آزادسازی حلب؛ گامی به سوی صلح در سوریه
تکاپوی غرب برای نجات تروریسم
بخش دوم و پایانی
 

محمد علی مهتدی، دیپلمات و بازنشسته وزارت امور خارجه و کارشناس مسائل خاورمیانه گفت: عملیات داعش در تدمر با هدف کاهش فشار ارتش سوریه بر حلب بود.عملیات نیروهای ارتش سوریه و نیروهای مقاومت برای آزادسازی محله‌های شرقی که به مدت چندین سال در اشغال گروه‌های تروریستی به سرکردگی جبهه‌النصره قرار داشت، با فتح آخرین قلعه تکفیری‌ها به پایان رسید و به این ترتیب دومین شهر بزرگ سوریه و پایتخت اقتصادی این کشور آزاد شد.
با توجه به پراکندگی و پیچیده بودن مسائل میدانی در سوریه، مناطقی در سوریه بارها دست به دست شده و فضای شکننده ای وجود داشته است. نمونه آن شهر تدمر است که خبر اشغال مجدد آن به دست داعش همزمان با آزادی حلب رسید. نیروهای تکفیری جبهه النصره در حلب مستقر بودند و شهر تدمر تحت هجوم نیروهای داعش قرار گرفته است. آیا ارتباطی بین این دو نیرو وجود دارد؟ در این باره با محمد علی مهتدی ، دیپلمات اسبق کشورمان و کارشناس مسائل خاورمیانه با خبرآنلاین گفتگویی انجام داده که از نظر می گذرانید.
- آزادی حلب از دست تکفیری‌ها و جبهه النصره یک پیروزی بزرگ محسوب می شود. لطفا کمی ابعاد این پیروزی را تبیین کنید.
*همانگونه که ذکر شد آزاد کردن شهر حلب و خروج کامل نیروهای تکفیری از این شهر اهمیت بسیار زیادی دارد. به چند دلیل. یک اینکه حلب بعد از دمشق مهمترین شهر سوریه است. پایتحت اقتصادی سوریه است و بخش مهمی از تروریست‌های تکفیری تحت عنوان ارتش شام یا ارتش فتح که در واقع همان جبهه النصره هستند در آن شهر بودند و با آزاد کردن این شهر و ضربه سختی که بر جریانهای تکفیری وارد شد، عملا ۵۰ درصد تکفیری‌ها غیر از داعش از صحنه خارج می شوند.
این تقابل مهمی بود و ما در چند هفته اخیر دیدیم که ارتش سوریه و نیروهای مردمی و مقاومت روز به روز حلقه‌های محاصره را بر بخش شرقی حلب تنگ تر کردند و این هشداری بود برای آمریکا، عربستان، ترکیه، قطر و بازیگرانی که از تروریست‌های تکفیری حمایت می کنند. آمریکایی‌ها تلاش زیادی کردند که مانع سقوط حلب شوند و هر طور که هست بخشی از شهر را در دست تکفیری‌ها نگه دارند تا از این مسئله در مذاکرات استفاده کنند که البته چنین موقعیتی را ارتش سوریه و نیروهای متحد بوجود نیاوردند و حلب به طور کامل آزاد شد.
- آیا می شود حمله مجدد داعش به تدمر را در راستای حمایت از جبهه النصره دانست؟
*آنچه شاهد بودیم همین را بیان می‌کند. ببینید قبل از اینکه آزادی کامل حلب صورت بگیرد آمریکایی‌ها و دولت‌های همپیمانشان و دولت عربستان سعی کردند از طریق داعش و عملیاتی که در وادی الشام پی ریزی شد، بخشی از ارتش سوریه را به وادی الشام، به بیابان‌های شهر تدمر بکشانند تا فشار روی حلب کاسته شود. این عملیاتی که داعش انجام داد در شرق شهر حمص و شهر تاریخی پالمیرا (تدمر) در واقع با این هدف بود که فشار را از روی شهر حلب بردارد.
- پس شما معتقدید که این دو به هم مربوط بوده اند.
*نکته مهمی که وجود دارد این است که قبلا بین داعش و جبهه النصره ارتباطی وجود نداشت. مرکز نیروهای داعش در سوریه شهر رقه است و جبهه النصره که در حلب در محاصره حضور داشت، این دو با هم خصومت داشتند و اتحاد و همکاری در بین آنها نبود، حتی در مواردی اینها با هم زد و خورد کرده اند. حالا چه شده است که داعش به کمک جبهه النصره می آید و برای کاستن فشار ارتش روی حلب عملیاتی در پالمیرا انجام می دهد تا فشار را از حلب بردارد.
اخبار ضد و نقیضی از سقوط تدمر و اشغال آن توسط داعش می رسد برخی می‌گویند ارتش سوریه مجددا مناطق را پس گرفته است. در روی اینکه واقعا شهر تدمر بطور کامل سقوط کرده یا نه خبرها متناقض است. گفته می شود پس از اینکه بخشی از تدمر گرفته شد بعد از آن نیروهای داعش با ضد حمله ارتش سوریه و با دخالت نیروی هوایی روسیه مواجه شدند و از تدمر اخراج شدند. الان به نظر می رسد که این شهر به طور کامل در دست داعش نیست.
- به نظرتان این دو گروه در شرایط حاضر و با تحولات رخ داده در عراق و سوریه، تغییر استراتژی داده اند؟
*این نشان می دهد که یک اتاق عملیاتی در یک جایی هست که عملیات داعش و النصره را هماهنگ می کند و در واقع این چنین است. اتاق عملیاتی که سران امریکایی و صهیونیستی و نمایندگان عربستان و قطر و ترکیه حضور دارند و همه چیز در این اتاق عملیات هماهنگ می شود. در اینجاست که عملیات داعش و بقیه جریان‌های تروریستی هماهنگ می شود. این دلیل خوبی برای این است که آمریکا و همپیمان آنها همچنان این جریان‌ها را حمایت می کنند و همچنان می خواهند این گروهها را حفظ کنند.اقای جان کری وزیر امور خارجه آمریکا اخیرا تاکید کرده است که در صورت سقوط شهر حلب و آزادی این شهر، بحران سوریه تمام نمی شود. این نشان می دهد که امریکایی‌ها و هم پیمانان آنها همچنان به طراحی برای سرنگونی یا تضعیف دولت سوریه و استفاده از جریانهای تکفیری و تروریستی ادامه خواهند داد.
آمریکا جنگ نیابتی سوریه را باخت
نصرت اله تاجیک نوشت:اشتباه اوباما و آمریکا به عمد یا به سهو این است که هنوز جنگ سوریه را داخلی می خوانند. آنها از توجه به واقعیات صحنه میدانی که حاصل جنگ نیابتی چند لایه است برای فرار از پاسخ گوئی شانه خالی میکنند ولی این رافع مسئولیت آنها نیست و باید در مقابل مردم سوریه و جهان پاسخگو باشند.در صحنه آنارشیک بین المللی ضعف دولت‌ها، بی عملی، غیر شفافیت سیاست‌ها و در یک کلام دو دوزه بازی در ایفای مسئولانه نقش‌شان و شروع روندی که عواقب آن بخوبی دیده نشود آنگونه که آمریکا در ماجرای سوریه اقدام کرد بر وخامت اوضاع می‌افزاید. دولت اوباما با بلاتکلیفی و درگیری با کنگره و سیاست پرهیز از هزینه مادی و معنوی هم به تعهدات مسئولانه خود عمل نکرد و هم با اقدامات ابتر و نارسا فقط به رواج آشوب در سوریه کمک کرد.
دولت آمریکا در برهه حاکمیت دموکراتها می توانست با تجزیه و تحلیل واقع بینانه و اعتماد به نیروهای تاثیر گذار در کنار دولت قانونی و مستقر سوریه ، برای مبارزه با تروریسم و جنگجویان وارداتی قرار گیرد و نه آنکه خود هیزم بیار معرکه جنگ‌های نیابتی باشد و چشم خود را عامدا” یا با تجاهل به راه ورود جنگجوی وارداتی و تسلیحات از ترکیه که از طریق عربستان و قطر تامین مالی میشد، ببندد.
حلب اگر چه دومین شهر مهم بعد از پایتخت سوریه بود اما چیزی از آن نیز کم نداشت و همین وسوسه ای بود برای سرمایه گذاری سازمان‌های اطلاعاتی غربی تا به سمت تجزیه سوریه پیش بروند و اگر ایران و روسیه نبودند الان این کشور تجزیه شده بود. آمریکا و کشورهای منطقه مرهون سرمایه گذاری‌های مادی و معنوی ایران هستند. اگر وزنه جنگ‌های نیابتی به سود جنگجویان مسلح وارداتی تمام میشد در آنصورت خواب از چشم حکام ربوده میشد .اگر آمریکا می گوید از خواست‌های مدنی مردم سوریه حمایت می‌کند ، چرا اینکار را در اردن، یمن یا بحرین انجام نمی‌دهد؟ سیاست آمریکا در سوریه و خاورمیانه شفاف نیست.
دولت اوباما صداقت لازم را ندارد که به اشتباه استراتژیکش در سوریه که با طناب پوسیده عربستان و ترکیه به چاه ویل خاورمیانه رفت، صادقانه اعتراف کند.آینده سوریه همچنان در‌هاله ای از ابهام قرار دارد و به خیلی از عوامل داخل منطقه ائی و بین المللی بستگی دارد. اگر چه عربستان اعلام کرده که در صورت خواست آمریکا با ماندن بشار اسد در قدرت مخالفتی ندارد، مشکلی را حل نمی کند.
شروع بازی با آنها بوده ولی خاتمه‌اش نه! احتمالا” داعش و سایر گروههای تروریستی راهبرد جدیدی در سوریه همچون انفجارات عراق و کشتار مردم بیگناه را در دستور کار خود قرار خواهند داد یا با تمرکز در یک منطقه حرکات ایذایی خود را آغاز خواهند کرد. اما همزمان انتقال قدرت در کاخ سفید به سیاست منطقه ای ایران کمک میکند تا بتواند از آزاد سازی حلب استفاده کند و هم سیاست ترامپ در کار با روسیه شرایط مناسبی برای استقرار ثبات و امنیت در سوریه فراهم میکند .
در مجموع آزاد سازی حلب در زمان مناسبی اتفاق افتاد و آمریکایی‌ها قدرت به‌هم زدن بازی و صحنه را ندارند و این برای تثبیت جایگاه منطقه ای ایران موثر است، اگر چه برای اوباما تلخ است. مصاحبه اوباما و اذعان به کوتاهی و کم کاری در سوریه نیز به این دو سه نکته کمک میکند، اما نقش مخرب آمریکا در سوریه بیش از این مواردی است که او می‌گوید.
متاسفانه اوباما همچنان سیاست یکی به میخ و یکی به نعل را ادامه داده و صادقانه از اشتباه استراتژیکش در سوریه و اعتماد به دولت‌هایی که ظرفیت و قدرت تحرک در سیاست خارجی اشان وجود ندارد، ابراز پشیمانی نکرد تا نفر بعد از او به این راه نرود! استراتژی امریکا در سوریه سرزمین سوخته برای حرکت به سمت تجزیه این کشور بود و لذا سیاست خارجی ایران باید طلبکارانه بدنبال احقاق حقوق مردم سوریه و تامین خسارت آنان از سوی امریکا و هم پیمانانش مانند عربستان، ترکیه، اردن و قطر باشد. آمریکا در سوریه مقصر است و باید هزینه آن را بپردازید. و از هم اکنون مردم و وجدان بیدار جهان باید خود را آماده کنند تا از طریق رسانه‌ها و افکار عمومی محکمه عادلانه ائی علیه کشورهای منطقه ای همچون عربستان، ترکیه، قطر و اردن و حامیان غربی آنان و مخصوصا” آمریکا تشکیل و حق مردم مظلوم سوریه را از آنان بستانند. ان‌شاءالله!
آمدن ترامپ معادلات سوریه را تغییر می‌دهد
حسین شیخ الاسلام، سفیر پیشین ایران در سوریه و کارشناس مسائل منطقه با حضور در کافه خبر خبرآنلاین، به بررسی علل حضور ایران در سوریه پرداخت. بحران از خاورمیانه نمی خواهد رخت بربندد. هر بازیگری از ظن خود نقشی در آن ایفا می کند و شرایط پیچیده ای در سوریه و شهر استراتژیک آن، حلب نمود پیدا کرده است. هر روز اخبار جدیدی از حلب به گوش می رسد و ارتش سوریه در کنار هم پیمانان خود تلاش زیادی برای در دست گرفتن سرنوشت این شهر انجام داده است.
این در حالی است که بعضی از بازیگران منتظر روی کار آمدن آقای خاص امریکا هستند تا ببینند او چه آس‌هایی می تواند در این وانفسا رو کند. اما ایران بیش از هر بازیگر دیگری در صحنه سوریه درگیر است و از لحاظ میدانی و زمینی نقش ویژه ای را بازی می کند. همین موضوع باعث شده است تا سوالهای جدیدی در افکار عمومی از نقش ایران در سوریه شکل گیرد.
در مورد تحولات جدید سوریه، نقش ایران در سوریه و مواضع ترامپ در مورد منطقه، حسین شیخ الاسلام، سفیر پیشین ایران در سوریه و کارشناس مسائل منطقه با خبرآنلاین مصاحبه‌ای انجام داده که بخش‌هایی از آن را می‌خوانیم.
- در مورد ترامپ صحبت کنید. آیا حضور او به عنوان رئیس جمهوری جدید آمریکا می تواند در میدان سوریه تاثیر گذار باشد؟
آقای ترامپ در مبارزات انتخاباتی خود موضعی در مقابل اوباما، خانم کلینتون و دموکرات‌ها گرفت. در این موضع گیری ایشان از سیاست‌های امریکا در منطقه انتقاد جدی کرد و دلیل آن هم این بود که او فکر می کند دشمن اصلی آمریکا تروریست‌هایی هستند که خطرات آنها متوجه آمریکا و اروپا است. نظر او به گونه ای است که اگر اسد و روسیه و ایران با تروریست‌ها می جنگند من می توانم با آنها کنار بیایم. این موضوعی بود که در تبلیغات انتخاباتی خود بر آن تاکید داشت و البته مقداری از آن به خاطر فضای تبلیغاتی و ضدیت با رقیبش بود و یک مقدار آن واقعی و منبعث از تفکرات اوست.

Email this page

نسخه مناسب چاپ