سبزینه/زیر نظر: عبدالجبار کاکایی/نقدی بر مجموعه شعر «وقتی صدا را مرتکب شدم»،سروده‌ میثم ریاحی
همنشینی کلمات
نعمت مرادی
 

«وقتی صدا را مرتکب شدم»، عنوان مجموعه شعر آزاد جدیدی از میثم ریاحی است که در سری کتاب های نگاه تازه شعر، توسط انتشارات نگاه در ۹۳ صفحه منتشر و روانه بازار کتاب شده است. این کتاب دربرگیرنده اشعار بلند وکوتاه شاعر است. کتابی که در ساخت کلی آن به شش بخش تقسیم شده است.
بی شک آنچه که بیشترین تاثیر را در ساخت زبان یک شعر دارد، واژه ها هستند.کلمه یا به عبارتی واژه ، وقتی روی کاغذ نگاشته می شود،گویا ساختار ذهنی و اندیشه ای و پسامتنی شاعر است که نقش می بندد. همنشینی و جانشینی همین واژه هاست که باعث ایجاد تصویر، ایجاد ریتم و در ساختار افقی و عمودی باعث ایجاد یک هم آوایی و موسیقی درونی در ساخت شعر می شود.
این همنشینی واژه ها در شعر میثم ریاحی، باعث ساخت ترکیبات ذهنی و عینی شده است. ترکیباتی که به تصویر منجر شده و این تصاویر گاهی در ذهن مخاطب بکر جلوه می نماید وگاهی به صورت کلیشه. حتی در بستر همین تصاویر کلیشه ای هم نمی توان سرسری از کنار آنها عبورکرد. چینش واژه ها طوری اتفاق می افتد که مخاطب باید در هر شعر تعمق کند. این تعمق گاهی به اندازه یک ساعت و گاهی ممکن است چند روز و ماه ذهن را قلقک بدهد و درگیر کند.
پس می شود گفت که مجموعه شعر “وقتی صدا را مرتکب شدم” به عنوان دومین مجموعه شعر شاعر ، کتابی در خور تامل و تعمق است.کتابی که نگاه تیز و بکر شاعر را در انتخاب سوژه و چینش شاعرانه واژه ها به نمایش می گذارد. واژه در شعر میثم ریاحی دقیقاً نقش رنگ را در نقاشی ایفا می کند. شاید اولین مسئله ای که ذهن یک نقاش حرفه ای را درگیر کند، ترکیب رنگ بعد از ساخت سوژه در ذهن است. ترکیب و رنگ آمیزی ، برای خلق و ایجاد فضایی متفاوت در ذهن بیننده و یا مخاطب.
ریاحی نقش واژه ها را در این ترکیب بندی درک کرده است و حتی رنگ آنها را. واژه ها در اشعار این مجموعه حاوی تجربیات وتخیلات شاعرند. نقش تخیل اما بیشتر از هر چیزی نمود داشته است. شاعر با کوله باری از تجربه، شاید سراغ سخت ترین واژه ها می رود و با وسواس خاصی آنها را انتخاب می کند. او ترس و واهمه ای به خود راه نمی دهد. ریسک کردن را دوست دارد و این امکان و مهم شاید در حالت نسبی، این مجموعه شعر را از مابقی مجموعه هایی که از شاعران جوان منتشر می شود، متمایز می کند.
واژه ها به خودی خود، نه خوب یا مثبت هستند و نه بد یا منفی. پس می شود گفت که در ساخت و بافت زبان، این شاعر است که بر اساس موقعیت شعر، واژه ها را می چیند. و می داند که موقعیت هر واژه در شعر چه باید باشد و کارکرد آن واژه درکجا باید اتفاق بیفتد. زبان شعر، زبانی سطحی نیست که به راحتی بشود از کنار مفهوم هر کلمه گذشت. زبان شعر، کاملاً زبانی اسرارآمیز و رمزگونه است. و راز ماندگاری یک اثر هنری خوب به همین راز و رمزگونگی است که باعث ایجاد لایه های چند بُعدی در یک اثر هنری می شود.
شعری که فاقد این لایه های زیرین باشد، شعری است با تاریخ مصرف مشخص. با خوانش شعر و پایان یافتن آن شاید همان لحظه به فراموشی سپرده شود. اما در شعرهای این مجموعه شعر، مخاطب با زبانی رمزگونه روبرو است. این رمزگونگی زبان شاید نشأت گرفته از ایجاد نشانه های خلق شده در شعر ریاحی باشد و شاید توجه کردن به نماد و کارکرد آن در فضا و موقعیت شعری اش. ریاحی به وسیله کارکرد همین نشانه هاست که توانسته است زبان شعری اش را برجسته کند. او از همان کلمات مُرده، گاهی کارکرد نشانه شناختی دوگانه و سه‌گانه‌ای ایجاد می کند. وگاهی هم همان کلمه را در جایگاه و مفهوم همان کلمه استفاده می کند. پس شاعر حرفه ای شاعری است که واژه ها را یا به صورت تک واژه و یا به صورت ترکیب، از آن حالت روزمره و مُرده در بیاورد و آنها را برجسته و به بالاترین سطح کیفی خود در شعر برساند.
شاعر حتی تلاش مضاعفی
می کند برای ایجاد سازشی کاملاً پنهانی بین صدای کلمه و معنای آن. به این سبب است که فیزیک کلمه با صدا و طنین آن، به اندازه خود معنا در شعر نقش دارد. من در بالا به نوع نوشتاری و ساخت فرمی واژه در شعرهای این مجموعه اشاره کردم. به همین خاطر شاعر هر واژه را با خصیصه و پتانسیل آن واژه استخدام می کند و با صفات آنها به طور خودآگاه و ناخودآگاه ارتباط دارد. چون ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه شاعر، چیزی جز تقارن و ارتباط بین این واژه ها در همنشینی کلمات نیست که باعث ایجاد واج آرایی و انتقال معنایی صریح ، ضمنی و مجازی می شود.
و دیگری نقش استعاره گون واژه ها و رابطه عاطفی واژه ها با هم و در ارجاعی برون متنی با مخاطب است. شاید بعضی ها فکر کنند که این ایجاد برقراری عاطفی به یک نو رمانتیسم شعری بدل شود، اما این گونه نیست. و این تنها راهی است که مخاطب را به اشتباه می اندازد. هر بار عاطفی و احساسی در شعر، یک شعر را مُبدل به یک رمانتیسم شعری نمی کند.
حالا با هم دو شعررا از مجموعه شعر “وقتی صدا را مرتکب شدم” سروده میثم ریاحی شاعر گرگانی بخوانیم:
*دیشبر زمینر ناتمام بودر زمینر آنقدر دیرر به جنگ آمدر که آینه از راهی که رفتر برگشت!
*تار و پودمر از سبدی است ر که نیل رار درازتر کردر و عصایم را ر کوتاه تر

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ