روزنامه اطلاعات

پاورقی

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۷۱
    شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵
      صاحبان چاپخانه‌ها به درستی هرگونه مشارکت در این کار را انکار کردند ولی خوشبختانه آنها از اینکه رول‌های کاغذ سفید به کسی فروخته باشند، مورد پرسش قرار نگرفتند. داماد ما منشی کلانتری بود لذا خبردار شدیم که این اعلامیه‌ها پلیس را کلافه و نگران کرده است. همه‌ افراد گروه، از واکنش به این فعالیت تبلیغی کوچک شگفت زده شده بودند. پلیس معتقد بود که پشت این برگه‌های بزرگ سفید، جنبشی قرار دارد که می‌خواهد بریتانیایی‌ها را به چالش بکشد. آنها حتی تصور این را هم نمی‌کردند که سازمان دهندگان […]

      صاحبان چاپخانه‌ها به درستی هرگونه مشارکت در این کار را انکار کردند ولی خوشبختانه آنها از اینکه رول‌های کاغذ سفید به کسی فروخته باشند، مورد پرسش قرار نگرفتند. داماد ما منشی کلانتری بود لذا خبردار شدیم که این اعلامیه‌ها پلیس را کلافه و نگران کرده است. همه‌ افراد گروه، از واکنش به این فعالیت تبلیغی کوچک شگفت زده شده بودند. پلیس معتقد بود که پشت این برگه‌های بزرگ سفید، جنبشی قرار دارد که می‌خواهد بریتانیایی‌ها را به چالش بکشد. آنها حتی تصور این را هم نمی‌کردند که سازمان دهندگان […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۷۰
    پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۵
      همان روزی که آماده‌ چسباندن اعلامیه‌ها شدیم برای پوشش مناطق مختلف، خود را به چند گروه تقسیم کردیم و از بیم اینکه ما را دستگیر کنند و برای بازجویی به مراکز پلیس ببرند، منتظر ماندیم تا هوا تاریک شود و آنگاه کار خود را شروع کردیم. خاموشی‌های شبانه۵۹ همچنان برقرار و شارژ برق هم بسیار ضعیف بود. در نهایت از اینکه توانسته بودیم در این اوضاع، کاری انجام دهیم خوشحال بودیم؛ این اولین باری بود که در برابر نهاد حکومتی، سر به طغیان می‌گذاشتیم و از این بابت خوشحال […]

      همان روزی که آماده‌ چسباندن اعلامیه‌ها شدیم برای پوشش مناطق مختلف، خود را به چند گروه تقسیم کردیم و از بیم اینکه ما را دستگیر کنند و برای بازجویی به مراکز پلیس ببرند، منتظر ماندیم تا هوا تاریک شود و آنگاه کار خود را شروع کردیم. خاموشی‌های شبانه۵۹ همچنان برقرار و شارژ برق هم بسیار ضعیف بود. در نهایت از اینکه توانسته بودیم در این اوضاع، کاری انجام دهیم خوشحال بودیم؛ این اولین باری بود که در برابر نهاد حکومتی، سر به طغیان می‌گذاشتیم و از این بابت خوشحال […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۶۹
    چهارشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۵
      همچنانکه به تفصیل در کتاب “معضل مالایایی”(The Malay Dilaemma)58 نوشته‌ام، ترسم از آن بود که رفقای مالایایی من از رقابت با افرادی از نژادهای دیگر در این کشور بازمانند، زیرا آنها فاقد مهارت‌ و آموزش‌های لازم بودند و از دوران استعمار همواره با فرهنگ اتکائی (تکیه بر دیگران) خو گرفته و از انجام کارهای دشوار سرباز زده‌اند و در پی کارهای راحت و آسان بوده‌اند؛ چیزی که در صورت رقابت با دیگرانی که انگیزه‌ و توانایی بیشتری دارند، به زیانشان تمام می‌شود ولی باید دانست که این تنها کشاورزان […]

      همچنانکه به تفصیل در کتاب “معضل مالایایی”(The Malay Dilaemma)58 نوشته‌ام، ترسم از آن بود که رفقای مالایایی من از رقابت با افرادی از نژادهای دیگر در این کشور بازمانند، زیرا آنها فاقد مهارت‌ و آموزش‌های لازم بودند و از دوران استعمار همواره با فرهنگ اتکائی (تکیه بر دیگران) خو گرفته و از انجام کارهای دشوار سرباز زده‌اند و در پی کارهای راحت و آسان بوده‌اند؛ چیزی که در صورت رقابت با دیگرانی که انگیزه‌ و توانایی بیشتری دارند، به زیانشان تمام می‌شود ولی باید دانست که این تنها کشاورزان […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۶۸
    سه شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۵
      آنها خودشان هیچ تلاشی برای همگامی با شرایط دگرگون شده کشورشان به عمل نمی‌آوردند و با توجه به اینکه زیر بار کار کردن در اقتصاد جدید نمی‌رفتند، بریتانیایی‌ها کارگران هندی در حال آموزش و باربرهای چینی را استخدام می‌کردند. با گسترش ‌بخش اقتصادی جدید، شمار بیشتری از کسبه‌ کوچک چینی و هندی و افراد دارای مدرک، متقاضی دریافت شغل کارمندی یا تکنسین ابتدایی شدند. پس از آنها پزشکان و تکنسین‌های آموزش دیده‌تر هم آمدند ولی مالایایی‌ها همچنان اصرار داشتند که این پست‌های دولتی در انحصار مهاجران هندی و چینی […]

      آنها خودشان هیچ تلاشی برای همگامی با شرایط دگرگون شده کشورشان به عمل نمی‌آوردند و با توجه به اینکه زیر بار کار کردن در اقتصاد جدید نمی‌رفتند، بریتانیایی‌ها کارگران هندی در حال آموزش و باربرهای چینی را استخدام می‌کردند. با گسترش ‌بخش اقتصادی جدید، شمار بیشتری از کسبه‌ کوچک چینی و هندی و افراد دارای مدرک، متقاضی دریافت شغل کارمندی یا تکنسین ابتدایی شدند. پس از آنها پزشکان و تکنسین‌های آموزش دیده‌تر هم آمدند ولی مالایایی‌ها همچنان اصرار داشتند که این پست‌های دولتی در انحصار مهاجران هندی و چینی […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۶۷
    یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵
      زیرا در “قدح” همه‌ کارمندان دولتی، مالایایی بودند حال آنکه در “بینانگ” کسی جز یک پزشک مالایایی وجود نداشت و هنگامی که برای دیدار خویشانم به آنجا می رفتم، می‌دیدم عموهایم در محله‌ای زندگی می‌کردند که ما در زادگاه خود، آنجا را فقیر تلقی می‌کردیم و با اینکه برخی از آنها کار دولتی می‌کردند، حقوقشان بسیار پایین بود. حکمرانان مالایایی در “ایالات متحد مالایا” توانستند برخی مالایایی‌ها را وارد بخش اداری و خدماتی “مالایا” کنند. برخی رهبران سنتی مناطق نیز توانستند زمین‌هایی را که معادن قلع در آن وجود […]

      زیرا در “قدح” همه‌ کارمندان دولتی، مالایایی بودند حال آنکه در “بینانگ” کسی جز یک پزشک مالایایی وجود نداشت و هنگامی که برای دیدار خویشانم به آنجا می رفتم، می‌دیدم عموهایم در محله‌ای زندگی می‌کردند که ما در زادگاه خود، آنجا را فقیر تلقی می‌کردیم و با اینکه برخی از آنها کار دولتی می‌کردند، حقوقشان بسیار پایین بود. حکمرانان مالایایی در “ایالات متحد مالایا” توانستند برخی مالایایی‌ها را وارد بخش اداری و خدماتی “مالایا” کنند. برخی رهبران سنتی مناطق نیز توانستند زمین‌هایی را که معادن قلع در آن وجود […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر «ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۶۶
    یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۵
      چینی‌ها عادت کرده بودند در مراسم خود پرچم‌های چین را برافرازند و خود را به عنوان طرفداران “کومین تانگ” یعنی “حزب ملی مردم چین” معرفی کنند. در این میان چینی‌های مستعمره‌های تنگه، وفاداری فوق‌العاده‌ای نسبت به بریتانیایی‌ها داشتند به گونه‌ای که خود را چینی‌های پادشاه می‌دانستند و در مرحله‌ای، خواهان ابقای “بینانگ” ـ که بسیاری از آنها در آنجا مستقر بودند ـ در خارج از فدرال مالایا بودند تا همچنان به عنوان مستعمره‌ای بریتانیایی شمرده شود. هندی‌ها اساساً روی حوادثی که در “هند” اتفاق می‌افتاد، متمرکز شده بودند. آنها […]

      چینی‌ها عادت کرده بودند در مراسم خود پرچم‌های چین را برافرازند و خود را به عنوان طرفداران “کومین تانگ” یعنی “حزب ملی مردم چین” معرفی کنند. در این میان چینی‌های مستعمره‌های تنگه، وفاداری فوق‌العاده‌ای نسبت به بریتانیایی‌ها داشتند به گونه‌ای که خود را چینی‌های پادشاه می‌دانستند و در مرحله‌ای، خواهان ابقای “بینانگ” ـ که بسیاری از آنها در آنجا مستقر بودند ـ در خارج از فدرال مالایا بودند تا همچنان به عنوان مستعمره‌ای بریتانیایی شمرده شود. هندی‌ها اساساً روی حوادثی که در “هند” اتفاق می‌افتاد، متمرکز شده بودند. آنها […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۶۵
    شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۵
      اکثریت در پی انجام کاری در مخالفت با این پیشنهاد بودند، از جمله‌ آنها “عزیز احمد” که بعداً مهندسی مکانیک خود را از بریتانیا دریافت کرد و “ذوالکفل هاشم” که بعدها دبیرکل “سازمان ملی مالایایی متحد” “أمنو” شد و نیز “عثمان ابوبکر” بود که به دلیل دندان های بیرون‌زده‌اش، لقب “اسب” به او داده بودیم. در ابتدای سال ۱۹۴۶م.، بریتانیایی‌ها برای اجرای معاهده‌های “اتحاد مالایا” فشار آوردند. من معتقد بودم در اینجا زمان، اهمیت ویژه‌ای دارد و حتماً باید کاری انجام داد. افراد مجموعه، مرا به رهبری خود پذیرفتند […]

      اکثریت در پی انجام کاری در مخالفت با این پیشنهاد بودند، از جمله‌ آنها “عزیز احمد” که بعداً مهندسی مکانیک خود را از بریتانیا دریافت کرد و “ذوالکفل هاشم” که بعدها دبیرکل “سازمان ملی مالایایی متحد” “أمنو” شد و نیز “عثمان ابوبکر” بود که به دلیل دندان های بیرون‌زده‌اش، لقب “اسب” به او داده بودیم. در ابتدای سال ۱۹۴۶م.، بریتانیایی‌ها برای اجرای معاهده‌های “اتحاد مالایا” فشار آوردند. من معتقد بودم در اینجا زمان، اهمیت ویژه‌ای دارد و حتماً باید کاری انجام داد. افراد مجموعه، مرا به رهبری خود پذیرفتند […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۶۴
    پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵
      “قدح” در شمار آخرین ایالات مالایایی بود که در سال ۱۹۰۹م. به تحت الحمایگی بریتانیا درآمد و همان بود که پیمان های احمقانه‌ای را که اداره‌ ایالت را تا زمانی که «خورشید و ماه و ستارگان در گردشند» به بریتانیایی‌ها می‌سپرد، به امضا رساند. چیزی نشان نمی‌داد که مالایایی‌ها نسبت به دوام اعتبار این پیمان‌ها اهمیتی می‌دادند زیرا آنها آینده‌ متفاوتی را تصور نمی‌کردند و با شادمانی، یوغ حکومت بریتانیایی را تا ابد پذیرفتند. روشن بود که بریتانیایی‌ها در حمایت از ایالت های مالایایی و فرمانروایان آن در برابر […]

      “قدح” در شمار آخرین ایالات مالایایی بود که در سال ۱۹۰۹م. به تحت الحمایگی بریتانیا درآمد و همان بود که پیمان های احمقانه‌ای را که اداره‌ ایالت را تا زمانی که «خورشید و ماه و ستارگان در گردشند» به بریتانیایی‌ها می‌سپرد، به امضا رساند. چیزی نشان نمی‌داد که مالایایی‌ها نسبت به دوام اعتبار این پیمان‌ها اهمیتی می‌دادند زیرا آنها آینده‌ متفاوتی را تصور نمی‌کردند و با شادمانی، یوغ حکومت بریتانیایی را تا ابد پذیرفتند. روشن بود که بریتانیایی‌ها در حمایت از ایالت های مالایایی و فرمانروایان آن در برابر […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۶۳
    چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵
      شاید این استدلال من، ساده کردن مسئله باشد ولی محاسبه‌ مکرر بقیه‌ پول، حتماً بچه های‌ چینی را در ریاضیات نسبت به بچه‌های مالایایی، ماهرتر و چابک تر می‌سازد. من شخصاً هرگز حساب پولی را که پس از خرید کالای مورد نظرم از مغازه‌های محلی پس می‌گرفتم، نداشتم. وقتی نوجوان بودم عادت کرده بودم هر صبح به هنگام باز کردن مغازه، صدای صاحب مغازه‌ چینی پشت خانه خود را بشنوم که در حال تکان دادن چرتکه‌ خود، این کار را برای خود خوش‌یمن می‌دانست و به فال نیک می‌گرفت. […]

      شاید این استدلال من، ساده کردن مسئله باشد ولی محاسبه‌ مکرر بقیه‌ پول، حتماً بچه های‌ چینی را در ریاضیات نسبت به بچه‌های مالایایی، ماهرتر و چابک تر می‌سازد. من شخصاً هرگز حساب پولی را که پس از خرید کالای مورد نظرم از مغازه‌های محلی پس می‌گرفتم، نداشتم. وقتی نوجوان بودم عادت کرده بودم هر صبح به هنگام باز کردن مغازه، صدای صاحب مغازه‌ چینی پشت خانه خود را بشنوم که در حال تکان دادن چرتکه‌ خود، این کار را برای خود خوش‌یمن می‌دانست و به فال نیک می‌گرفت. […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۶۳
    چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵
      شاید این استدلال من، ساده کردن مسئله باشد ولی محاسبه‌ مکرر بقیه‌ پول، حتماً بچه های‌ چینی را در ریاضیات نسبت به بچه‌های مالایایی، ماهرتر و چابک تر می‌سازد. من شخصاً هرگز حساب پولی را که پس از خرید کالای مورد نظرم از مغازه‌های محلی پس می‌گرفتم، نداشتم. وقتی نوجوان بودم عادت کرده بودم هر صبح به هنگام باز کردن مغازه، صدای صاحب مغازه‌ چینی پشت خانه خود را بشنوم که در حال تکان دادن چرتکه‌ خود، این کار را برای خود خوش‌یمن می‌دانست و به فال نیک می‌گرفت. […]

      شاید این استدلال من، ساده کردن مسئله باشد ولی محاسبه‌ مکرر بقیه‌ پول، حتماً بچه های‌ چینی را در ریاضیات نسبت به بچه‌های مالایایی، ماهرتر و چابک تر می‌سازد. من شخصاً هرگز حساب پولی را که پس از خرید کالای مورد نظرم از مغازه‌های محلی پس می‌گرفتم، نداشتم. وقتی نوجوان بودم عادت کرده بودم هر صبح به هنگام باز کردن مغازه، صدای صاحب مغازه‌ چینی پشت خانه خود را بشنوم که در حال تکان دادن چرتکه‌ خود، این کار را برای خود خوش‌یمن می‌دانست و به فال نیک می‌گرفت. […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۶۲
    دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۵
      وقتی بعداً لباس رسمی خود را دریافت کردیم خانواده‌ام نمی‌توانستند از عهده‌ هزینه خرید پیراهن‌های نخی برای من برآیند لذا به جای آن، پیراهن‌هایی با آستین کوتاه پوشیدم و در طول مدت باقیمانده تا پایان سال تحصیلی، با این پیراهن‌ها به مدرسه می‌رفتم. ناظم مدرسه را خیلی خوب به خاطر دارم. اسمش آقای “زین رشید” بود. مردی بسیار برازنده که انگلیسی را با رعایت همه‌ نکات گرامری صحبت می‌کرد. همه معلم‌های قدیمی ما هم بازگشته بودند به جز آقای “ام فیراموتو” معلم جغرافیا که در جنگ کشته شده بود. […]

      وقتی بعداً لباس رسمی خود را دریافت کردیم خانواده‌ام نمی‌توانستند از عهده‌ هزینه خرید پیراهن‌های نخی برای من برآیند لذا به جای آن، پیراهن‌هایی با آستین کوتاه پوشیدم و در طول مدت باقیمانده تا پایان سال تحصیلی، با این پیراهن‌ها به مدرسه می‌رفتم. ناظم مدرسه را خیلی خوب به خاطر دارم. اسمش آقای “زین رشید” بود. مردی بسیار برازنده که انگلیسی را با رعایت همه‌ نکات گرامری صحبت می‌کرد. همه معلم‌های قدیمی ما هم بازگشته بودند به جز آقای “ام فیراموتو” معلم جغرافیا که در جنگ کشته شده بود. […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۶۱
    دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۵
      من با جنگ جهانی دوم سر کردم و دو ارتش خارجی را که کشورم را اشغال کرده بودند، تجربه کردم. این تجربه‌ عجیب و در عین حال منحصر بفردی بود که پیامدهای عمیقی در من داشت و بسیاری از تصورات و برخی باورهای مرا فروریخت. مرد سفیدپوست، به اندازه‌ای که قبلاً تصور می‌کردم شکست ناپذیر نبود و آنقدر که باور داشتم، باهوش نبود. می‌شد در هوش بر او برتری یافت و شکستش داد. احساس تازه‌ای در درونم جریان یافت و درک بیشتری از ریشه‌ها و وابستگی‌های ملی خود پیدا […]

      من با جنگ جهانی دوم سر کردم و دو ارتش خارجی را که کشورم را اشغال کرده بودند، تجربه کردم. این تجربه‌ عجیب و در عین حال منحصر بفردی بود که پیامدهای عمیقی در من داشت و بسیاری از تصورات و برخی باورهای مرا فروریخت. مرد سفیدپوست، به اندازه‌ای که قبلاً تصور می‌کردم شکست ناپذیر نبود و آنقدر که باور داشتم، باهوش نبود. می‌شد در هوش بر او برتری یافت و شکستش داد. احساس تازه‌ای در درونم جریان یافت و درک بیشتری از ریشه‌ها و وابستگی‌های ملی خود پیدا […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۶۰
    یکشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۵
      ایتالیایی‌ها شمال آفریقا را از دست داده بودند و مارشال “اروین رومل” و لشکر آفریقایی که جبهه‌ نبرد را از ایتالیایی‌ها تحویل گرفته بود، قادر به مقاومت در برابر یورش‌های متفقین نبود. با پیشروی متفقین در پهنه‌ اقیانوس آرام، بمب‌افکن‌های B-24 بر فراز “ألورستار” و بخش‌های دیگری از “مالایا” به پرواز درآمدند و اعلامیه‌هایی حاوی خبر عقب‌نشینی‌ ژاپن و شکست نیروی دریایی ژاپن در نبرد “میدوای” را پخش می‌کردند. کاملاً روشن بود که حکومت ژاپنی‌ها در “مالایا”، دیری نخواهد پایید. احساس کردم دیگر نیازی به فراگیری زبان ژاپنی نیست. […]

      ایتالیایی‌ها شمال آفریقا را از دست داده بودند و مارشال “اروین رومل” و لشکر آفریقایی که جبهه‌ نبرد را از ایتالیایی‌ها تحویل گرفته بود، قادر به مقاومت در برابر یورش‌های متفقین نبود. با پیشروی متفقین در پهنه‌ اقیانوس آرام، بمب‌افکن‌های B-24 بر فراز “ألورستار” و بخش‌های دیگری از “مالایا” به پرواز درآمدند و اعلامیه‌هایی حاوی خبر عقب‌نشینی‌ ژاپن و شکست نیروی دریایی ژاپن در نبرد “میدوای” را پخش می‌کردند. کاملاً روشن بود که حکومت ژاپنی‌ها در “مالایا”، دیری نخواهد پایید. احساس کردم دیگر نیازی به فراگیری زبان ژاپنی نیست. […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۵۹
    شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۵
      نحوه‌ کار بدین گونه بود که باید تکه پارچه را میان انگشتان خود فرو می‌کردی تا اندازه گیری را از فاصله کوتاهی از ابتدای “متر” شروع کنی به شرط اینکه این کار را با تردستی انجام دهی. همچنین چگونگی استفاده از ترازوی چینی به نام “کاتی” را از او یادگرفتم و دانستم که چگونه باید با انگشت شست، بر بازوی افقی مدرج فشار وارد کنم تا وزن بیشتری نشان داده شود. ممکن است کسب و کار و تجارتی که بدان مشغول بودم، بسیار کوچک و امروزه خیلی بی‌اهمیّت تلقی […]

      نحوه‌ کار بدین گونه بود که باید تکه پارچه را میان انگشتان خود فرو می‌کردی تا اندازه گیری را از فاصله کوتاهی از ابتدای “متر” شروع کنی به شرط اینکه این کار را با تردستی انجام دهی. همچنین چگونگی استفاده از ترازوی چینی به نام “کاتی” را از او یادگرفتم و دانستم که چگونه باید با انگشت شست، بر بازوی افقی مدرج فشار وارد کنم تا وزن بیشتری نشان داده شود. ممکن است کسب و کار و تجارتی که بدان مشغول بودم، بسیار کوچک و امروزه خیلی بی‌اهمیّت تلقی […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۵۸
    چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۵
      آنچه در مدرسه‌ ژاپنی‌ها برایم خیلی جالب بود “رادیو تایشو” یعنی تمرین‌هایی بود که بوسیله‌ آنها نواختن موسیقی و پیروی از آموزش‌هایی را که از رادیو پخش می‌شد، فراگرفتیم. در کلاس، استاد نیز در اوقات معیّنی دست از تدریس می‌کشید تا به تمرین‌های تنفسی که به ما کمک می‌کرد هوشیار و گوش به استاد باقی بمانیم، بپردازیم. این تمرین‌ها همچنین شامل دویدن مسافت طولانی در یک فرمت نظامی بود. وقتی پاها به طور یکنواخت بر زمین نواخته شود و آهنگ معیّنی از مجموعه‌ پاها شنیده شود، کمتر خسته می‌شوید. […]

      آنچه در مدرسه‌ ژاپنی‌ها برایم خیلی جالب بود “رادیو تایشو” یعنی تمرین‌هایی بود که بوسیله‌ آنها نواختن موسیقی و پیروی از آموزش‌هایی را که از رادیو پخش می‌شد، فراگرفتیم. در کلاس، استاد نیز در اوقات معیّنی دست از تدریس می‌کشید تا به تمرین‌های تنفسی که به ما کمک می‌کرد هوشیار و گوش به استاد باقی بمانیم، بپردازیم. این تمرین‌ها همچنین شامل دویدن مسافت طولانی در یک فرمت نظامی بود. وقتی پاها به طور یکنواخت بر زمین نواخته شود و آهنگ معیّنی از مجموعه‌ پاها شنیده شود، کمتر خسته می‌شوید. […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۵۷
    سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵
      صحبت‌هایی هم از دو یا سه دختر مالایایی می‌شود که خانواده‌های خود را ترک کردند و ظاهراً به دیانت بودایی درآمدند، با اینکه کسی نمی‌تواند نسبت به صحت و سقم این داستانها مطمئن شود ولی به هرحال به نگرانی‌ها و هراس شدیدی دامن زد. از این داستانها که بگذریم، حکومت تایلندی‌ها در زندگی ما در طول جنگ، چندان تأثیری نداشت و حتی آنها در عمل اجازه‌ دادند شورای ایالتی “قدح” فعالیت‌های خود را از سر گیرد و ایالت را اداره کند. در این میان اتفاقی افتاد که به شدّت […]

      صحبت‌هایی هم از دو یا سه دختر مالایایی می‌شود که خانواده‌های خود را ترک کردند و ظاهراً به دیانت بودایی درآمدند، با اینکه کسی نمی‌تواند نسبت به صحت و سقم این داستانها مطمئن شود ولی به هرحال به نگرانی‌ها و هراس شدیدی دامن زد. از این داستانها که بگذریم، حکومت تایلندی‌ها در زندگی ما در طول جنگ، چندان تأثیری نداشت و حتی آنها در عمل اجازه‌ دادند شورای ایالتی “قدح” فعالیت‌های خود را از سر گیرد و ایالت را اداره کند. در این میان اتفاقی افتاد که به شدّت […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۵۶
    دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵
      کوشیدم جریان جنگ را از طریق روزنامه‌ کوچک “سیونان شیمبون” (SyonanShimbun) که در سنگاپور به زبان انگلیسی منتشر می‌شد۵۱ دنبال کنم. در ابتدا و در جریان پیشروی‌ ژاپنی‌ها در همه‌ جبهه‌ها، به نظر می‌رسید کسی جلودار آنها نیست. آنها “پاپوا گینه‌ نو” را اشغال کردند و ظاهراً قصد تصرّف استرالیا را داشتند و وارد “میانمار” شدند و آخر سر به “ایمپال” پایتخت “مانیپور”(ایالتی در شمال شرق هندوستان) رسیدند و بدین ترتیب راهشان هموار شد و هند هم در تیررس آنها قرار گرفت. با امکان جنگیدن در کنار ژاپنی‌ها برای […]

      کوشیدم جریان جنگ را از طریق روزنامه‌ کوچک “سیونان شیمبون” (SyonanShimbun) که در سنگاپور به زبان انگلیسی منتشر می‌شد۵۱ دنبال کنم. در ابتدا و در جریان پیشروی‌ ژاپنی‌ها در همه‌ جبهه‌ها، به نظر می‌رسید کسی جلودار آنها نیست. آنها “پاپوا گینه‌ نو” را اشغال کردند و ظاهراً قصد تصرّف استرالیا را داشتند و وارد “میانمار” شدند و آخر سر به “ایمپال” پایتخت “مانیپور”(ایالتی در شمال شرق هندوستان) رسیدند و بدین ترتیب راهشان هموار شد و هند هم در تیررس آنها قرار گرفت. با امکان جنگیدن در کنار ژاپنی‌ها برای […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۵۵
    یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵
      با این حال غذای ما فقیرانه بود و شماری از افراد دچار بیماری “بری بری”۴۹ شده بودند که باعث می‌شد بدن ها باد کرده شود. بر روی بدن افراد دیگری زخم‌های چرکی پدیدار شد، برخی نیز دچار تب شدند و مردند. پدر و مادرم به دلیل نبود داروهای لازم، از تب دارشدن ما می‌هراسیدند. تنها درمان تب مزبور، قراردادن کمپرس آب سرد یا حمام گرفتن با آب گرم جوشانده برگ های گیاهی بود. در این میان، ژاپنی‌ها کارگران راه آهن مالایایی و شهروندان عادی مالایایی را وادار کردند به […]

      با این حال غذای ما فقیرانه بود و شماری از افراد دچار بیماری “بری بری”۴۹ شده بودند که باعث می‌شد بدن ها باد کرده شود. بر روی بدن افراد دیگری زخم‌های چرکی پدیدار شد، برخی نیز دچار تب شدند و مردند. پدر و مادرم به دلیل نبود داروهای لازم، از تب دارشدن ما می‌هراسیدند. تنها درمان تب مزبور، قراردادن کمپرس آب سرد یا حمام گرفتن با آب گرم جوشانده برگ های گیاهی بود. در این میان، ژاپنی‌ها کارگران راه آهن مالایایی و شهروندان عادی مالایایی را وادار کردند به […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۵۴
    شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵
      واقعیت آن است که در آن زمان، پیدا کردن کار بسیار دشوار بود و پیوستن او به نیروهای شبه نظامی، به او امکان داد خورد و خوراک خود را تأمین کند. دیگرانی هم بودند که به دلیل نفرت از بریتانیایی‌ها به نیروهای شبه نظامی [هیهو] پیوسته بودند و هنگامی که متوجه شدم بسیاری از مالایایی‌ها این نفرت را در سینه داشتند، یکّه خوردم؛ از جمله، “انجمن جوانان مالایایی” بود که معلم‌های تحصیل کرده در دانشکده‌ تربیت معلم مالایا در “تانگونگ مالیم” در ایالت “بیراک” آن را تاسیس کرده بودند. […]

      واقعیت آن است که در آن زمان، پیدا کردن کار بسیار دشوار بود و پیوستن او به نیروهای شبه نظامی، به او امکان داد خورد و خوراک خود را تأمین کند. دیگرانی هم بودند که به دلیل نفرت از بریتانیایی‌ها به نیروهای شبه نظامی [هیهو] پیوسته بودند و هنگامی که متوجه شدم بسیاری از مالایایی‌ها این نفرت را در سینه داشتند، یکّه خوردم؛ از جمله، “انجمن جوانان مالایایی” بود که معلم‌های تحصیل کرده در دانشکده‌ تربیت معلم مالایا در “تانگونگ مالیم” در ایالت “بیراک” آن را تاسیس کرده بودند. […]

  • پزشک در ردای نخست وزیر
    یادداشت‌های دکتر«ماهاتیر محمد» نخست وزیر مالزی طی۲۲ سال (۲۰۰۳ـ۱۹۸۱م.) ترجمه: محمّد مقدّس - ۵۳
    پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵
      ژاپنی‌ها، زحمت به اسارت گرفتن این دو سرباز را به خود ندادند و فوراً آنها را با سر نیزه از پای درآوردند. من همیشه این دو سرباز را به خاطر می‌آورم به ویژه آن یکی که در نزدیکی پل پیدا شد. در اینجا “تومی”، سرباز جوان انگلیسی زمانی که هزاران کیلومتر دور از خانه به زمین افتاد و سرباز ژاپنی نیزه‌اش را به سمت او گرفت، چه خاطره‌ای در ذهن داشت؟ همچنان تا همین لحظه میزان ترس و درد او را هنگامی که نیزه وارد بدنش شد، احساس می‌کنم. […]

      ژاپنی‌ها، زحمت به اسارت گرفتن این دو سرباز را به خود ندادند و فوراً آنها را با سر نیزه از پای درآوردند. من همیشه این دو سرباز را به خاطر می‌آورم به ویژه آن یکی که در نزدیکی پل پیدا شد. در اینجا “تومی”، سرباز جوان انگلیسی زمانی که هزاران کیلومتر دور از خانه به زمین افتاد و سرباز ژاپنی نیزه‌اش را به سمت او گرفت، چه خاطره‌ای در ذهن داشت؟ همچنان تا همین لحظه میزان ترس و درد او را هنگامی که نیزه وارد بدنش شد، احساس می‌کنم. […]

Page 1 of 2212345...Last »