یادداشت
چالش‌های سال آینده
* دکتر شهیدی مودب
سال ۱۳۹۵ در روزهای پایانی اسباب‌کشی است و تا چند روز دیگر جای خود را به سال نو خواهد داد. این رسم دیرین زمانه است و به فرموده جلال‌الدین مولانای بلخی در دیوان شمس
اندک اندک ز این جهان هست و نیست نیستان رفتند و هستان می‌رسند
کشور ما همچون دیگر ممالک عالم در سال تازه با چالش‌های کوچک و بزرگ، هم در داخل و هم در روابط خود با دیگران مواجه خواهد بود. انتخابات ریاست جمهوری، فارغ از این که چه کسی اعتماد ملت را جلب کند، نخستین رویداد ملی ماست. در این باره برگزاری انتخاباتی فراگیر و آرام می‌تواند بار دیگر بلوغ سیاسی مردم و سعه صدر و خردمندی برگزارکنندگان آن‌را به منصه ظهور برساند.
مبارزات انتخاباتی هم از این نظر مهم است که همه جناح‌های مطرح قانونی بتوانند نامزد داشته باشند و هم از این نظر که نامزدها برنامه عملی به‌دور از شعارهای غیرواقعی ارائه دهند و بتوانند مشکل تولید داخلی و بیکاری، مسکن، قاچاق و اعتیاد و نشاط اجتماعی و معضلات فرهنگی را حل کنند و در سیاست خارجی به‌گونه‌ای عمل کنند که هم منافع ملی و تمامیت عرضی‌مان را حفظ کند و هم آب به آسیاب کسانی‌که برای میهن ما خواب‌های خوش اخلال و دخالت می‌بینند، نریزند. بالاخره نامزدها باید بدانند که در این دوره، مردمی که با مشکلات عدیده معیشتی مواجهند گرچه سوابق را لحاظ می‌کنند، لیکن رای خود را به برنامه‌های قابل تحقق خواهند داد، نه به افراد.
چالش دوم ما در داخل مشکل فرار مغزهاست که گرچه منبع نیروی انسانی تحصیل‌کرده ما به کُر وصل است، اما این واقعیت هم وجود دارد که دولت سالانه مبالغ هنگفتی را از بیت‌المال هزینه می‌کند که متاسفانه بخش قابل ملاحظه‌ای از نیروهایی را که پرورش می‌دهد، به‌رایگان در خدمت دیگر کشورها قرار می‌گیرند و سال‌های بهره‌دهی آن‌ها نفعی به‌حال مردم ما که هزینه تحصیل و تربیت آنها را تامین کرده‌اند، ندارد. در این‌ باره علت مهاجرت تحصیل‌کردگان هر چه باشد رئیس جمهوری آینده باید برای نگهداری این نخبگان فکری بکند. شاید عدم رونق بازار کار داخلی یا نبودن بعضی امکانات تخصصی از علل بروز این معضل اجتماعی باشد، اما در شرایط فعلی اروپا و آمریکا که هر روز سخت‌تر می‌شود، به یقین مشوق‌های داخلی و تقویت عرق میهن‌پرستی می‌تواند به توقف مهاجرت و تشویق به بازگشت بینجامد.
چالش بعدی، در نظام بانکداری و مالی است که با سیاست‌های غلط، هم وام‌های کلان اعطاشده، هم این وام‌ها تادیه نمی‌شوند، هم بدهی بزرگ دولت به بانک‌ها کاملاً تسویه نمی‌شود و هم عدم شفافیت باعث شده است که جز شمار اندکی از بانک‌ها، بقیه نمی‌توانند با نظام بانکی بین‌المللی مراوده‌های لازم را داشته باشند. رشد قارچ‌گونه بانک‌ها در سال‌های گذشته نشان از بی‌تدبیری مالی داشته است.
بحث سرمایه‌گذاری خارجی چالش دیگری است که با توجه به برآورد‌های دولت فعلی و میزانی که برای سرمایه‌گذاری خارجی لحاظ کرده است، دولت باید در سال آینده در این امر واقع‌بینانه‌تر برنامه‌ریزی کند. امروزه از آمریکا و چین و ژاپن گرفته تا انگلستان و فرانسه و ایتالیا همه تلاش برای جذب سرمایه خارجی دارند، اما این واقعیت تلخ هنوز وجود دارد که علیرغم امنیت قابل ستایشی که در کشور ما حاکم شده است، شرایط بین‌المللی و وضع مقررات داخلی جذب سرمایه خارجی به‌گونه‌ای نیست که تحقق برنامه‌‌های درازمدت عمرانی را به این ضرورت پیوند بزنیم.
اگر بتوانیم سرمایه‌های هنگفت داخلی و سرمایه عظیم ایرانیان خارج از کشور را جذب کنیم، بسیاری از طرح‌های ملی ما شکل اجرایی به‌خود خواهند گرفت. دراین‌باره به دور از شعار،‌باید شهامت برداشتن موانع بازدارنده داخلی را داشته باشیم و این مهم را در نظر گیریم که اگر واقعاً‌ درصدد حل مشکل هستیم، باید منافع ملی را در اولویت بالاتر از منفعت‌های موردی، جناحی و فردی قرار دهیم. ما چه در امر توسعه ملی دارای مدل بومی باشیم یا از الگوهای موفق دنیا تبعیت کنیم،‌ باید بدانیم که امنیت، شفافیت، نبود فساد مالی و ارتشا و سهولت‌های گمرکی و مالیاتی و قوانین و مقررات مالی و تناسب قوانین کار با نیازهای جذب از ضروریات هرگونه جذب سرمایه است.
بحث نشاط اجتماعی همان چیزی‌ است که در داخل ذهن مسئولان را به‌خود مشغول کرده است در این باره هر قدر فضای فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی بازتر و هر قدر فعالیت‌ احزاب سیاسی بیشتر شود و هر قدر جوانان در انجمن‌ها و گردهم‌آیی‌ها مشارکت کنند، هم سطح بلوغ اجتماعی بالاتر می‌رود و هم اوقات فراغت جوانان محدودتر می‌شود. درست است که پرداختن جوانان به ورزش به نشاط آنها می‌انجامد. اما ورزش یک انگیزه فردی را تقویت می‌کند در حالی که فعالیت‌های حزبی و گروهی نوعی آرمانگرایی را پرورش می‌دهد.
مسلماً اعزام جوانان به اردوها و گسیل آنها در کاروان‌های راهیان نور و سفرهای زیارتی می‌تواند بخشی از اوقات جوان‌‌ها را پر کند و این‌گونه امور از مولفه‌های هویتی جامعه ماست، لیکن فعالیت ذکر شده هم می‌تواند مکمل و مروج نشاط اجتماعی باشد.
بحث سالم‌سازی محیط‌زیست، حفظ مراتع و جنگل‌ها و نظم‌دادن به بی‌قاعده‌گی‌ها و کج‌سلیقگی‌ها در امر مسکن و ساخت و ساز از چالش‌های دیگر پیش روی ماست، مصاحبه مفصل وزیر مسکن و شهرسازی در آستانه استیضاح اخیر و اعلام آن قسمت از نتایج سرشماری اخیر پیرامون رشد تعداد خانه‌های خالی گویای این است که بیش از این نباید به بهانه کسب درآمد برای شهرداری پایتخت در نقاط شمال شهر، مجوز ساخت و ساز داد و نیاز اقشار کم‌درآمد و جوانان به مسکن را فدای لوکس‌نشینی و تجارت عده‌ای سودجو کرد و به‌ویژه پس از حادثه غم‌انگیز پلاسکو تا حد امکان نظارت در ساخت و سازها را بالا برد.
در سیاست خارجی رابطه ما با عربستان، ترکیه و روسیه از مواردی است که نیاز به تدبیر و هماهنگی جمعی دارد و برخورد با تهدیدهای رژیم صهیونیستی و آمریکا هم که البته تازگی ندارد، از چالش‌های جدی ماست. روسیه با تمام اولویتی که برای همکاری با او داریم در نظر دارد که آمریکا و عربستان را وارد فرایند حل مشکل سوریه کند و روابط خود با اسرائیل را به سوریه گره‌ بزند. این‌که نتانیاهو پنج‌بار در یک سال با پوتین دیدار می‌کند،‌ نشان از این سیاست دارد. ترکیه هم که پس از کودتا و درگیری‌های اخیر با آلمان و هلند گرفتار مشکلات جدید شده است گرچه به بهانه مبارزه با کردها تلاش در بزرگ‌کردن نقش خود در سوریه دارد، اما در حقیقت به فکر احیای نفوذ دوره عثمانی است هر چند امپراتوری عثمانی طی دهه‌ها به مرد مریض اروپا لقب گرفته بود.
رژیم صهیونیستی که در اجرای تز معروف اتحاد پیرامونی «داوید بنگوریون» از ابتدای تاسیس تلاش در جذب ایران و ترکیه داشت و در اجرای این سیاست ترکیه اولین کشور مسلمان و ایران دومین کشور اسلامی خاورمیانه بود که اسرائیل را به صورت دو فاکتور به‌رسمیت شناخت، از زمان اسحاق رابین که این تز کنار گذاشته شد و او با عرب‌ها وارد صلح شد، از سال ۱۹۹۲ ایران به‌عنوان خطر اول امنیتی برای اسرائیل در نظر گرفته شد و از همان زمان هم تهدیدات و تبلیغات علیه ایران اسلامی شدت گرفت.
در مورد عربستان باید گفت که این کشور هر چند از زمان ملک فیصل به‌عنوان یک کشور مرتجع عرب شناخته می‌شد، ولی با روی کارآمدن ملک سلمان قدم به مسیری گذاشته است که شاه مخلوع ایران آن‌را می‌پیمود و اتفاقاً او در سال‌های پس از جنگ رمضان در سال ۱۹۷۳ با اقتداری که کسب کرده بود، از صهیونیست‌‌ها فاصله می‌گرفت، هر چند در طرح‌های امنیتی و ساواک او را یاری می‌دادند. روابط غیر آشکار عربستان با اسرائیل از زمان ارائه طرح صلح ملک‌عبدالله کم‌کم هویدا شد و اکنون محور ریاض ـ‌ آنکارا ـ تل‌آویو، جایگزین محور تهران ـ تل‌آویو ـ قاهره پیش از پیروزی انقلاب شده است.
درباره آمریکا که خصومت آن با ایران سابقه‌دار است، هرچه تحرک دیپلماسی ما فراگیرتر باشد و هر چه کمتر بهانه به جنگ‌طلبان آمریکا بدهیم، بهتر می‌توانیم روابط خود را با اروپا و شرق دور تنظیم کنیم. نقش نفت و گاز در تنظیم روابط خارجی ما به‌‌ویژه با اروپا و چین و ژاپن موثر است و به‌ویژه در بحث گاز که عربستان عاری از آن است،‌می‌توانیم به‌عنوان برگ برنده از آن استفاده کنیم.
سال نو به همه خوانندگان این نوشته مبارک و ملت بزرگ ما سرفراز و پاینده و مقتدر باد.

Email this page

نسخه مناسب چاپ