تحقیق/شیخ محمّدجوادمغنیه
پیشگام تقریب مذاهب
حسین عسکری
 

آیت الله شیخ محمّدجوادمَغْنیَه (۱۳۲۴ – ۱۴۰۰ق) مفسر قرآن کریم، فقیه نواندیش و از پیشگامان تقریب مذاهب اسلامی است. آل مَغْنیَه از خاندان های علمی شیعه در لبنان است. نیایِ آن خاندان، در قرن ششم هجری قمری از شهر مَغْنیَه در کشور الجزایر به جبل عامل لبنان رفته است. آیت الله شیخ محمّدجواد مغنیه در روستای طیردبا از توابع فرمانداری صور لبنان در خانواده ای روحانی زاده شد. در چهار سالگی، مادرش را از دست داد. پدرش شیخ محمود مغنیه (م ۱۳۳۴ق) که دانش‌آموخته حوزه علمیه نجف اشرف بود، او را با خود به نجف برد. در آنجا خط، حساب و زبان فارسی را آموخت. پدرش چون از عالمان مشهور لبنان بود پس از چهار سال اقامت در نجف، با دعوت اهالی منطقه عباسیه جبل عامل به لبنان برگشت و پس از چندی درگذشت.
پس از آن شیخ محمّدجواد به همراه دو برادرش روزهای سختی را در زادگاه خود گذراند؛ به طوری که برای سیر کردن خود دست به حلوا فروشی زد. او با همه مشکلات معیشتی، فراگیری دانش را فراموش نکرد و پس از گذراندن مقدّمات علوم اسلامی در لبنان، برای ادامه تحصیل به نجف اشرف رفت. برادر بزرگش شیخ عبدالکریم مغنیه (م ۱۳۵۴ق) نویسنده کتاب «القضاء و الارث»، سیّد محمّدسعید فضل الله، آیت الله سیّد ابوالقاسم موسوی خویی (م ۱۴۱۳ق)، شیخ محمّدحسین کربلایی و سیّدحسین حمامی (م -۱۳۷۹ق) استادان او در حوزه علمیه نجف بودند.
پس از درگذشت برادرش و یازده سال تحصیل علوم اسلامی، با دعوت مردم جبل عامل، به لبنان بازگشت. در آنجا ضمن تبلیغ، تدریس و تألیف به کشاورزی هم پرداخت تا وضعیت معیشتی خود را سامان دهد. او در این مقطع از عمر خود آثار نیچه، شوپنهاور، ولز، تولستوی، عقاد، طه حسین و توفیق الحکیم را مطالعه کرد. در سال ۱۳۶۷ق پیشنهاد همکاری با دادگاه عالی جعفری (تشکیلات قضایی شیعیان لبنان) را پذیرفت و پس از مدّتی ریاست آن دادگاه را عهده دار شد. وی تا سال ۱۳۷۵ق در این مسند باقی ماند و اصلاحات مهمی در قوانین و چگونگی پذیرش قضات صورت داد. در سال ۱۳۷۶ق به جهت سرپیچی از خواسته غیر قانونی کاظم الخلیل (وزیر وقت کشاورزی لبنان) و عادل عیران (رییس وکلای شیعه) و پرهیز از یک قضاوت ناعادلانه و غیرشرعی، ریاست دادگاه را واگذار کرد و تا سال ۱۳۷۸ق به عنوان مشاور باقی ماند. پس از آن به طور کلی از مسئولیت های اجرایی کناره گرفت و به تألیف و تحقیق روی آورد.
آیت الله مغنیه در طول عمرش به کشورهای گوناگون سفر کرد. در سال ۱۳۹۰ق به دعوت آیت الله سیّدکاظم شریعتمداری (م ۱۳۶۵ش) برای تدریس تفسیر و کلام در دارالتبلیغ اسلامی به شهر قم آمد. پس از دو سال توقف در ایران و زیارت مرقد امام رضا علیه السلام، در سال ۱۳۹۲ق به بیروت بازگشت. او تلاش گسترده ای برای وحدت اسلامی انجام داد و در این راستا با عالمان اهل سنّت از جمله شیخ محمد ابو زهره، دکتر مصطفی محمود، شیخ نمام، شیخ شرباصی، شیخ حصری و شیخ محمود شلتوت گفت وگوهایی انجام داد. نخستین کسی بود که با رویکرد تقریبی، نقدی بر کتاب ضدّ شیعی «الخطوط العریضه» نوشته محب الدین الخطیب نوشت.
حدود شصت اثر به زبان عربی از او برجای مانده که بیشتر درباره تاریخ و عقاید تشیع، تقریب مذاهب پنجگانه اسلامی و تفسیر قرآن کریم است. تاکنون چهارده عنوان از این آثار در ایران به فارسی، ترجمه و منتشر شده است: فقه امام جعفر صادق عرضاً و استدلالاً، التفسیر الکاشف، التفسیر المبین، ارشاد القرآن، من هنا و هناک، الکمیت و دعبل، الاحکام الشرعیه للمحاکم الجعفریه، فلسفه التوحید و الولایه، الوضع الحاضر فی جبل عامل، الفصول الشرعیه علی مذهب الامامیه، مع الشیعه الامامیه، اهل البیت، الاسلام مع الحیاه، المرآه، اسرائیلیات، تجارب محمدجواد مغنیه بقلمه، المختصر الجامع فی فقه جعفر الصادق (ناتمام به جهت مرگ نویسنده)، قیم اخلاقیه فی فقه الامام الصادق، الوجودیه و الغثیان، فلسفه الاخلاق فی الاسلام، مذاهب و مصطلحات فلسفیه، الخمینی و الدوله الاسلامیه، فلسفه المبدأ و المعاد، علم اصول الفقه فی ثوبه الجدید، صفحات لوقت الفراغ، بین الله و الانسان، الاثنا عشریه، الله و العقل، النبوه و العقل، الاخره و العقل، المهدی المنتظر و العقل، علی و القرآن، فضائل الامام علی، علی و الفلسفه، امامه علی و العقل، الحسین فی القرآن، دول الشیعه فی التاریخ، الشیعه و الحاکمون، الفقه علی المذاهب الخمسه، الحج علی المذاهب الخمسه، الزواج و الطلاق علی المذاهب الخمسه، الوصایا و المواریث علی المذاهب الخمسه، الوقف و الحجر علی المذاهب الخمسه، مفاهیم انسانیه فی کلمات الامام الصادق، مع الشیعه الامامیه، اثناعشریه و اهل بیت، الشیعه و التشیع، اصول الاثبات فی فقه الجعفری، من زوایا الادب، هذه هی الوهابیه، مع علماء النجف الاشرف، مع بطله کربلا، المجالس الحسینیه، من ذا و ذاک، تفسیر الصحیفه السجادیه، من آثار اهل البیت، دلیل الموالی للنبی و آله، من وحی الاسلام، معالم الفلسفه الاسلامیه، نظرات فی التصوف.
او سه تفسیر از قرآن کریم دارد: «الکاشف» که تفسیری مفصّل است و «ارشاد القرآن» تفسیری متوسط و «التفسیر المبین» تفسیری موجز است. مهم‌ترین اثرش در تفسیر، الکاشف در هفت جلد است که در سال ۱۹۶۸ میلادی در بیروت منتشر شده است. او با رویکردهای تربیتی – اجتماعی، فقهی، کلامی و روایی، به تفسیر قرآن پرداخته است. یکی از ویژگی‌های برجسته این تفسیر آن است که از اسرائیلیات دوری جسته و مطالب خود را به طور مختصر و مفید و با نثری شیوا و روان نگاشته است. ضرورت تحوّل در حوزه های علمیه شیعه از دغدغه های اصلی او بود؛ به طوری که در سال ۱۹۵۴میلادی مقاله ای با عنوان «معرکه فی الازهر بین المجددین و المحافظین» در مجله عرفان به چاپ رساند و ضمن تمجید از اصلاحات دانشگاه الازهر مصر، خواستار اصلاحات در حوزه های علمیه شد. آیت الله سیّد محمّدباقر صدر (م ۱۴۰۰ق) که از آیت الله مغنیه با عنوان «استاد» یاد کرده، قاعده «اجتهاد در نصّ و عدم جمود بر لفظ و توجّه به مقاصد شریعت» را از «برکات علمی» او دانسته است. البته او بین «اجتهاد در نصّ» و «اجتهاد در مقابل نصّ» تفاوت می گذارد و فتوای آیت الله مغنیه در حرمت احتکار و عدم انحصار آن در موارد خاصی که در روایات ذکر شده را در ذیل این قاعده تحلیل می کند. وابستگی مقاومت و گریز در میدان نبرد به شرایط جنگی نه فتوای فقیه و مباح بودن ذبایح اهل کتاب از دیگر آرای فقهی او است.
شیخ محمّدجواد مغنیه که از سال ۱۳۸۴ق از بیماری قلبی رنج می برد در ۱۹ محرم الحرام۱۴۰۰ق (۱۸ آذر ۱۳۵۸ش) در سن هفتاد و شش سالگی در لبنان درگذشت. پیکر او به نجف اشرف منتقل شد و پس از اقامه نماز به وسیله آیت الله خویی، در یکی از حجره های حرم امام علی (ع) به خاک سپرده شد. آن روز، نجف تعطیل شد.
منابع: جواد علی الکسار، محمدجواد مغنیه، حیاته و منهجه فی التفسیر، ۲۳، ۱۱۲، ۱۵۰؛ محمدجواد مغنیه، شیعه و زمامداران خودسر، ترجمه مصطفی زمانی، ۱۷، ۲۱؛ همان نویسنده، التفسیرالکاشف، ۱ر۱۴؛ فصلنامه پژوهش های قرآنی، ش ۲۷ و ۲۸، ص ۲۴۸؛ گروهی از پژوهشگران، گلشن ابرار، ۳ر۴۵۱؛ محمّد شریف رازی، گنجینه دانشمندان، ۳ر۲۷۱؛ عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، طبقات مفسران شیعه، ۹۷۸؛ مهدی احمدی، محمّدجواد مغنیه: فقیهی نوگرا، ۱۵، ۳۱، ۵۱؛ بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ۲ر۲۱۲۴٫

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ