سبک زندگی از نگاهی دیگر … | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » علی رضا خانی » سبک زندگی از نگاهی دیگر …

سبک زندگی از نگاهی دیگر …

علی رضا خانی :

آنچه به عنوان سبک زندگی در ادبیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دو دهه اخیر دنیا مطرح است، حاکی از اهمیت «شیوه زندگی» انسان‌ها در بازنمود رشد و پیشرفت و توسعه ملت‌ها، در عرصه رقابت با یکدیگر است.
به عبارتی، این سبک زندگی انسان‌هاست که مفهوم و نوع جامعه را شکل می‌دهد. انسان‌ها آرایشی از زندگی را دارند که در تلاقی و در مواجهه با هم، این آرایش، «چگونه‌زیستن» و «برای چه زیستن» را ابراز می‌کند. برای همین است که خانواده‌ها، فرزندانشان را از نشست و برخاست با معتادان و بزهکاران و منحرفان پرهیز می‌دهند. چون سبک زندگی آنها، از یک سو مؤید و مبیّن چگونگی نگاهشان به زندگی است و از دیگر سو شکل دهنده هدف نهایی زندگی‌شان است.
سبک زندگی یک نوکیسه صاحب ثروت هنگفت، خرید کالای گران‌قیمت و مانور تجمل و ولگردی با خودروهای میلیاردی است. او، با این کار آشکار و عریان نشان می‌دهد هدف نهایی‌اش چیست. همه کشور اگر از بین برود برایش مهم نیست، او آمده است به هر قیمتی و با هر پول نامشروعی، خوش بگذراند و برود… نمی‌شود باور کرد که آنها که سر شبکه‌های واردات ۲۰ میلیاردی کالای قاچاق به کشورند ـ که اخیراً مقام رهبری نیز با ابراز ناخرسندی و نگرانی از این وضع خواستار مقابله جدی همه دستگاه‌ها با آن شدند ـ حتی اگر به ظاهر از بازار برخاسته باشند یا تربیت دینی هم داشته باشند، با سبک زندگی گروه اول ـ‌ یعنی همان پورشه‌سواران زنجیر طلا به گردن ـ تفاوت ماهوی داشته باشد. آنها، به هر گروه سیاسی، فکری، عقیدتی یا اقتصادی که نزدیک باشند یا دور، در یک کلام منافع شخصی‌شان را به قیمت فنا و نابودی منافع ملی می‌خواهند و از این رو، نه عرق میهنی دارند نه باور ملی و نه حتی برایشان مهم است که بر سر۵ر۲ میلیون بیکار که با خانواده‌هایشان می‌شوند ۱۰ میلیون آدم چه می‌آید… طبق محاسبات متولیان اقتصادی واردات هر یک میلیارد دلار کالای قاچاق، یکصد هزار فرصت شغلی را از بین می‌برد و واردات ۲۰ میلیارد دلار کالای قاچاق، ۲ میلیون شغل را نابود می‌کند…
آنان که سر سلسله‌های این ارقام هنگفت‌ قاچاق کالا هستند، چه بخواهند و چه نخواهند، چه بپذیرند و چه نپذیرند، مسئول نابودی زندگی جمعیت کثیری از مردمند… اهمیت موضوع «سبک زندگی»
ـ که مقام رهبری هم دو سال پیش به آن پرداختند اما متأسفانه مغفول ماند ـ از این روست که وقتی تجمّل‌‌گرایی و میل به سمت زندگی اشرافی به عنوان «سبک زندگی» برتر در جامعه می‌نشیند، کسانی، حتی با تفاوت‌های فکری و اجتماعی و عقیدتی، برای دستیابی به آن سبک زندگی برتر، همه چیز را زیر پا می‌گذارند تا به سبک زندگی غالب برسند… از آن سو، آن دو و نیم میلیون خانواری که قربانی شهوت دستیابی به سبک زندگی گروه اول شده‌اند، در وانفسای فقر و بیکاری و رنج، کدام سبک زندگی را باید برگزینند؟ آیا اساساً قدرت برگزیدن دارند؟ آیا به آنان می‌توان گفت که شما سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی را انتخاب کن؟ سبک زندگی، نگاه یک جامعه را به هستی، آینده، میهن و غایت زندگی نشان می‌دهد.
غلبه ثروت‌اندوزی و برتری یافتن ارزش‌های اشرافی‌ منجر به آن می‌شود که در کنار خلاءهای بسیار فرهنگی موجود، گروهی اندک برای دستیابی به سبک زندگی مورد نظر و هوس خود، سبک زندگی و سطح زندگی دیگران را به قهقرا ببرند…
این اتفاق در یک نظام اقتصادی معیوب و پرمنفذ و حضور همه زمینه‌های ویژه‌خواری و رانت‌خواری و انحصار و… امکان وقوع می‌یابد. برای همین است که می‌بینیم درست بر عکس ژاپنی‌ها (که پس از جنگ ویرانگر جهانی و اصابت دو بمب اتمی، به خارج می‌رفتند و شبانه روز کار می‌کردند و به نانی قناعت داشتند و همه حاصلشان را به سرزمین مادری می‌آوردند) اینک، بسیاری از صاحبان ثروت‌های انبوه باد آورده‌ ما، به مدد نبود نظام نظارتی و نظام مالیاتی کارآمد، ثروت‌های ملی را، در حساب‌های شخصی، به ینگه دنیا می‌برند تا خانه و آپارتمان و ویلا بخرند و فرزندانشان در آنجا به خوشی و بی‌خبری زندگی کنند… آنها فرزندان همین قاچاقچیان کالا هستند که در طلب سبک زندگی غالب به فرنگ می‌روند و با پول قاچاق پدران محترمشان عمری به نیکنامی(!) می‌زیند و خلقی را در اینجا، بیکار و درمانده رها می‌کنند…
دریافت حقوق‌های چند ده میلیونی توسط برخی مدیران دولتی و افشای آن در هفته‌های پیش، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است.
وقتی یک مدیر دولتی، می‌بیند که در بخش‌های دیگری، کسانی نه چندان پنهان و حتی نه‌چندان بدنام، با مدیریت جا به جایی کالایی قاچاق، صاحب ثروت‌های انبوه برای دستیابی به «سبک زندگی برتر» می‌شوند خود را محق و لایق چنین حقوق‌هایی می‌بیند. بویژه که این سبک زندگی برای او هم برتر است و دستیابی به آن، موجه و مشروع شده است…
در این چارچوب تحلیلی، این اتفاق می‌توانست در هر دولتی و در هر بخشی رخ دهد، به خاطر این که «ساختار»‌های موجود، موید و موجد ظهور
چنین اتفاقاتی هستند و از این رو، سوء استفاده جناح‌های سیاسی برای زیر سئوال بردن یک دولت خاص به خاطر افشای آن در زمان آن دولت، بی‌معنا است… به همان دلیل که عالی‌ترین مقام دولت قبلی، پس از رئیس‌جمهور، اکنون در حبس است…
در یک کلام، بزرگترین بلاهایی که بر سر اقتصاد و حتی فرهنگ کشور می‌آید، تحت تأثیر تسلط و ارزشی شدن نوعی از سبک زندگی است. برای پیشگیری از مفاسد بزرگ باید سبک زندگی غالب، تغییر کند و این تغییر کار بزرگی است. مسئولان، در همه رده‌ها، باید این تغییر را از خود آغاز کنند و همان طور که عالی‌ترین مقام کشور سبک زندگی کاملاً ساده و بی‌پیرایه‌ای دارد، آنها هم باید قبل از این که بقیه را رهنمود دهند و نصیحت کنند، سری به سبک زندگی خود و خانواده‌شان بزنند…


Scroll To Top