برگی از فرهنگ تعارف به روایت مسافران دور | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » فرهنک مردم » برگی از فرهنگ تعارف به روایت مسافران دور

برگی از فرهنگ تعارف به روایت مسافران دور

روایت‌های متناقض از یک ویژگی منحصربه‌فرد ایرانی در تاریخ
در سرزمین‌های کهنسال، کمتر پدیده‌ای آنی و گذرا است. واژه‌ای که اینک «فرهنگ» خوانده می‌شود، دستاورد تجربیات و دگرگونی‌هایی است که در روزگاران زندگی تاریخی مردم پدید آمده است. سلوک و منش مردم ایران در برخورد با یکدیگر ریشه‌های عمیقی در دل و جان این خاک دارد.
سنت تعارف در حافظه تاریخ ایران، پیشینه‌ای دراز دارد؛ عادتی که سوار بر قطار تاریخ، مسیری پر پیچ و خم را از سر گذرانده است. ویژگی تعارف در تطور زبان فارسی، معناهایی متفاوت دارد و تنها به کلام منحصر نمی‌شود. پیشکش و هدیه، از معناهای تعارف به‌شمار می‌آید. معمولا افراد زیردست به حاکمان و افراد صاحب نفوذ یا به دوستان، همسایگان، اقوام و میهمانان خود، هدایایی تقدیم می‌کردند که در متن‌های تاریخی از آنها به‌عنوان تعارف نام برده شده است. این هدایا از موادغذایی، سبزیجات، روغن و گوسفند گرفته تا ظرف و پارچه که به‌عنوان تعارف و پیشکشی تقدیم می‌‌شده است. کلاویخو، جهانگرد اسپانیایی که در عهد تیموری به ایران سفر کرده است، روایت می‌کند که دادن هدیه و تعارف‏ به‌ویژه از سوی ماموران، جزو ضروریات بوده است. بدین‌ترتیب، هر سفیرى که هدایایی گرانبهاتر همراه خود داشت، احترام و موفقیتی بیشتر نیز به دست می‌آورد.
معنایی دیگر نیز از اصطلاح تعارف در سفرنامه‌ها آمده است که رشوه و حق‌السکوت تعبیر می‌شود. در بسیاری از زمان‌ها، افراد برای این‌که کارشان پیش برود، به کارگزاران حکومتی، تعارفاتی می‌دادند؛ چنانچه قهرمان میرزا سالور «عین‌السلطنه» در کتاب «روزنامه خاطرات» در عصر قاجار یادآور شده است که براى یک مطلب و عرض۱۰تومانى، صد تومان پیشکش و تعارف‏ مى‌خواهند.
شما میهمان من‌اید
با وجود این برداشت‌ها و معناها، تعارفی که میان مردم بسیار متداول بود، از ادب و صفای درون‌شان سرچشمه می‌گرفت، تا آن‌جا که سیاحان، مهمان‌نوازی و گشاده‌رویی را ویژگی بارز مردم این سرزمین می‌دانستند. «ژان شاردن» جهانگرد فرانسوی عصر صفوی، در بخشی از سفرنامه خود، این اندازه خوش‌خلقی و ادب مردم ایران دوره صفویه را می‌ستاید و آنان را بیش از اندازه گشاده‌رو و نوازشگر توصیف می‌کند.
او همچنین میهمان‌نوازى ایرانیان را امری مقدس می‌داند؛ از آن‌رو که در زمان ورود یک غریبه به شهر یا روستا او را با گفتن «منیم گوناخ» (شما میهمان من‌اید) پیشباز می‌کنند. این تعارفات در نظر او، خشک ‏و خالى نیست که نپذیرفتن دعوت در نظر آنها را گونه‌ای توهین قلمداد می‌کند. در آن روزگار نیز میان مردم معمول بوده است که هنگام ورود به مکانی و خروج از آن‌جا براى مقدم بودن دیگری، به هم تعارف‏ مى‏کردند.
همچنین افزون‌بر پذیرایی متداول با غذا و نوشیدنی، میزبان با آوردن تکه‌ای گوشت در میان برنج، بیشترین احترام را به میهمان خود می‌گذاشت. این غذا به روایت جهانگردان گرچه اشتهاآور نبود، اما این مفهوم را می‌رساند که میزبان هر آنچه در خانه دارد، برای پذیرایی به پیشکش می‌آورد. فوروکاوا، جهانگرد ژاپنی که در روزگار قاجار به ایران آمده است، روایت می‌کند که افراد در آن زمانه با دیدن یکدیگر دست راست به سینه مى‏‌گذارند و سر را به نشانه اداى توقیر و احترام‏ کمى خم مى‏کنند. به توصیف او، آنها لطف و عنایت خود را با رد و بدل کردن جملاتى مانند قربان شما، قدم بالاى چشم، چاکر جنابعالى، اختیار مخلص دست سرکار است، نمایان می‌سازند.
این برخوردها متناسب با جایگاه افراد، متفاوت بوده است. هنگامی که اشخاص برجسته، با فردی همتراز خود روبه‌رو می‌شدند، سلام می‌دادند و دست یکدیگر را می‌‏فشردند، سپس همان دست را تا بالاى سر بلند می‌کردند که نشانه بیشترین علاقه و احترام بوده است. همچنین در برابر اشخاص بلندمرتبه و صاحب نفوذ، افزون‌بر فشردن دست‌شان، دست خود را تا بالاى سر بلند می‌کردند، سپس روى سینه گذاشته و سرى هم فرود می‌آوردند.
اختیار با جنابعالى است
مردمان روزگار گذشته، نه‌تنها با خوشامدگویی گرم، مهمانان‌شان را پذیرا می‌شدند، که با فروتنی پیش از آنها نمی‌نشستند. این صاحبخانه مهمان‌نواز ایرانی، با فراخواندن میهمان نزد خود، عنایت و احترامی ویژه را در حق او روا می‌دارد، اما جاى خود را به کسى تعارف نمی‌کند زیرا در نظر مخاطب، توهین و بی‌احترامى تلقى مى‏شود. هنگامی که میزبان بخواهد نسبت به یکى از حاضران بیشترین احترام را بگذارد، از جاى خود برمی‌خیزد و در کنار میهمان می‌نشیند. سپس با تعارف شربتی خنک، یا چای و قهوه از آنها پذیرایی می‌کند. همچنین روایت شده است که برخی مردم به سنتی کهن، هنگام ورود بزرگان و بلندپایگان به آبادى، یا زمان عزیمت آنها، گوسفندى را پیش‌پایشان سرمی‌برند و خون قربانى را پیرامون خانه و اتاق می‌ریزند.
سپس گوشت گوسفند را برای تهیه غذا به مطبخ می‌برند.‌هانرى رنه دالمانى، جهانگرد فرانسوی در سفرنامه خود که ایران دوره قاجار را توصیف می‌کند، روایت کرده است که میهمان تا هنگام نماز مغرب در خانه میزبان ایرانی می‌ماند. او پیش از عزیمت، به اقتضای ادب از صاحبخانه اجازه مرخصى می‌خواهد. میزبان هم در پاسخ او به احترام می‌گوید «اختیار با جنابعالى است واقعا منزل ما را مشرف فرمودید. راستى وقتیکه خبر تشریف‌‏فرمایى جنابعالى را شنیدم تمام درد و رنج و اندوه خود را فراموش کردم. زیارت جنابعالى موجب سعادت بنده شد». میزبان سپس دوباره تعارفات معمول را بر زبان می‌آورد. او همچنین از کاستی‌های پذیرایی‌اش عذر می‌خواهد و همواره شرمندگی‌اش را بیان می‌کند. میزبان سرانجام با تعارفی اغراق‌آمیز نشان می‌دهد که همه آنچه در سال‌های زندگى به دست آورده، می‌خواهد به میهمان ارزانى دارد. میهمان همین که کفش خود را می‌پوشد، دوباره زمانی به تعارف و خداحافظى اختصاص می‌یابد تا این‌که از خانه بیرون روند. این تعارفات در لحظه خداحافظى، از سر گرفته می‌شود. میزبان و میهمان درواقع زمانی زیاد را تا در خانه به تعارف و تعریف می‌گذرانند.
انتقاد مستشرقان از تعارفات ایرانیان
سیاحان اما گاهی مهربانی و تعارف میزبان ایرانی هنگام ملاقات میهمان را مورد انتقاد قرار داده‌اند. ژوبر، جهانگرد فرانسوی که در زمان قاجار به ایران آمده است، در رویارویی با این اندازه اصرار و پافشاری از مردم، شگفت‌زده شده، توصیف می‌کند که هیچ‌چیز به اندازه تعارفات‏ ایرانیان، متنوع و شیوه احوالپرسی‌‏شان عجیب‌و غریب نیست. برخی سیاحان هم تعارفات مردم ایران را لفاظی و غیرواقعی قلمداد کرده‌اند.
موریتس وان کوتسه بوئه، جهانگرد آلمانی و نگارنده کتاب «مسافرت به ایران»، تعارفات متداول ایرانی را صرفا از روی ادب می‌داند. او معتقد است چه‌بسا اگر صاحبخانه بگوید «خانه‌ام به شما تعلق دارد» این را نباید حقیقى فرض کرد زیرا تنها برای اظهار لطف و مهربانی در برابر میهمان است.
گرچه علاقه «شاردن» به ویژگی مهمان‌نوازی و گشاده‌رویی ایرانیان در جای‌جای سفرنامه‌اش به چشم می‌آید، او اما سخنان مهرآفرین و خوشامدگویی‌هاى بیش از اندازه رجال و درباریان ایران را برای تملق و جلب منافع مادى می‌داند. به اعتقاد او، هیچ مهربانی و لطفی در پس کلمات آنها وجود ندارد. همچنین ژوانس فووریه نگارنده کتاب «سه‌سال در دربار ایران» که روزگاری را در دربار ناصرالدین شاه قاجار گذراند، مدح و ثناهاى بیش از اندازه و تعارفات‏ شاعرانه و احساساتى ایرانیان را از واقعیت دور دانسته، می‌نویسد «مکرر از این وعده‌هایى که هیچ‌وقت صورت عمل به خود نگرفته است، دیده بودم».
برگرفته روحیه همدلانه ایرانیان در تاریخ
همانگونه که برخی جهانگردان در سفرنامه و نوشته‌های خود توصیف کرده‌اند، تعارفات ایرانیان گاه از واقعیت دور و به بیان عامیانه خشک و خالی‌اند، اما می‌توان آن را جزیی از اخلاق اجتماعی همدلانه ایرانیان و جامعه ایرانی دانست. این آداب و رسوم درواقع مورد پذیرش اجتماع و دستاورد نسل‌های پی‌درپی تاریخ ایران به‌شمار می‌آید و جلوه‌ای از همدلی و همنوع‌دوستی آنان را بیان می‌کند. از این زاویه می‌توان دریافت که چرا تعارفات ایرانیان در زندگی روزمره، بیش از آن‌که به قلمرو چاپلوسی و تملق پهلو بزند، در گستره اخلاق اجتماعی این مردم شرقی در زمینه دگردوستی در روزگار گذشته جای می‌گیرد.
عاطفه قدرتی


Scroll To Top