ضميمه آفتاب مهتاب
قدیمی ترین روزنامه ایران با ۹۲سال انتشار مستمر
روزنامه اطلاعات

ضميمه آفتاب مهتاب

  • با تو بزرگ شدم تنهایت نمی‌گذارم
    برایم نوشتی ـ برایت نوشتم
    پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶
    من یک دانه سبز کردم. کم کم جوانه زد و بلند شد. اولش ساقه ای سفید بود و بعد سبز شد. من هر روز به آن آب می‌دهم و جلوی پنجره می‌گذارم تا نور ببیند. من مراقب جوانه‌ام هستم و نمی توانم تنهایش بگذارم چون تنهایی خشک می‌شود. من هم از خشک شدن او غمگین می‌شوم. من خودم جوانه بودم. مادر و پدرم، مادربزرگ و پدربزرگم، خواهر و برادرم، معلمم و خیلی افراد دیگر در مراحل مختلف زندگی، به من کمک کردند تا رشد کنم، ریشه و ساقه‌ام قوی شود، […]

  • آشپزی بابا
    مریم هاشمپور
    پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶
    از شنبه بعد از ظهر مامان سفر کرده ای کــــاش برگردد تا آخــر هفــــــته *** حالا غذا پختن بر عهده باباست یک شانه تخم مرغ شام و ناهار ماست *** هر لقمه مخلوط است با اخم و بی میلی از مرغ و از تخمش ناراحــــتم خـــیلی code نسخه مناسب چاپ

  • مژده‌ شبانه
    محمدجواد محبت
    پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶
    درس و مشقم ادامه دارد باز سر خود را که می‌برم بالا خبری مژده می‌دهد به دلم شادی از راه می‌رسد حالا *** چشم مادر دوباره منتظر است که بیاید عزیزمان از در خوش به حال شما که می‌دانید هست این پشت در رسیده پدر *** دلم از اشتیاق لبریز است چشم‌ها شاد، غرق برق نگاه این صدا آشناست می‌بینیم شادمان می‌رسد پدر از راه code نسخه مناسب چاپ

  • برادربزرگ من
    محسن اعلا
    پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶
    ما یک خانواده هفت‌ نفره بودیم که دو ماهی می‌شد پدرمان را براثر بیماری سختی از دست داده بودیم. برای من که هنوز سنم به چهارده نمی‌رسید، مرگ پدر اصلا باورکردنی نبود. تا پیش از این اتفاق دردناک، درک درستی از حضور پدر در جمع خانواده نداشتم. مادرم ازآن پس باید با حقوق کم بازنشستگی پدرم زندگی ما را پیش می‌برد. برادر بزرگم که تازه دیپلمش را گرفته بود، در دانشگاه آزاد پذیرفته شد. مادرم به او گفت: با این حقوق کم نمی‌توانم از عهده هزینه دانشگاه تو برآیم. برادرم […]

  • لطفاً دوستم نداشته باش
    شل سیلوراستاین
    پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶
    برای اینکه دوستم داشته باشی، هر کاری بگویی می کنم. قیافه ام را عوض می کنم و همان شکلی می شوم که تو می خواهی.اخلاقم را عوض می کنم و همان طوری می شوم که تو می خواهی. حتی صدایم را عوض می کنم و همان حرف هایی را می زنم که تو می خواهی. اصلاً اسمم را هم عوض می کنم و تو هر اسمی که می خواهی روی من بگذار! خب حالا دوستم داری؟ نه، صبر کن! لطفاً دوستم نداشته باش چون حالا آنقدر عوض شده ام که […]

  • فقط من فقط من
    برداشت آزاد
    پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶
    مری عزیزم فقط مرا دوست دارد! - او موریس را هم دوست دارد. نه دوست ندارد، او فقط مرا دوست دارد! - او درختان دشت را هم دوست دارد. نه دوست ندارد او فقط مرا دوست دارد! - او پرندگان آسمان را هم دوست دارد. نه دوست ندارد او فقط مرا دوست دارد! - چه قدر بد که نمی‌توانی بفهمی او می‌تواند هم تو را دوست داشته باشد و هم دیگران را.‌ code نسخه مناسب چاپ

  • اخبار کودکانه
    پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶
      دو کتاب شعر«دو تا سیب شیرین» سروده‌ خاتون حسنی و «کلید، کلید، دسته کلید» سروده اکرم کشایی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به فهرست نامزدهای پایانی دوازدهمین جشنواره شعر فجر راه یافته‌اند. نویسنده‌ کتاب‌های طنز کودکان و نوجوانان در کارگاه داستان‌نویسی در بندرعباس گفته است: بزرگ‌ترین پیام آثار طنز ایجاد شادی و نشاط است. احمد اکبرپور معتقد است: طنز کارکردهای مختلفی دارد و موجب فهم تازه‌ای از زندگی، شادی و خندیدن می‌شود. او کتاب‌های «غول و دوچرخه»، «واژه‌های خندان»، «من نوکر بابا نیستم»، «امپراطور کلمات»، «سه […]

      دو کتاب شعر«دو تا سیب شیرین» سروده‌ خاتون حسنی و «کلید، کلید، دسته کلید» سروده اکرم کشایی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به فهرست نامزدهای پایانی دوازدهمین جشنواره شعر فجر راه یافته‌اند. نویسنده‌ کتاب‌های طنز کودکان و نوجوانان در کارگاه داستان‌نویسی در بندرعباس گفته است: بزرگ‌ترین پیام آثار طنز ایجاد شادی و نشاط است. احمد اکبرپور معتقد است: طنز کارکردهای مختلفی دارد و موجب فهم تازه‌ای از زندگی، شادی و خندیدن می‌شود. او کتاب‌های «غول و دوچرخه»، «واژه‌های خندان»، «من نوکر بابا نیستم»، «امپراطور کلمات»، «سه […]

  • رؤیای حقیقی
    (تقدیم به مادر خوبم)
    پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶
      سلام. من امیرحسین جلالی شیخکلایی هستم اما ابوالفضل صدایم می‌کنند. مادرم تازه از یک عمل جراحی بزرگ آزاد شده و در خانه استراحت می‌کند. این قصه را برای او نوشتم و امیدوارم از خواندن آن خوشحال شود. *** شب بود. به آهستگی لای در را باز کردم و به داخل اتاق نگاه کردم. مادرم پس از یک عمل جراحی سنگین روی تخت بود و چهره‌اش در نور سرخ چراغ خواب گُل انداخته بود. وارد شدم و پارچ آب خنک را روی میز کوچک کنار تخت او گذاشتم. به طرف […]

      سلام. من امیرحسین جلالی شیخکلایی هستم اما ابوالفضل صدایم می‌کنند. مادرم تازه از یک عمل جراحی بزرگ آزاد شده و در خانه استراحت می‌کند. این قصه را برای او نوشتم و امیدوارم از خواندن آن خوشحال شود. *** شب بود. به آهستگی لای در را باز کردم و به داخل اتاق نگاه کردم. مادرم پس از یک عمل جراحی سنگین روی تخت بود و چهره‌اش در نور سرخ چراغ خواب گُل انداخته بود. وارد شدم و پارچ آب خنک را روی میز کوچک کنار تخت او گذاشتم. به طرف […]

  • امروز در تاریخ
    پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶
    شکست قوم آوار از ارتش ایران یگان های مرزبانی ایران مستقر در حاشیه سیردریا در یک جنگ یک روزه که ۲۲ فوریه سال ۵۶۰ میلادی روی داد قوم آوار را که در استپ های میان «آلتایی» و «تی ان شان» به سر می بردند و قصد مهاجرت به منطقه «فرارود» ایران را داشتند شکست دادند و مسیر آنان را به سوی اروپا (روسیه امروز و بالکان) منحرف ساختند. این یگان های معروف به مرزبان، یک ارتش کامل و یکی از چهار ارتش ایران بودند. امضای قرارداد ترکمنچای پس از افتادن […]

  • سرایه
    پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶
    دیگر به کجا می‌رود این سرو خرامان چندین دل صاحبنظرش دست به دامان مرد است که چون شمع سراپای وجودش می‌سوزد و آتش نرسیده‌ست به خامان خون می‌رود از چشم اسیران کمندش یک بار نپرسد که کیانند و کدامان گو خلق بدانید که من عاشق و مستم در کوی خرابات نباشد سر و سامان در پای رقیبش چه کنم گر ننهم سر محتاج ملک بوسه دهد دست غلامان دل می‌تپد اندر بر سعدی چو کبوتر زین رفتن و بازآمدن کبک خرامان سعدی code نسخه مناسب چاپ

  • چهل سال پیش…
    تمامی مطالب از روزنامه اطلاعات روز چهارشنبه۳ اسفندماه ۱۳۵۶ (برابر با ۱۴ ربیع‌الاول ۱۳۹۸، ۲۲ فوریه ۱۹۷۸) نقل شده است
    پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶
    طرح ۶۷ ماده‌ای مشارکت زنان در تمام امور کشور تهیه شد طرح «اقدامات ملی» برای مشارکت همه جانبه و اعتلای مقام زن آماده طرح در کنگره بزرگ زنان در روز هشتم اسفند شد. هدف از این طرح که از سوی سازمان زنان ایران و با مطالعه و بررسی همه جانبه‌ای تهیه شده فراهم کردن فرصت‌های متساوی زنان با مردان در تحقق بخشیدن به مشارکت کامل زنان در کلیه زمینه‌های سیاسی، اقتصادی اجتماعی است. طرح اقدامات ملی در ۶۷ ماده حاوی پیشنهادهایی در بخش‌های آموزش و پرورش، اشتغال رفاه ـ قوانین […]

  • برایم نوشتی ـ برایت نوشتم
    شب‌های خوب دورهمی
    پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶
    زمستان که هوا سرد است، فرصت بیشتری برای در خانه ماندن فراهم می‌شود و اعضای خانواده و فامیل ترجیح می‌دهند بیشتر در خانه بمانند و دور هم شب‌های طولانی زمستان را بگذرانند. دورهمی ها فرصت بازی و گفتگو و مهربانی است؛ فرصت بیشتر دوست‌داشتن، بیشتر شناختن و بیشتر به یکدیگر توجه کردن. در همین دورهمی هاست که کودکان خانواده، کارهای جمعی، سازگاری با دیگران و آداب معاشرت را تمرین می‌کنند. در همین دورهمی هاست که می‌آموزیم چطور هرچه داریم را با هم قسمت کنیم و حواسمان باشد طوری رفتار نکنیم […]

  • قصه‌های ایران
    پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶
    برف فرحناز یوسفی سرمای سختی بود. باد تندی می‌وزید و برف می‌بارید. با دقت از پنجره بیرون را نگاه کرد. باورکردنی نبود! گلوله‌های برف به جای آنکه از آسمان به زمین ببارند، از زمین به آسمان می‌رفتند!نگاهی به پایین پنجره انداخت؛ پیرمرد لحاف‌دوز در حال جمع‌کردن بساط پنبه‌زنی‌اش بود. بستنی مادرم می‌گوید: – نباید بستنی بخوری، - چون زمستان است، - چون هوا سرد است؛ – اگر بستنی بخوری، سرما می‌خوری؛ - اگر سرما بخوری، نمی‌توانی مدرسه بروی. وای! چه‌قدر امروز هوا مانند تابستان گرم است! آینة دودی هرچه آینه‌ام […]

  • چه خوب است
    علی باجلان
    پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶
    هوا برف زمین برف چه زیباست ببین برف ! قشنگ است سفید است! چه سرد است بزن دست ! چه خوب است چه زیبا چه برفی شگفتا ! چه فصلی است خدا جان قشنگ است زمستان! code نسخه مناسب چاپ

  • چرخ خیاطی
    محمد کاظم مزینانی
    پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶
    همیشه چرخِ خیاطی با مامان ام حرف می زنه صداش کُلفته اما من فکر می کنم که اون زنه حرف می زنه، بلندبلند پارچه ها رو کوک می زنه مـــثل یه مرغ شکــمو که رو زمین نوک می زنه چرخ مامان اخم می کنه وقتی که من جلوش می رم می گه: نیا جلو، یه وقت دست تو من گاز می گیرم مامان میگه که چرخ من رفــــیق خوب و نازمه پیـــر شــده اما هـــنوزم یه تــــــیکه از جـــهازمه code نسخه مناسب چاپ

  • خرمالو
    اسدالله شعبانی
    پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶
    توی حیاط خونه مون درخت خرمالو داریم هر روز من و داداش جونم خرمالوها رو می‌شماریم خرمالوها سرخ و تپل رو شاخه‌ها تاپ می‌خورند خورشید خانوم نور می‌پاشه اون‌ها هی آفتاب می‌خورند وقتی که لبخند می‌زنند اون موقع وقت چیدنه پرنده‌ها جیغ می‌زنند: مال منه مال منه! کاش که درخت خونه‌مون میوه می‌داد خیلی زیاد تا به همه هدیه کنم به هرکی که دلش می‌خواد code نسخه مناسب چاپ

  • کفش های خاله سوسکه
    شکوه قاسم نیا
    پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶
    کفش‌های خاله سوسکه به پاش یه کم تنگ شده وقتی که اون راه می ره فکر می کنی می لنگه خریده آقا موشه سنجد نرم و تازه پوستاشو کنده و زود برده به یک مغازه صاحب این مغازه یک آقا پینه دوزه با پوست نرم سنجد کفش های خوب می دوزه برای خاله سوسکه می دوزه کفش تازه خدا کنه که باشه به پای او اندازه code نسخه مناسب چاپ

  • اخبار کودکانه
    پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶
      موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان روزشمار کودکی ۱۳۹۷ را با موضوع «خواندن با کودک از نگاه نقاشان جهان» منتشر کرده است و ده درصد از تیراژ روزشمار را به مربیان و کودکان مناطق زلزله‌زده اهدا می‌کند و بخشی از سود حاصل از فروش آن را به خرید کتاب برای کودکان این مناطق اختصاص دهد. در این روزشمار، ۵۳ تابلوی نقاشی با موضوع خواندن با کودک منتشر شده که متعلق به ۴۹ نقاش بزرگ جهان با ملیت‌های گوناگون است. موضوع همه این آثار کودک، خواندن و کتاب است؛ تابلوهای زیبا […]

      موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان روزشمار کودکی ۱۳۹۷ را با موضوع «خواندن با کودک از نگاه نقاشان جهان» منتشر کرده است و ده درصد از تیراژ روزشمار را به مربیان و کودکان مناطق زلزله‌زده اهدا می‌کند و بخشی از سود حاصل از فروش آن را به خرید کتاب برای کودکان این مناطق اختصاص دهد. در این روزشمار، ۵۳ تابلوی نقاشی با موضوع خواندن با کودک منتشر شده که متعلق به ۴۹ نقاش بزرگ جهان با ملیت‌های گوناگون است. موضوع همه این آثار کودک، خواندن و کتاب است؛ تابلوهای زیبا […]

  • شیشه شربت
    پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶
      صبح یکی از روزهای آفتابی به حیاط خانه مان رفتم تا ورزش کنم. درحال ورزش بودم که ناگهان صدای عجیبی به گوشم رسید. به طرف صدا رفتم تا اینکه در گوشه حیاط، سه شیشه شربت دیدم. اولی آبی، دومی سبز و سومی قرمز بود. به خودم گفتم: حتما مامانم برای من آورده تا بنوشم. شیشه آبی را سرکشیدم. طور عجیبی احساس کردم که بسیار قدرتمند شدم و می توانم هشتاد ساختمان را بر روی زبانم نگه دارم. سروقت دومی رفتم و شیشه سبز را بالا کشیدم و طوری بود […]

      صبح یکی از روزهای آفتابی به حیاط خانه مان رفتم تا ورزش کنم. درحال ورزش بودم که ناگهان صدای عجیبی به گوشم رسید. به طرف صدا رفتم تا اینکه در گوشه حیاط، سه شیشه شربت دیدم. اولی آبی، دومی سبز و سومی قرمز بود. به خودم گفتم: حتما مامانم برای من آورده تا بنوشم. شیشه آبی را سرکشیدم. طور عجیبی احساس کردم که بسیار قدرتمند شدم و می توانم هشتاد ساختمان را بر روی زبانم نگه دارم. سروقت دومی رفتم و شیشه سبز را بالا کشیدم و طوری بود […]

  • زندگی زیباتر می‌شود
    پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶
    با نزدیک شدن به روزهای آخر سال، زمستان نیز کم کم جای خود را به بهار پر ازگل و شکوفه می‌دهد. ما نیز باید زمستان درون خود را به بهاری زیبا تبدیل کنیم. کینه‌ها را با مهر و محبت جایگزین کنیم و نفرت را با عشق و صمیمت عوض کنیم. در واقع باید قبل از خانه تکانی منزل، به خانه تکانی دلمان بپردازیم و چه‌قدر زندگی زیباتر می‌شود وقتی که به فکر خرید عید هستیم نیازمندان را فراموش نکنیم. بهار یاری- ۹ ساله code نسخه مناسب چاپ

Page 1 of 11612345...Last »