موج استعفا در دولت ترامپ؛ چرایی و پیامدها
ترامپ؛رئیس جمهوری که راهبرد ندارد
بخش دوم و پایانی
 

عبدالرضا فرجی راد، سفیر اسبق ایران درنروژ در دیپلماسی ایرانی نوشت: ترامپ شخصیت لمپنی دارد که صرفاً راهبرد میهن پرستانه را تبلیغ می کند، درحالی که هیچ راهبرد مشخصی ندارد. بی اطلاعی مشاور امنیت ملی آمریکا از اقدامات و مواضع ترامپ گواه این مدعاست.حضور ترامپ در کاخ سفید و تحولات ژئوپلیتیکی در اقصی نقاط دنیا به یکدیگر پیوند خورده است و فشارهایی که از طرف ساختار سیاسی ایالات متحده آمریکا به وی وارد می‌شود، باعث می شود در تصمیم گیری‌های خود تا حدودی جانب اعتدال را در پیش بگیرد. بحران مسکن در آمریکا میلیون‌ها صاحبخانه را در آمریکا اجاره نشین کرد و همین سبب شد تا ۵۰ درصد درآمد ماهیانه خود را صرف اجاره مسکن کنند. اکثر افرادی که در این بحران دچار سرخوردگی و عقده‌های روانی شدند، به ترامپ گرایش پیدا کردند. این مسئله در ترکیب با افراط گرایی و حملات تروریستی داعش به اروپا تأثیر خود را بر انتخابات آمریکا گذاشت و سبب شد به واسطه نارضایتی شدید مردم از فضای داخل آمریکا، فردی مانند ترامپ به به کاخ سفید راه پیدا کند. صهیونیسم بین الملل نیز در انتخاب ترامپ نقش اساسی داشت. اوباما در دوران ریاست جمهوری خود حمایت نظاممند آمریکا از رژیم صهیونیستی را تا حدودی برهم زده بود. لذا رژیم صهیونیستی با توجه به فضای رسانه‌ای ضد خود، روی موج بحران رکود مسکن و نارضایتی مردم در آمریکا سوار شد و بر آتش تخریب هیلاری کلینتون با مستمسک قرار دادن ایمیل‌های او دمید. ترامپ شخصیت لمپنی دارد که صرفاً راهبرد میهن پرستانه را تبلیغ می کند، درحالی که هیچ راهبرد مشخصی ندارد. بی اطلاعی مشاور امنیت ملی آمریکا از اقدامات و مواضع ترامپ گواه این مدعاست. اقدامات ترامپ به حدی نابه جاست که یک قاضی فدرال فرمان اجرایی او را لغو می کند.
نباید به سادگی از کنار این اتفاقات عبور کنیم. این اتفاقات تحولات ژئوپلیتیکی عظیمی را با خود به همراه دارد. اولین تحولی که رخ می دهد بی ثباتی و بی اعتمادی است که در طول تاریخ و از جنگ جهانی اول تا کنون بی‌سابقه است. هیچ کس نه در داخل و نه در خارج از آمریکا نمی‌داند که چه کار می بایست انجام دهد. جمهوری‌خواهان آمریکا قطعاً الآن به این فکر افتاده‌اند که چه راه حلی پیش روی خود دارند تا بدون سر و صدا ترامپ را از ریاست جمهوری برکنار کنند. مشکلی که در برابر این تصمیم جمهوری خواهان وجود دارد، جمعیت عظیم بی سواد، کم سواد، ملی گرا و ضدرنگین پوستی است که به ترامپ رأی داده‌اند و هر نوع اقدامی در حذف ترامپ این جمعیت را تحریک می کند. وقوع بحران در نظام بین‌الملل از دیگر تحولاتی است که ممکن است بروز کند. برای اولین بار رییس جمهوری آمریکا بر خلاف روسای جمهوری پیشین تلاش می کند بریتانیا را از اتحادیه اروپا خارج کند و از بریتانیا می خواهد تعاملات فراآتلانتیکی‌اش را تقویت کند و رسماً اعلام می کند که اتحادیه از هم می پاشد. این نوع موضع گیری ترامپ سبب شده تا برخی دولت‌های اروپایی که عضو اتحادیه هم هستند به دنبال انعقاد قراردادهای تجاری با روسیه باشند. به عنوان نمونه مجارستان چند روز پیش قرارداد حدود ۱۲ میلیارد دلاری با روسیه بسته است؛ با این تصور که با تقویت روابط آمریکا با روسیه، مجارستان می تواند هم با ایالات متحده و هم با روسیه روابط حسنه برقرار کند و خود را از حمایت‌های مالی سختگیرانه اتحادیه رها کند. فرانسوی‌ها کاملاً سکوت کرده‌اند، آلمانی‌ها برای این که پیوند مودت‌آمیزی که بعد از جنگ جهانی دوم با روسیه برقرار کرده‌اند، تحت تأثیر قرار نگیرد، سکوت کرده‌اند و برای این که ترامپ را راضی کنند، هر از گاهی علیه ایران موضع گیری می کنند.ترامپ به دنبال این است که در شرق دور میان متحدان و رقبای آمریکا اختلاف ایجاد کند. بنابراین از ژاپن و تایوان در برابر چین حمایت و تلاش می کند که متحدان خود را با چین درگیر کند. البته کشورهای متحد آمریکا در شرق دور کاملاً حواسشان به اقدامات ترامپ جمع است و با احتیاط عمل می کنند. این کشورها می‌دانند که احتمال این که ترامپ بتواند چهار سال دوره ریاست جمهوری دوام بیاورد، کم است و در صورت درگیری با چین، ممکن است در آینده از حمایت کافی برخوردار نباشد. چین به راحتی می‌تواند مواضع کره شمالی را تغییر دهد و برای همین از کره‌شمالی به عنوان ابزار ژئوپلیتیکی استفاده می‌کند. عربستان، امارات و رژیم صهیونیستی به شدت شیفته ترامپ شده‌اند و او را تشویق می کنند تا رفتارهای تندی در قبال ایران داشته باشد. پشت پرده تمامی این مسائل رژیم صهیونیستی است. رژیم صهیونیستی به شدت از مقاومت نگران است. فشارهای ترامپ و حرف‌هایی که تحت تأثیر عربستان و رژیم صهیونیستی علیه ایران بیان می کند، تماماً سیاسی است. او تلاش می کند تا پرونده مقاومت را ببندد. به همین دلیل ترامپ در اظهاراتی در روزهای گذشته گفت که بیایید با هم باشیم و اگر با هم باشیم با برجام کاری ندارم. این نشان می دهد ترامپ راهبرد ندارد، بلکه درصدد است تا تهدید را از رژیم صهیونیستی دور کند. تنها مشکل رژیم صهیونیستی در منطقه مقاومت است و برای این منظور حاضر است برجام را در ازای حذف مقاومت معامله کند. حتی حاضر هستند بیشتر از برجام و حتی عراق را که حوزه نفوذ ایران محسوب می شود، بدهند ولی در مقابل تهدید از سر این رژیم برداشته شود.
ترامپ به هیچ وجه نمی‌تواند با روسیه متحد شود، به این دلیل که نه جمهوریخواهان و نه دموکرات‌هایی که در کنگره حضور دارند، به هیچ عنوان اجازه نمی دهند که روسیه تقویت شود و متحدان اروپایی آمریکا ضعیف شوند. اگر ترامپ به مواضع خود اصرار کند مطمئناً کنگره با وی برخورد خواهد کرد. اخیرا روسیه هم موضع گیری‌اش را نسبت به ترامپ صریح کرده، هر چند هنوز تندی نکرده است. روس‌ها از ترامپ مأیوس شده‌اند، چون تنها شعار همکاری با روسیه را داده، اما عملیاتی‌اش نکرده، مثلا در بحث تحریم‌ها هنوز هیچ تحریمی را علیه روسیه لغو نکرده است. ساختار سیاسی ایالات متحده مانع اصلی در برابر ترامپ محسوب می شود. اقدام قضات آمریکایی ضربه بزرگی به ترامپ وارد کرد. رفتار ترامپ در برابر این ساختار اهمیت به سزایی دارد. اگر وی هجومی اقدام کند به شدت از طرف ساختار سیاسی آمریکا تحت فشار قرار می گیرد، اما اگر کوتاه بیاید که اتفاقا شواهد نشان می دهد که رویکرد تهاجمی خود را کنار گذاشته است، کمتر تحت فشار ساختار سیاسی قرار می گیرد. مصاحبه اخیر وی با فاکس نیوز شاهدی بر این مدعاست. اما عقب‌نشینی ترامپ از شعارهایی که داده، خودکشی محسوب می شود، به این دلیل که افرادی که به وی رأی داده‌اند، خواسته‌هایی دارند و بر اساس شعارهایی که داده است به وی رای داده‌اند. به تعبیر دیگر، ترامپ در حال حاضر میان ساختار سیاسی آمریکا و مردمی که به وی رأی داده‌اند، گیر افتاده است. ایران برای مقابله با تهدیدات ترامپ، باید اروپا را با خودش همراه کند. اگر ایران بتواند همچون قانون داماتو، اروپا را با خود همراه کند، می تواند در برابر ترامپ به خوبی ایستادگی و از خطر عبور کند.
آمریکا از رهبری دنیا دست می‌کشد
محمد سعید ادریس می‌نویسد: ایالات متحده از همه مواضع سابق خود در برابر تجارت آزاد جهانی که در طول دهه‌های هشتاد و نود قرن گذشته دنبال می‌کرد تا فضای آزاد تجارت جهانی ایجاد کند، عقب‌نشینی کرده و از همه دعوت کرده تا از سیاست حمایت از تولید داخلی که کاملا با سیاست تجارت آزاد در تضاد است، حمایت کنند. دکتر محمد سعید ادریس، رئیس مرکز مطالعات عربی و منطقه‌ای در مرکز مطالعات سیاسی و استرات‍ژیک الاهرام و عضو هیات امنای کنگره ملی عربی و از نویسندگان روزنامه الاهرام است.از مهمترین دلایلی که می توان از آن Shifting بزرگ در سیاست خارجی آمریکا و به طور خاص اصول اساسی این سیاست دانست، اظهاراتی است که جو بایدن، معاون سابق رئیس جمهوری آمریکا در سخنرانی خداحافظی اش در «نشست داووس» اقتصادی بیان کرد و در روز انتصاب دونالد ترامپ، رئیس جمهوری جدید در روز جمعه ۲۰ر۱ر۲۰۱۷ نیز نشانه‌های آن را شاهد بودیم. بایدن در سخنرانی خود با قدرت از «نظام جهانی لیبرالی» دفاع کرد و روسیه را تهدیدی برای این نظام دانست و گفت که «واشنگتن باید با اروپا برای رویارویی با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه همکاری کند.» آن چه جو بایدن گفت دقیقا بر خلاف دیدگاه رئیس جمهوری جدید آمریکا، دونالد ترامپ است که رهبری کاخ سفید را بر عهده گرفته است. ترامپ در مراسم سوگند خود در کنگره کوچکترین اشاره‌ای به این تهدید نکرد و به هیچ وجه نگفت که این نظام لیبرالی که ایالات متحده بعد از جنگ جهانی دوم رهبری آن را بر عهده گرفته در معرض چنین تهدیدی قرار دارد. سخنرانی او چهار محور داشت: «کار، شکوفایی، میهن، مرز». درباره طرح سیاسی نیز فقط این دو عبارت را به کار برد و گفت که ستون فقرات طرحش خواهند بود: «آمریکا قبل از هر چیز»، که به جای مشارکت جهانی آمریکا به کار برد، و «دوباره عظمت آمریکا را بر می گردانیم»، که آن را به جای پیمان‌های بین‌المللی آمریکا استفاده کرد. معنای هر دوی این عبارات این است که ترامپ وعده می دهد «رهبری ایالات متحده بیش از هر زمانی از دنیا دور خواهد شد و بیشتر به مصالح خاصش توجه خواهد کرد.» دلیل این ادعا بی توجهی ترامپ به متحدان و مصالح مشترکی است که ایالات متحده را به متحدان اروپایی و آسیایی‌اش ربط می‌دهد که از این چارچوب همواره «مصالح مشترکی» میان آمریکا با این کشورها وجود داشته که روابطی در سطح اتحاد میان آنها ایجاد کرده است. در همین چارچوب او اظهاراتی علیه ناتو بیان کرد و همچنین گفت که انتظار دارد اتحادیه اروپا فرو بپاشد، در همین رابطه او تردید هم نکرد که دستور به لغو توافق تجارت آزاد با شرکای آسیایی را صادر و تهدید کند که به توافق تجارت آزاد با کشورهای آمریکای شمالی موسوم به «نفتا» که میان آمریکا با کانادا و مکزیک است نیز پایان خواهد داد. این تصمیم‌ها بیانگر این واقعیت هستند که رئیس جمهوری ایالات متحده به دنبال لغو همه توافقات تجارت آزاد بین المللی است که «به منافع کارگران آمریکایی ضرر می رساند». با توجه به مالیات و تعرفه‌های گمرکی که قرار است ترامپ برای کالاهای وارداتی در حمایت از بازار آمریکا صادر کند که آن را «رقابت غیرمشروع» می نامد، ترامپ فکر می کند تصمیمی که گرفته «کار بزرگی برای کارگران آمریکایی» است. ساعاتی پس از آن ترامپ به روسای اجرایی ۱۲ شرکت بزرگ آمریکایی از جمله «فورد»، «لاکهید مارتین» و «دیل» هشدار داد که اگر کالاهایی که وارد می کنند باعث انتقال شغل به خارج از ایالات متحده شود، مالیات‌های سنگین برای آنها وضع خواهد کرد. به این ترتیب ایالات متحده از همه مواضع سابق خود در برابر تجارت آزاد جهانی که در طول دهه‌های هشتاد و نود قرن گذشته دنبال می کرد تا فضای آزاد تجارت جهانی ایجاد کند، عقب‌نشینی کرده و از همه دعوت کرده تا از سیاست حمایت از تولید داخلی که کاملا با سیاست تجارت آزاد در تضاد است، حمایت کنند. الآن ایالات متحده رهبری انقلاب علیه این اصول اولیه را که پایه‌های نظام سرمایه‌داری و سیاست جهانی سازی محسوب می شود، رهبری می کند. پیش بینی می شود به دنبال آن تحولات سازمانی در اداره تجارت و صنعت جهانی نیز به وجود آید.
این تصمیم‌ها فقط محدود به کشورهای عضو «توافق شراکت تجاری فراسوی اقیانوس آرام» نمی شود بلکه تا شرکای اروپایی و دیگر شرکای بزرگ آمریکا، در راس آنها چین را نیز شامل می شود. در اظهاراتی تحرک آمیز علیه چین، شان اسپایسر، سخنگوی کاخ سفید گفت که «ترامپ اهمیت بازار چین را درک می کند، و تمایل ما به حضور بیشتر در این بازار است. وضعیت فعلی که به ورود شرکت‌های آمریکایی به چین مربوط می شود در بسیاری حالت‌ها دوجانبه نیست.» وی توضیح داد که بسیاری از شرکت‌ها و افراد چینی هستند که می توانند به سادگی وارد بازار آمریکا شوند و به آسانی کالاها و خدمات را بفروشند در حالی که فراهم کردن چنین امکاناتی برای شرکت‌های آمریکایی در چین بسیار سخت است. اما خطرناک تر از نگاه به منافع تجاری، رویکرد دولت ترامپ است که می‌تواند برخوردهای خشن نظامی با چین را موجب شود. شان اسپایسر گفت که آن چه رئیس جمهوری ایالات متحده درباره چین بیان می کند بیشتر جنبه تجاری دارد نه نظامی. با این حال وی هشدار داد که ایالات متحده «از مصالح آمریکا و جامعه بین المللی در دریای چین جنوبی در صورتی که چین بخواهد بر جزایر مورد منازعه مسلط شود، دفاع خواهد کرد.» و افزود: «واقعیت این است که این جزایر در آب‌های بین المللی واقع شده‌اند و بخشی از چین نیستند، و ما برای دفاع از مصالح خود تا این جزایر به دست یک کشور نیفتد، دفاع خواهیم کرد .»در واکنشی مخالف، شی جین پینگ، رئیس جمهوری چین در کنفرانس داووس که برای نخستین بار در آن حاضر می شد به طور غیر مستقیم به عقب نشینی‌های ترامپ از تعهدات آمریکا به ویژه در روابط بین المللی اشاره کرد و خواستار «توجه بیشتر برای تلاش‌های مشترک برای ترسیم مسیر اقتصاد جهانی و طراحی شیوه‌ای جدید برای رشد و همکاری و توسعه و حکومت داری شد». وی گفت که «متهم کردن اقتصاد جهانی به ایجاد مشکلات جهان با واقعیت‌ها تعارض دارد و مشکلی را حل نمی کند.» وی تاکید کرد، ما نیاز به کار روی ابزارهای پیشگیرانه برای اداره اقتصاد جهانی و آزادی عنان افکار به سمت تفکرات ایجابی و بازسازی موازنات آن داریم. سخنرانی رئیس جمهوری چین مورد تحسین همه حاضران به ویژه ارسولا فون دیر لاین، وزیر دفاع آلمان قرار گرفت که سخنرانی رئیس جمهوری چین را «بسیار تحسین برانگیز و استراتژیک» دانست و افزود که «پیامی قوی به سیاست درهای باز و گفت وگوهای مستقیم ضد حمایتی» است. آن چه بر تحسین‌ها افزود، اظهارات چانگ جون، مدیر کل اداره اقتصاد بین الملل وزارت امور خارجه چین بود که گفت: کشورش تمایلی به رهبری دنیا ندارد، اما اگر وضعیت به گونه‌ای پیش رود که مجبور شود این نقش را بازی کند و دیگران از آن صرف نظر کنند، مانعی در آن نمی بیند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ