بحران سوریه و ظرفیت‌های روسیه و ترکیه
بخش اول
 

تلاش روسیه برای مدیریت بحران سوریه با برگزاری نشست سه‌جانبه مسکو به مرحله تازه‌ای وارد شده است. پس از عدم موفقیت تلاش‌های روسیه برای مدیریت بحران سوریه از طریق اولویت بخشیدن به گفتگوهای روسی- آمریکایی، به نظر می‌رسد این‌بار روس‌ها در حال تلاش برای حل و فصل بحران سوریه از طریق مذاکرات روسی- ترکی و البته با مشارکت طرف ایرانی هستند. از آنجا که در شرایط موجود به نظر می رسد که اولویت روس‌ها به نتیجه رساندن هرچه سریعتر مسئله سوریه است، این پرسش قابل طرح است که در فرایند مذاکرات سه جانبه میان روسیه، ترکیه و ایران وزنه روسیه بیشتر متمایل به کدام سمت خواهد بود؟ موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس) در گفتگو با دکتر محمود شوری پژوهشگر ارشد مسائل روسیه و عضو شورای علمی ایراس تلاش کرده است تا به پرسش مطرح شده پاسخ بگوید.
- هر چند به نظر می رسید مذاکرات اخیر مسکو میان ایران، روسیه و ترکیه، مذاکرات سه جانبه است، اما تحولات بعدی نشان داد که این مذاکرات بیشتر حالت دو جانبه دارد. یعنی این مذاکرات بین روس‌ها با ترک‌ها است و آنها بدون لحاظ ایران می توانند کار خود را پیش ببرند. از ابتدا هم به نظر می‌رسید که روس‌ها با وجود همکاری‌های میدانی با ایران، در بحث پیش برد مذاکرات قائل به نقش و جایگاه ایران نیستند. نظر شما در مورد این دیدگاه چگونه است؟
* به هرحال طبیعی است که روسیه خود را در مذاکرات به عنوان طرف برتر بداند. چون تصور او این است که به عنوان یک عضو شورای امنیت، ابزارها و امکانات خیلی بیشتری را در اختیار دارد. بر اساس نوع رابطه‌‌ای که روسیه با تمام طرف‌های درگیر در بحران سوریه دارد، این امکان برای مسکو فراهم است که در فرآیند مذاکرات دست برتر را داشته باشد و بتواند با تمامی طرف‌ها، مذاکره کند. طبیعی است که این امکان برای ایران خیلی فراهم نیست. ایران نه می‌تواند با آمریکا مذاکره کند و نه می‌تواند با معارضان به صورت مستقیم مذاکره داشته باشد و نه با کشورهایی مانند عربستان. شاید تنها امکانی که برای ایران وجود دارد این است که بتواند در یک شرایط خاصی با ترکیه مذاکره ای داشته باشد. بنابر این روس‌ها در مذاکرات دست برتر را با خودشان می دانند. نوع نگاه آنها به ایران بیشتر در حوزه‌های عملیاتی بوده است. تصور آنها این است که ایران یک سری ظرفیت‌ها و امکاناتی دارد که در حوزه‌های عملیاتی کاربرد دارد. در جاهایی که صحنه جنگ و نبرد بوده، طرف گفتگوی روسیه، ایران بوده است. اما اکنون که بحران سوریه وارد یک فصل جدیدی شده و فرآیند حل بحران آغاز می شود، طبیعتاٌ روسیه تلاش می کند که نقش و جایگاه برتر خودش را به نحوی اعمال کند. از زمانی که بحث مذاکرات روسیه و ترکیه آغاز شد، این نگرانی شکل گرفت که در نوع تعامل و مذاکره‌ای که بین روسیه و ترکیه در حال انجام است، ایران در کدام قسمت قرار دارد و اینکه روس‌ها در این مذاکرات قرار است برای ایران چه جایگاهی را در نظر بگیرند. شاید اساساً اگر دست خود روس‌ها بود، خیلی علاقه نداشتند که پای ایران را به بحث مذاکرات سیاسی باز کنند. آنها بیشتر علاقه دارند که از جانب جبهه موافقان دولت اسد خودشان گفتگو کنند. از طرف جبهه مخالفان هم تا پیش از ترکیه، آمریکا طرف مذاکره آنها بود. اکنون به دلایلی آمریکا کنار رفته و ترکیه آمده است، از سوی دیگر به نظر می رسد که دست ترکیه، بازتر از آمریکا است و به لحاظ عملیاتی توانایی بیشتری در تاثیرگذاری دارد. روس‌ها هم در حال استفاده از این فرصت هستند. روسیه با استفاده از فضایی که پس از تجدید رابطه با ترکیه ایجاد شده، تلاش می‌کند فضای مذاکرات را به سمت و سوی مطلوب خود سوق دهد. به نظر من این نگرانی‌هایی که طرف ایرانی دارد، نگرانی‌های قابل درکی هستند. چون ایران در صحنه عملیات، از تمامی ظرفیت‌های خودش استفاده کرده است. برای همین نمی‌خواهد در حوزه سیاسی چیزهایی را که در صحنه عملیاتی به سختی به دست آورده، از دست بدهد. از طرف دیگر هم، اگر چه ملاحظات و دغدغه‌های روسیه در خیلی از زمینه‌ها با ایران همپوشانی دارد، ولی در خیلی از زمینه‌ها هم ممکن است متفاوت باشد یا نوع نگاه روس‌ها به شرایط آینده سوریه و شرایط موجود ممکن است که یک تفاوت‌هایی با ایران داشته باشد . بنابراین طبیعی است که این تفاوت‌ها بر روی نوع مذاکرات هم تاثیرگذار باشد.
- یکی از موضوعاتی که در اینجا مطرح می‌شود، صرف نظر از بحث روابط دوجانبه ایران و روسیه، و مسائلی که در بحث همکاری ایران و روسیه در سوریه وجود دارد و در ادامه به آن خواهیم پرداخت، بحث روابط دوجانبه و همکاری منطقه ای روسیه و ترکیه است. به نظر می‌رسد روندی که در رابطه دو جانبه و منطقه ای مسکو و آنکارا وجود دارد، چندان منطقی نیست. این رابطه با یک حادثه تنش آمیز شده و قطع می‌شود اما بعد به سرعت نیز بازسازی می شود. بعد روسیه‌ای که تا همین اواخر ترکیه را متهم به حمایت از تروریست‌ها می‌کرد، ترکیه را جایگزین آمریکا می کند. به نظر شما روسیه به چه دلایلی دقیقا به ترکیه رو آورده است؟ آیا این بر اساس اهدافی قابل حصول است؟ آیا این همکاری می تواند نتایج و اهداف مورد نظر آنها را تامین کند؟
* روسیه یک سری دغدغه‌ها، اهداف و منافع در سوریه دارد که اولویت‌های مسکو را تعیین می کند؛ اینکه روسیه این‌ها را به چه شکلی تامین کند و به دست بیاورد، از نظر اهمیت در موضوع بعدی قرار می‌گیرد. زمانی که روسیه وارد بحران سوریه شد، اهداف و منافع این کشور در سوریه در یک شرایط بسیار بحرانی قرار داشت. بعید نبود که اگر روسیه وارد نمی شد، اکنون هیچ جایگاهی در سوریه نداشت. در این فرآیند، برای روس‌ها اینکه با چه کسی و چه شکلی کار کنند، در درجه دوم اهمیت است. اگر می توانستند اهداف و منافع شان را با آمریکایی‌ها تأمین کنند، حتماٌ این کار را انجام می دادند. اگر می‌توانستند که با ایرانی‌ها اهداف و برنامه‌های خود را پیش ببرند، این کار را می کردند. حالا هم اگر بتوانند با ترکیه پیش ببرند، این کار را خواهند کرد. فی النفسه این برای هیچ کشوری ایراد محسوب نمی شود. هر کشوری همین کار را انجام می دهد. به ویژه قدرت بزرگی مانند روسیه که با دستان بازتری در سطح بین المللی و سطح منطقه‌ای عمل می کند. اما در ارتباط با ترکیه، روس‌ها الزاماتی هم دارند. بعد از بحران اوکراین و تحریم‌هایی که علیه روسیه شکل گرفت، روس‌ها به دنبال این بودند که از طریق نوع تعاملات اقتصادی که با ترکیه ایجاد می کنند و از طریق همکاری‌هایی که در حوزه انرژی با ترک‌ها دارند، بتوانند بخشی از فشارهای اقتصادی را برطرف کنند و بتوانند از طریق تعامل اقتصادی با ترکیه، هم نیازهای اقتصادی خودشان را تامین کنند و هم مسیرهای انرژی خودشان را به سمت غرب، تنوع بدهند تا تحت فشار دولت‌های اروپایی، دچار مشکل نشوند. به همین دلیل تا پیش از سرنگونی هواپیمای روسی، روابط روسیه و ترکیه، روابط خیلی خوبی شده بود و در سطح کاملاٌ بالایی از لحاظ اقتصادی و سیاسی قرار داشت. اما به هرحال آن اتفاق سرنگونی هواپیما، شاید شوکی بود که روس‌ها هم آن را باور نداشتند و تصور نمی کردند با ترکیه ای که تا این سطح از روابط چه به لحاظ سیاسی و اقتصادی دارند، با چنین مساله ای مواجه شوند. در همان موقع هم خیلی‌ها این برداشت را داشتند که این تنش می‌تواند به سرعت حل و فصل شود، چرا که هر دو طرف روسیه و ترکیه به یکدیگر نیاز داشتند و دیدیم بعد از اتفاقاتی که افتاد، از جانب ترک‌ها معذرت خواهی صورت گرفت و به سرعت هم این عذر خواهی مورد پذیرش قرار گرفت و سطح روابط ترکیه و روسیه به آن سطح مطلوبی که مورد انتظار هر دو طرف بود، رسید. اما در ارتباط با بحث سوریه، اگر خیلی از اتفاقات در داخل ترکیه و سوریه رخ نمی داد، رسیدن به این میزان از نزدیک شدن ترکیه و روسیه در مساله سوریه، به نظر من دشوار بود. به هرحال شرایط دست به دست هم داد تا امروز روسیه و ترکیه بتوانند دور یک میز بنشینند. کودتای نافرجام در ترکیه و اتفاقاتی که بعد از آن رخ داد، سپس شکست نیروهای معارض اسد در حلب، همه اینها موجب شد که ترکیه ناگزیر شود که در سیاست‌های خود در مورد سوریه تجدید نظر کند. این تجدید نظر موجب شد فضایی ایجاد شود که با روس‌ها تعاملات سیاسی برقرار کنند. تصور من این است که هم روسیه و هم ترکیه، اکنون در شرایطی قرار دارند که تصور می کنند اگر میزانی از تعامل را با یکدیگر داشته باشند، می توانند به یک نوع تقسیم منافع در سوریه برسند. حالا هم این تقسیم منافع را در رفتار دو کشور مشاهده می کنیم. در شهر الباب، روس‌ها به نوعی مانند نیروی هوایی ترکیه عمل کردند. این بدان معنی است که هم ترکیه و هم روسیه، به این نتیجه رسیده‌اند که تداوم بحران سوریه برای هر دو طرف می‌تواند مشکلات بیشتری ایجاد کند. روس‌ها بیش از این دیگر نمی خواهند که در بحث سوریه هزینه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی بپردازند و از طرف دیگر هم ترک‌ها دارند از این بحران آسیب می‌بینند. به همین دلیل دو طرف به این نتیجه رسیده اند که میزانی از تعامل را با یکدیگر داشته باشند و با یکدیگر تقسیم منافع کنند. اما برای ما دو مساله در این باره وجود دارد. یکی اینکه در این تقسیم منافع، جایگاه ایران در کجا قرار دارد و آیا در این میان، ایران نادیده گرفته شده است. دوم اینکه؛ آیا این روحیه تعامل بین دو طرف همچنان باقی خواهد ماند یا خیر؟.
درباره مساله اول، ایران با نوع تاثیرگذاری یا مداخله‌ای که در صحنه عملیاتی نبرد و در همکاری‌های دوجانبه با روس‌ها داشته، توانسته است وارد مذاکرات ترکیه و روسیه شود و ما شاهد شکل‌گیری مذاکرات سه جانبه ایران، روسیه و ترکیه در نشست مسکو بودیم. تا اینجای کار، به نظر می رسد که سه طرف تلاش می کنند از طریق گفتگو با یکدیگر، در مورد آینده سوریه، به یک دیدگاه مشترک برسند. اما طبیعی است که سه طرف توانمندی‌های یکسانی در روند مذاکرات ندارند و هر سه از قدرت انعطاف و تعامل یکسانی برخوردار نیستند. آن چیزی که طرف ایرانی می تواند بر سر آن مذاکره کند، خیلی محدود است و این مساله ای است که یک مقدار کار ما را مشکل می‌کند. چون ما از ابتدا به دنبال تثبیت دولت اسد در سوریه بوده‌ایم. این هدف تا حدی تحقق یافته اما به هرحال آینده دولت اسد مساله مهمی است که به نظر من خیلی مشخص نیست. اینکه ما تا چه اندازه می‌توانیم در مورد آینده دولت اسد با طرف روس و ترکی به توافقی مرضی الطرفین برسیم پرسشی است که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد. و لذا این مسئله یک مقدار کار را سخت می کند. اما روس‌ها و ترک‌ها چیزهای زیادی دارند که به یکدیگر بدهند. روس‌ها می‌توانند میزانی از منافع را برای ترک‌ها تامین کنند. ترک‌ها هم می توانند میزانی از منافع را برای روس‌ها تضمین کنند. این مسئله شرایط تعامل را بین سه طرف متفاوت می‌کند. اما درباره اینکه آینده تعامل ترکیه و روسیه به کجا می‌رسد، باید به این نکته توجه کرد که اگرچه هر دو طرف اراده این را دارند که با یکدیگر کار کنند و تعامل داشته باشند و مساله سوریه را به سرانجام برسانند، اما به نظر من نباید خیلی مطمئن باشند که همیشه کار به همین شکل پیش برود. این احتمال وجود دارد که معارضان دولت اسد خود را قربانی تعاملات روسیه و ترکیه تلقی کنند و در نتیجه تلاش کنند تا بازی را بهم بزنند. اگر چنین اتفاقی بیافتد شرایط هم تغییر خواهد کرد. از طرف دیگر، دولت اسد هم یک بازیگر است که میل به بقا دارد و تلاش می‌کند خودش را حفظ کند. طبیعی است که دولت اسد هم سعی می‌کند تا میزانی از بازیگری خودش را داشته باشد. به همین دلیل، نه ترکیه می تواند آن طوری که روسیه می‌خواهد تضمین کند که می تواند معارضان را کاملاٌ کنترل کند و نه روسیه آن طوری که ترکیه می‌خواهد، قادر است تضمین کند که می تواند ایران و دولت اسد را در جبهه خود حفظ نماید. حداقل برای طرف ایرانی در صورتی که شرایط مذاکرات سیاسی مطلوب نباشد التزامی نسبت به این مساله وجود ندارد. بنا بر این، ما می توانیم از یک تعامل حداقلی بین سه کشور صحبت کنیم. اما هیچ تضمینی برای این قضیه وجود ندارد و هر زمانی که یکی از طرف‌ها احساس کند ضرر بیشتری را متحمل می‌شود، می‌تواند بازی را کاملاٌ بهم بزند. در آن صورت وضعیت تعاملات دچار تغییرات جدی خواهد شد.
- در بحث نوع همکاری ترکیه و روسیه، یک دیدگاه وجود دارد که شاید روسیه فکر می‌کند به نسبت آمریکا، می تواند در مذاکراه با ترکیه از موضع برتری برخوردار باشد و با استفاده از رابطه آنکارا با مخالفان سوری، هزینه خود را در سوریه کاهش دهد و دستاوردهای خود را تثبیت کند. همانطوری که خودتان هم اشاره کردید، یکی از مشکلات روسیه، متقاعد کردن معارضان برای وارد شدن به روند مذاکره بود. کما اینکه در سال ۲۰۱۴، روسیه خیلی تلاش کرد که مذاکراتی را در مسکو برگزار کند، ولی موفق نشد. آیا روسیه در برابر ترکیه می تواند در موضع برتر قرار داشته باشد؟ یا اینکه اگر در ارتباط با مخالفان اسد، بخواهد از آنکارا امتیازی بگیرد، چه ضمانت‌هایی را می تواند به ترکیه بدهد؟
* در ارتباط با رابطه بین روسیه و ترکیه، نمی توانم بگویم که کدامیک دست برتر را نسبت به دیگری دارد. هر دو طرف یک سری نیازهایی به دیگری دارد و هر یک نیز یک سری ابزارها را در اختیار دارند. هر دو طرف نفع خود را در این می بینند که به یک نتیجه ملموس و قابل قبولی برسند و مساله را زودتر حل کنند. روس‌ها نمی خواهند که در سوریه بیش از این ادامه بدهند و بیش از این مداخله داشته باشند. آنها آمده بودند که در عرض چند ماه کار را به اتمام برسانند. اما یک سال است که در سوریه هستند. برای آنها فشارهای بین‌المللی وجود دارد و نگران این هستند که این مساله روی روابط آینده آنها با دولت ترامپ تاثیر بگذارد. همه اینها موضوعاتی است که کار را برای روس‌ها سخت می کند. از طرف دیگر برای ترک‌ها هم اینگونه است. ترکیه به دلیل آسیب‌هایی که از بحران سوریه متوجه خود می‌بیند می خواهد که این مساله را به یک سرانجامی برساند. بنابراین دو طرف هم میل و انگیزه کافی برای تعامل با یکدیگر دارند و هم میزانی از ابزارها و امکانات را در اختیار دارند که با یکدیگر تعامل کنند. تا این قسمت کار، خیلی مشکلی وجود ندارد. اما همانطور که عنوان کردم در این میان یک سری بازیگرانی وجود دارند که اگر احساس کنند که دارند خیلی متضرر می شوند، ممکن است که بازی روسیه و ترکیه را بهم بزنند.
ادامه دارد

Email this page

نسخه مناسب چاپ