مدافعان بی دفاع | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » علی رضا خانی » مدافعان بی دفاع

مدافعان بی دفاع

علی رضا خانی :

توماس هابز، فیلسوف انگلیسی زمانی گفته بود «انسان گرگ انسان است» خشونت، برای بشر به قدری مذموم و ناموجه است که اساساً ادیان و مکاتب انسانی خشونت را صرفاً برای برخورد یا پیشگیری از خشونت موجه و مشروع دانسته‌اند. بر همین اساس، ماکس‌وبر از بنیانگذاران جامعه‌شناسی، از مفهوم خشونت برای تعریف دولت بهره گرفته است و می‌گوید: دولت عبارت است از نهادی که در یک قلمرو ملی آشکارا مرزبندی شده، از انحصار کاربرد «خشونت» برخوردار است. از نظر وبر، دولت در دو وجه می‌تواند خشونت را به کار گیرد، یکی توسط ارتش برای حفظ امنیت خارجی و دیگری توسط پلیس برای حفظ امنیت داخلی. بنابراین خشونت باید در «انحصار» دولت باشد.
به همین آسانی فراموش کردیم که تنها چند هفته پیش سه محیط‌بان دیگر در استان‌های هرمزگان و فارس با تیر مستقیم شکارچیان، کشته شدند. رئیس جمهوری و برخی مقامات بلند مرتبه دیگر برای شهادت آنان پیام دادند، اما شمار محیط‌بانان و جنگلبانان کشته شده به دست شکارچیان و متعرضان به منابع ملی به ۱۱۹ نفر رسید.
شکار در بسیاری از نقاط جهان ممنوع و در بیشتر ادیان نفی و ذم شده است. شاید، حرام نشمردن کلی شکار، به خاطر کسانی بود که در جنگل یا بیابان گرفتار می‌شدند و بیم گرسنگی و مرگ داشتند، اما آیا امروزیانی که شکار را نه برای قوت لایموت و بیم گرسنگی و مرگ، که برای تجارت و سوداگری با پوست پلنگ و ببر، برای فلان سرمایه‌دار و ثروتمند انجام می‌دهند و این تجارت چنان پرسود است که برای انجامش دست به جنایت می‌زنند، به خاطر بیم از گرسنگی و مرگ است؟!
کشتن حیوانات مظلوم، نه برای نیاز ضروری و نجات انسانی از گرسنگی، که برای سوداگری در کدام مکتب و نظام فکری مجاز و مباح است؟ حتی حیوانات، که قانون تنازع بقا بر آنان حاکم است، صرفاً برای رفع گرسنگی و جوع به شکار رو می‌آورند و در هنگام سیری، هرگز شکار نمی‌کنند.
محیط زیست ایران، سال‌هاست مورد تجاوز و تعدی شکارچیان غیرمجاز (این هم اصطلاح عجیبی است، یعنی فقط برخی از شکارچی‌ها غیرمجازند!) قرار گرفته‌ است. اما آنها تنها نیستند، گروه دیگری که به جنگل‌خواران و مرتع‌خواران و کوه‌خواران و ساحل‌خواران مشهورند، با شکارچیان همدست و همداستانند.
شکارچیان مستقیماً جانداران بی‌گناه و بی‌پناه را هدف گلوله قرار می‌دهند و «محیط خواران» زیستگاه‌های آنان را نابود می‌کنند تا نسل بعدی جانوران هم نتوانند آنجا باشند و بلکه اصلاً نتوانند آنجا متولد شوند.
قوانین حفاظت از منابع طبیعی و مهم‌تر از آن، اجرای آن قوانین دچار ضعف و تنگناست. جنگل‌ها، کوهپایه‌ها، ساحل‌ها، مراتع، دشت‌‌ها و تالاب‌ها و دریاها و دریاچه‌ها در برابر متعرضان و منفعت طلبان و سوداگران، بی‌پناه و بی‌امانند. از آن بالاتر، حکومت‌ها هم برای محافظت و محارست از این منابع ملی و عمومی، دچار ضعف و مشکل‌اند، برای همین تاکنون ۱۱۹ محیط‌بان که باید جلوی شکار را بگیرند، خود شکار شکارچیان شده‌اند و این روند ادامه دارد. ضعف قوانین، از منظر دیگر، به‌ گونه‌ای است که محیط‌بانان حتی جرأت دفاع از جان خویش را ندارند چه رسد به دفاع از جان جانوران. مگر یادمان رفته است که همین دو سال پیش، محیط‌بانی که در جنگ رویارو با شکارچی، مجبور به تیراندازی شده بود و در این میان شکارچی کشته شد، محکوم به اعدام شد. وقتی محیط‌بانی، در شرایطی قرار گیرد که اگر شلیک نکند، خود شکار می‌شود و اگر شلیک کند، اعدام می‌شود، در بازی‌ای قرار گرفته است که دو سویش مرگ است و در این وادی، چگونه می‌توان انتظار حفاظت از جانوران و زیستگاه‌هایشان را داشت‌؟
حیوانات، به صرف حیوان بودن محکوم به مرگ نیستند. شیر ایرانی و ببر ایرانی برای همیشه نابود شدند و نسلشان ور افتاد. اکنون همه دوستاران و فعالان محیط زیست نگران گونه‌های کمیاب پلنگ و یوزپلنگ و گوزن زرد و سنجاب و گور ایرانی‌اند که نسلشان در معرض انقراض است، اما این طور که پیش‌ می‌رود، نه تنها نسل آنها بلکه نسل محیط‌بانان نیز انگار رو به انقراض خواهد رفت. دولت باید تا دیر نشده با همراهی همه قوای تقنینی و قضایی تصمیمی اساسی و محکم و قاطع بگیرد. لااقل این موضوعی است که به برجام ربطی ندارد و اگر نسل‌های آینده، ما را در از بین بردن نسل گونه‌های کمیاب مقصر و مجرم بدانند، نمی‌توانیم به آنها بگوییم به خاطر بی‌‌تعهدی طرف‌های خارجی بود! اصلاً چه کسی گفته است که حیوانات، ولو رو به انقراض نباشند و پرشمار هم باشند، به صرف حیوان بودن باید بی‌رحمانه کشته شوند؟ آیا انسان‌ها از گرگ انسان‌ بودن هم قسی‌تر شده و به گرگ حیوان و گرگ طبیعت و گرگ همه هستی بدل شده‌اند؟


Scroll To Top