سخنی درباره آسیب‌های اجتماعی! | Ettelaat International Newspaper

صفحه اصلی » ابوالقاسم قاسم زاده » سخنی درباره آسیب‌های اجتماعی!

سخنی درباره آسیب‌های اجتماعی!

ابوالقاسم قاسم زاده :

آسیب‌های اجتماعی، مفهومی است که در جامعه‌شناسی، اقتصاد و مدیریت سیاسی نقد و بررسی می‌گردد و بخصوص در مجامع علمی و علی‌الخصوص در دانشگاه‌ها درباره آن نظرپردازی و ارزیابی صورت می‌گیرد و راهکارها ارائه می‌شود. آسیب‌های اجتماعی در همه کشورها، چه آنها که دارای اقتصاد قوی یا ضعیف و کارآمد‌اند یا ناکارآمدی مدیریتی دارند، دیده می‌‌شود و موضوع روز است. گوناگونی آن با نشان دادن منحنی آماری و تنوع سطوح رشد یافته شناسایی می‌شود. گاهی ساحت فرهنگی و شکست برنامه‌های فرهنگی ـ اجتماعی محوریت پیدا می‌کند و زمانی رشد تضاد طبقاتی و شکاف‌های عمیق فقر و ثروت و یا هجوم پدیده حاشیه‌نشینی در جوامع شهری و آشفتگی‌های اخلاقی، روانی و اجتماعی، ماتریس آسیب‌های اجتماعی را نشان می‌دهد. برخی بر رشد فزاینده جمعیت شهری، ویرانی روستاها و زندگی با آرزوی بهره‌مندی از تکنولوژی را نشانه می‌روند و آسیب‌های اجتماعی را پدیده همزاد و همراه «مدرنیت» می‌شمارند. در اغلب تحقیق‌ها درباره آسیب‌های اجتماعی دو محور، پایه و اساس است، اول، اقتصاد و چگونگی زیست اقتصادی و دوم، فرهنگ و بهره‌مندی فرهنگی جوامع٫
بهم ریختگی اقتصادی حتی در نظامهای سیاسی دارای برنامه‌ریزی دقیق و کارآمد، در کنار آن تلاطم‌های فرهنگی، جوامع را ناپایدار می‌سازد و از درون ناپایداری امید به آینده مسدود می‌گردد و آسیب‌های اجتماعی به صورت گوناگون سربر می‌آورد. در اغلب بررسی‌ها، بهم ریختگی ترکیبی جمعیتی از روستا به شهر و رشد بدون محاسبه آن را بسترساز آسیب‌های اجتماعی می‌خوانند. در دنیای امروز، هیچ کشور و جامعه‌ای مصون از آسیب‌های اجتماعی نیست، همه سخن‌ها درباره میزان و گستردگی انواع آن است. به طوری که آسیب‌های اجتماعی در منحنی رشد خود، بقول روانشناسان اجتماعی، جامعه سالم را جامعه بیمار می‌سازد.
با این مقدمه کوتاه، نگاهی به کشورمان داشته باشیم که این روزها، بسیاری درباره میزان آسیب‌های اجتماعی در آن می‌گویند و می‌نویسند و هشدار می‌دهند. دیروز معاون وزیر بهداشت و درمان در گزارش خود به ستاد ساماندهی امور جوانان، تنوع و رشد آسیب‌های اجتماعی در کشور را هشدار داد و گفت: نابرابریهای پنهان در جامعه رو به افزایش است. فقر، محرومیت اجتماعی، پائین‌بودن شاخص‌های توسعه انسانی، مسائل حاشیه‌نشینی در کلان‌شهرها، اعتیاد و فحشا، ریشه‌های تولید آسیب‌های اجتماعی شده است. او در گزارش خود در جلسه ستاد ساماندهی امور جوانان اعلام کرد که نباید در برخورد با آسیب‌های اجتماعی فقط به ظواهر نگاه کرد و به آن پراخت، بلکه باید ریشه مشکلاتی همچون طلاق، اعتیاد و فقر شناخته شود. شعار ما در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی باید کاهش نابرابری‌های اجتماعی باشد. امروزه دنیا با عدد و رقم حرف می‌زند و باید با عزم و اراده سیاسی از بالا و حمایت مردمی از پائین به مبارزه با معضلات اجتماعی بپردازیم. باید شرایط زندگی روزانه مردم را بهبود ببخشیم. در چند دهه اخیر شرایط زندگی مردم براساس شاخص‌های مختلف سخت‌تر شده است. بهره‌مندی ناعادلانه از قدرت، ثروت، منابع عمومی و خدمات از ریشه‌های بروز آسیب‌های اجتماعی است که باید با آن مقابله شود. معاون وزیر بهداشت چند آمار برای نشان‌دادن خطر آسیب‌های اجتماعی ارائه داد و گفت: «… در حال حاضر ۳۰ درصد مردم کشور گرسنه‌اند و نان خوردن ندارند که این آمار را وزارت رفاه هم تایید می‌کند!» سپس درباره هزینه‌های سلامت آمار داد که «سالانه ۷۰۰ هزار نفر در ایران به دلیل هزینه‌های درمان ورشکست می‌شوند. مساله آسیب‌های اجتماعی در حوزه سلامت از موارد نوپدید است. به طوری که ۵۵درصد عوامل ناسلامتی، عوامل اجتماعی است.» او در ادامه گزارش به خطر پدیده حاشیه‌نشینی اشاره کرد و گفت: «۲۵درصد جمعیت شهری ایران حاشیه‌نشین‌اند. تاکنون ۱۰ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در سکونتگاه‌های غیررسمی شناسایی شده‌اند و اغلب حاشیه‌نشین‌‌ها، مهاجران روستایی و تهیدستان شهری‌اند.» در این گزارش اعتیاد، طلاق، خشونت، فقرزدگی، بیکاری، تهیدستی، سطح نازل بهداشت و درمان، حاشیه‌نشینی، فحشا، دزدی، قتل، جنایت و… در شعاع آسیب‌های اجتماعی نقد شد.
اینکه ما دچار آسیب‌های اجتماعی شده‌ایم، قابل انکار نیست. برخی علاج آن را در سامان‌یابی ‌اقتصاد، رشد «تولید» و افول «رکود»، لاجرم استقرار معادله «کار و تولید» جستجو می‌کنند. اینان بر این باورند که آسیب‌های اجتماعی، میوه فقرزدگی است. فقرزدگی اقتصادی به فرد و جامعه، تعریف «کفر» زد‌گی می‌دهد. همانگونه که در کلام پیامبر و ائمه طاهرین ما است، «فقر به کفر» نزدیک است و این نزدیکی میوه‌ای جز آسیب‌های اجتماعی به بار نمی‌آورد. برخی نیز از دریچه دیگر به پدیده آسیب‌های اجتماعی می‌نگرند و می‌گویند، اگر جامعه‌ای براساس تحجر و نگاه امنیتی اداره گردد، لاجرم دچار آسیب‌های اجتماعی می‌گردد. زیرا از مصدر این دو عامل نه تنها آینده‌نگری مسدود می‌شود که نشاط از جامعه رخت بر می‌بندد. اگر در جامعه‌ای «ممنوعیت» اصل ‌شود و مرزهای ممنوعیت بسیاری از امور فردی و اجتماعی را احاطه ‌کند تا آنجا که حضور در کنسرت موسیقی و ساعتی تعامل فرهنگی ـ هنری با سنت اجتماعی، تاریخی، ممنوع گردد؛ گرایش به اعتیاد و بسیاری از ناهنجاری‌ها گشوده می‌شود. فرد و جامعه دچار آسیب‌‌های گوناگون اجتماعی می‌شود. فرهنگ و هنر آن هم در ایران ریشه‌دارترین مقوله و مقوم تاریخی ـ اجتماعی است. خواه فرهنگ مذهبی و یا ملی، آنها که با «ممنوعیت» این دو اصل، زیست‌ فرهنگی، اجتماعی جامعه ایرانی را در تقابل و تضاد با یکدیگر قرار می‌دهند، دریچه‌های انواع و اقسام آسیب‌های اجتماعی را می‌گشایند.
گروهی نیز رشد آسیب‌های اجتماعی را در کجراه رفتن برای تحقق مهمترین اصل زندگی اجتماعی ـ اخلاقی، یعنی امر به معروف و نهی از منکر می‌بیند. اگرچه تا حدودی در «نهی» با ضرب و زور امنیتی موفقیت‌ محدود و معدود به‌دست می‌آید، اما دریچه‌های پرسش جامعه، به‌خصوص نسل جوان که هویت اجتماعی امروز‌اند، در شناخت‌ و ایجاد گرایش به «معروف» باز می‌ماند و یا دچار آشفتگی می‌شود. در این صورت جوانان کاهش آشفتگی‌های خود را در هنجارشکنی‌ها جستجو می‌کنند که از آن آسیب‌های اجتماعی سر بر می‌آورد.
از هر زاویه‌ای نگاه کنید و با هر باوری به نقد اجتماعی بپردازید، آسیب‌های اجتماعی، بیماری‌ حاد و هشدار دهنده در کشور شده است. از کجا و چگونه باید چاره‌ای اندیشید!؟


Scroll To Top