اصالت‌های موسیقی غریب مانده‌اند | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » گفتگوی ويژه (فرهنگی) » اصالت‌های موسیقی غریب مانده‌اند

اصالت‌های موسیقی غریب مانده‌اند

 

با آرش شهریاری نوازنده تنبور
تنبوری مقدس است که نوازنده آن هم به درجه‌ای از خلوص رسیده باشد یعنی با یک اعتقاد و باوری آن را بنوازد. با این سازآکروبات بازی‌هایی روی صحنه کنسرت‌ها انجام گرفته است که دیگر نمی‌توان به آن تنبور مقدس گفت. البته این مسأله چه بخواهیم و چه نخواهیم اتفاق می‌افتد؛ شاید هم جبر زمانه یا دسترسی به فضاهای مجازی واینترنت مسبب این اتفاق باشد.
تاریخ چند هزار سال موسیقی ایرانی؛ ساز تنبوررا از کهن‌ترین ونخستین ساز‌های زخمه‌ای معرفی می‌کند.خشک سیم و خشک چوبی که قدمت آن به چندهزار‌سال پیش می‌رسد.
البته تنها قدمت این ساز نیست که باعث شهرت تنبور شده است بلکه این ساز از قداست خاصی هم برخوردار است؛‌سازی که عرفا کلام و ذکر خداوند را با آن بیان کنند. اما افسوس که امروزه از این ساز قدیمی موسیقی نواحی، حرکات آکروباتیک خلق می‌شود و نوای اصالت آن کم کم رو به فراموشی است وبا وجود طبع گرمش حضور کمرنگی در کنار ارکستر‌ها و دیگر سازهای موسیقی دارد.
سیدآرش شهریاری، مقام‌دان و نوازنده ساز تنبور که به موسیقی مقامی تنبور در دو حوزه تنبورنوازی گوران و صحنه احاطه دارد، در کنسرتی که در آبان ماه ۹۱ در تالار وحدت برگزار شد با اجرای قطعه «تنبور دل ما را هم‌ناله سرنا کن» و سبک خاصی که در تنبور نوازی ایجاد کرد حیرت همگان را برانگیخت. این هنرمند در گفتگو با «ایران» به خاستگاه تنبور و کاربردهای امروز آن اشاره کرده است و از اهمیت هنری این ساز گفته است که در ادامه می‌خوانید.
***
با آنکه هردو ساز تار و تنبور را با مهارت می‌نوازید اما صدای تار بیشتر بر دل می‌نشیند گویی یک غم خاصی را با خود بیان می‌کند در این باره کمی توضیح می‌دهید.
طبع تار گرم‌‌تر و بسیار دلنشین است و تنبور گرم و خشک است اما بعضی از تنبورهایی که امروزه ساخته شده است متأسفانه طبع‌شان سرد و خشک شده است و صدای ساز دیگر تنبور نیست. البته دلیل اصلى آن سنگین بودن موسیقى تنبور است که باعث مى‌شود شما صداى تار را بیشتر بپسندید. من علاوه بر نوازندگی برحسب علاقه تحقیقاتی درطبع شناسی موسیقی نیز انجام داده‌ام البته درمواقعی که برایم کاربرد داشته و بر آنم که این موضوع را جدی ترادامه بدهم. ناگفته نماند جد بزرگ مادرى ما آقا سید اصلان شاه ابراهیمی از بزرگان حکمت؛ در طب و موسیقی دستی برآتش داشتند و در واقع موسیقی را به صورت موروثی و ژنتیکی ازاجدادمان به ارث برده‌ایم.
یعنی تنبورهایی هم که امروزه نواخته می‌شود طبع گرم و خشک دارد؟
البته طبع کلى سازها به شرایط اقلیمى و آب و هوایى هم ربط پیدا مى‌کند، تنبورمد نظر ما تنبوری است که با آن می‌توان مقام‌های کهن را نواخت و معتدل است ولی اگرغیراز مقام نواخته شود طبع آن سرد می‌شود. ساز تارهم به همین گونه است. ما خشکی و تری را زمانی به‌کار می‌بریم که اعتدال وجود نداشته نباشد. به عنوان مثال صدای استاد شجریان یا صدای تار استاد لطفی معتدل است، اما امکان دارد در یک جاهایی صدای این ساز گرم و خشک باشد. به‌طور کلى اعتدال بهترین حالت و عالى‌ترین حال ممکن است.
چرا تنبور را یک ساز عرفانی می‌دانند؟
در گذشته هیأت این ساز را به مانند یک انسان کامل تشبیه کرده‌اند. انسانی که به حد کمال رسیده است. یعنی قلندر وپیرمرشدى که براثر ریاضت و پخته شدن در کوره حضرت حق به‌جایی می‌رسد که تمام وجودش سر شده و دیگر دست و پایی برایش باقی نمانده است. عرفا قدمت این ساز را ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح عنوان می‌کنند.سازی که هم جنبه معنوی دارد و هم به عنوان یک ساز به کار برده می‌شود. ناگفته نماند اهل حق و یارستان از همان زمان تنبور را مقدس می‌دانستند. مسأله دیگر وحدتی است که در سیم‌های این ساز وجود دارد. سیم پایین نمادی از عاشق و بنده است و سیم بالا نمادی از معشوق یا معبود است. اگر خوب دقت کنید متوجه می‌شوید که سیم بالا با آنکه جایگاه ثابتی دارد اما کمتر با دست گرفته می‌شود و بیشتر یک صدای آزاد از آن خارج می‌شود یعنی حضورمعشوق ازلی وخداوند همیشه وجود دارد و سیم پایین است که دایماً حرکت می‌کند و پرده به پرده می‌گردد تا به تزکیه و تصفیه وجود برسد.
بزرگان تنبور را «نداءالحق» یعنی‌ سازی که صدای خداوند است می‌دانند ومی‌گویند هیأت ساز تنبور، مظهر جبرئیل، سیم‌های آن مظهر میکائیل و صوتی که از آن بر می‌آید مظهر اسرافیل است. یعنی همان صوراسرافیلی که مردگان را درقیامت بیدار می‌کند، صدای این ساز هم مرده وجود را زنده می‌کند.
با توجه به قداستی که در این ساز وجود دارد نواختن این ساز چگونه خواهد بود.
اگر بگوییم تنبور تنها یک ساز مقدس است آن را محدود کرده‌ایم. درواقع وقتی با این ساز ذکرعرفا و بزرگان گفته می‌شود به واسطه به تصویر کشیدن روح عظیمی که در آن اذکار مقدس وجود دارد مقدس شمرده می‌شود در غیر این صورت خشک چوب و خشک سیمی بیش نیست. تنبوری مقدس است که نوازنده آن هم به درجه‌ای از خلوص رسیده باشد یعنی با یک اعتقاد و باوری آن را بنوازد.
با این سازآکروبات بازی‌هایی روی صحنه کنسرت‌ها انجام گرفته است که دیگر نمی‌توان به آن تنبور مقدس گفت. البته این مسأله چه بخواهیم و چه نخواهیم اتفاق می‌افتد؛ شاید هم جبر زمانه یا دسترسی به فضاهای مجازی واینترنت مسبب این اتفاق باشد. مسأله پیشرفت تکنولوژی و تغییرزمان اجتناب‌ناپذیر است به‌طوری که امروزه تنبور الکترونیک هم ساخته شده است.
آیا این اتفاق باعث از بین رفتن اصالت این ساز خواهد شد؟
بله متأسفانه باعث می‌شود این ساز از جایگاه اصلی خود خارج‌ شود اما اتفاقی است که به هر حال خواهد افتاد و نمی‌توان مانع آن شد. بنابراین بهتر است برای این ساز مرز‌بندی قائل شوند نه آنکه با تنبورچهارده پرده و سه سیم نغمات آنچنانی بنوازند و بهتراست برای این نغمات ساز تنبور دیگری ساخته شود.
در خصوص اشعار یا ذکر‌هایی که با تنبور خوانده می‌شود هم توضیح می‌دهید؟
کلامی که تنبور را همراهی می‌کند به ‌عنوان آوا یا آوازهای مقدس خوانده می‌شود و دربخش موسیقی حقانی جمخانه‌ها؛ گفتار فرمایشات و مناجات بزرگان را بیان می‌کند و یک نوع ذکر، مناجات و پند واندرز در بعد حکمت و اشراق و آفرینش وخلقت است.درواقع به هیچ‌عنوان نمی‌توانیم در جمخانه کلامی به غیر از آن بگوییم.
اما تنبور دیگری هم در حلقه‌‌های ذکر عارفانه غیراز اهل حق وجود دارد که در آنجا اشعار مولانا و حافظ با آن خوانده می‌شود.
خاستگاه ساز تنبور کجا است. آیا این ساز تنها متعلق به ایران است؟
تنبورمتعلق به کردها و ایرانی است. استاد روح‌الله ‌خالقی به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین موسیقیدانان درکتاب «سرگذشت موسیقی» وقتی به تنبور می‌رسند‌، می‌فرمایند: «ساز تنبور‌، سازی است که نغماتش فارسی خالص است و کمتر به موسیقی امروز شباهت دارد.»
یعنی زبان اصلی‌ تنبور فارغ از زبان دل، زبان پهلوی است.البته زبان منطقه کردنشین اورامان و گوران بسیارنزدیک به زبان پهلوی است و ریشه‌های زبان پهلوی قدیم در این مناطق وجود دارد.
آیا نزدیک شدن به فضاهای شهری نیز تأثیر‌گذار بوده؟
با آنکه این مناطق شهریت پیدا کرده و مردم آن با تکنولوژی روز آشنا هستند اما تمامی کلامات مربوط به قدیم، درجمخانه‌ها ‌خوانده می‌شود و به ‌هیچ عنوان کلام تازه‌ای به آن افزوده نشده است.
آیا نسل امروز این اصالت‌هایی را که در گذشته وجود داشته است حفظ کرده است؟ خصوصاً در این چهارمنطقه که اشاره کردید.
بله. اما متأسفانه در بعضی از مناطق کمرنگ شده و جوان‌ها به سمت و سوی موسیقی جدیدترگرایش پیدا کرده‌اند.
چرا تنبور حضور کمرنگ تری در کنار دیگر سازها دارد؟
تنبور قابلیت این را دارد که در کنار سازهاى دیگر استفاده شود، اما بنده این سؤال شما را با سؤالى دیگر جواب مى‌دهم. آیا تا به حال دیده‌‌اید براى الماس تبلیغ کنند؟ ساز تنبور به دلیل ارزش والایی که دارد مى باید تنها نواخته شود. بزرگان معتقد بودند که صداى همه سازها در تنبور وجود دارد و تنبور را ساز جامع و کاملى مى دانستند، البته این بستگى به تبحر نوازنده نیز دارد، بزرگانى بوده‌اند که قادر بودند صداى سازهاى دیگر را از دل این ساز در آورند.
چه اتفاقی در تنبور نوازی ایجاد کردید که صاحب سبک خاصی در این ساز شدید با توجه به اینکه هنرمندان بزرگی پیش از شما در اجرای این ساز تبحر داشتند؟
کوچکتر از آن هستم که بخواهم درمورد سبک ام سخنی بگویم ودرمورد خودم هیچ گاه قضاوت نمی‌کنم اما اینکه موسیقی را خوب یاد گرفته‌ام واقعیتی است. به موسیقی با تمام وجود عشق می‌ورزم. در خانواده‌ای پرورش پیدا کردم که اهل موسیقی و فرهنگ بودند. پدرم تنبور می‌نوازد و درکلام‌خوانی و متون قدیمی استاد است و به آثار بزرگان عرفان مانند مولانا و سهروردى و… اشراف دارد. خانواده پدری‌ام از سادات منطقه «کرند و گوران» هستند و خانواده مادری‌ام از سادات منطقه «صحنه» و هر دو خانواده صاحب جمخانه و مقام بودند. درواقع این شانس و لطفی از سوی خداوند است که در این دو خانواده رشد کرده‌ام.
علاوه بر این علاقه بسیاری به صدای ساز تار دارم و تأثیر عجیب روانی روی من دارد. تنبور برای من یک وجود و جان است اما تار برای من کمتر از تنبور نیست و هر دو در جهت پالایش وجودم است. علاوه بر آن توانستم ردیف‌های موسیقی‌های دستگاهی را از استادان محمدرضا لطفی و داریوش طلایى و استاد صدیف (آواز) واستاد علی محمدخان خزایی کرمانشاهی یکی از خوانین بزرگ ومشاهیر کرمانشاه بیاموزم.
درخواست جامعه امروز بیشتر موسیقی‌ پاپ است؟
نسل امروز باید بیشتر به اصالت‌ها اهمیت بدهد. البته نباید همه تقصیرها را برگردن دولت انداخت. موسیقی حال حاضر ما بیمار است و بخشی از آن به خاطر خود مردم است که به اصالت‌های فرهنگی شان اهمیت نمی‌دهند.
حرف آخر…
رشد معنوى جامعه و مردم ایران و دولت، وابسته به فرهنگ و هنر است و در زیرسایه فرهنگ و هنر است که هویت فرهنگی ایران معنا پیدا می‌کند اگر بخواهیم فقط اهل شعار دادن باشیم به‌طور قطع محو خواهیم شد و از ذهن جهان حذف می‌شویم. وقتی می‌گوییم بهترین فرهنگ را داریم باید آن را اثبات کنیم…


Scroll To Top