نگاهی به چگونگی ساماندهی اشیای ارزشمند مخازن موزه ملی ایران ـ بخش نخست
گنجینه‌های ناشناخته تاریخ ایران
 

بسیاری از موزه‌های بزرگ دنیا، مجموعه‌هایی از آثار تاریخی را در مخازن خود نگهداری می‌کنند؛ آثاری که اغلب آنها برای تعیین دوره و تکمیل اطلاعاتشان، مورد مطالعه قرار نگرفته و هنوز برای نمایش عمومی در موزه آماده نشده‌اند. ‏

موزه ملی ایران نیز از آغاز تأسیس، مرکزی برای نگهداری مواد حاصل از بررسی‌ها و کاوش‌های باستان شناختی بود. اگرچه اشیا و ظرف‌های سفالی و فلزی منحصر به فرد و چشمگیری در سالن‌های موزه ملی برای عموم به نمایش گذاشته می‌شد، اما حجم بزرگی از آثار تاریخی در زیرزمین‌های موزه انبار شده و از چرخه پژوهش و دسترسی آسان برای تحقیقات، خارج مانده بود. در مهر ماه سال ۱۳۹۴ مدیریت موزه ملی ایران مصمم شد تا با ساماندهی این انبارها، مواد باستان شناختی آنها را شناسایی، طبقه بندی و تاریخ‌گذاری کند و این انبار را مانند همه موزه‌های معتبر جهان، به کانونی پژوهشی تغییر دهد.‏آثار موجود در انبار، طی سال‌های متمادی از محوطه‌های گوناگون تاریخی در سطح کشور به وسیله وزارت اطلاعات و نیروهای انتظامی از شبکه‌های قاچاق کشف و ضبط شده بود. بسیاری از این اشیا، ناشناخته بود و حتی دوره تاریخی شان

نیز مشخص نبود.‏

بانک بزرگ سفال‌های تاریخی ‏

تا همین چند سال پیش، مجموعه‌ای از چند تُن سفال و ستون شکسته هم در موزه ملی ایران وجود داشت که مسئولان نمی‌دانستند با آنها چه کنند. حتی در یک مقطع زمانی، پیشنهاد شد که این اشیا در محوطه موزه دفن شود. کیسه‌های بزرگ حاوی‎ ‎تکه‌های سفال‏‎ ‎در زیرزمینی مرطوب نگهد‌اری می‌شد و کارکنان موزه در شرف دور ریختن این توده بی‌نظم و ترتیب بودند. خوشبختانه طی پروژه‌ای مشترک با همکاری دانشگاه شیکاگو و به سرپرستی دکتر عباس علیزاده ـ باستان‌شناس، تمامی این اشیا کدگذاری و ساماندهی شد و امروز این موزه می‌تواند به داشتن مجموعه قابل‌توجهی از یک میلیون قطعه سفال به خود ببالد که بر اساس نوع و منطقه، طبقه‌بندی شده است و در زیرزمین بازسازی شده نگهداری می‌شود و می‌تواند بزرگ‌ترین بانک سفال جهان باشد.‏

‏ نیکلاس کوچوکوس ـ قوم‌شناس دانشگاه شیکاگو که به دکتر علیزاده در این کار کمک کرده است می‌گوید: «بسیاری از سایت‌ها (محوطه‌ها)یی که این سفال‌ها در آنها پیدا شده است، اکنون اصلاً وجود ندارد. این مجموعه بی‌نظیری است که ما تصور می‌کردیم از میان رفته است».‏

پروژه رویایی

محمدرضا کارگر ـ مدیر کل موزه‌ها و اموال منقول تاریخی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با اشاره به این که تعداد اشیای موجود در مخزن موزه ملی ایران بسیار بیشتر از تعداد آثاری است که در خود موزه به نمایش گذاشته شده است، می‌گوید: در حال حاضر ۲۵۰۰ تا ۲۷۰۰ شیء در موزه ملی به نمایش گذاشته شده است ، اما با احتساب مجموعه سکه‌ها، نزدیک به ۳۰۰ هزار شیء برای نمایش در مخازن موزه ملی ایران وجود دارد. ‏او این مطالب را در اولین سخنرانی در موزه ملی ایران در سال جدید بیان می‌کند که به «پروژه رویایی کاوش در صدها محوطه باستانی در انبار موزه ملی ایران» اختصاص دارد؛ یک بیلان کاری از اتفاقاتی که در چند ماه اخیر طی ساماندهی اشیایی که سال‌ها در مخازن موزه گمنام مانده بود، افتاد؛ گزارش مصوری از شیوه کار گروه ساماندهی، بیان دشواری‌های کار و معرفی اشیای منحصر به فردی که تاکنون در این انبارها مدفون و ناشناخته باقی مانده بود.‏

دکتر کارگر می‌افزاید: دکتر علیزاده در پروژه‌های قبلی، اشیای پراکنده و مزاحم در موزه ملی را به مخزن سفال تبدیل کرد که به ساماندهی بزرگ‌ترین بانک سفال با بیش از ۱۷ هزار قطعه سفال انجامید. وی این کار را با بهترین روش‌ها انجام داد که ذخیره‌ای برای دانش باستان‌شناسی در کشور است. آن پروژه باعث تألیف تعدادی رساله دکترا در این رشته شد و زمینه کار دانشجویان در ایران و آلمان و برخی از دیگر کشورها را فراهم ساخت.‏

دکتر علیزاده همچنین ساماندهی محوطه‌های چغازنبیل و شوش را در سخت‌ترین شرایط ممکن داوطلبانه بر عهده گرفت و سومین کار وی، ساماندهی مخزن موزه ملی ایران بود؛ کار بزرگی که منشاء خدمات بسیاری در آینده خواهد شد.‏

مطالعه ۱۷ هزار شی تاریخی‏

دکتر جبرئیل نوکنده ـ مدیر موزه ملی ایران، در معرفی گروه‌های کارگاهی مشغول به کار می‌گوید: ۳ مجموعه کارگاهی داریم که کارگاه شماره یک به مجموعه اموال میراث تهران می‌پردازد و در آن تا کنون ۱۷ هزار شی‌ء مطالعه شده است، کارگاه شماره ۲ به مجموعه اموال توقیفی اختصاص دارد که بیش از ۳۵ هزار شیء را بررسی کرده است و کارگاه شماره ۳ که به ساماندهی اشیای مخزن موزه ملی ایران مشغول است.‏

وی می‌افزاید: ساماندهی اشیای تاریخی، کاری پیچیده، پرزحمت، ظریف و حساس است و مجموعه‌های موجود، مشکلات فراوانی برای ثبت و ضبط شدن دارند. برخی از آنها حاصل کاوش پژوهشگرانی است که اکنون در قید حیات نیستند یا بازنشسته شده‌اند و توان کار ندارند و ارتباط برخی از آنها با موزه ملی ایران، قطع شده است.‏دکتر نوکنده با اشاره به حضور رئیس بخش شرق باستان موزه لوور فرانسه در موزه ملی ایران می‌گوید: یکی از وظایف اساسی هر موزه، ساماندهی مخازن و تهیه بانک اطلاعاتی از آنهاست. بسیاری از موزه‌های ایران و جهان در این امر تلاش کرده اند، اما حتی موزه‌ای به عظمت «لوور» فرانسه هم با چنین مشکلی رو‌به‌رو است و مجموعه‌های ساماندهی نشده دارد. ‏وی تأکید می‌کند: اکنون تعیین تکلیف برنامه ساماندهی موزه ملی ایران از اولویت‌های کاری آن تعریف شده است و امیدواریم با آزادسازی زیرزمین موزه ملی، شاهد نمایش این اشیاء باشیم، زیرا معتقدیم موزه ملی، محل نمایش آثار ممتاز کشور است.‏

گنجینه‌های ناشناخته

دکتر محمدحسن طالبیان ـ معاون سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، با اشاره به سوابق کاری دکتر علیزاده می‌گوید: از زمانی که در استان فارس مدیریت می‌کردم تا بعدها در خوزستان که دکتر علیزاده برای کاوش به آنجا می‌آمد، با ایشان‌آشنا هستم.

دکتر ارفعی نیز برای ساماندهی کتیبه‌ها به شوش می‌آمد. این افراد وقتی کار مهمی پیش می‌آید، همه کارهای دیگرشان را کنار می‌گذارند. وضعیت کتیبه‌ها در شوش خیلی بد بود و کسی نمی‌توانست روی آنها تحقیق کند. کار در آن محیط با آب و هوای نامساعد و شبانه روزی بسیار دشوار بود و حالا وضعیت خیلی بهتر شده است.‏

دکتر طالبیان با اشاره به بازدید خود از مخزن موزه ملی ایران می‌افزاید: اهمیت هر موزه‌ای را که بخواهید بدانید، باید به مخازن آن سر بزنید. متاسفانه اشیای بسیاری از محوطه‌های تاریخی در مخازن موزه‌های ایران وجود دارد که گزارش آنها موجود نیست. بسیاری از مجموعه‌ها فهرست نشده است، اما در یکی دو سال اخیر مخازن موزه‌های مختلف و مجموعه‌هایی مانند سعدآباد در حال ساماندهی است و اشیای بیش از ۱۰۰ محوطه تاریخی وجود دارند که باید شناسنامه دار شوند. ساماندهی اخیر در موزه ملی انصافاً جای تشکر دارد. خیلی از اشیا به استان‌های مربوط به خودشان منتقل می‌شوند. ‏وی با بیان این که اگر بستر‌های پژوهش را به شکل طبقه‌بندی شده آماده کنیم،‌ پیشرفت حاصل می‌شود، می‌گوید: بحث دیگر اطلاع‌رسانی و معرفی است. مردم و از جمله دانش‌آموزان کشورمان در جریان بسیاری از دگرگونی‌های اشیا و علوم در موزه‌ها قرار ندارند و مثلاً سیر تحول خط باید بر اساس شواهد علمی طبقه‌بندی شود و بعد روی آن پژوهش صورت بگیرد. اگر اطلاعاتی را که به دست می‌آوریم به مردم ندهیم، موزه دیگر موزه نیست. در این مورد الگوی موزه ملی ایران می‌تواند برای کل کشور مفید باشد.‏

معاون سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تأکید می‌کند: امسال، به جز تلاش برای توسعه موزه ملی، ۲ بحث در اولویت قرار دارد. اول آموزش، مانند این که در جریان پروژه اخیر، چند نفر با دکتر علیزاده کار کردند و آن را یاد گرفتند و دوم اطلاع‌رسانی و معرفی شایسته که به یاری مستندسازان نیاز دارد. خوشبختانه میراث فرهنگی ما به قدری غنی است که کوچک‌ترین جزء آن را می‌توان به بزرگ‌ترین پروژه ملی تبدیل کرد و هر دانه کوچکی از این گنجینه می‌تواند به منبع و موضوعی مهم تبدیل شود.‏

خاطرات یک باستان‌شناس

دکتر عباس علیزاده ـ باستان‌شناس و سرپرست پروژه ساماندهی مخزن موزه ملی ایران، با بیان این که خودش بیش از هر کس دیگری در این پروژه دانش آموخته است، می‌گوید: این فرصتی طلایی است که برای همه به وجود نمی‌آید و بسیار خوشحالم که مرا سزاوار دانستند و فکر کردند می‌توانم چنین کار خطیری را انجام بدهم.‏

دکتر علیزاده با اشاره به خدمات همه کسانی که با صبر و حوصله در انجام این پروژه یاری رسانده اند، از جمله همکاران بخش‌های حفاظت، خدمات و امور مالی، می‌گوید: من هم توانستم یک عده را پرورش بدهم و چیزهایی یاد بگیرم که در آینده از آنها در کلاس‌ها و کتاب‌هایم استفاده خواهم کرد.‏

زمانی که در خزانه خوزستان کار می‌کردم، شنیدم که بخش بزرگی از مواد موزه ملی در خطر است. مسأله را با دکتر کارگر در میان گذاشتم و سال‌های ۸۲ ـ۱۳۸۱ به موزه آمدم و کار کردم. آن پروژه مربوط به اشیا و سفال‌های موجود در راهرویی بود که متأسفانه وقتی باغچه‌ها را آب می‌دادند، زیر آب رفته بودند. ما همه را بیرون آوردیم و پخش و خشک کردیم، در جعبه‌های مخصوص گذاشتیم، شاخص‌های آنها را درآوردیم و استان‌هایشان را طبقه بندی

کردیم. اطلاعات اکثر این مواد با وجود انجام هزینه‌های گزاف، هرگز چاپ نشده است.‏

پروژه بعدی در شوش انجام شد، پروژه‌ای که برای بیش از ۴۰ سال راکد مانده بود، یعنی تا زمانی که دکتر طالبیان در رابطه با ثبت شوش از من دعوت کرد تا وضع انبارها را درست کنم. او نمی‌خواست من فقط اشیا را بیرون بیاورم و گردگیری کنم، بلکه هدف این بود که موزه به یک مرکز آموزشی تبدیل شود، در غیر این صورت مانند آن است که اشـــیا را خــارج و دوبـــاره دفن کنیم.‏انبـــــارهـای شـــوش پر از خار و

خاشاک و خفاش و عقرب شده بود. اشیا را به حیاط بالایی قلعه شوش آوردیم، گندزدایی کردیم، تاریخ گذاری کردیم، در جعبه‌های پلاستیکی گذاشتیم و شماره زدیم. تا آنجا که امروز وارد کردن هر شماره در کامپیوتر به شما می‌گوید آن شیء مربوط به چه دوره و منطقه‌ای است. اشیای تاریخی شوش سرانجام از محل موقت نگهداری‌شان، به قفسه‌های شماره دار منتقل شد.‏

و اما در پروژه اخیر، بسیاری از برچسب‌های اشیا از دوره آندره گدار ـ معمار فرانسوی موزه ملی ایران ـ باقی مانده بود، توصیفی از اشیا وجود نداشت و مردم متوجه نمی‌شدند اشیایی که تماشا می‌کنند چه اهمیتی دارد و چیست. ‏

در حال حاضر موزه دگرگون شده است. مردم پنل‌ها را می‌خوانند و سوالاتی دارند. من از طریق راهنماها در جریان سوالات مردم قرار می‌گیرم و سعی می‌کنیم بر اطلاعات مورد نیاز آنها اضافه کنیم، زیرا موزه مال مردم است و باید برای آنها به روز شود.‏

شنیده‌ام قرار است بخش ایلامی نیز به موزه ملی ایران اضافه شود. مردم خیال می‌کنند اولین سلسله پادشاهی ایران، مادها بوده‌اند و چیزی درباره ایلامیان و شاهان دیگری که بر بین‌النهرین تسلط داشتند، نمی‌دانند.‏

تبدیل موزه به مرکز پژوهشی

سرپرست پروژه ساماندهی مخزن موزه ملی ایران با اشاره به این که هرجا کار می‌کند، دوست دارد آموزش هم بدهد، می‌گوید: ما با ژتون‌های گلی و مهر و حصیر سر و کار داشتیم و از دانشجویان می‌خواستم طرح‌ها را پیدا کنند تا دوره‌های گوناگون، ملکه ذهنشان شود. هر گاه به مواد جدیدی می‌رسیدیم، برایشان توضیح می‌دادم. کیسه‌های پاره و گلی را بلافاصله تعویض و در میان محتویات آنها، سفال‌ها را از اشیای دیگر جدا می‌کردیم. همه اشیا تاریخ گذاری می‌شد و امین اموال آن بخش، فهرست‌شان را تهیه می‌کرد. روی پاکت‌ها تعداد، نوع و تاریخ اشیا را می‌نوشتیم و این فهرست به بخش اطلاعات می‌رفت و وارد کامپیوتر می‌شد.‏قبلا فقط شماره و ردیف اشیا موجود بود، ولی ما اطلاعات را به ۲ زبان فارسی و انگلیسی روی پاکت‌ها می‌نوشتیم و انبار می‌کردیم. بسیاری از افراد حتی در خارج از کشور منتظرند تا اطلاعات مربوط به موادی که سال‌ها در اینجا بوده و چاپ نشده است را چاپ کنند.‏

دکتر علیزاده می‌افزاید: ۲ سیستم با جعبه‌های زرد رنگ و قرمز رنگ درست کردیم که به فوریت با چشم قابل تشخیص از یکدیگر باشند. جعبه‌های زرد حاوی سفال و جعبه‌های قرمز حاوی دیگر اشیای محوطه‌های تاریخی است و قرار است وقتی جای نهایی آنها مشخص شد، قفسه‌های فلزی ساخته شود و اشیا با شماره، مشابه همان کاری که در شوش انجام دادیم، طبقه‌بندی شوند. در آن صورت مراجعه کننده می‌تواند شیء مورد تحقیق خود را وارد کامپیوتر کند و آن را بر اساس شماره تحویل بگیرد.‏

اشیای مخزن موزه ملی

دکتر علیزاده درباره اشیایی که قرار است از مخزن موزه ملی ایران خارج و به نمایش عمومی گذاشته شود، می‌گوید: طی سفرهای خود، به موزه‌های زیادی رفته ام و می‌دانستم موزه ملی ایران چه چیزهایی کم دارد. بر این اساس، تعدادی از اشیای مخزن را به جای انتقال به استان‌ها، نگه داشتیم تا در همین جا برای مردم نمایش بدهیم، مثل سفال‌های دوره اسلامی که مشابه شان

را در موزه نداشتیم یا اشیای دوره قاجار مانند کاسه‌های بسیار زیبا که نمونه‌هایش را خیلی کم داشتیم.‏

دکتر علیزاده با اشاره به برخی از دیگر اشیای موجود در مخزن موزه ملی ایران می‌گوید: یک سر از لعاب پیدا کردیم که از «دره سند» آمده و مشابه سر گاوهای ستون‌های هخامنشی است. قطعاتی از استخوان وجود دارد که در دوره هخامنشی بر روی مبلمان و تخت نصب می‌کردند و نمایش آنها در تالار هخامنشی بسیار ارزنده خواهد بود، به ویژه اگر بتوانیم از روی تصاویر موجود، یک صندلی با استفاده از آنها بسازیم.

سفال‌های مشهوری که اطلاعات مربوط به آنها در کتاب‌ها و مقالات چاپ شده است، باید در موزه باشند، مانند سفالی که تصویری از یک مراسم آیینی روی آن نقش بسته است و نمونه‌ای از آن در موزه وجود ندارد.‏

ظروف اشکانی با مهر اشکانی، کتیبه کوفی با مرمر که بسیار زیبا درست شده و از کمیاب‌ترین اشیاست، قالب‌های مجسمه‌سازی که پیکرک‌های دوره ایلامی را از روی آنها درست می‌کردند، مثل پیکرک نادری از یک مادر که در حال شیر دادن به فرزند خود است، همچنین پیکرک سنگی کوچکی که در شاهی شوش پیدا شده و بسیار به داریوش شبیه است، یک کتاب به خط کوفی که معلوم نیست قرآن است یا نه و بلافاصله به بخش مرمت تحویل داده شد، مقدار زیادی الواح که دکتر ارفعی باید آنها را مطالعه کند و بگوید متن شان چیست، تعدادی مشق خط میخی که متعلق به دانش آموزان بوده، دست «ایشتار» که مربوط به «نیمرود» است و بخشی از آن آجری است و روی آن دعاهایی برای حفظ معبد نقش بسته است، قفل‌های گلی که کهن‌ترین نمونه‌های خاورمیانه به شمار می‌آیند و مربوط به ۴۴۰۰ سال پیش است، فلوتی از استخوان که مربوط به دوره نیولیتیک (پیش از تاریخ) است و موسیقی‌دانان می‌توانند آن را بررسی کنند تا ببینند چطور کار می‌کرده است، از دیگر اشیای موجود در مخزن موزه بود. همچنین مقدار زیادی آویز از سنگ‌های گوناگون یافتیم که رشته‌هایشان از میان رفته و ریخته است.

ما سعی کردیم نمونه‌هایی از آنها را بدون عبور دادن نخ، با کنار هم گذاشتن مهره‌ها بازسازی کنیم و از آنها عکس بگیریم تا بعدها سر فرصت، از روی عکس‌ها گردنبندهایی را که زیباترند، درست و بندکشی کنیم. این رشته‌ها را که نمونه‌هایی از زیورآلات باستانی است، می‌توان روی نیم‌تنه مجسمه‌ها به مردم نشان داد.‏وی با اشاره به این که برخی از اشیای موجود در مخزن موزه ملی ایران تقلبی است، می‌گوید: شماری از این اشیا بسیار جالب است، از جمله یکی از آنها که سعی کرده بودند روی آن کتیبه‌ای هم درست کنند تا به نظر واقعی‌تر بیاید! همچنین چند سپر و شمشیر و کلاهخود در میان اشیا وجود داشت که معلوم نیست چطور به مخزن موزه راه پیدا کرده است.‏

دکتر علیزاده در پایان با نمایش عکس‌های یادگاری گروه ساماندهی اشیای موزه ملی ایران می‌گوید: البته در میان کارهای‌مان، روزی ۲ بار هم چای می‌نوشیدیم و استراحت می‌کردیم!‏

ارمغان زمان فشمی

Email this page

نسخه مناسب چاپ