سقاخانه در فرهنگ ایرانیان | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » فرهنک مردم » سقاخانه در فرهنگ ایرانیان

سقاخانه در فرهنگ ایرانیان

 

«سقا» پخش کننده آب را گویند و «سقاخانه» جایی را نامند که در آنجا برای تشنگان آب ذخیره کنند و آنجا را متبرک دانند. «سنگاب» ظرف بزرگی است که از سنگ سازند و در حیاط مساجد و امام‌زاده‌ها و تکایا جای دهند و در آن آب ریزند تا تشنگان از آب آن بنوشند.
به گزارش ایرنا، بنا به‌قولی، نخستین سقا در تاریخ شیعه، حضرت علی بن ابی طالب(ع) است. او که در جنگ احد تشنگان را آب داد، فردای قیامت، ساقی حوض کوثر خواهد بود و در صحرای محشر، تشنگان را سیراب خواهد کرد.
دوم عباس بن علی(ع) بود که روز عاشورا در صحرای کربلا، عزم جزم کرد تا تشنگان اهل بیت را سیراب کند. پس از کسب رخصت از امام حسین (ع)، عباس (ع) فرصت یافت و کنار فرات آمد و مشک آب را پر کرد. چون خواست که آب بنوشد، تشنگی اهل بیت را به‌یاد آورد. پس آب نخورد و مشک به‌دوش کشید. اما … ملعونان گرد وی درآمدند و دست‌هایش بیفکندند.
پس هرکس به عشق شهیدان کربلا، به‌متابعت عباس بن علی (ع)، سقایی کند، اجری اخروی نصیب او شود …». به این دلیل است که مردم پس از نوشیدن آب و رفع عطش، به‌عنوان سپاس می‌گویند: «آب زمزمر کوثر نصیبتان شود». «اجرتان با سقای دشت کربلا».
در هریک از شهرها و سکونت‌گاه‌های قدیمی مردم ما گنجینه‌های فرهنگی باارزشی وجود دارند که نمایانگر روند و سیر تاریخ حیات اجتماعی در آن شهرند و هریک از عناوین و فضاهای آن گویای بخشی از ویژگی‌های اجتماعی- فرهنگی جامعه هستند که با بررسی و شناخت دقیق آن می‌توان به زوایا و ابعاد مدرن و ناشناخته‌ای از تاریخ اجتماعی این سرزمین پی برد. برخی از سقاخانه‌های قدیمی ایران ازجمله فضاهایی هستند که در تاریخ حیات اجتماعی ما تا حدودی مهجور مانده‌اند.آن زمان که در شهرها آب لوله‌کشی وجود نداشت و خبری از آب‌سردکن‌های برقی نبود، در بیشتر محله‌ها، بازارها و میدان‌های شهرهای بزرگ، به‌خصوص آنهایی که آب کم داشتند، مکان‌هایی وجود داشت که عابران تشنگی خود را با نوشیدن جام آبی برطرف می‌کردند.
درنظرِ عامۀ مردم، سقاخانه مکانی مقدس بود و آب جاری در آن متبرک محسوب می‌شد. در تهران قدیم حدود ۲۹۰ سقاخانه وجود داشت که به‌دلایل مختلف جایگاه خود را به تاریخ سپرده‌اند و به‌سوی فراموشی گام برداشته‌اند. اما با توجه به اهمیت موضوع میراث فرهنگی در سال‌های اخیر نسبت به مرمت و بازسازی سقاخانه‌ها معروف و مشهور شهر گام‌های سازنده‌ای برداشته است.
سقاخانه‌هارا می‌توان پدیده هایی اجتماعی- مذهبی با قدمتی دیرینه نامید که در آنها، «آب»، این عنصر حیات‌بخش به‌رایگان در اختیار رهگذران تشنه قرار می‌گیرد. اما در پس این تعریف ساده و کوتاه، فرهنگی کهن و ارزشمند نهفته است. سقاخانه‌ها درنظرِ مسلمانان و به‌ویژه اهل تشیع، همواره از جایگاهی مکرم و حرمتی خاص برخوردار بوده‌اند.
اولین موضوعی که در بررسی سقاخانه مورد توجه قرار می‌گیرد، «آب» است. باید توجه داشت که آب سقاخانه‌ها درنظرِ مریدان آن، آب معمولی نیست، بلکه عنصری است مقدس، شفای دردهای جسمانی و آرام‌بخش روح‌های پریشان. این آب نشان از ایمان دارد، از ایثار، از فداکاری و محبت و بالاخره نشان از شهادت دارد. آب علاوه بر تمامی مفاهیم مزبور، نمادی از گذشت و فداکاری و سپس شهادت است. و این است همان فلسفه اصلی انفاق آب و احداث بنای کوچک سقاخانه.
شاید دلیل اصلی احداث سقاخانه‌ها از طرف بانیان خیر آنها، به‌طور عمده دو چیز بوده است: یکی تمسک به عملی خیر برای سقایت مردمان، و دیگری یادآوری حادثه عاشورا و واقعه کربلا و خاطره تشنگان شهید از جور و ستم اشقیا، که این در کشورهای شیعی مذهب، از مهم ترین دلایل احداث سقاخانه‌ها به‌شمار می‌آید.
چگونگی کار سقاخانه ها
معمولاً سقاخانه‌ها از اول تا دهم محرم برپا می‌شوند. خانه‌های دارای سقاخانه در هر کوی، با داشتن پرچمی سیاه یا سبز رنگ بر سردر خانه و نیز نصب چراغ های تزئینی مشخص می‌شوند. با تاریک شدن هوا، صاحب خانه کوچه را آب پاشی می‌کند، چراغ‌های تزئینی را برای جلب توجه عابران روشن می‌کند و در خانه را باز می‌گذارد. اهالی شهر با پوشیدن لباس های سیاه رنگ، دسته دسته از یک سقاخانه به سقاخانه‌ای دیگر می‌روند و این کار معمولاً تا پاسی از شب ادامه دارد.
چنانچه بازدیدکنندگان از باز بودن سقاخانه مطمئن نباشند، پیش از ورود به خانه با صدای بلند می‌پرسند: قلیچه یا قولوچه؟ اگر صاحبخانه بگوید «قلیچه»، به‌معنای اذن ورود است. به‌همین روی گاه به سقاخانه قلیچ هم گفته می‌شود. رسم است با ورود به سقاخانه، پیش از سلام و احوالپرسی با حاضران، گفته شود «بر قاتلان سیدالشهدا لعنت». میزبان و حاضران نیز با گفتن «بیش باد» از میهمانان جدید استقبال می‌کنند.
در گذشته رسم بود که میهمانان اشعاری در مدح امامان شیعه و کشته شدگان کربلا می‌خواندند و سینه زنی مختصری می‌کردند. میزبان با انواع میوه، شیرینی و نوشیدنی‌های سرد و گرم از میهمانان پذیرایی می‌کرد.
جنبه‌های اجتماعی سقاخانه
رسم بوده است که همسایه‌ها، نفت، چراغ، شیر، میوه، خرما، شیرینی و مواد دیگری را نذر سقاخانه‌های محل کنند و به این ترتیب بخشی از هزینه برپایی سقاخانه را تقبل کنند. هرچند سقاخانه اساساً برای بزرگداشت کشته شدگان کربلا برپا می‌شود و هدف آن سوگواری است اما در عمل، برگزاری مراسم مختلف فرصتی مناسب برای دیدار با همسایگان، دوستان، همکاران و اقوام را فراهم می کرده است.
علاوه بر دید و بازدیدها، امکان خروج دختران جوان از خانه نیز فراهم می‌شده و به این ترتیب، زمینه دیده شدن آنان توسط خانواده‌های دیگر و سرگرفتن عروسی نیز در سقاخانه‌ها وجود داشته‌است. علاوه بر این، دهه اول محرم، یکی از بهترین زمان‌هایی است که زنان و کودکان آزادانه و بدون هراس می‌توانند شب ها در کوچه و خیابان‌های شهر رفت و آمد داشته باشند.
معماری
ازنظر معماری و شکل بنا، سقاخانه‌های تهران و بسیاری از ولایات را می‌توان به‌طور نسبی در سه گروه کلی جای داد و خصوصیات مشترکی نیز برای هر گروه تعریف کرد:
گروه اول سقاخانه‌هایی که ساختمان آنها با بناهای اطراف خود پیوند ندارد و به‌تعبیری، مستقل هستند. این بناها معمولاً مکعبی شکل‌اند و گاه به‌صورت بنایی استوانه‌ای یا هشت گوش ساخته می‌شوند، به‌گونه‌ای که از چهارجهت نما دارند و قابل بهره‌برداری‌اند.
گروه دوم را که در تهران از کثرت برخوردارند، می‌توان «سقاخانه‌های دکانی شکل» نامید. نمای کلی این سقاخانه‌ها به‌گونۀ دکانی نیم‌بابی یا یک‌بابی است که در کنار مجموعه‌ای از دکان‌ها یا منازل و بناهای اطراف قرار گرفته‌اند. محل احداث این نوع سقاخانه‌ها بیشتر در کنار معابر اصلی و پر رفت‌وآمد شهر است.
گروه سوم را می‌توان «سقاخانه‌های رفی‌شکل» نامید. این‌گونه سقاخانه‌ها در شکل کلی، کاملاً وابسته به بنای همراه خود بودند و از نظر تملک، جزئی از بنای خانه یا مسجد مجاور خود محسوب می‌شدند. نمای عمومی این گروه از سقاخانه‌ها، که غالباً کوچک و محقر هستند، به‌صورت فرورفتگی مختصر رف‌مانند یا تاقچه‌مانندی در دیوار بنای پشتی آن است. این گروه از سقاخانه‌ها بیشتر در معابر فرعی و کوی‌ها قرار دارند و فاقد وقف‌نامه‌ای مستقل هستند.
سقاخانه در آیینۀ فرهنگ عامه
سوگند به صاحب سقاخانه‌ها، حضرت عباس(ع) علمدار، از قسم‌های بسیار مهم مردم، و درنظر گرفتن موقوفاتی برای این مکان‌ها از عمده مسائل مرتبط به باقیات و صالحات بوده است. هنوز هم مادران به هنگام زمزمۀ لالایی‌ها برای کودکان خود، از ساقی دشت بلا یاد می‌کنند. ضرب‌المثل‌هایی هم ویژۀ سقاخانه‌ها هستند، مثلاً «از سقاخانه شمع دزدیدن» کنایه از انجام عمل خلاف و نشانۀ اوج خلاف کاری است. «از سقاخانه شمع کشیدن» نیز دربرگیرنده مضمونی خاص است.
در سابق، اگر کسی مورد ظلم قرار می‌گرفت، شمعی از سقاخانه‌ای برمی‌داشت و نذر می‌کرد که هرگاه ظالم به جزای عمل خود برسد و مظلوم به حق خود دست یابد، درعوض، بسته‌ای شمع به آن سقاخانه پیشکش کند. افسانه‌های بسیاری در باب توسل مردم به این سقاخانه‌ها در گنجینۀ سینه مردم و به‌خصوص پهلوانان وجود دارند.

سقاخانه از دیدگاه یک محقق خارجی
پیتر لمبورن ویلسون، محققی از مغرب زمین قریب به یک قرن پیش، در مقاله‌ای تحت عنوان «سقاخانه»، از این بنای مذهبی و شیعی در ایران یاد می‌کند و می‌نویسد: «هنگامی‌که در ایران، از بازارچه‌ای می‌گذرید یا از کوچه و محله‌ای قدیمی رد می‌شوید، به یک تورفتگی برمی‌خورید که در دیواری تعبیه شده است و یک پنجرۀ مشبک آهنی، قسمتی از آن را می‌پوشاند.
داخل تورفتگی، شیرهای متصل به مخزنی- در پشت دیوار- با مخزن بزرگ آب می‌بینید. این مخزن، که به‌شکل استوانه‌ای از مس ساخته شده، گاهی به تزئینات، آراسته است و بالایش سه قبه دارد. از روی قبۀ میانی، که از دو دیگر بزرگ‌تر است، پنجۀ دست زیبایی برافراشته است که رویش با خط خوش، کلماتی را به‌صورت مشبک نوشته‌اند. چندین پیالۀ آب‌خوری سنگین مسی با زنجیر به مخزن وصل‌اند. از دیوار تورفتگی، شمایل‌هایی به‌رنگ‌های درخشان آویزان‌اند و دوروبر مخزن آب، شمع‌هایی گذاشته‌اند که بعضی روشن‌اند و بعضی سوخته‌اند. نوارهایی از پارچه‌های رنگی (به‌ویژه سبز) به میله‌های پنجره مشبک بسته‌اند».
مکتب هنری سقاخانه
تقریباً از سال ۱۳۴۰ جمعی از هنرمندان با استفاده از طرح‌های مذهبی و نقوش و موتیف‌ها (خرده‌نقش‌ها)ی مذهبی، موجد یک موج هنری موسوم به مکتب یا سبک «سقاخانه»ای شدند. طرح‌ها و نقش‌های سنتی- مذهبی برگرفته از فضای آرام و صمیمی و پر از خلوص سقاخانه‌ها و تکیه‌ها، امکان همه‌گونه ترکیب و تجزیه را در زمینۀ هنر نوین، به هنرمندان سقاخانه‌ای می‌دادند که همه در نوع خود بدیع و زیبا بودند.
در این که چرا این موج هنری خاص «مکتب سقاخانه» نام گرفت، توجیهات متفاوتی وجود دارند. اصولاً سقاخانه‌ها یکی از مراکز زیارتی مهم در تشیع محسوب می‌شوند. مراسم تعزیه، که در محرم، و گاهی در سایر ایام، برپا می‌شود نیز، شاید بیش ازسقاخانه‌ها، پدیدآورنده نقش‌ها، شکل‌های ساختمانی و اشارات و رمزهای ادبی باشند.
نمادها و تجسم‌های مذهبی، الهام‌بخش هنرمندان منتسب به مکتب سقاخانه‌ای شدند. در واقع، این تجسم‌ها و تمثیل‌ها با روحیات مردم عجین شدند و نوعی فهم نمادین ایجاد کردند. همین فهم نمادین بود که باعث شد در برخورد با مکتب سقاخانه، احساسی مشترک در مردم به‌وجود آید و اقبال عمومی وسیعی برای دست‌کم دو دهه در هنر معاصر کشور را موجب شود.
سنگاب
در گذشته، علاوه بر واژۀ سقاخانه، از واژه‌هایی مانند «سنگاب» نیز استفاده می‌شد. البته میان سقاخانه‌هایی که آب آن را متبرک می‌دانسته‌اند و سنگاب‌ها تفاوت‌هایی وجود دارند. با این حال، به حرمت آب و درنظرگرفتنِ احادیثی از اولیا، تهیۀ سنگاب‌ها هم نوعی وظیفۀ شرعی برای شیعیان درنظر می‌آمد.
سنگاب‌های و سنگاب‌خانه‌های بسیاری در نقاط مختلف ایران، به‌خصوص مراکز مذهبی و ازجمله شهر مقدس قم، وجود داشته است و شاعران اشعار نغزی سروده و بر روی این سنگاب‌ها نقش کرده‌اند:
آبی بنوش و تشنه لبان را تو یاد کنر لعنت به شمر و خولی و ابن زیاد کن.
سقانفار
«سقانفار» یا «سقاتالار» بنایی است با مواد و مصالح چوبی که در استان مازندران در کنار تکایا و مساجد و حتی در میان شالیزارها (برای عبادت شالی‌کاران در این مکان) ساخته می‌شود. این بناها را به‌یاد سقای دشت کربلا، حضرت ابوالفضل (ع)، می‌سازند.
سقانفارها معمولاً دو طبقه‌اند: طبقۀ اول آن مکانی است که معمولاً زنان محل در آن جمع می‌شوند و عزاداری می‌کنند و نیز وسایل پذیرایی از عزاداران در آن قرار می‌گیرد. طبقه دوم محلی است که مردان در شب‌های عزا و دهۀ اول ماه محرم در آنجا به عزاداری می‌پردازند.
تاریخ سقاخانه‌ها در تهران
در تهران قدیم سقاخانه‌ها را بیشتر به‌دلیل مذهبی و ثواب آن می‌ساختند و بنای آن چنین بود که در یک دکان نیم بابی یا ظروف سنگی بزرگی قرار می‌دادند و در اطراف آنجام‌ها و یا پیاله‌هایی که معمولاً بسته به زنجیر بود می‌نهادند و این کارها بیشتر در ایام عزاداری و یا روضه خوانی سید الشهداء و یا شهیدان دشت کربلا انجام می‌شد. در شب هنگام ، برای اینکه چشم تشنه لبان بهتر ببیند در محفظه‌هایی در کنار محل آب شمع‌هایی روشن می‌کردند و بعد از مدتی این کار مقدمه‌ای شد برای کسانی که نذر و نیازی داشتند. آنها هرشب جمعه، شمع‌هایی را در سقاخانه‌های تهران قدیم نصب و روشن می‌ساختند در بعضی سقاخانه‌ها که کار و وضعشان مفصل تر بود تعدادی شمایل مقدسین مثل حضرت عباس و حضرت علی اکبر را به دیوار می‌آویختند و معمولاً هر سقاخانه‌ای برای خود یک متولی و کارگردان داشت. معروفترین سقاخانه‌ها عبارت بودند از:
سقاخانه نوروزخان، سقاخانه مرحوم آشیخ‌هادی نجم آبادی، سقاخانه آیینه.
سقاخانه نوروزخان معروف ترین و مفصل ترین سقاخانه‌های تهران قدیم بود ولی سقاخانه شیخ‌هادی معروفیتش به‌علت کشته شدن ماژورایمبری« مامور کشور آمریکا » بود که هنگام عکسبرداری از چگونگی استفاده از سقاخانه و طریقه روشن کردن شمع و بعضی نذر و نیازهاتوسط افراد ناشناس کشته شد.
اوضاع کنونی سقاخانه‌ها
شهروندان قدیم تهران می‌گویند قبلاً که آب لوله‌کشی در تهران نبود، قسمتی از خانه‌ها و محلات تهران توسط مشک آب سقاها مشروب می‌شد و سقاها که هریک مشک بزرگی بردوش داشتند، آنها را از قنوات تهران پر می‌کردند و به خانه‌ها می‌بردند. در کنار این‌گونه آب‌رسانی‌ها در بیشتر خانه‌ها آب‌انبارهای کوچک و بزرگی می‌ساختند که در اواخر شب از آب نهرها (که در این زمان کمتر آلوده بود) پرمی‌شد و سقاخانه‌هایی نیز در جای‌جای تهران پراکنده بود. با این وجود سقاخانه‌ها را بیشتر برای کارهای ثواب می‌ساختند، اما تاریخ جامع و مدونی که روند ایجاد آنها را در طول تاریخ معین کند، وجود ندارد.
یک مردم شناس اجتماعی می‌گوید: در ایران قبل از اسلام دین عموم مردم زرتشتی بوده و در این کیش تأکید بسیاری برایجاد تسهیلات عمومی و آب‌رسانی شده است. ازجمله تعلیمات دین زرتشتی ایجاد مجاری آب، حفر قنوات، چاه‌ها و ساخت آب‌دان‌ها و آب‌انبارهاست که از بزرگترین باقیات و صالحات شمرده شده است. در دوران اسلام نیز این روند ادامه یافت، به‌گونه‌ای که حفر قنوات، سقایی و آب‌رسانی به تشنگان فریضه شمرده می‌شد.
از دیدگاه یک محقق دیگر که درزمینۀ سقاخانه‌ها و علل شکل‌گیری آنها تحقیقات مفصلی انجام داده است، سقاخانه‌ها پدیده‌های اجتماعی و مذهبی هستند. این محقق معتقد است: سقاخانه‌ها قدمتی دیرینه دارند و در آنجا آب را به‌رایگان در اختیار رهگذران قرار می‌دادند. سقاخانه‌ها در بسیاری از کشورهای دیگر به اشکال دیگری ساخته شده‌اند اما سقاخانه درنظرِ مسلمانان و به‌ویژه اهل تشیع، همواره از جایگاهی مکرم و حرمتی خاص برخوردار بوده است.
اکنون سقاخانه‌های قدیمی تهران در وادی فراموشی و گمنامی در آستانه تخریب و نابودی قرار گرفته‌اند و این در حالی است که این بناها نه تنها بخاطر تاریخ اجتماعی خود، بلکه به‌دلیل ویژگی‌های خاص معماری و تزئینات بنا هم ارزش فراوان دارند یک کارشناس ارشد مرمت بناهای تاریخی در این مورد می‌گوید: بسیاری از سقاخانه‌های تهران معماری بسیار ارزشمندی دارند که در حال تخریب است. معماری این بناها در بسیاری از موارد به معماری مساجد و محراب‌ها نزدیک است. بزرگی و تزئینات سقاخانه‌ها، رابطه مستقیم با محله‌ای دارد که در آن قرارگرفته‌اند. سقاخانه‌هایی که در اطراف میدان‌ها و محله‌های عریض و شلوغ هستند، بزرگترند و تزئینات بیشتری دارند. وی می‌افزاید:
«در یک نگاه کلی سقاخانه شامل آب‌خوری، محلی برای روشن کردن شمع‌ها، صندوق جمع آوری خیرات، تمثال‌ها و نقاشی‌های داخل سقاخانه است.
پرچم‌ها و بیرق‌های سوزن دوزی شده به‌نشانه علم امام حسین(ع) که حضرت عباس (ع) آن را حمل می‌کرد و امروزه در شکل نمادین خود، به علم بسیار بزرگ و آراسته فلزی مخصوص عزاداری تبدیل شده‌اند نیز ازجمله وسایل خاصی هستند که تقریباً در تمام سقاخانه‌های تهران وجود داشته است. این پرچم‌ها به‌روایت تاریخ، زمانی از اجزای تزئینی و جدانشدنی سقاخانه‌ها به‌شمار می‌رفته‌اند
در میان اسباب و تجهیزات موجود در سقاخانه‌های تهران نباید نرده‌ها و پنجره‌های فلزی و زیبایی آنها را فراموش کرد. این شبکه‌های فلزی درگاه سقاخانه‌ها، در واقع نشان از نوعی قداست دارند، چرا که نمونه‌هایی از آنها را برمزار اولیای الهی نیز می‌توان مشاهده کرد. به‌طوری که از مطالب جسته و گریخته مطلعان و محققان برمی‌آید، این نرده‌های فلزی، مدتها بعد از ساخت بنای سقاخانه و به‌دنبال افزایش تزئینات آنها در این اماکن نصب شده‌اند.
این نرده‌های فلزی با طرح‌ها و ترکیبات زیبا غالباً منحنی شکل، یکی از متعلقات رسمی سقاخانه‌ها شمرده می‌شوند.
به‌گفته مهندس «اسکندر مختاری»، معاون حفظ و احیای میراث فرهنگی استان تهران، سقاخانه‌های قدیمی پایتخت وضعیت مطلوبی ندارند. او می‌گوید: سقاخانه‌های قدیمی تهران رها شده‌اند و گاه توسط اهالی محل بطور موضعی بازسازی می‌شوند که مداخله مردم با حفظ اصالت اثر همراه نیست و این امر موجب نابودی هویت و معماری اصیل سقاخانه‌های تهران شده است زیرا سلیقه مردم در بازسازی سقاخانه‌ها با معماری‌های مدرن همراه است، در حالی که سقاخانه‌ها باید به‌شکل گذشته خود و با همان شیوه معماری قدیم بازسازی شوند.
وی می افزاید: میراث فرهنگی استان تهران طی سالهای اخیر چندین سقاخانه مشهور را مرمت کرده. اما بطور کلی سقاخانه‌های تهران نیازمند بازسازی و مرمت اساسی هستند
امروزه، تهران با سقاخانه‌های معروفش خاطره سقایت و آب‌رسانی را فراموش می‌کند.
سقاخانه‌هایی مانند سقاخانه بین الحرمین و نوروزخان، سقاخانه خاتم النبیین و سقاخانه معیر رفته رفته خاموش می‌شوند. دیگر در فرورفتگی خانه‌های قدیمی تهران شمعی افروخته نمی‌شود و جای شمع‌های کوتاه و بلند سقاخانه را چراغ‌های جدیدی پرکرده که گذرهای قدیمی را روشن می‌کند و جای مخزن آب و سقاباشی‌ها را آب‌سردکن‌های مدرن با شیرهای نقره‌ای رنگ، پرچم‌ها و بیرق‌های سوزن دوزی شده که زمانی برفراز سقاخانه نوروزخان و سایر سقاخانه‌های تهران افراشته بودند، فروافتاده‌اند و پنجره‌های مقدس این بناهای قدیمی، رنگ زنگ گرفته‌اند.

شاکر انصاری (ایرنا)


Scroll To Top