سیّد مصطفی میرخانی
در مجلس مشروطه
 

سیّدمصطفی میرخانی (۱۲۳۸ – ۱۳۱۰ش) فرزند سیّدعباس کبیر، نویسنده، شاعر و نماینده نخستین دوره مجلس شورای ملّی (مشروطیت) است. از او یک سفرنامه با عنوان «گوهر مقصود» و یک دیوان کوچک شعر باقی مانده است. شعر او متوسط و بیشتر در منقبت اهل بیت علیهم السلام است اما سفرنامه اش بسیار خواندنی است و گذشته از جنبه تاریخی، در روشن کردن برخی زوایای تاریکِ تاریخ مشروطه خواهی ایرانیان در دوره استبداد صغیر (۱۳۲۶ – ۱۳۲۷ق) موثّر است و در زمینه آشنایی با عادات و آداب اجتماعی حدود صد سال پیش تهران و برخی دیگر از ولایات ایران، منبع مفیدی به شمار می رود. این کتاب در سال ۱۳۸۱ش به کوشش زهرا میرخانی نوه سیّدمصطفی میرخانی منتشر شده است.
سفرنامه گوهر مقصود، شرح گریزِ او پس از بمباران مجلس شورای ملّی به دستور محمّدعلی شاه (م ۱۳۰۳ش) ششمین پادشاه سلسله قاجاریه، به مشهد مقدّس است. در شهریور ۱۲۸۷ش پس از غائله بمباران، او که نماینده صنف سمساران از تهران و بنیانگذار انجمن اتحادیه اصناف بود، از ترس تعقیب ایادی محمّدعلی شاه، سی و چهار روز، خود را در خانه زندانی می کند و چون درمی یابد که در تهران امنیّت نخواهد داشت با گاری پُست به طور ناشناس به مشهد می گریزد؛ شهری که پیش از او آیت الله سیّدمحمّد طباطبایی (م ۱۲۹۹ش) را به آنجا تبعید کرده بودند.
دکتر سیّدعلی موسوی گرمارودی شاعر و قرآن  پژوه، درباره نثر سفرنامه او می نویسد: «سیّدمصطفی [میرخانی] اگرچه ادیب نیست اما نثر او، در همان حال که نشان دهنده بی رمق شدن نثرهای مُطَنطَن [:سنگین و پیچیده] دوره قاجار و حرکت به سوی کمال رهایی و سادگی است، هنوز از ساختار نثر کلاسیک کاملاً رهایی نیافته است. او علاوه بر استفاده از شعر فارسی و عربی به سبک گلستان و کلیله و یا بهتر بگوییم به سبک منشآت قایم مقام و زنبیل فرهادمیرزا و منشآت امیرنظام گروسی، جای جای عنان نثر را به دست سَجع می سپارد. با وجود این، تنه اصلی نثر او در سراسر کتاب چنان بر ساده نویسی استوار است که اگر همان کتاب او در زمان تألیف، چاپ می شد شاید امروز ما، در کنار [سیّد محمّدعلی] جمالزاده (م ۱۳۷۶ش)، او را هم از آغازگران ساده-نویسی می دانستیم.»
سیّدمصطفی پس از هفتاد و دو روز، در آبان ۱۲۸۷ش از مشهد به تهران بازگشت و غائله محمّدعلی شاه به پایان رسید امّا او به مجلس دوّم راه نیافت و ناگزیر همراه حاج  عباس قلی تبریزی پدر مهندس مهدی بازرگان، نخستین کارخانه مدرن ایران را که یک کارخانه صابون پزی بود، در تهران بنا نهاد اما طولی نکشید که تنگ نظران در دهان عوام انداختند که این کارخانه در ساخت صابون از پیه خوک استفاده می کند! و کارخانه متوقّف شد. انتشار هفتگی نشریه «انجمن اصناف» در تهران، از فعالیت های فرهنگی سیّدمصطفی میرخانی در سال ۱۳۲۵ق بود.
در دوره حکومت رضاشاه پهلوی به دلیل حفظ عمامه اش به کربلا رفت اما در آنجا بیمار شد و پس از مدّتی در سال ۱۳۱۰ش درگذشت و در نجف اشرف به خاک سپرده شد. نام و تصویر سیّدمصطفی میرخانی در کتاب های تاریخ مشروطیّت از جمله در «تاریخ مشروطیت» نوشته احمد کسروی، «تاریخ بیداری ایرانیان» نوشته محمّد ناظم الاسلام کرمانی و «انقلاب ایران» نوشته ادوارد براون، در جمع نمایندگان مجلس اوّل آمده است. نام فرزندان او از سه همسر به این شرح است: دکتر سیّد ذبیح الله میرخانی معروف به شفاءالدله (م ۱۳۴۹ش)؛ مهندس سیّدمحمّد میرخانی (م ۱۳۶۶ش)، آیت الله حاج سیّداحمد میرخانی (م ۱۳۷۲ش)؛ سیّدجواد میرخانی (متولّد ۱۳۰۷ش).
سیّدمصطفی میرخانی عموی استاد سیّدحسین میرخانی (م ۱۳۶۱ش) و استاد سیّدحسن میرخانی مشهور به سراج الکتّاب (م -۱۳۶۹ش) بنیانگذاران انجمن خوشنویسان ایران است.

منابع: علی موسوی گرمارودی، شرح مهربانی، صص ۲۵ – ۳۳؛ یونس مروارید، از مشروطه تا جمهوری، ج ۱، ص ۵۳؛ عطاءالله فرهنگ قهرمانی، اسامی نمایندگان مجلس شورای ملّی از آغاز مشروطیت تا دوره بیست وچهار قانونگذاری،
ص ۷؛ منوچهر نظری، رجال پارلمانی ایران، ص ۴۵۰؛ آینه میراث، ش ۱۷، ص ۲۲؛ سیّدمصطفی تهرانی (میرخانی)، سفرنامه گوهر مقصود، ص ۱۴، ۳۱؛ یحیی دولت آبادی، حیات یحیی، ج ۲، ص ۱۳۶؛ سیّداحمد میرخانی، آیات الاحکام، ج ۲، ص ۵٫
حسین عسکری

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ