیست؟
خوشرو‎: در مورد برجام به طور طبیعی ما باید به تعهدات خود پایبند باشیم که تا‎ ‎کنون به شهادت همگان بوده‌ایم و از طرف مقابل هم قویاً بخواهیم و مراقبت‎ ‎کنیم که‎ ‎واقعاً و عمیقاً به تعهدات خود پایبند باشد. توضیح اینکه ما در هر حال باید‎ ‎خواستار اجرای توافقات در اسرع وقت باشیم. ملاقات اخیر دکتر ظریف با وزیر‏‎ ‎خارجه آمریکا و نیز ملاقات دکتر سیف با وزیر خزانه‌داری آمریکا و جلسات‎ ‎دیگری که در راستای اجرای برجام در جریان است،‎ ‎در این رابطه قابل توجه‌اند. البته این مهم است که‏‎ ‎ما بتوانیم در اجرای برجام تا آنجا پیش برویم که حتی اگر یک کاندیدای مخالف‎ ‎برجام در آمریکا به قدرت برسد، نتواند آب رفته را به جوی برگرداند.‏‎ ‎و‎ ‎شاید مهمترین مطلب در این رابطه این است که ما روابط خود را با جامعه‎ ‎بین‌المللی به سرعت و با جدیت در حدی بازسازی کنیم‎ ‎و توسعه دهیم که هر گونه اخلال احتمالی رئیس‌جمهور بعدی آمریکا موجب خسران‎ ‎این کشور شود و جامعه بین‌المللی را رویاروی آن قرار دهد. ما این تجربه را‏‎ ‎داریم و در مقاطعی تا سال ۱۳۸۴ و از طریق برقراری رابطه خوب با جامعه‏‎ ‎بین‌المللی مانع از اجرای مهمترین بخش‌های قوانین‎ ‎ضد ایرانی کنگره توسط دولت‌های آمریکا شدیم.‏
‎بعد‎ ‎از توافق هسته‌ای شاهد تردد روسای جمهوری و سفرای کشورهای مختلف به ایران‎ ‎بودیم این موضوع چقدر می‌تواند در روابط بین‌المللی ما تاثیر داشته باشد؟
خوشرو‎: ‎همانطور که می‌دانید متاسفانه اتحادیه اروپا از مهرماه ۱۳۸۴ و به موازات‏‎ ‎تشدید حرکات ایذایی از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رشته خصومت‌هایی را‏‎ ‎علیه‎ ‎ایران آغاز کرد. این خصومت‌ها با اعلام نابجای وزرای خارجه انگلیس، فرانسه‏‎ ‎و آلمان در دی‌ماه همان سال مبنی بر به بن بست رسیدن مذاکرات هسته‌ای که‎ ‎نهایتا به ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت انجامید، تشدید شد.‏‎ ‎در این دوره اقدامات متعددی توسط اتحادیه اروپا‎ ‎علیه کشورمان صورت گرفت. نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپا در دی ماه ۱۳۹۰ ‎به تحریم نفت ایران و تحریم بانک مرکزی ایران در واقع اوج این اقدامات‎ ‎خصمانه بود. وجه تعیین کننده و مهم این تحول در واقع همسو شدن اروپا با‏‎ ‎آمریکا با هدف تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران‎ ‎بود. قبل از آن چنین همسویی بین دو سوی اقیانوس اطلس علیه ایران وجود‏‎ ‎نداشت و ایران توانسته بود که از طریق برقراری رابطه خوبی با اروپا مانع‎ ‎تلاش‌های آمریکا برای بین‌المللی کردن اقدامات یکجانبه و فشارهای اقتصادی‎ ‎علیه ایران شود. رابطه خوب با اروپا بطور مشخص مانع‏‎ ‎شده بود تا آمریکا بتواند قوانین منع سرمایه‌گذاری شرکت‌های بین‌المللی با‎ ‎مبلغ بیش از ۲۰ میلیون دلار در ایران را به اجرا بگذارد و در نتیجه روسای‏‎ ‎جمهور وقت آمریکا در دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ با هدف احتراز از تخاصم دیپلماتیک با‏‎ ‎اروپا و خاور دور در هر مورد مشخص اقدام به‎ ‎تعلیق‎ WAIVE ‎اجرای قانون و اجتناب از تحریم شرکت‌های بزرگ نفتی مانند‎ ‎توتال و… می‌کردند.‏به این ترتیب‎ ‎شروع خصومت اروپا با ایران از آن جهت تعیین کننده بود که متاسفانه به‎ ‎آمریکا امکان داد تا ضمن همراه کردن اروپا با خود، متفقا به همراه اتحادیه‎ ‎فشار بر دیگر کشورهای اثرگذار جهان را نیز افزایش داده و مشکلات‎ ‎بیشتری برای ما درست کنند. چنین پس زمینه‌ای می‌تواند به خوبی نشان دهد که‏‎ ‎هر گونه گشایشی در روابط ایران و اروپا تا چه حد می‌تواند بر موقعیت‏‎ ‎بین‌المللی کشور ما تاثیر مثبت بگذارد. بدیهی است که در آمریکا نیروهای‏‎ ‎افراطی و تندرو که عمدتا از منظر ایدئولوژیک به روابط‎ ‎بین‌المللی و بویژه روابط آمریکا و ایران نگاه می‌کنند، همواره فعال‌اند.‏‎ ‎آنها نهایت تلاش خود را برای به شکست کشاندن برجام انجام دادند و شکست‎ ‎خوردند. اما این شکست پایان کار آنها نیست. امروز جناحی در کنگره و‏‎ ‎لابی‌های ذی‌ربط که آبشخور آنها در منطقه ماست، بسیار‎ ‎فعال‌اند. برخی از کاندیداهای ریاست‌جمهوری نیز بر ضد ایران فعالیت دارند.‏‎ ‎به این دلایل ضروری است که ما سیاست خارجی جامع الاطرافی داشته و قدم به‎ ‎قدم در جهت خارج کردن اهرم‌های فشار بر ایران از دسترس آمریکا عمل کنیم.‏‎ ‎قطعا هیچ چیزی را نمی‌توانیم به حسن نیت این یا‎ ‎آن یا بخت و اقبال واگذار کنیم. و قطعا نیز نمی‌توانیم دست روی دست‏‎ ‎بگذاریم و انتظار داشته باشیم که برجام معجزه کند. برجام وظیفه و کارکرد‎ ‎خود را دارد و راه را گشوده، از جمله راه تفاهم با اتحادیه اروپا و حرکت در‎ ‎جهت منزوی کردن تندروهای آمریکا در ارتباط با ایران.‏‎شاهد‎ ‎سفر خانم فدریکا موگرینی به ایران بودیم که بعد از توافق تاریخی که بین‎ ‎ایران و کشورهای قدرتمند صورت گرفت دومین سفر وی محسوب می‌شود مهمترین‏‎ ‎دستاوردی که از این‎ ‎سفرها برای ایران بوجود می‌آید، چیست و چقدر می‌تواند در روابط بین‌المللی‎ ‎آینده ما تاثیرگذار باشد؟
خوشرو‎: ‎دو سفر خانم موگرینی، بویژه سفر اخیر ایشان را باید نشانه اوج‌گیری روندی‎ ‎دانست که از سال ۱۳۹۲ آغاز شد. در واقع شروع روند آب شدن یخها بین ایران و‏‎ ‎اتحادیه‎ ‎اروپا بر می‌گردد به نامه کاترین اشتون، مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه‎ ‎اروپا، به جناب آقای روحانی جهت تبریک پیروزی ایشان در انتخابات ریاست‎ ‎جمهوری و اظهار امیدواری وی به از سر گیری مذاکرات هسته‌ای و بهبود روابط‎ ‎فی‌مابین. شمار دیگری از رهبران کشورهای عمده اروپایی‏‎ ‎نیز طی پیام‌های تبریکی، مطالبی کم و بیش مشابه کاترین اشتون عنوان کردند.‏‎ ‎ملاقات‌هایی بین آقای روحانی و آقای ظریف و برخی از رهبران اروپایی در‎ ‎جریان سفر ایشان به نیویورک در شهریور ۱۳۹۲ صورت گرفت و برخی از شرکت‌های‎ ‎بزرگ اروپایی نیز، مانند توتال، نسبت به از سرگیری‎ ‎فعالیت‌هایشان در ایران ابراز امیدواری کردند. در همین مقطع هیات‌هایی از‏‎ ‎اتحادیه اروپا نیز به تهران سفر کردند و‎ ‎برگزاری کنفرانس‌ها و سمینارهایی‎ ‎نیز با شرکت فعالان اقتصادی دو طرف آغاز شد. توافق اولیه‌ای که در جهت نیل‎ ‎به توافق برجام در آذر ماه ۹۲ در ژنو حاصل شد،‏‎ ‎به سفرها و تعاملات بین ایران و اتحادیه اروپا شدت بخشید.‏
سفر خانم‎ ‎اشتون به تهران در اسفند ۱۳۹۲ یکی از این سفرها بود و در واقع نقطه شروعی‏‎ ‎برای اقدامات بعدی او و جانشینش، خانم موگرینی، برای رفع موانع از سر راه‎ ‎گسترش روابط ایران و اروپا. بعد از این مقطع هم اطلاع دارید که‏‎ ‎چه تحولاتی در روابط بین ایران و اتحادیه اروپا صورت گرفته، از جمله در‎ ‎این رابطه اشاره به سفرهای متقابل آقای روحانی به اروپا و شماری از رهبران‎ ‎اروپایی به ایران قابل توجه است. با مرور چنین روندی می‌توانیم به اهمیت‎ ‎سفر دوم خانم موگرینی واقف شویم. ایشان در جریان‏‎ ‎این سفر ۷ کمیسیونر (که معادل وزیر برای اتحادیه اروپا است) در حوزه‌های‏‎ ‎مختلف اعم از اقتصادی، انرژی (از جمله انرژی هسته‌ای) کشاورزی، نفت و محیط‎ ‎زیست و… را به همراه داشت و آنها در جریان اقامتشان در تهران با همتایان‎ ‎ایرانی‌شان دیدار و راجع به حوزه‌های همکاری‎ ‎دو طرف با هم مذاکره کردند. به گزارش وزارت نفت، در جریان این سفر‏‎ ‎قراردادی بین طرفین برای رساندن صادرات نفت ایران به ۷۰۰ هزار بشکه در روز‏‎ ‎طی چند ماه آتی به امضا رسیده است. تحقق این امر در واقع به معنی رسیدن‎ ‎صادرات نفت ایران به سطح دوره قبل از تحریم خواهد بود.‏‎ ‎و شما با توجه به سابقه تحریم‌ها و صفر شدن واردات نفتی اروپا از ایران‎ ‎می‌توانید متوجه اهمیت این امر بشوید. ضمن اینکه همانطور که مطلع هستید ظرف‏‎ ‎چند ماه بعد از اجرای برجام صادرات نفت ایران به اروپا به حدود ۳۵۰ هزار‏‎ ‎بشکه رسیده است. تحول قابل توجه دیگر ابراز علاقه‏‎ ‎اروپا به گشایش دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا در تهران است که مذاکرات در‎ ‎ارتباط با آن در جریان است. بدیهی است که اروپا یکی از قطب‌های اثرگذار، هم‏‎ ‎از بعد اقتصادی و هم از بعد دیپلماتیک، در روابط بین‌المللی است. با توجه‏‎ ‎به این که شعار مرکزی اقتصاد مقاومتی «درونزا‎ ‎و برونگرا» بودن آن است، قطعا اروپا می‌تواند شریک معتبری برای اقتصاد ما‎ ‎باشد. به علاوه تردید نیست که رابطه اقتصادی عادی با اروپا به معنی متنوع‏‎ ‎شدن شرکای خارجی ما خواهد بود و در نتیجه چند کشور معدود دیگر چون گذشته‎ ‎قادر به محدود کردن انتخاب‌های تجاری ما نخواهند‎ ‎بود. از بعد دیپلماتیک نیز همانطور که در پاسخ به سوال دیگری اشاره کردم،‏‎ ‎می‌توانیم از طریق رابطه قوی با اروپا و دیگر کشورهای جهان مانع از انجام‎ ‎اقدامات ایذایی جریان‌های تندرو در داخل آمریکا علیه ایران شویم. به عبارت‏‎ ‎دیگر به جای اینکه این جریان‌های تندرو و متحدان‎ ‎آنها در منطقه خاورمیانه بتوانند ما را در جهان منزوی کنند ما باید به‎ ‎انزوای آنها در جهان کمک کنیم.‏
‎در‎ ‎حال حاضر ایران در تیررس کشورهای اروپایی قرار دارد این موضوع را چطور‎ ‎ارزیابی می‌کنید و اینکه ایران در این موضوع باید چه استراتژی را پیش‌رو‎ ‎بگیرد؟
خوشرو‎: ‎استراتژی رژیم‌صهیونیستی و یک گروه مشخصی از همسایگان ما متاسفانه این است‎ ‎که در آمریکا حداکثر تلاش خود را برای به شکست کشاندن برجام و وادار کردن‎ ‎عناصر‎ ‎تندرو در کنگره و نیز کاندیداهای تندرو ریاست‌جمهوری به لغو برجام یا‎ ‎اختلال در اجرای آن انجام دهند. و برای این منظور مبالغ عظیمی در داخل‏‎ ‎آمریکا هزینه می‌کنند. این خطری است که برجام را تهدید می‌کند. اما آنچه را‏‎ ‎که ما هرگز نباید فراموش کنیم، این است که آمریکا‎ ‎تنها با کمک اروپا و دیگر کشورهای طرف معامله ما بود که توانست «تحریمهای‎ ‎ظالمانه» خود را علیه ما اعمال کند. لذا بویژه در این مقطع زمانی یعنی طی‏‎ ‎نه ماه آینده باید حداکثر تلاش را برای بهبود و گسترش رابطه با همه کشورها‎ ‎خصوصاً کشورهای اثر گذار جهان به عمل آوریم،‎ ‎تا زمینه را برای یارگیری جریان‌های تندرو آمریکایی در سطح بین‌المللی‎ ‎علیه ایران به حداقل برسانیم. البته قصد من صرفاً تاکید بر این امر با توجه‏‎ ‎به مسایل خاص ما است؛ وگرنه این یک امر عادی و طبیعی است و جزو بدیهیات‎ ‎سیاست‌خارجی و حوزه تامین منافع ملی است که هر کشوری‎ ‎باید در هر مقطعی برای داشتن روابطی دوستانه و عاری از تشنج با بیشترین‎ ‎شمار کشورهای جهان بکوشد.‏
‎به‎ ‎عنوان نماینده ایران در سازمان ملل، ایران بعد از پیروزی هسته‌ای چه‎ ‎جایگاهی در جهان علی‌الخصوص در کشورهای اروپایی پیدا کرده است؟
خوشرو‎: ‎روشن است که در پی انعقاد برجام و خصوصاً لغو قطعنامه‌های تحریم ایران در‎ ‎شورای امنیت، تحولی محسوس در روابط نمایندگی ما با نمایندگی دیگر کشورها در‎ ‎سازمان‎ ‎ملل رخ داد و این از همان لحظات اول بعد از لغو قطعنامه‌های قبلی ضد‎ ‎ایرانی شورای امنیت محسوس بود. بعد از این جلسه حتی برخی از کشورها که در‎ ‎منطقه در مواردی با ما برخوردی خصمانه داشته‌اند، جلو آمدند و با من و‎ ‎همکاران من دست دادند و تبریک گفتند. علت این بود که‏‎ ‎ایران و مذاکره کنندگان ایرانی در این زمینه توانایی کم‌نظیری نشان دادند.‏‎ ‎کسانی که در سازمان ملل کار کرده یا با نحوه کار شورای امنیت و اعضای دائم‎ ‎آن آشنا هستند می‌دانند که لغو تحریم یک کشور تا چه حد دشوار است.‏
به عنوان‎ ‎مثال، علی‌رغم سرنگونی رژیم صدام‌حسین و روی کار آمدن دولتی در عراق که‎ ‎روابط دوستانه‌ای با آمریکا داشت، قطعنامه‌های تحریم عراق طی یک روند‎ ‎تدریجی طولانی که در سال ۲۰۱۳ تکمیل شد، لغو شدند. یعنی تنها بعد از‏‎ ‎گذشت ده سال از سقوط صدام امکان تکمیل روند لغو این تحریم‌ها فراهم آمد.‏‎ ‎به هر حال این توفیق بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران بود و طبیعتاً کسب چنین‎ ‎توفیق بزرگی تحول مهمی در موقعیت بین‌المللی کشور ما را موجب شد که طبعاً‎ ‎بیشترین انعکاسش را در سازمان ملل شاهد بوده‌ایم.‏
‎روابط ایران و آمریکا منوط به مذاکرات بود یا اینکه چشم‌انداز دیگری در آینده وجود دارد؟
خوشرو‎: ‎اطلاع دارید که مذاکرات ما با ۱+۵ بود و نه با آمریکا، هر چند که آمریکا‏‎ ‎به عنوان عامل اصلی تحریم‌های اعمال شده علیه ایران، مهمترین عضو گروه‎ ‎مذکور‎ ‎بود و به این دلیل نیز در بسیاری از موارد طرف اصلی ما در جریان مذاکرات‎ ‎نیز همین کشور بود. طبعا مذاکرات دو جانبه‌ای با آمریکا ضروری بود که مطابق‏‎ ‎سیاست اتخاذ شده توسط نظام می‌بایست منحصرا در ارتباط با مساله تحریم‌ها و‎ ‎برخی موضوعات فرعی ذی‌ربط باشد. بعد از انعقاد‏‎ ‎برجام نیز مذاکراتی با طرفهای مقابل از جمله آمریکا برای تسهیل اجرای‎ ‎برجام و برداشتن موانع از سر راه ضروری بوده که در جریان است. اما اینکه‏‎ ‎چشم‌انداز دیگری در آینده وجود دارد، یا خیر، این قطعنا بستگی به عملکرد‎ ‎دولت آمریکا در جریان اجرای برجام و رفع موانع از سر‎ ‎راه آن و خودداری از اخلال در روند آن و نیز دیگر سیاستهای آمریکا خواهد‎ ‎داشت. اینکه تحولی در این حوزه ممکن خواهد بود یا نه اولا بستگی به این امر‏‎ ‎و ثانیا بستگی به تصمیماتی خواهد داشت که در آینده باید توسط نظام اتخاذ‎ ‎شود
‎انتخابات آمریکا را چطور ارزیابی می‌کنید؟‎ ‎
‎‎خوشرو‎: ‎دونالد ترامپ علیرغم نظر و خواست بزرگان حزب جمهوری‌خواه‎ ‎توانست همه رقیبان درون حزبی را از سر راه خود بر دارد و خود را به عنوان‎ ‎تنها نامزد به کنوانسیون حزب برای تعیین نامزد نهایی تحمیل نماید. ترامپ‏‎ ‎توانست در ۱۵ اردیبهشت ماه طی یک مبارزه چشمگیر‎ ‎در طول یازده ماه گذشته از یک پدیده سرگرم کننده انتخاباتی به تنها نامزد‎ ‎حزب بدل شود. این پدیده اکنون از طنز به تحیر تبدیل شده و پرسش‌های بسیاری‏‎ ‎در رسانه‌ها و نیز عرصه بین‌المللی آفریده است. میلیاردری که با برج‌سازی‏‎ ‎به ثروت کلان رسیده و با اجرای شوهای تلویزیونی‎ ‎به شهرت دست یافته و تاکنون هیچ پست دولتی در سطح ملی و محلی نداشته‎ ‎است اکنون داعیه‌دار بالاترین مقام اجرایی در آمریکا و جهان شده است.‏
‎در صورت پیروزی خانم هیلاری کلینتون یا دونالد ترامپ‎ ‎و با توجه به مواضعی که درباره ایران می‎‌‎گیرند روابط آینده این دو کشور را چطور پیش‎‌‎بینی‎ ‎می‎‌‎کنید؟
خوشرو‎: ‎جمهوری اسلامی ایران از تجربه لازم برای مدیریت تحولات و مناسبات با هر دو‎ ‎دولت چه جمهوریخواه چه دموکرات برخوردار است. ما می‌دانیم هر یک از‏‎ ‎نامزدها‎ ‎از سوی بخشی از جامعه آمریکا حمایت می‌شوند. در این میان، دیدگاه‌ها و‏‎ ‎سوابق هیلاری کلینتون در قبال ایران تا حدی روشن‌تر است. وى در سیاست‌های‏‎ ‎اعلامی خود هنوز ایران هراسی و مهار ایران به همراه حمایت از متحدین‎ ‎منطقه‌ای آمریکا در مقابله با ایران را در سرلوحه کار‎ ‎خود دارد. البته کلینتون تاکنون سیاست‌ها و اقدامات مختلفی در قبال ایران‎ ‎را تجربه کرده و در دور جدید اگر انتخاب شود و بخت با او یار باشد‎ ‎می‌تواند از تندروی و ستیزه‌جویی گذشته عبرت بگیرد و از ظرفیت برخی‎ ‎ابتکارات جدید و نیز گفتمان‌های برنی ساندرز در تعامل با‎ ‎ایران که طرفدارانی در حزب دموکرات دارد، استفاده کند.‏
‏در مورد‎ ‎ترامپ، امکان ارائه چشم‌انداز دقیق، نیاز به زمان دارد. وی در برابر مسایل‏‎ ‎پیچیده جهانی پاسخ‌های ساده و سطحی ارائه می‌کند، وی عظمت آمریکا را در،‎ ‎یکه‌تازی، درشت‌گویی و بی‌پروایی جستجو می‌کند. وی هنوز دیدگاه‌هایش‏‎ ‎را درخصوص سیاست‌خارجی و دفاعی به روشنی ترسیم نکرده است. عده‌ای معتقدند‏‎ ‎در سیاست‌خارجی وقتی مساله ایران مطرح می‌شود، این لابی یهودی و جریان‎ ‎نومحافظه کاری است که خود را تحمیل خواهد کرد. با این حال، ترامپ‏‎ ‎دیدگاه‌هایی را مطرح می‌کند که بیشتر مبتنی بر محوریت منافع‎ ‎اقتصادی و منطق تجاری است. به عبارت دیگر دیدگاه تاجر ماب او ممکن است سبب‏‎ ‎شود تا وی تصمیمات سیاست‌خارجی را بر محور سود و زیان عینی تعریف کند تا‎ ‎عظمت خیالی آمریکا. توجه وی به جهان فعلا بر اساس منافع خاص آمریکاست.‏‎ ‎‏ترامپ نقش خود را نه در بین‌المللی کردن تعاملات‎ ‎آمریکا با جهان بلکه در عظمت و اقتدار اقتصادی تعریف می‌کند. برغم‏‎ ‎اینکه هر دو دولت از حزب جمهوریخواه و دموکرات اختلافات جدی با ایران‎ ‎داشته‌اند اما سابقه نشان می‌دهد در صورت مشاهده تغییر در رفتار و سیاست‎ ‎طرف مقابل، جمهوری اسلامی ایران متناسب با شرایط و منافع‎ ‎ملی و منطقه‌ای خود تصمیم‌گیری می‌کند.‏
‎در صورت انتخاب ترامپ در انتخابات آمریکا، آینده این کشور را چطور پیش‎‌‎بینی‎ ‎می‎‌‎کنید. با وجود مواضع غیر منطقی‏‎ ‎که در برابر مسلمانان، مهاجران و کشورهای خاورمیانه می‌گیرد، فکر می‌کنید‎ ‎نقش آینده آمریکا به چه سمتی سویی می‎‌‎رود؟
خوشرو‎: ‎ترامپ البته در مرحله مقدماتی رویکردی ملی گرایانه همراه با مایه‌های‎ ‎تبعیض را از خود نشان داده و به گفته تعدادی از تحلیلگران احتمال تعدیل‎ ‎این نگاه‌ها در‎ ‎آینده بعید نسیت. این رویکرد برای جامعه متنوع و متکثر آمریکا خصوصا برای‏‎ ‎جامعه مسلمانان و مهاجرین نمی‌تواند امیدوار کننده باشد. چرا که تصویر‏‎ ‎آمریکا در نزد جهان اسلام در دوره دولت بوش به اندازه کافی مخدوش شده و‎ ‎آمریکا مخصوصا رئیس‌جمهور از حزب جمهوریخواه اکنون‎ ‎بیش از دموکرات‌ها نیاز دارد تا این چهره را ترمیم نماید.‏‎ ‎
‎هیلاری کلینتون یک‎ ‎دموکرات و طرفدار اقدامات دولت اوباماست ولی نگاهش نسبت به اوباما درباره‎ ‎برجام متفاوت است. آیا انتخاب کلینتون در آمریکا باعث تغییر رویکرد آمریکا‏‎ ‎نسبت به اجرای برجام می‎‌‎شود یا خیر؟ و آیا تهدیدی متوجه اجرای برجام خواهد شد؟
‎‎خوشرو‎: ‎برجام هر چند دستاورد دولت اوباماست ولی در نگاه بزرگ‌تر، یک دستاورد برای‎ ‎حزب دموکرات نیز به شمار می‌آید و هر نوع تلاشی برای تحت تاثیر قرار دادن‎ ‎آن باعث خواهد شد تا این دستاورد دموکرات‌ها بخطر بیفتد. نگاه کلینتون به‎ ‎برجام در کلیت آن همانطور که قبلا اعلام کرده، نگاه مثبت ولی سختگیرانه‎ ‎است. کلینتون می‌تواند از برجام به عنوان فرصتی برای کاهش تنش و حل و فصل‎ ‎اختلافات با ایران استفاده کند. آنچه روشن است‏‎ ‎اینکه تضمین اجرای برجام در یک فضای تند و غیرسازنده کاری‎ ‎بسیار دشوار برای کلیه طرفهای ذی مدخل در برجام خواهد بود. کلینتون در بعد‏‎ ‎سیاست منطقه‌ای نیز لازم است از سیاست‌های تجربه شده گذشته فاصله بگیرد تا‎ ‎بتواند به تقویت صلح و ثبات منطقه خاورمیانه و خلیج‌فارس در‎ ‎مسیر تنش‌زدایی با سایر بازیگران موثر کمک کند.‏
با توجه به اینکه شما در سازمان ملل هستید دلیل شکاف کشورهای مسلمان را چطور می‌بیند؟ با توجه به موضع‎‌‎گیری‌های‎ ‎که صورت می‌گیرد.‏‎ ‎
خوشرو‎: ‎مسلمانان که همگی دارای کتاب واحد، خدای احد و پیامبر وحدت آفرین هستند،‎ ‎متاسفانه وحدت امت را فراموش کرده‌اند. بسیاری از کشورها با تنگ نظری به‏‎ ‎منافع‎ ‎محدود خود، چشم دوخته‌اند. مسلمانان اگر بدنبال عزت خود هستند باید برادری‏‎ ‎اسلامی را در روابط با یکدیگر ترویج کنند و به تحکیم همبستگی اسلامی‎ ‎بپردازند. در بخشی از جهان اسلام مشترکات دینی کم رنگ شده و اختلافات‏‎ ‎فرقه‌ای و دیدگاههای تحجر‌آمیز و خشونت بار جای اخوت‎ ‎اسلامی و عقلانیت و دوستی را گرفته است. این وضعیت سبب شده جهان اسلام از‎ ‎توجه لازم به علم و پیشرفت باز ماند و خود را بیش از پیش وابسته به دیگران‎ ‎نماید. چالش امروز جهان اسلام، تفرقه، عقب ماندگی و تخریب منابع و‎ ‎امکانات انسانی و اقتصادی درون خود کشورهای اسلامی‎ ‎است. این شرایط باعث شده است که کشورهای غربی نیز با دامن زدن به اسلام‏‎ ‎هراسی وضعیت را برای مسلمانان بیش از پیش در جهان دشوار کنند. جهان اسلام‎ ‎همزمان به بازسازی درونی خود و تجدید روابط عزتمندانه با بیرون نیاز دارد.‏
‎اختلاف و شکافی که بین ایران و عربستان بوجود آمده است را چطور ارزیابی می‌کنید و فکر می‌کنید این شکاف به ضرر کدام کشور تمام شود؟
خوشرو‎: ‎شکافی‎ ‎که بین ایران و عربستان ایجاد شده ناشی از اشتباهات راهبردی عربستان پس از‏‎ ‎انقلاب اسلامی در ایران است. مسیری که عربستان در ارتباط با ایران در‏‎ ‎پیش گرفت مسیر نادرستی بود که در حمایت از صدام در عراق و ایجاد طالبان در‎ ‎افغانستان و پشتیبانی مستقیم و غیرمستقیم از گروههای تکفیری و تروریستی‎ ‎بود. عربستان در صدد مقابله با نفوذ ایران در منطقه است غافل از آنکه نفوذ‎ ‎ایران به دلایل تاریخی و جغرافیایی و مهمتر‎ ‎از همه سیاست عدم مداخله در امور کشورهای همسایه حاصل شده است. ایران با‏‎ ‎عراق و افغانستان دوستی و همکاری گسترده‌ای دارد. ایران حضور شبکه جهانی‏‎ ‎تروریستی تکفیری در منطقه را خطرناک می‌داند و با کشورهای منطقه در توسعه‎ ‎اقتصادی و نیز حفظ ثبات و امنیت همکاری می‌کند.‏‎ ‎ایران نه عربستان را رقیب خود می‌داند و نه از سیاست‌های تنگ نظرانه و‎ ‎ایدئولوژی‌های تکفیری حمایت می‌کند. عربستان با صرف پول هنگفت هم به خود‎ ‎زیان می‌زند و هم جهان اسلام را دچار تفرقه می‌کند و هم به بی ثباتی کمک‎ ‎می‌کند. حال آنکه همکاری ایران و عربستان در مقابله‏‎ ‎با چالش‌های اساسی جهان اسلام راهی مقرون به صرفه و مسئولیتی دینی و‎ ‎وظیفه‌ای ملی است.
شفقنا- زهرا ترابی


Scroll To Top