چو دخلت نیست! | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » علی رضا خانی » چو دخلت نیست!

چو دخلت نیست!

علی رضا خانی :

از جمله وعده‌های دولت تدبیر و امید، رعایت انضباط مالی بوده است. این بی‌انضباطی مالی در دولت گذشته که با بی‌تدبیری و بی‌کفایتی‌های فراوانی هم همراه بود اقتصاد کشور را به مرحله خطرناکی کشانده بود و لذا دولت روحانی یکی از مهمترین اقدامات خود را ایجاد انضباط مالی قرار داد و انصاف باید داد که در بسیاری از زمینه‌ها چنین نظم و نظامی ایجاد شد اما آمارهای جدید بانک مرکزی نشان می‌دهد که حداقل در زمینه کاهش بدهی دولت به نظام بانکی توفیق چندانی به دست نیامده است.
آخرین آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد که بدهی دولت به نظام بانکی نه‌تنها کاهش نیافته بلکه در همین دو ماه ابتدایی امسال ۵ درصد هم افزایش یافته و رقم آن از ۱۲۸ هزار میلیارد تومان نیز فراتر رفته است که بیش از ۲۶۰۰ میلیارد تومان آن مربوط به شرکتهای دولتی است. برای آنکه به اندازه این بدهی بیشتر توجه کنیم بد نیست بدانیم که این رقم از ۳ برابر بودجه عمرانی کل کشور هم فراتر می‌رود. البته این رقم کل بدهی دولت نیست. رقم مجموع بدهی‌های دولت به بانکها، سازمان تأمین اجتماعی، پیمانکاران و بدهی به کارکنان و بازنشستگان خودش چند برابر این رقم است که آن را از ۴۰۰ تا ۴۵۰ هزار میلیارد تومان اعلام کرده‌اند. اما همین رقم درشت بدهی به سیستم بانکی کافی است تا بدانیم دولت برای فشار به شبکه بانکی چون خود یک بدهکار بزرگ همین سیستم است، ابزار کافی در اختیار ندارد و از طرف دیگر برای صدور دستورالعمل‌های تکلیفی نیز دست بالایی ندارد یا بهتر است این‌طور به زبان عامیانه گفته شود که پولی در بساط ندارد تا از آن محل خاصه‌خرجی کند و فرمان وام کم هزینه به این و آن بدهد.
طرف دیگر قضیه اما، دولت را مسئول تأمین اعتبار بخش‌های اقتصادی برای رونق تولید می‌داند و دولت هم به جای آنکه با صداقت تمام بگوید که قدرت چندانی برای فشار به شبکه بانکی و قرض دادن به این و آن ندارد و به افزایش مطالبات روی خوش نشان ندهد، نمی‌دانم به چه دلیل باز هم وعده می‌دهد و رئیس محترم دولت و معاون محترم اول هم برای آنکه مردم ناامید نشوند تکالیف متعدّدی وضع می‌کنند بی‌آنکه محل تأمین اعتبار آن‌را روشن سازند. شبکه بانکی هم کاری به‌این حرف‌ها ندارد که پولی می‌گیرد یا نمی‌گیرد، سود خودش را حساب می‌کند و آن‌را به حساب عملکرد مثبت بانک می‌گذارد و به این ترتیب رقم مطالبات معوق خود را بالا می‌برد.
بر روی کاغذ نظام بانکی هر ساله هزاران میلیارد تومان سود می‌کند و دولت هم هزاران میلیارد تومان بدهکار می‌ماند اما سرمایه‌ای که باید به گردش بیفتد تا کاری و تولیدی رونق پیدا کند و چرخ‌هایی بچرخد به اصطلاح «فریز»شده می‌ماند. این چرخه معیوب البته در جایی قفل خواهد شد و خطری که هم‌اکنون نیز نظام بانکی را تهدید می‌کند دقیقاً همین است. فریزشدن منابع و کاهش قدرت اعتبار‌دهی بانک‌ها. البته تا زمانی که سپرده‌های مردم نزد بانک می‌رود و در آنجا می‌ماند با ورودی سرمایه‌های جدید ورشکستگی آنان را نمی‌توان فهم کرد اما اگر آنچه بر روی کاغذ و صورتحساب‌های کاغذی نظام بانکی قابل رصد است در عالم واقع صورت حقیقت ببندد باید گفت خطری در کمین نشسته که به این سادگی‌ها نمی‌شود آن‌را برطرف کرد. به اعتقاد نگارنده انباشت بدهی دولت به نظام بانکی به هیچ‌وجه صورت خوشی ندارد.
دولت باید به اندازه جیبش خرج کند و به اندازه توانش وعده بدهد و همه چیز را صادقانه و شفاف با مردم در میان بگذارد. مجلس هم باید هر تکلیفی را که برای دولت معین می‌کند محل تأمین اعتبارش را نیز بگوید. دلیلی ندارد دولت مثل یک دولت پولدار و دارای مُکنت و ثروت رفتار کند و حتی گاه دست به اقداماتی بزند که به اقدامات و رفتارهای پوپولیستی دولت قبل پهلو می‌زند. ضمناً نباید ایجاد انضباط مالی را از واهمه عواقب سیاسی و اجتماعی‌یی که می‌تواند از میزان محبوبیت او بکاهد به تأخیر بیندازد.
نگارنده بارها به این نکته مهم اشاره کرده که یک دولت بدهکار توانایی اداره کشور را ندارد. گمان می‌کنم دولت در برابر رفتار غلط منتقدان و مخالفان کم‌حواس و بی‌انصاف که یادشان رفته چه میراثی از دولت قبل با چه حجم از بدهی و بی‌انضباطی و فساد و اختلاس به دولت جدید رسیده و با ناجوانمردی بر مطالبات اجتماعی و نیز انتظار از دولت می‌افزایند، به موضعی انفعالی دچار آمده و بی‌آنکه واقعیت اوضاع اقتصادی را با شفافیت و صداقت تمام با مردم در میان بگذارد و سیاستی انقباضی در پیش بگیرد و به سخت‌گیری و انضباط مالی بیشتر همت بگمارد، همچنان دچار رودربایستی است و وعده می‌دهد و بر دامنه انتظارات می‌افزاید و قدرت لازم را در مدیریت مطالبات نشان نمی‌دهد و تازه در برخورد با بریز و بپاشهای دستگاه‌های اجرایی و کاهش هزینه‌های جاری خود نیز ضعیف عمل می‌کند و استمرار چنین رویه و رفتاری بی‌تردید به نفع او نیست.
به عنوان کلام آخر بد نیست با دوستان دولتی بگوییم عزیزان، زحماتتان مأجور باد. می‌دانیم که با دشواری‌ها و سختی‌های فراوانی روزگار می‌گذرانید و در معرض ‌بحرانهای نامنصفانه فراوانی هم هستید اما این ضرب‌المثل حکیمانه را هرگز از یاد نبرید و همواره به گوش جان بسپارید:
چو دخلت نیست، خرج آهسته‌تر کن…


Scroll To Top