آن یک درصد! | Ettelaat International Newspaper


آن یک درصد!

دکتر محمدعلی فیاض بخش :

در ابتدای هفته‌ای که گذشت وزیر محترم آموزش و پرورش در سخنانی اظهار داشت: ۹۹ درصد بودجه‌ی این وزارت‌خانه صرف پرداخت حقوق کارکنان می‌شود. بر سبیل مزاح و با کسب اجازه از آقای وزیر عرض می‌کنم، آن یک درصد باقیمانده را هم تعارف کرده‌اند و برای خالی نبودن عریضه برای دیگر امور این وزارت‌خانه‌ی معظم باقی گذاشته‌اند! درک و هضم این خبر ناچار ما را به فرضیه‌های گوناگونی رهنمون می‌شود: یک فرض آن است که مثلاً می‌بینیم فضاهای آموزشی رو به گسترش است و تجهیزات آموزشی در مدارس جای مشاهده‌ی هیچ کمبودی را باقی نگذاشته است و فعالیت‌های فوق برنامه‌ی پرورشی بر شادی کودکان مدرسه‌ای افزوده است و قس‌علیهذا! آنگاه ناچار نتیجه می‌گیریم، هنگامی‌که با یک درصد بودجه، این میزان نوسازی و بهسازی و تجهیز و تدارک صورت می‌گیرد، آن ۹۹ درصد، باید چه معجزه‌ای در زندگی و معیشت کارکنان ایجاد کرده باشد! و به مصداق درخت گردکان به این بلندی، درخت خربزه الله‌اکبر! لابد کارمندان دیگر وزارت‌خانه‌ها از این پس باید به فکر نقل و انتقال و مأموریت به این بنیاد بزرگ ۹۹ درصدی باشند.
فرض دیگر آن است، که نه آقا! از آن ۹۹ درصد در عمل می‌بینیم که آبی گرم نشده است، دیگر تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل، که این یک درصد تعارفی باقیمانده چه معجزه‌ای در سخت‌افزاری آموزش و پرورش خواهد کرد! تا شما به درانداختن دیگر فرضیّات می‌پردازید، نگاهی واقع‌گرایانه به خبری بیندازیم که چون از زبان بالاترین مقام مسئول آموزش و پرورش است قطعاً در صحت آن تردیدی نیست و شاید در همین فاصله‌ی کوتاه، شما فرضیه‌ی سوم و احتمالاً درست را در ذهن خود سامان داده باشید و آن این‌که: مختصر بخور نمیری به عنوان بودجه‌ی آموزش و پرورش در مقایسه با دهها عنوان و ردیف بودجه‌ای دیگر اختصاص یافته و فعلاً تا کف معیشت و حداقل حقوق کارکنان شریف این وزارت‌خانه را تأمین نکنیم، سزاوار نیست که به نقش ایوان بپردازیم و مثلاً به تکثیر آبریزگاه‌های مدارس توجهی کنیم، چه رسد که به تجهیز آزمایشگاه‌ها دلمشغول شویم.
و اما این شکوه‌ها را بُود آیا که عیاری گیرند؟ بالاخره سررسید این شکایت‌ها و احیاناً گزارش اخبار خوب و امیدبخش در آموزش و پرورش کی خواهد بود؟ آیا در این عمارت‌ها، که هرکه می‌آید پروای نوسازی می‌کند، اما نیمه کاره آن را به دیگری می‌پردازد، امید به سررسیدی هست؟ یا هر جایگزین و جانشینی از سر شور و شوقِ کار و خدمت، هوسی می‌پرورد و لکن ناپخته، آن را به دگری وا می‌نهد؛ و وامانده و زمین‌گیر، عمارتی به نام آموزش و پرورش، که علی‌القاعده باید امارت ملک و ملّت را رقم زند، اما در تعمیر خود فرو مانده است. پس در حالی که آن ۹۹ درصد، حداقل معیشت را تأمین می‌کند، خوب است عطای آن یک درصد باقیمانده به لقایش بخشیده شود.
نیز در لابه‌لای اخبار این هفته از قول وزیر محترم ارشاد آمده بود که از هفت هزار میلیارد تومان بودجه‌ی فرهنگی کشور، فقط هزار میلیارد تومان سهم این وزارت‌خانه است. پیش از آن که منتظر بمانیم تا شکوه‌ای از این دست از سوی سومین وزیر متکفّل امور آموزشی و فرهنگی کشور بشنویم، همین دو فعلاً کافی است تا تأملاتی جدّی و غیرتمندانه را در اهالی فرهنگ و دانش و آموزش برانگیزد و به داستان تکراری و ملال‌آور ضعف و کاستی بودجه‌های فرهنگی، آن هم در اصلی‌ترین نهادهای متکفّل فرهنگ و آموزش و پرورش پایانی دهد.
از دگر سو مدارس به اصطلاح غیرانتفاعی ـ‌که از فرط شوری آش در سال‌های اخیر به غیردولتی نامور شدند در دراز مدت نه تنها حلّال مشکل آموزش و پرورش نخواهند بود، بلکه همان‌گونه که روز به روز و فزاینده شاهد پاره‌ای ناهنجاری‌ها و قطبی‌سازی‌‌های آنها در فضای آموزشی کشور هستیم، سدّی بر وظایف ذاتی مدارس دولتی خواهند شد. این مدارس که در حال حاضر از نظر کمّی زیر ده درصد مدارس کشور هستند، عمدتاً با کیفیت‌های حبابی و بادکنکی، می‌روند تا سکّاندار سیاست‌ها و راهبردهای غلط آموزشی و پرورشی در آینده‌ی کشور شوند.
این مدّعا البته به معنی پایمال شدن و قربانی‌تر شدن مدارس اصیل و هدفمند و دور از هیاهوها و کیسه دوزی‌های اقتصادی نیست؛ بلکه اعلام خطر و هشداری است نسبت به راهبردهای درازمدت آموزشی پرورشی کشور، که به صورتی آرام و نامحسوس، مردم را از خدمات وظیفه‌مند دولتی در امر تحصیل و مدرسه محروم و کم بهره می‌سازد.
امروز اگر از چند کشور خاص سرمایه‌داری مثل آمریکا و انگلیس و نیز برخی کشورهای اسکاندیناوی بگذریم، در بسیاری از کشورهای پیشرفته و نیز در حال توسعه، بهترین مدارس از نوع دولتیِ آن هستند و البته دولت‌ها بیشتر نقش تأمین سخت‌افزاری و حمایت‌های پرحجم بودجه‌ای را ایفا می‌کنند؛ همان چیزی که در قانون اساسی، با درایت و سنجیدگی جزو وظیفه‌ی ذاتی دولت قلمداد شده و تحصیل رایگان را در تمام مقاطع، از وظایف دولت دانسته است. در میان بندهای مغفول عنه قانون اساسی، از احیای این بند شروع کنیم؛ که بی‌تردید احیای نسل در گروی آن است.


Scroll To Top