روابط کوبا و آمریکا در دوران فیدل کاسترو
 

روابط واشنگتن و هاوانا از زمان به قدرت رسیدن فیدل کاسترو رهبر انقلاب کوبا تا زمان کناره گیری او از قدرت (۱۹۵۹-۲۰۰۸) با فراز و نشیب هایی روبرو بود. البته تاریخ نشان داد که این کشور کوچک دریای کارائیب هیچگاه از زیر بار مشکلات تحمیلی ناشی از همسایه بزرگ شمالی خود رهایی نیافت.
به گزارش ایرنا، در سال ۱۹۵۹ و پس از سه سال جنگ چریکی، انقلاب کوبا به رهبری فیدل کاسترو دولت هوادار آمریکای ژنرال باتیستا را سرنگون کرد. اگرچه دوایت آیزنهاور رئیس جمهوری وقت آمریکا دولت انقلابی کوبا را به رسمیت شناخت ولی با این وجود، روابط این دو کشور به سرعت رو به وخامت رفت. فیدل کاسترو در ماه آوریل همان سال در سفری ۱۱ روزه به واشنگتن سعی کرد تا تنش ها را کاهش دهد و به این منظور دسته گلی نثار مجسمه یادبود آبراهام لینکلن کرد. با این وجود آیزنهاور از پذیرفتن کاسترو و هیأت همراه وی خودداری کرد و آنها به دیدار با ریچارد نیکسون معاون اول آیزنهاور بسنده کردند. پس از این سفر، محدودیتهای تجاری آمریکا علیه کوبا به تدریج آغاز شد و در پی اوجگیری آن، کوبا مجبور شد تا نفت مورد نیاز خود را از شوروی تهیه کند.در ابتدای سال ۱۹۶۱، آمریکا شناسایی سیاسی دولت کوبا را پس گرفت؛ سفارتخانه خود در هاوانا را تعطیل و اقدام های مخفیانه برای براندازی کمونیست های حاکم را تشدید کرد. علاوه بر این، واشنگتن به تلافی ملی شدن اموال و دارائی های خود در کوبا، محدودیت‌ها و ممنوعیت هایی را علیه این کشور اعمال و به تدریج آنها را تشدید کرد.
جان اف کندی که بر سر کار آمد به سیاست‌های سلف خود خرده گرفت و آنها را اشتباه دانست. به گمان وی حمایت آمریکا از دولت باتیستا که بر مردم کوبا ظلم روا می داشت خطا بود. در همین سال دولت کوبا توانست عملیات ۱۵۰۰ نفر از کوبایی های آمریکا نشین آموزش دیده سیا را در خلیج خوک‌ها شکست دهد. نطفه این اقدام در سال ۱۹۶۰ و با دستور سری آیزنهاور به سیا برای تربیت و آموزش مخالفان کاسترو بسته شده بود. با این وجود، کندی مسئولیت کامل این اقدام را بر عهده گرفت که این پذیرش، منجر به تقویت موضع دولت کوبا شد.در دوران کوتاه ریاست جمهوری کندی، ‘پروژه کوبا’ طراحی و تدوین شد.
این پروژه مجموعه ای از اقدام های روانی، سیاسی، اطلاعاتی، تروریستی و نظامی در خاک کوبا و همچنین در خاک آمریکا به منظور تحریک افکار عمومی به نفع حمله نظامی به کوبا بود.در سال ۱۹۶۲ تنش های میان دو کشور به اوج خود رسید. هواپیماهای جاسوسی آمریکا به ساخت موشک‌های میان برد شوروی در کوبا پی بردند که این اطلاعات منجر به بحران موشکی کوبا شد.جان اف کندی در دوران کوتاه ریاست جمهوری خود نه تنها به تحریم های آیزنهاور ادامه داد بلکه آنها را تشدید کرد و تمامی روابط تجاری دوجانبه را ممنوع ساخت.پس از ترور کندی و به ریاست جمهوری رسیدن معاون اول او، اندکی از تنش‌ها کاسته شد و کاسترو با ارسال نامه ای به لیندون بی جانسون از علاقه خود به استفاده از ابزار گفتگو برای حل و فصل اختلافات پرده برداشت.
آب شدن یخ روابط آمریکا و کوبا به آهستگی و از اواخر دهه ۶۰ میلادی آغاز شد و در سال ۱۹۷۴ برخی از مقام های آمریکایی از کوبا بازدید کردند. در سال ۱۹۷۷ و در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر، دفاتر حافظ منافع دو کشور همزمان در دو پایتخت افتتاح شدند.
معاهده تعیین مرز دریایی در همین سال امضا شد و گرچه این معاهده هرگز برای تصویب به سنای آمریکا ارسال نشد ، ولی وزارت امور خارجه آن را اجرا کرده است.در سال ۱۹۸۰، دولت کوبا بدون اطلاع آمریکا بسیاری ۱۲۵ هزار مهاجر به آمریکا فرستاد.در سال ۱۹۸۱ و با روی کار آمدن دونالد ریگان، فشارها بر کوبا از سر گرفته شد و سفر اتباع آمریکا به کوبا دوباره ممنوع شد. این ممنوعیت در سال‌های بعد شامل مسافرت مقام های کوبایی به خاک آمریکا نیز شد.پس از پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی، کوبا بزرگترین شریک خارجی خود را از دست داد و متعاقب آن دچار مشکلات اقتصادی فراوانی شد.
آمریکا در این دوران ارسال کمک های بشردوستانه به کوبا را آزاد گذاشت ولی در سال‌های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۶ تحریم هایش علیه کوبا را نه تنها تشدید کرد بلکه سد راه سرمایه گذاری کشورهای ثالث در این کشور بحران زده شد.دولت بیل کلینتون در سال ۱۹۹۹ تلاش کرد تا با تسهیل محدودیت‌های مسافرتی به کوبا، زمینه ساز مراودات فرهنگی میان دو کشور شود.در سال ۲۰۰۰ رئیسان جمهوری کوبا و آمریکا پس از ۴۰ سال در حاشیه اجلاس هزاره سازمان ملل با یکدیگر دست دادند. گر چه کاخ سفید این رویداد را بی اهمیت دانست ولی شرکت های آمریکایی در نوامبر سال ۲۰۰۱ فروش مواد غذایی به کوبا را از سر گرفتند.
جورج بوش پسر که در دوران تبلیغات انتخاباتی تلاش فراوانی برای جلب رای آمریکائی‌های کوبایی تبار کرده بود، پس از روی کار آمدن بر شدت تحریم‌های علیه کوبا افزود و پیش از هر چیز محدودیت های مسافرتی را تشدید کرد و پنج تن از اتباع کوبا را به اتهام جاسوسی برای هاوانا دستگیر و محکوم کرد. جیمی کارتر نخستین رئیس جمهوری وقت آمریکا بود که پس از ۷۴ سال و در سال ۲۰۰۲ به کوبا سفر کرد .آمریکا در دوران جورج بوش پسر کوبا را به نگهداری تسلیحات میکروبی متهم ساخت. خصومت آمریکا با کوبا در دومین دور ریاست جمهوری بوش پسر نیز ادامه یافت و بر حجم تبلیغات ضد کوبا افزوده شد. از سوی دیگر مجازات های تخطی از قوانین تحریمی علیه کوبا نیز افزایش یافت.
کاسترو در سال ۲۰۰۶ به علت خونریزی روده زیر تیغ جراحی رفت و به علت آنکه شرایط جسمانی خود را مناسب ایفای وظایف ریاست جمهوری نمی دید، در سال ۲۰۰۸ از قدرت کنار کشید و نامزد این پست نشد.آمریکا در واکنش به این خبر اعلام کرد که همچنان به تحریم های خود علیه کوبا ادامه می دهد. کاسترو حدود ۴۷ سال قدرت را در کوبا در دست داشت و پس از ۹۰ سال زندگی سرانجام روز ۲۵ نوامبر ۲۰۱۶ ، درگذشت .
۹۰ سال مبارزه کاسترو، ۹۰ سال ناکامی آمریکا
موضع کاسترو در برابر برخی مسائل جهان و به ویژه مسأله فلسطین، از اموری هستند که از حجم گسترده ترس و بزدلی برخی رژیم‌های عربی و همچنین سران صهیونیست‌زده و مطیع این کشورها خبر میدهد.به گزارش تسنیم، در بهار سال ۱۹۹۱ میلادی پس از اینکه واشنگتن اولین جنگ بی‌رحمانه خود را با متحدانش علیه عراق به پایان برد و در شرایطی که اتحاد جماهیر شوروی منحل شده بود، و نهادهای سوسیالیستی دچار از هم فروپاشیدگی شده بودند، «جورج بوش پدر» رئیس جمهوری وقت آمریکا اعلام کرد که تعطیلات عید کریسمس سال آینده را در شهر «هاوانا» پایتخت کوبا خواهد گذراند! وی با این اظهارات، کینه دیرینه خود نسبت به «فیدل کاسترو» رهبر انقلابی کوبا و همچنین اشتیاق زائد‌الوصفش برای تصرف این کشور که بیش از ۹۰ مایل از بزرگترین و غنی‌ترین کشور جهان فاصله ندارد، را ابراز کرد.
گفتنی است که آمریکا پس از فروپاشی قطب پیر و قدرتمند جهان -که برایش رقیبی سرسخت به شمار می‌رفت- به خود اجازه داده بود تا در خیال خود برای اشغال کوبا نقشه‌های رویایی را ترسیم کند. از سوی دیگر، کوبا به عنوان تنها عضو شورای امنیت سازمان‌ملل بود که نسبت به تجاوز آمریکا به خاک عراق اعتراض کرد که همین امر خشم بوش را چند برابر کرده بود.
معن بشور می نویسد: آن روز من در جلسه همبستگی با کوبا و رهبر آن فیدل کاسترو که در یکی از دفترهایمان در شهر بیروت برگزار کردیم، به شرکت کنندگان گفتم: بوش در کریسمس سال آینده به مزرعه خود در شهر تگزاس باز خواهد گشت و کاسترو و همراهانش با مردم کوبا در دژ مستحکم خود در هاوانا با عزت و اقتدار باقی خواهند ماند.این نویسنده لبنانی در ادامه میگوید: این صحبت‌های ما در آن روز، طالع‌بینی و یا خواب‌های رویایی نبودند، بلکه حاصل شناخت دقیقی بود که ما از ماهیت رابطه کاسترو و حزب حاکم او با مردم این کشور داشتیم. از سوی دیگر برکسی پوشیده نیست که روحیه انقلابی مردم کوبا در سایه فیدل کاسترو و برادرش رائول کاسترو و همینطور «ارنستو چه گوارا» که نماد جهانی انقلاب است، بارور شده بود .کاسترو پس از ۹۰ سال که زندگیش را در راه مبارزه و استقامت سپری کرد و پس از گذشت ۶۰ سال از انقلاب کوبا درگذشت.
مردان انقلابی کوبا از تبعیدگاه‌های ساحلی خود وارد این سرزمین شده و پس از تحمل شرایط سخت و طاقت فرسا و همچنین مبارزات طولانی توانستند «باتیستا» حاکم مستبد این کشور را پس از یک تحصن سراسری و شامل در سال (۱۹۵۸) میلادی شکست دهند. بنابراین این انقلاب حاکی از معادله‌ای فوق‌العاده از پیروزی قیام مردمی بر جنگهای مسلحانه است که باید توسط همه کسانی که به دنبال آزادی و تغییر شرایط نابسامان هستند مورد مطالعه دقیق قرار بگیرد.این انقلاب چگونه توانست در فاصله ۹۰ مایلی از آمریکا به ایستادگی خود ادامه دهد و چگونه روندی تصاعدی را برای خود ترسیم کرد که در سایه آن موج های تغییر را در پیرامون خود ممکن ساخت و همه دشمنان این انقلاب را به عقب نشینی از موضع خود واداشت! اینها مسائلی هستند که باید در کانون توجه ما قرار بگیرند .
همچنین لازم است شخصیت این فرد انقلابی که در اصول خود ثابت قدم ماند مورد مطالعه دقیق قرار بگیرد، شخصیتی محکم که در برابر کاخ سفید بدون اینکه از مواضع خود عقب نشینی کند، ایستادگی کرد. موضع کاسترو در برابر برخی مسائل جهان و بویژه مسأله فلسطین، از اموری هستند که از حجم گسترده ترس و بزدلی برخی رژیم‌های عربی و همچنین سران صهیونیست‌زده و مطیع این کشورها خبر میدهد که به سرعت برای تضییع حقوق و ارزش‌های مردم سرزمین خود به سمت آمریکا پیش می روند.
فیدل کاسترو؛ یار وفادار انقلاب اسلامی
محمدرضا نادری گیسور در ایرنا نوشت:با مرگ فیدل کاسترو، رهبر انقلاب کوبا نه تنها مردم این کشور جزیره ای دریای کارائیب یکی از رهبران بلندآوازه ، فرهیخته و نامدار خویش را از دست دادند بلکه همه ملتهای آزادیخواه و ضدامپریالیست منطقه آمریکای لاتین و دیگر نقاط جهان و انقلابیون سراسر عالم، یک چهره تاریخی را از دست دادند؛ کسی که بدون تردید، یار وفادار انقلاب اسلامی ما نیز بود و تا آخرین لحظه به این پیمان و آرمانهای خویش وفادار ماند.
من در کسوت خبرنگار، دو بار توفیق داشتم این رهبر بزرگ را از نزدیک ببینم. نخستین بار، تیرماه ۱۳۷۸ زمانی که به عنوان خبرنگار ایرنا، مرحوم دکتر حسن حبیبی معاون اول رییس جمهوری در دولت اصلاحات و هیات همراه را در سفر به امریکای لاتین همراهی می کردم. پس از دیدار از بوگوتا پایتخت کلمبیا، به کاراکاس پایتخت ونزوئلا رفتیم تا روابط آتی جمهوری اسلامی ایران با جمهوری بولیواری ونزوئلا به رهبری هوگو چاوز پی ریزی شود. پس از یک شب اقامت در کاراکاس و زمانی که طبق برنامه باید راهی کوبا می شدیم، بروز نقص فنی در هواپیمای اختصاصی هیات ایران آنهم درست هنگام اوج گرفتن از باند پرواز در فرودگاه کاراکاس، برنامه سفر را بهم ریخت.
کاسترو به محض آنکه از ماجرا باخبر می‌شود، دستور داده بود یکی از بهترین هواپیماهای کوبا برای انتقال هیات ایرانی به ونزوئلا اعزام شود.وقتی به هاوانا رسیدیم، در هتل معروف «ال ناسیونال» اسکان داده شدیم و فردای آن روز، بدون هیچ تشریفاتی با «فرمانده فیدل» در کاخ انقلاب هاوانا دیدار کردیم؛ مردی بلندقد، با ریشی بلند، چهره ای خندان و صمیمیتی که در نگاهش موج می زد. او در آستانه در اتاق مذاکرات ایستاده بود و با مهربانی با همه دست می داد، آنهم در شرایطی که ماموران تشریفات به ما گفته بودند اتاق مذاکرات، گنجایش شمار اندکی از اعضای اصلی هیات را دارد و قرار نیست ما با فیدل کاسترو دیداری داشته باشیم. پس از این مصافحه، نشست چندساعته دکتر حبیبی و رهبر کوبا آغاز شد و ما فرصت یافتیم در خلال این نشست طولانی که طی دو روز اقامت، چند بار تکرار شد، در خیابان‌های هاوانا قدم بزنیم و با مردم آن گپ و گفتی داشته باشیم. گفت وگو با مردمی که به محض شنیدن نام ایران، گل از چهره شان می شکفت و با لبخند و صمیمیت از ایران و انقلاب آن سخن می گفتند، شوق آفرین
بود.
در حالی که ایران و کوبا از نظر جغرافیایی در دو سوی کره زمین قرار دارند، اما برای ما شگفت‌آور بود که این بعد مسافت، هیچ تاثیری در عشق و صمیمیت این مردم نداشت؛ آنها به گونه ای با ما سخن می گفتند که انگار، نزدیکترین خویشان و دوستان خود را دیده اند.دو سال بعد، در سال ۱۳۸۰ بار دیگر توفیق داشتم تا فیدل کاسترو را از نزدیک ببنیم. رهبر انقلاب کوبا برای نخستین بار به تهران سفر کرده بود و رییس دولت اصلاحات در مجموعه فرهنگی سعدآباد میزبان او بود. یادم هست که فرمانده فیدل چقدر از حضور خود در تهران خوشحال بود؛ به گونه ای که فردای اقامتش در تهران به خبرنگاران گفت من هیچ شبی در طول عمرم، با چنین آرامشی نخوابیده بودم. موضوعی که حتی تیتر چند روزنامه شد.این سخنان فیدل کاسترو تعارف نبود.
او در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بارها و بارها حمایت و دلبستگی خود را نسبت به انقلاب بزرگ مردم ایران و آرمانهای آن نشان داده بود. او که خود در سال ۱۹۵۹ میلادی یک انقلاب ضد امپریالیستی را در کوبا رهبری کرده و سالها در برابر امریکا ایستادگی کرده بود، قدر و عظمت انقلاب اسلامی ایران و نظام سیاسی برآمده از آن را نیز بخوبی می دانست .اگرچه انقلاب ۱۹۵۹ کوبا و انقلاب ۱۹۷۹ ایران از نظر ایدئولوژیکی با یکدیگر متفاوت هستند و یکی از اسلام و دیگری از سوسیالیسم بهره می گیرد اما آرمانهای مشترک و حس حق طلبی و مبارزه با استکبار به آنها حس همبستگی ، همگرایی و پیوند دوستی عمیقی داده است.
بر همین اساس، کوبا از نخستین کشورهایی بود که نظام جمهوری اسلامی ایران را در سال ۱۳۵۷ به رسمیت شناخت. فیدل کاسترو در همان زمان طی نامه ای به امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی نوشت:« از نظر ما، هیچ تناقضی میان انقلاب و مذهب وجود ندارد.» او بر این دیدگاه خویش در کتابش تحت عنوان «فیدل و مذهب» که در سال ۱۹۸۵ منتشر شد، نیز تاکید کرده است.
روابط میان دو کشور پس از آن و در طول دولتهای مختلف در ایران نه تنها کاهش نیافته بلکه هر بار با پیوستگی و همبستگی بیشتری همراه شده است به گونه ای که به جرات می توان گفت حضور و نفوذ گسترده کنونی ایران در منطقه امریکای لاتین، بی تردید مدیون حمایتهای فیدل کاسترو و رهبران انقلابی این کشور است.اگر ایران توانست روابط خود را با ونزوئلا و دیگر کشورهای امریکای لاتین برقرار سازد و همچنان روابطی قوی و مستحکم با بیش از ۲۰ کشور این منطقه بویژه کشورهای عضو اتحاد بولیواری قاره امریکا موسوم به «آلبا» دارد، مدیون همراهی و تلاشهای فیدل کاسترو است.
با وجود آنکه روابط اقتصادی دو کشور در طول این همه سال به دلایل گوناگون رشد چندانی نداشته، اما کوبا همواره از مواضع سیاسی و بین‌المللی ایران در مجامع گوناگون پشتیبانی کرده است.کوبا
نه تنها زمانی که ریاست جنبش عدم تعهد را بر عهده داشت، بلکه به عنوان یک عضو موثر آن، همواره از حق ایران برای پیشبرد برنامه هسته ای صلح آمیز خویش دفاع کرده است.
در زمان ریاست کوبا بود که جنبش عدم تعهد در ژوییه ۲۰۰۸ و در اوج فشار کشورهای غربی، با صدور بیانیه ای اعلام کرد که کشورهای عضو این جنبش از گسترش همکاری میان جمهوری اسلامی ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در حوزه استفاده صلح آمیز از انرژی هسته‌ای استقبال می‌کنند و غنی‌سازی اورانیوم را حق مسلم ایران می‌دانند که باید به آن احترام گذاشته شود. در سال ۲۰۰۹ نیز زمانی که آژانس تحت فشار امریکا و دیگر کشورهای غربی، ایران را بخاطر ساخت مجتمع هسته ای فردو محکوم ساخت، کوبا و ونزوئلا با صدور این قطعنامه مخالفت کردند.با کناره گیری فیدل از قدرت و واگذاری دولت به برادرش «رائول کاسترو»، روابط تهران – هاوانا همچنان رو به گسترش بوده و پیوند میان دو کشور در دوره دولت دکتر حسن روحانی تقویت شده است.

Email this page

نسخه مناسب چاپ