اردبیل شهر راستی و آرمانی | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » مقالات » اردبیل شهر راستی و آرمانی

اردبیل شهر راستی و آرمانی

 

اشاره: چهارم مردادماه به مناسبت تاجگذاری شاه‌اسماعیل صفوی و احیای سیاسی دوباره ایران‌زمین و رسمیت‌یافتن مذهب تشیع در ایران، روز ملی اردبیل شناخته شده ‌است و خانه اردبیل با حضور برخی از مسئولان استان اردبیل و اردبیلی‌های ساکن تهران این روز را در ایوان شمس گرامی داشت. در آیین گرامیداشت این روز که پنجم مردادماه جاری برگزار شد، اسماعیل علی‌اکبری ـ مدیرعامل خانه اردبیل ـ در تهران گزارشی از کارکرد چندساله این خانه گفت: «خانه اردبیل از سال ۸۴ خورشیدی آغاز به‌کار کرد. اعضای آن اردبیلی‌های ساکن در تهران هستند و از هر گونه دیدگاه سیاسی و جناح‌بندی رایج در کشور به‌دور است. یکی از آرمان‌های خانه اردبیل جذب سرمایه‌گذارانی است که اردبیلی نیستند، ولی دوستدار سرمایه‌گذاری در استان هستند.» وی نام «خانه رهپویان توسعه اردبیل» را که تازگی به ثبت رسیده، نام رسمی خانه اردبیل خواند.
سپس با حضور حجت‌الاسلام امرودی مشاور شهردار تهران، دکتر نیکزاد وزیر سابق مسکن و شهرسازی، مهندس بدری و رضا کریمی نمایندگان مردم اردبیل و دکتر بشیر خالقی نماینده مردم خلخال و میرزاده نماینده مردم گرمی در مجلس شورای اسلامی، از نشان و نشریه خانه اردبیل رونمایی شد. سپس استاد کزازی سخنرانی کرد و در ادامه این گردهمایی، از پزشکان برتر استان اردبیل، دکتر جواد میکاییلی، محمدرضا ابراهیمیان، منصور یزدان‌بد، اسماعیل اصدق‌پور، علی صادقی‌تبار، داوود منصوری، یونس نوذری تقدیر شد. گفتنی است پیش از آغاز مراسم، نشست هم‌اندیشی با عنوان «فرصت‌های سرمایه‌گذاری در استان اردبیل» پیرامون چگونگی گسترش سرمایه‌گذاری با رویکرد گردشگری تشکیل شد و کریم‌حاجی‌زاده، مدیرکل میراث فرهنگی استان گفت: «استان اردبیل دارای ۳۷ منطقه نمونه گردشگری با بیش از ۶۰۰ هکتار زمین بدون معارض است. استان ما دارای بیش از ۴۰هزار متر مربع بنای تاریخی در دست دولت است و همه بنا به قانون در برابر پذیرش هزینه‌های بازآرایی و بهره‌برداری، توان واگذاری دارند.»
در پایان مراسم، پس از شعرخوانی عبدالله بحرالعلومی مدیر شبکه تلویزیونی سحر آذری، گروه موسیقی عاشیقلار به سرپرستی عاشیق شهبازی سه آهنگ آذری اجرا کرد و در حاشیه این گردهمایی، نمایشگاه کتاب نمایانگر فرهنگ راستین اردبیل به نمایش گذاشته شد.
شایان ذکر است که شخصیت شاه اسماعیل صفوی ‌(۲۶ تیر ۸۶۶ ـ ۲ خرداد ۹۰۳شر برابر با ۱۴۸۷ ـ ۱۵۲۴م) را از جهاتی نمی‌توان با دیگر شاهان ایران سنجید؛ زیرا او از چشم‌اندازی معنوی به امر حکومت پرداخت و در حقیقت درویش تاجداری بود که می‌خواست جنبه‌های مادی و معنوی فرمانروایی را یکجا عرضه کند؛ چنان که در خطبه نمادین و پر راز و رمز تاجگذاری‌اش، با یادآوری شخصیت‌های اسطوره‌ای ایران، همچون فریدون که بر ضحاک تازی چیره شد و کشور را از دست بیگانگان درآورد، و کیخسرو که فرمانروای آرمانی ایران اسطوره‌ای است و نیز خسرو انوشیروان که به دادگری آوازه داشت، و جمشید که بنیانگذار بسیاری از آیینهای نیک ماندگار و شهریاری ستوده و محبوب بود، و رستم که قهرمان ملی ایران بوده و حیدر که هم نام پدرش است و هم یکی از القاب امیر مؤمنان(ع) ، پیوندی میان ایران کهن و تشیع برقرار کرد و به نوعی خود را خلاصه و نماد چنان کسانی به شمار آورد و گفت: «من امروز به زمین فرود آمدم؛ بدان به حقیقت که منم فرزند حیدر؛ منم فریدون؛ منم خسرو؛ منم جمشید و منم ضحاک؛ منم رستم پسر زال؛ منم اسکندر. نام من شاه اسماعیل است. من راز پروردگارم، من فرمانده جنگاوران قزلم. مادرم فاطمه است و پدرم علی و من جانشین دوازده امام هستم. سرّ اناالحق خفته در سینۀ من؛ چون منم واقعیت مطلق، حقیقت آن باشد که من به سرانجام رسانم…» آنچه در پی می‌آید، بخشی از سخنان استاد کزازی است.
گرانمایه‌ بوم
اردبیل بی‌گمان یکی از کهن‌ترین و گرانمایه‌ترین بومهای سرزمین ایران است. اگر ما از نام اردبیل آغاز کنیم و این نام را بشکافیم، آشکارا بازتاب و نمود برجسته فرهنگ و تاریخ ایران را در نام این شهر و استان می‌توانیم دید. اردبیل که در ریخت کهن‌تر آن «اَرتا بیل» بوده و از دو پاره ساخته شده ‌است. پاره دوم کمابیش آشنای همگان است: «بیل» یا «ویل» به معنای شهر، واژه‌ای هندواروپایی است که در پاره‌ای دیگر از زبان‌های وابسته به این دودمان گستردة زبانی و همچنین در زبان‌های اروپایی هنوز کاربرد دارد. ما این واژه را هم در ریخت کهن‌تر «ویل» و هم در ریخت نوتر «بیل» در نام شهرهای دیگر مانند دژبیل، شوربیل، دشت‌بیل می‌بینیم؛ اما آن پاره‌ای که مایه نازش و سرافرازی اردبیلیان می‌تواند بود، پاره نخستین این نام است، «ارتا» یا «اَشا» واژه‌ای کهن که از زبان مینوی اوستایی به یادگار مانده ‌است.
ما این واژه را در بسیاری دیگر از واژگان و نامها می‌یابیم؛ مانند: «اردستان»، «اردکان»، «اردشیر»، «اردوان» یا در واژه بسیار آشنای «اردیبهشت» که نام یکی از شش فرشتة برین و بنیادین در آیین زرتشتی است. شش فرشته‌ای که آنها را «اَمشاسپندان» می‌نامیم [به معنای بی‌مرگان و جاودانگان مقدس] و به‌راستی که شش ویژگی اهوره‌مزدا هستند؛ نام دومین ماه بهار هم هست. اَرتا را «راستی» گزارش کرده‌اند؛ اما معنی باریک این واژه به‌نام «سامان کیهانی» و «آماج آفرینش» است. جهان سامان‌مند است بدان‌سان که پیر شبستر گفت: جهان چون زلف و خط و خال و ابروستر که هر چیزی به جای خویش نیکوست. هر چیزی در جای خود به شایستگی نهاده شده‌ است. جهان به‌سامان است و به ‌سوی «اَشا» یا «اَرتا» می‌شتابد.
اردبیل شهری تاریخی است و یکی از شهرهای بزرگ، بنیادین و کلان ایران زمین بوده ‌است. پیش از آنکه تبریز کانون آذربایجان بشود، اردبیل شهر بَرین این سرزمین بوده ‌است؛ چرا تبریز جای اردبیل را گرفت؟ در تاریخ می‌خوانیم مردم اردبیل آن‌چنان گُرد، دلیر، سلحشور و ایران‌دوست بودند که در برابر مغولان، آن دَدمنشانِ بدکُنش مردانه ایستادند. سه ‌بار مغولان به این شهر تاختند و هنگامی که آن را گشودند، از خشم و کین شهر را با خاک یکسان کردند و اردبیل آن‌چنان ویران شد که به‌ناچار شهر دیگری جایش را گرفت. آن ویرانی که به صد آبادانی می‌ارزد. اگر ما به پاس ماندگاری ایران، ویران بشویم به‌راستی ویران نشده‌ایم؛ این ویرانی مغز آبادانی است.شما اردبیلیان خود را آن‌چنان که می‌سزد، بشناسید، بی‌گمان نازان خواهید بود که این بخت بلند را یافته‌اید که در یکی از ایرانی‌ترین سرزمین‌های این کشور سپند اهورایی زاده‌اید و می‌زیید. اردبیلی بودن کاری دشوار است؛ زیرا اردبیل شهر «اَرتا»، راستی و آرمان جهان هستی است. آذربایجان گرامی‌ترین و کهن‌ترین سرزمین ایران است و زادگاه وخشور باستانی ایران، زرتشت است. وی در دهستانی به ‌نام راق در دامنه سبلان دیده به دیدار جهان گشود.ما می‌دانیم که سه گونه آتشکده در روزگار ساسانی بر پا بود: آتش کشاورزان با نام آتش بُرزینه در ریوند خراسان فروزان بود. دیگری آتش هیربدان و موبدان در کاریان پارس با نام آذرفرنبغ است و سومین آتش و آتشکده در کنار دریاچه آیینی «چی‌چست» یا ارومیه، آذرگشسب جای دارد که آتش جنگاوران و پهلوانان است و کیخسرو آن را بنیاد نهاد.ایران سرزمین فرّ و فرزانگی است و هزاران سال رهنما و رهبر جهان بوده‌ است. بارها گفته‌ام اگر اسلام به ایران نمی‌آمد، فرهنگ و شهرهای اسلامی پدیدار نمی‌شد. گاهی کسانی به خامی می‌اندیشند اگر از ایران کهن سخن بگویند و به آن دل بسپارند، ایران نو را خوار پنداشته‌اند؛ از سویی کسان دیگر ایران نو و پس از اسلام را گرامی می‌شمارند و ایران کهن را خوار می‌دارند؛ این هر دو نه تنها بیهوده، بلکه زیانبار است. من بر این باور هستم هر کس ایران را به‌درستی بشناسد، با من هم‌اندیش و هم‌باور خواهد بود و زرتشت گفت: «ایران بهترین سرزمینی است که مزدا آفریده ‌است.»وی در ادامه از دشت مغان و رویدادهای تاریخی وابسته به آن و همچنین از خلخال به عنوان شهری فرهنگی که دومین آموزشگاه ایران در آنجا بنیاد نهاده شده‌ است و نام شهرستان گیوی که از نامهای شاهنامه گرفته شده ‌است، یاد کرد.


Scroll To Top