پهلو گرفتگان | Ettelaat International Newspaper


پهلو گرفتگان

دکتر محمدعلی فیاض بخش :

کشتی کنکور پهلو گرفت و دست بر پیاده شدند. از آن‌جا که عرشه‌‌ی این ابرکشتی مسافران میلیونی داشت، مجال آن نبود که همه در یک لنگرگاه فرود آیند. برخی بر فرش قرمز یک روز جلوتر پیاده شدند و انبوهی دیگر در سواحلی نه چندان هموار و دلخواه. اما یک چیز در میان این همه مشترک بود: خستگی و دریازدگی. برای بسیاری از این مسافران، دریازدگی از همان اولین روزهای سفر نمایان شد و برای برخی دیگر در میانه‌ی این سفر؛ شاید معدود مسافرانی را بتوان یافت که در توفان و تلاطم و خطرات جانکاه این دریانشینی چندان خمی بر ابرو نیاورده باشند؛ نه، کسی را مصون از این سفر پرمخاطره، در حوزه‌ی دریازدگی و اضطراب نمی‌توان یافت. می‌گوییم به هرحال خدا را شکر که رسیدند! اما دو سؤال اینجاست: به کجا رسیدند؟ مسافران سال آینده را چه خواهید گفت؟ اول هر سال بهتر بگوییم ابتدای دبیرستان پشته پشته در کشتی کنکور می‌نشانیم، نمی‌گویم کشته تحویل ساحل می‌دهیم، اما کم از کشتگان نیز پیاده نمی‌کنیم.
من در میان هزار هزار وعده‌ی خوبان، که یکی وفا نکند، به این وعده‌ی پنج سال از موعدِ وفا گذشته اشاره می‌کنم که قرار بود در سال ۹۰ کنکور برچیده شود. پیش‌تر از آن هم کم و بیش وعده‌ها در میان بود و اما آخرینش آن بود؛ نمی‌دانم این آخری، اولِ کدام آخر است!؟
همان‌گونه که این قلم در چند مکتوب پیش‌تر انصاف داد و به صراحت اعلام کرد که نظام تدوین و تألیف و توزیع کتب درسی در کشور ما چه در تدارک نرم‌افزاری و چه در تمهیدات نرم‌افزاری جزو بهترین‌های دنیاست، شما هم انصاف دهید که نظام کنکور و اضطراب‌زایی ورود به دانشگاه در کشور ما در زمره‌ی معدودهاست.
روز سه‌شنبه همین هفته رئیس محترم مجلس شورای اسلامی در جمع بزرگ‌ دست‌اندرکاران و مدیران آموزش و پرورش بر دو نکته اشاره کرد که هر دو نکته را صاحب این قلم بارها و بارها در سالیان اخیر و در همین ستون نگاشته است. نکته‌ی اول آن که تحول نظام آموزشی لزوماً در گروی تغییر نظام آموزشی نیست. در تغییر، سخن از جابه‌جایی است و در تحوّل، سخن از تغییر نگرش‌ها و تجدیدنظر در روش‌هاست. ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را به دو ۶ سال و یا یک ۶ سال و دو ۳ سال بدل کردن واقعاً حلّال چه مشکلی خواهد بود؟ آیا فی‌المثل در این تفکیک‌های عددی، نظام دانش‌پروری به معنی تئوری‌خوانی و محفوظات سازی کمترین میلی به سمت مهارت‌آموزی و حرفه‌سازی و کارپردازی داشت؟ پس تغییر نظام، ضمن آن‌که هدر دهنده‌ی انرژی‌ها و مستلزم هزینه‌های بی‌مورد است، لزوماً تحول آفرین نیست. در دیگر نکته آن که نظام کنکوری در آخرین گلوگاه تحصیلی دانش‌آموزان، اصل یادگیری و فهم دانش را به فروعی متعدّد و جانکاه و البته بی‌فایده بدل می‌کند که با حاشیه‌های خسارت‌باری همچون ناشادی، استرس، رقابت‌های غیردوستانه و در سال‌های آخر، خانواده‌گریزی و دیگر امراض همراه می‌شود.
همین الآن که به نگارش این سطورم، گوینده‌ی خوش چهره و خوش‌ بیان خبر در رسانه‌ی ملّی با لبخندی شادمانانه بر لب می‌گوید: امروز کنکوری‌ها نفس راحتی کشیدند!
مرحبا! چه شاهکاری زده‌ایم که همگانی‌ترین و مجّانی‌ترین موهبت الهی، یعنی نفس را بر بخش عظیمی از فرزندانمان سال‌ها دریغ داشتیم و مضایقه کردیم و امروز ناگاه بر آزاد شدن نفس‌هایشان شادمانی می‌کنیم، چقدر ما خوبیم!
من یقین دارم و شما هم باور کنید‌(اگر شک دارید مکتوب امروز را ببُرید و بایگانی کنید) که در امر کنکور تا ۵ سال آینده هم اتفاق خاصی نخواهد افتاد. چرا؟ یک کلام: چون تاکنون اتفاقی نیفتاده است. و اما چرا اتفاقی نیفتاده و نخواهد افتاد؟ باز هم به دو دلیل ساده:
اول: چاره کردن این امر، که حالِ خوش یک مهمان ناخوانده و جا خوش کرده را دارد نیازمند یک عزم واحد و جدّی در حوزه‌ی برنامه‌ریزان و مدیران است؛ بهتر بگویم، در زمره‌ی اموری است که عزم ملّی بدون بازگشت را می‌طلبد. بوی چنین عزمی به مشام نمی‌رسد.
دوم: این مهمان ناخوانده‌ی ثقیل‌الوزن و عظیم‌الجثه‌ی جا خوش کرده، در طول این سال‌ها با خود طفیلی‌هایی را زاییده و بزرگ کرده که در کنار خود نیازمند ارتزاق این طفیلی‌ها نیز هست. شما تصور کنید اگر نظام کنکور برچیده شود و روال ورود به دانشگاه به مجاری و معابر منطقی خود برگردد، چه میزان کاسب و تاجر باید به مشاغل دیگری روی کنند؟ چقدر کاغذ و کتاب و مرکّب باید به جای واقعی خود بازگردند؟ آری بد می‌شود! آن وقت ناشران باید کتاب‌های درست و درمان را در تیراژهای استاندارد جهانی چاپ کنند و البته که در این شرایط صرف نمی‌کند.


Scroll To Top