یادداشت
متن زندگی نامه دکتر امیر بانو کریمی به قلم دکتر مهدی محقق
 

بعد از ظهر امروز مراسم نکوداشت خانم دکتر امیر بانو کریمی با حضور شخصیت های فرهنگی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار می شود.

متن زندگی نامه خانم دکتر امیر بانو کریمی به قلم دکتر مهدی محقق را که در کتاب بزرگداشت دکتر کریمی به چاپ رسیده است در شماره امروز روزنامه می خوانید :

به نام خداوندجان و خرد

من در سال ۱۳۳۰ موفق به اخذ درجه ‌ی لیسانس از دانشکده معقول و منقول شدم و به استخدام وزارت آموزش و پرورش، به عنوان دبیر عربی و ادبیات فارسی درآمدم و برای اینکه بتوانم مدرک دکتری بگیرم و با آن جزو هیأت علمی دانشگاه درآیم، ناچار بودم دوره‌ی لیسانس زبان و ادبیات فارسی را طی کنم؛ از این جهت وارد سال اول زبان و ادبیات فارسی شدم. در میان دانشجویان ادبیات، دختر خانم ریزنقش و کم سن و سالی بود که احترام خاصی به من می‌کرد، تا اینکه یک بار به من گفت: پدرم به شما سلام رساندند و فرمودند که از مقالات شما در مجله یغما بهره ‌مند می‌شوند. من بعداً فهمیدم که ایشان دختر مرحوم سیّدالشعرا امیری فیروزکوهی هستند. از آن وقت باب مرابطه و مراوده میان من و ایشان برقرار شد، به ویژه پس از آنکه همکار عزیز ما دکتر مظاهر مصفّا با دختر آن مرحوم ازدواج کرد و امیربانو با کوشش خستگی‌ناپذیر مراحل تحصیلی را پیمود تا آنکه به عضویت هیأت علمی دانشگاه تهران درآمد و سالیان دراز دانشجویان از محضر علمی ایشان استفاده می‌ کردند و آثار علمی گرانبهایی از جمله: دیوان شانی تکلو، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی،۱۳۹۰، دیوان فیاض لاهیجی،۱۳۸۰ و دیوان قاضی سعید قمی، ۱۳۸۳، از انتشارات دانشگاه تهران، دیوان امیری فیروزکوهی در ۳ جلد، انتشارات زوّار، ۱۳۸۹، جوامع‌ الحکایات و لوامع‌ الرّوایات، انتشارات بنیاد فرهنگی ایران، ۱۳۵۲، کلیات صائب تبریزی، انتشارات خیام، ۱۳۳۳ و دیوان صائب، انتشارات خیام، ۱۳۴۵ را به جامعه علمی کشور تقدیم داشت.

از همان زمان‌ها ارتباط خانوادگی میان ما و مرحوم امیری و استاد مظاهر مصفا و بانو دکتر کریمی آغاز گردید و مکرر اندر مکرر ما مهمان این خانواده بودیم و از خوان ادب این خانواده برخوردار می‌شدیم و برخی از مهمانان دانش‌دوست خود را نیز با خود می‌بردیم تا از نزدیک با یک خانواده‌ی اصیل علمی کشورمان آشنا شوند، از جمله پروفسور ریموند کلیبانسکی رئیس انجمن بین‌المللی فلسفه‌ ی قرون وسطی را که به دعوت مؤسسه ‌ی مطالعات اسلامی دانشگاه مک‌گیل شعبه تهران دعوت کرده بودیم تا سخنرانی‌ای تحت عنوان: «تأثیر اندیشه‌ های ایرانی در تفکر اروپایی» در دانشکده ادبیات ایراد کند. شبی با ایشان مهمانِ خوان محبت خانواده امیری فیروزکوهی شدیم. در آن مجلس استاد امیری و دکتر مظاهر مصفا اشعاری از خود را به فارسی قرائت کردند که سالیان بعد پروفسورکلیبانسکی مضامین آن اشعار را در مجالس مختلف به عنوان سوغات ایران قرائت می‌کرد.

از جمله اشعار امیری فیروزکوهی:

همرهان رفتند و من از کاروان جا مانده‌ام

وای من کز کاروان رفته بر جا مانده ‌ام

دوستان با صفا رفتند و من در بین خلق

چون صفا و راستی مهجور و تنها مانده‌ام

هر دم از سرگشتگی چون گرد می ‌پیچم به خویش

همرهان رفتند و من تنها به صحرا مانده‌ام

چار موج غم ز هر سو در میان دارد مرا

چون خسی حیران و سرگردان به دریا مانده ام

شکوه‌ی دنیای باطل با کدامین کس کنم

من که از حق نیز بی‌کس‌تر به دنیا مانده ‌ام

کور از ره مانده‌ام، دور از دلیل افتاده‌ام

دردمندم، خسته‌ام، دور از مسیحا مانده‌ام

و از جمله اشعار دکتر مظاهر مصفا:

مردی ز شهر هرگزم، از روزگار هیچ

جان از نتاج هرگز، تن از تبار هیچ

از شهر بی‌کرانه ‌ی هرگز رسیده‌ام

تا رخت خویش باز کنم در دیار هیچ

از کوره‌راه هرگز و هیچم مسافری

در دست خون هرگز و در پای خار هیچ

در دل امید سرد و به سر آرزوی خام

در دیده اشک شاید و بر دوش بار هیچ

«انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» این افتخار را داشت که آخرین اثر دکتر امیربانو کریمی، دیوان شانی تکلو را منتشر ساخت و به پاس کوشش مداوم ایشان در تدریس و تحقیق و تألیف، مراسم بزرگداشت برای ایشان برپا می‌دارد تا دانشجویان به ویژه طبقه‌ی بانوان روش علمی و عملی این بانوی فرهیخته را الگوی خود قرار دهند و نسل جوان از طبقه ‌ی نسوان، بیش از پیش، قدرت علمی خود را به جامعه عرضه دارند. بمنّه تعالی و کرمه

مهدی محقّق

رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی

مردادماه ۱۳۹۵

Email this page

نسخه مناسب چاپ