آیت‌الله موسوی دهسرخی
کشکول انتقاد
 

حسین عسکری
حدود شش سال از رحلت آیت‌الله سید محمود موسوی دهسرخی فقیه سنّتی، اخبارگرا و تجددگریز شیعه می‌گذرد. به خاطر دارم که در ۲۵ تیر ۱۳۸۷ جهت دیدار با آیات عظام سبحانی و نوری همدانی و آیت‌الله استادی به همراه دوستان دست اندرکار کنگره بزرگداشت شیخ محمّدتقی برغانی مشهور به شهید ثالث، راهی شهر قم شدیم. پس از دیدار با علما، فرصتی چند ساعته به دست داد که حضرت فاطمه معصومه (س) را هم زیارت کنیم. دوستم آقای علی اکبر صفری (پژوهشگر موسسه کتابشناسی شیعه) در راه حرم، پیشنهاد داد که به دیدار فقیهی برویم که سالیانی است گوشه انزوا اختیار کرده و از منتقدان مدرنیته به شمار می‌رود.
چون در حال انجام آخرین مراحل چاپ کتاب «روستای ایستا: پژوهشی درباره اهل توقّف در طالقان» بودم، مشتاقانه این پیشنهاد را پذیرفتم. با کنجکاوی فراوان به خانه‌ای در نزدیکی حرم رفتیم که همچنان معماری سنّتی‌اش را حفظ کرده بود. حضرت آیت‌الله به گرمی ما را پذیرا شد: آیت‌الله موسوی دهسرخی (۱۳۰۷- ۱۳۸۹ش).
وی در روستای دهسرخ از توابع شهرستان مبارکه اصفهان متولد شده و در اوایل کودکی، پدر خود را از دست می‌دهد. از همان سن خردسالی برای گذران زندگی خود و مادرش به چرخ ریسی می‌پردازد. در شانزده سالگی ازدواج کرده و پس از آن به تجارت مشغول می‌شود. در نوزده سالگی به دروس حوزوی علاقه مند شده‌، به حوزه علمیه اصفهان می‌رود. پس از عمری تلاش، به درجه اجتهاد نایل می‌شود. آیات عظام خویی، سید محسن حکیم، سید عبدالهادی شیرازی استادان نامدار ایشان در حوزه‌های علمیه قم و نجف اشرف به شمار می‌روند.
مهم‌ترین آثار به جا مانده از آیت‌الله دهسرخی به این شرح است: مفتاح کتب الاربعه در چهل جلد، ایضاح الطریقه در دو جلد، رمز المصیبه در سه جلد، کشکول در دو جلد، یاتی علی الناس زمان در دو جلد، معجم الفتن و الملاحم، ترجمه منیه المرید نوشته شهید ثانی و هدایه الطالبین فی شرح آداب المتعلمین.
فضای ساده و بی آلایش خانه حضرت آیت‌الله، من را به شدّت تحت تاثیر قرار داده بود. ایشان خواستند که نزدیک‌تر بنشینیم. سپس با مهربانی پرسیدند که از کجا آمده ایم؟ پرسش ساده ایشان، جرات طرح پرسش را در من تقویت کرد. با احتیاط از ایشان درباره اهل توقّف طالقان پرسیدم. پس از تاملی کوتاه گفتند: «ارتباطی با آن طایفه ندارم اما یکی از نزدیکانم برای تحقیق به محل سکونت آنان رفته و برایم توضیحاتی درباره نحوه زندگی آنها و اعتقاداتشان ارایه کرده است.» در ادامه پرسیدم نظر جنابعالی درباره مواجهه آنان با دنیای جدید چیست؟ بدون تامل و لبخند گفتند: «مومنان واقعی آنها هستند.» ‏
‏ آیت‌الله دهسرخی در ادامه، نکاتی درباره مضرات ابزارهای مدرن به ویژه خوراکی‌های جدید بیان کردند و گفتند: «هیچ کدام از فرزندانم به مدرسه‌های جدید نرفته‌اند و خود به آنها سواد و علوم اسلامی را آموزش داده ام.» در پایان آن دیدار خاطره انگیز، کتابی با عنوان «کشکول موسوی دهسرخی» را هدیه گرفتم که صفحه آغازین آن مزین به خط ایشان است. فرازهایی از آن کتاب – که تجددگریزی آیت‌الله دهسرخی را ثابت می‌کند- را با هم می‌خوانیم:
- آن تاجر آمد نزد حقیر و فرمود: هر ساله آقازاده‌ها و آقای فلانی تشریف می‌آورند؛ شما هم خواهش می‌کنم با ایشان تشریف بیاورید! عرض کردم نمی‌آیم، گفت چرا؟ گفتم: چون رادیو و تلویزیون داری نمی‌آیم… چون دخترهایت مدرسه می‌روند نمی‌آیم! (ص ۳۸).
- ملا شدن به مدرسه رفتن منحصر نیست، مگر سابقاً مدرسه بود؟ این مدرسه‌ها صد سال یا کمتر است که به ایران آمده است. قبلاً مکتب بود. (ص ۴۰)
- مسلمان مامور است تا بیست و یک سال دست پسرش را رها نکند، حقیر هم قصدم این بود، ولی حسود ها نگذاشتند! (ص ۴۰)
- دشمن‌های دین دیدند بچّه مسلمان‌ها را به هیچ وجه نمی‌شود گمراه کرد. چون ملازم پدرهایشان بودند، مراکزی را باز کردند به اسم قرآن و حساب، که بچه مسلمان‌ها را هر طور می‌خواهند تربیت کنند و کردند آنچه را باید بکنند… پیغمبر که فرمود: وای بر بچه‌های آخرالزمان از دست پدرانشان. (ص ۴۱)
- بچه در این دوازده سال که مدرسه رفته کِی توانسته است یک ساعت خواب راحت برود؟ پس خواب راحت که ندید، غذای سالم هم که نخورد… اگر سربازی هم رفت آنقدر کافور به خورد او می‌دهند که به کلّی ناقص شود! خدا به فریاد برسد (ص ۴۲)
- سوال: شنیده‌ایم شما این چند سالی که مشرّف بودید، زن و بچه خود را نگذاشته‌اید بیرون بروند؟ بلی راست است. اگر چند بیرون می‌رفت مثل دیگران می‌شد، دیگر حقیر حریف او نمی‌شدم و او نمی‌توانست در منزل سی و شش متری اجاره ای، پانزده فرزند به دنیا بیاورد. این رفت و شدهای امروزه، پدر مردم را درآورده و مردم خواب هستند! (ص ۴۲)
- پس رفقا عبرت بگیرند و روایتی که می‌گوید به مخدرات سوره یوسف یاد ندهید، بالاخانه راه ندهید، با آب طلا بنویسند و نصب العین خود قرار دهند تا به اینجا نرسند. (ص ۴۳)
- یک مشت طلبه خام که قرآن را نمی‌توانند بخوانند به جان مردم انداخته‌اند به اسم تبلیغ، یک عقیده پدر و مادری هم که دارند از دست ایشان می‌گیرند و برمی گردند، طلبه‌ای که از اوّل شب تا به سحر مشغول تماشای فیلم‌های کذا و کذا است می‌خواهد دین یاد مردم بدهد؟ باز هم خدا به فریاد برسد (ص ۴۹).
- شیطان گفت: پیغمبر ایشان فرمود گوشت خوک، آدم را بی غیرت می‌کند. به هر نحوی هست گوشت خوک را به ایشان بخورانید… دشمن گفت: کالباس درست کنید و مقدار کمی گوشت خوک در آن بگذارید و مخلوط کنید که نفهمد… دشمن گفت: باید مدرسه باز کنید و بچه‌ها را به هر نحوی که دوست دارید تربیت کنید و در مدرسه، اوّل باید قرآن و حساب و حُسن خُلق یاد بدهید… دشمن گفت: بیایید فوتبال بازی کنید… دشمن گفت باید طب قدیم را از بین ایشان برداریم و به جای آن طب جدید بیاوریم و تمام داروها را به صورت قرص یا کپسول درآوریم و پوست کپسول را با پودر استخوان خوک بسازیم و به خورد همه، چه عالم و چه جاهل بدهیم. استخوان خوک اثر وضعی خود را که بی غیرتی است می‌گذارد. قبول نداری امتحانش مجانی است… این داروها معیوب است یک مشت فسقه و فجره هستند؛ آن وقت همه می‌خورند… دشمن گفت: آبها را بگویید میکروب دارد باید لوله کشی شود… دشمن گفت: به ایشان دستور بدهید که تبلیغ کنند و بگویند پیه و دنبه خون را کثیف می‌کند و مرض می‌آورد و نخورید؛ ولی روغن نباتی بخورید… روغن نباتی عبارت است از کثافت نفت که از خارج می‌آید… لذا قلب‌ها سیاه شده، دعای ایشان به اجابت نمی‌رسد. این است حقیقت روغن نباتی! (صص ۵۷- ۶۳).
- یک استکان چای می‌خوریم شش هفت رقم زهر را به خورد ما می‌دهند و ما بی اطلاع هستیم. پس وای بر این طب جدید ننگین، قاتل جان ملت ایران و این دواهای خارجه و غیره از هر قبیل که
نابود کننده مال و جان ملت ایران است (ص ۱۶۵).
- ‌ای معتادین به چای و قند و شکر! تذکراً یادآور می‌شوم از این دشمن سرسخت اجتناب نمایید زیرا اغلب سکته‌های قلبی در درجه اوّل و تپش قلب در درجه دوّم همانا به علت خوردن قند و چای می‌باشد و دیر زمانی است که دشمنان دوست نمای ما برای سودجویی و استفاده طلبی خود، ما ملّت را به خوردن چای و مصرف قند مبتلا و معتاد نمودند. (ص ۱۶۶). ‏
ــــــــــــــــــــــــــــ
منابع: سید‎ ‎محمود موسوی دهسرخی، کشکول، قم: میرفتاح، ۱۳۸۵؛ علی اکبر صفری، «آیت‌الله سید محمود دهسرخی»، وب سایت موسسه کتابشناسی شیعه، ۲۵ بهمن ۱۳۸۹؛ عبدالحسین خسروپناه، جریان شناسی فکری ایران معاصر، قم: موسسه فرهنگی حکمت نوین اسلامی، ۱۳۸۸، ص ۵۳؛ رمضان شعبانی سارویی، جریان شناسی سیاسی فرهنگی ایران، قم: اعتدال، ۱۳۸۹، ص ۹۳؛ «نگاهی به زندگی آیت‌الله دهسرخی»، وب سایت حوزه نیوز، ۲۴ بهمن ۱۳۸۹٫

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ