این سرچشمه‌های ناب نمایشی | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » گفتگوی ويژه (فرهنگی) » این سرچشمه‌های ناب نمایشی

این سرچشمه‌های ناب نمایشی

 

گفت‌وگو با هدایت‌هاشمی، بازیگر نمایش افسانه ببر
نمایش کمدی «افسانه ببر» با حضور هدایت‌هاشمی به عنوان تک‌بازیگر این نمایش از ۱۵ اردیبهشت سال جاری در مجموعه تئا‌تر باران روی صحنه رفت.‌هادی عامل، طراح و کارگردان «افسانه ببر» و نویسنده آن داریوفو و به ترجمه صدرالدین زاهد است. «افسانه ببر» یکی از نمایش‌های برگزیده محیطی در سال ۹۰ بوده که با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شد و با اجرای مجدد در مجموعه تئا‌تر باران پذیرای حضور تماشاگران است. هدایت‌هاشمی، بازیگر مطرح تئا‌تر و تلویزیون که در سریال‌های موفقی، ازجمله «پایتخت»، «قرعه»، «گاهی به پشت سرت نگاه کن» و در فیلم‌های سینمایی «یک حبه قند»، «وقتی همه خوابیم»، «میگرن» و… نیز ایفای نقش کرده است، تک‌بازیگر این نمایش کمدی است.
***
‌ کمی راجع به تجربیات خود در «افسانه ببر» بگویید؟
«افسانه ببر» کاری است که از پنج سال پیش توقیف شده است. با این‌که این نمایش مجوز شورای نظارت را داشت، اما جو کشور در آن زمان به‌شدت سیاست زده بود و این موضوع باعث می‌شد جریان‌های دیگری در بخش نظارت ارزشیابی تئاتر دخالت کنند و محصولات تئاتر را اگر از جایی غیراز مرکز هنرهای نمایشی ارائه می‌شد، رد می‌کردند، جلوی اجرای آنها را می‌گرفتند و توقیف می‌کردند. این موضوع پدیده بسیار بد و نادری بود که پس از انتخابات اتفاق افتاده و تا مدتی بر جو فرهنگی کشور حاکم بود. این موضوع در آن دوره باعث شد بسیاری از آدم‌ها مجبور به فاصله‌گرفتن از تئاتر شوند؛ از‌جمله خود من زمانی که این اتفاقات افتاد از تئاتر رفتم. دیگر نیازی به حضور یک بازیگر شاخص مؤلف همیشگی در تئاتر نداشتیم. با روی‌کار‌آمدن دولت جدید و با محکم‌شدن جایگاه‌ها در شورای نظارت و ارزشیابی و مرکز هنرهای نمایشی و با مدیریت‌های هوشمندی که صورت گرفت، در واقع نظارت‌های جانبی هم برداشته شد؛ یعنی دیگر شما با یک مکان مشخصی به نام شورای نظارت و ارزشیابی طرف بودید که پس از بازبینی آنها، می‌توانستید کار را به اجرا ببرید. این‌گونه بود که ما تصمیم گرفتیم در این جو سلامت و نسبتاً آرام دوباره سراغ تجربه‌کردن «افسانه ببر» بیاییم؛ چون این تجربه، قرارداد ۵۰ اجرا داشت و در اجرای بیست‌و‌دوم متوقف شد. اول با تئاتر شهر طرف شدیم و گفتیم ما این نمایش را در بخش محیطی تئاتر شهر اجرا کردیم که به نظر من بسیار ایده خوبی بود؛ چون با توجه به محدودیت سالن‌ها، شکل‌هایی از اجرا وجود داشتند که می‌توانستند بدون نیاز به سالن، اجرا بروند؛ یعنی از محیط‌هایی استفاده بکنند که کمی فیری‌بال هستند و فضاهای باز به حساب می‌آیند. ضمناً کنترل‌کردن تماشاچی در آنها ممکن است؛ مثل لابی‌های سالن انتظار تئاترها، مثل مکان‌هایی که پیش‌بینی‌شدنی باشند و سطحی داشته باشند که اجراگر و تماشاگر بتوانند در آن قرار بگیرند. این طرح بسیار خوبی بود که به دلیل ضعف مدیریت کنونی در تئاتر شهر، نه‌تنها این برنامه از تئاتر شهر برداشته شد، بلکه قراردادهایی را که آنها به آن متعهد بودند، مثل «افسانه ببر» را که بیش از ۲۵ اجرا از آن مانده بود، منتفی کردند و اجراها را نه‌تنها نپذیرفتند، بلکه به مدت طولانی ما را بلاتکلیف گذاشتند. به‌هر‌حال ما با تئاتر باران که مسئول آن فهیمه امن‌زاده، دوست و همدوره ماست و آقای خیام وقارکاشانی، به نتیجه و تفاهم رسیدیم و قرار شد که اجرای «افسانه ببر» را اینجا از سر بگیریم.
‌در‌حال‌حاضر سالن کنونی که در آن نمایش را اجرا می‌کنید چه محدودیت‌هایی را برایتان ایجاد کرده است؟
هیچ محدودیتی ندارد، اما اساساً، نمایش «افسانه ببر» با توجه به اینکه یک نمایش نقالی و نمایشی است که در تعامل با تماشاگر شکل می‌گیرد، زمانی که وارد یک سالن رسمی تئاتر می‌شود، مناسبات سالن رسمی را به خودش می‌گیرد. این برای بازیگر چالشی را به وجود می‌آورد، مثل صحنه یک‌سویه یا مثل تعویض‌کردن بخشی از میزانسن‌ها؛ در‌حالی‌که در اجراهای قبلی دورتا‌دور من تماشاگر می‌نشست. تا نزدیک پاهایم روی زمین، تماشاگر وجود داشت و تماشاگرهایی که از من دور بودند، ارتفاع زیادی نداشتند و روی یک سکو ننشسته بودند و همه دورم بودند و وضعیت، وضعیت نقال‌گونه بود. وضعیت نقال‌گونه بسیار روی صمیمانه‌بودن وضعیت فضای نمایش تأثیر خوبی می‌گذاشت و می‌توانستم ارتباط بسیار خوبی با تماشاچی بگیرم؛ در‌حالی‌که الان این‌گونه نیست. الان من با مناسبات یک سالن رسمی تئاتر روبه‌رو هستم و برای اینکه قواعد آن را برهم بزنم و تماشاگر را وارد بازی تک‌نفره و نقالانه خودم بکنم، اولش باید تمهیداتی را به کار ببرم و این چالش کنونی‌ام است؛ وگرنه به لحاظ محیط و فضای تئاتر باران، ابداً مشکلی با این محیط و این فضا ندارم.
‌آیا تماشاخانه باران محدودیتی در تعداد تماشاگران ایجاد کرده است یا به همان‌اندازه از نمایش استقبال می‌شود؟
خیر. بحث استقبال‌شدن از نمایش ما برمی‌گردد به آمادگی‌نداشتن تیم تبلیغاتی ما برای پیش‌تولید این کار. درحال‌حاضر هر نمایشی که می‌خواهد شروع بشود، مواد تبلیغاتی‌اش را باید از پیش آماده بکند، شروع به پیش‌تبلیغ و اطلاع‌رسانی کامل بکند؛ در‌حالی‌که پس از گذشت یک هفته، به‌تازگی تماشاگر ما متوجه شده است که این نمایش پس از مدت‌ها به اجرا می‌رود و این چالش تبلیغی ربطی به تئاتر باران ندارد. ما زمان کافی را برای تبلیغ اثر نداشتیم، اما الان، پیش‌فروش بلیت ما به‌سرعت ادامه پیدا می‌کند و بلیت‌هایمان فروش می‌رود و تمام می‌شود. مشکل تماشاگر نداریم و نهایتاً مجبوریم که همان ‌اندازه‌ای که ظرفیت سالن به ما اجازه می‌دهد پذیرای تماشاگران باشیم.
‌شما بشخصه کار در چه مدیومی را ترجیح می‌دهید؟
قطعاً تئاتر. همگی ما بازیگرانی هستیم که تحصیلاتمان در زمینه تئاتر است و در سال‌های زیادی در حوزه تئاتر مشغول آموزش و تجربه‌اندوزی بوده‌ایم. برای من به عنوان یک بازیگر، کار خوب و با‌کیفیت اهمیت دارد. مدیوم برایم خیلی مهم نیست. اگر در تلویزیون کار به من پیشنهاد بشود، کاری که آن را دوست داشته باشم، انجام خواهم داد. در سینما و تئاتر نیز به همین صورت، ولی اینکه از کدام‌یک از این کارها لذت بیشتری می‌برم، من از تئاتر لذت بیشتری می‌برم؛ چون فکر می‌کنم برای بازیگرهایی که علاقه دارند نفس‌به‌نفس روبه‌رو‌شدن با تماشاچی را تجربه کنند، تئاتر فضای دیگری دارد.
‌با وجود اینکه محدودیت تئاتر در ایران به نسبت زیاد است، باز هم شما کار در تئاتر را ترجیح می‌دهید؟
محدودیت از چه نظر؟
‌خب برای مثال محدودیت تماشاگر. با توجه به اینکه مخاطبان تئاترهای روشنفکری کمی خاص‌تر هستند.
تئاتر در همه‌جای دنیا چنین شرایطی را دارد. مانند تئاترهای برادوی و آف‌برادوی. ما در دنیا همه نوع تئاتری داریم. همان‌طور که در ایران نیز ما تئاترهای آزاد داریم که تماشاچی عام برای تفریح و سرگرمی به آنجا می‌رود. برای خنده و گذراندن اوقات فراغت می‌رود که صرفاً حال خوبی پیدا بکند، ولی در تئاتر تماشاگر نسبت به مدیومی مثل تلویزیون یا سینما، بسیار محدودتر است، در این موضوع هیچ جای تردیدی وجود ندارد. یک تئاتر خوب و موفق را با توجه به گنجایش سالن، نهایتاً در شکل عالی هفت هزار نفر می‌توانند ببینند؛ در‌حالی‌که یک سریال موفق مثل «پایتخت» را ۳۰ الی ۵۰ میلیون نفر در ایران می‌توانند تماشا کنند. من امکان بازی‌کردن در «پایتخت» و بازی‌کردن در تئاتر «افسانه ببر» را دارم. اینکه فرصت بازی‌کردن در تلویزیون را پیدا می‌کنم، غنیمت می‌شمارم و از آن استفاده می‌کنم و لذت می‌برم. ضمن اینکه می‌دانم هر بازیگری نیاز دارد پس از مدتی کار در زمینه تصویر، برای تجدید قوا و به‌ثمررساندن خودش، یک‌بار دیگر به تئاتر مراجعه کند و در آنجا قوی بشود، حواسش را متمرکز کند تا بتواند کار خوبی را دوباره در زمینه تصویر انجام بدهد. من فکر می‌کنم که شکل علاقه‌مندی آدم‌ها و نوع کشش آنها به عالم هنر تعیین‌کننده است. ما کسانی را داریم که وارد عالم هنر می‌شوند، برای اینکه محبوب و مشهور بشوند؛ بنابراین تئاتر برای آنها مدیوم کافی‌ای نیست. به این دلیل که نهایتاً ۲۰ هزار نفر در یک شهر هشت‌میلیون‌نفری ممکن است آنها را بشناسند یا ببینند و کارهایشان را دنبال کنند. برای آنها مدیومی مثل سینما و تلویزیون بسیار خواستنی‌تر است، ولی من بازیگری هستم که بازیگری را به سبب علاقه‌ای که خودم دارم و دوست دارم تجربه‌های متفاوت‌تری داشته باشم، دنبال می‌کنم. این است که مدیوم تئاتر تا الان برای من جواب‌گوی بهتری بوده است؛ چون من تنوع بسیار زیادی را در این حوزه تجربه کرده‌ام.
‌با توجه به اینکه تنها بازیگر «افسانه ببر» شما هستید و ممکن است این موضوع در جاهایی از نمایش باعث شود داستان ریتم کندتری را به خود بگیرد و تماشاگر را حتی خسته کند، چگونه این موضوع را کنترل می‌‌کنید؟
تئاترها انواع مختلفی دارند. یک نوعی از تئاتر وجود دارد که تئاتر تک‌گویی و تک‌بازیگری است. این نوع تئاتر در غرب و شرق شکل‌های متفاوتی دارد. ما در نوع نمایش نقالی شرقی با یک بازیگر و یک نقال روبه‌رو هستیم که قرار است حکایتی را برای تماشاگرانش اجرا بکند. زمانی که وارد چنین حوزه‌ای می‌شویم، قواعد خودشان را تعریف می‌کنند و شما به عنوان یک بازیگر، تنها ابزاری که برای جلب‌کردن حواس مخاطب دارید، خودتان، بدنتان و ابزار پیرامونتان است. این است که سعی می‌کنیم با تقسیم‌بندی انرژی صحیح و با استفاده از ابزارهایی که متن در اختیارمان قرار می‌دهد و با استفاده صحیح از اینها و راهنمایی‌های یک کارگردان خلاق مثل‌هادی عامل در کنارمان، همه تلاش را انجام بدهیم که تماشاگر منفک نشود و کار را تا آخر دنبال بکند. این چیزی است که معمولا در تک‌گویی اتفاق می‌افتد و بازیگر مبتنی بر خودش، بیانش و بدنش است.
نقل از: شرق


Scroll To Top