یادداشت/در فقد استاد ادیب برومند
مرد خوشنام سیاست و هنر
کریم فیضی
 

استاد ادیب برومند در واپسین روزهای زمستان، چند روز مانده به بهاری دیگر که نود و پنجمین بهار عمر او بود، رخت از هستی بیرون کشید تا دیگر بار این حقیقت را چونان امری کتمان‌ناپذیر پیش چشم بداریم که: اعتباری به زندگی نیست. آنگاه که پیمانه لبریز شود، آدمی حتی یک ثانیه نیز در هستی نمی‌ماند و نمی‌پاید و این سرنوشت ازلی و ابدی انسان در خاکدان زندگی است.
از دیروز که خبر کوچ ابدی استاد عبدالعلی ادیب برومند را شنیده‌ام، می‌اندیشم که در فقد او چه بنویسم و روی کدام جنبه و کدام بخش از هویت و حیات او انگشت تأکید بگذارم؟ حقیقت این است که توفیق یاری‌ام کرد و در سال‌های اخیر حیات آن بزرگ با او مؤانست پیدا کردم. بخش عمده این انس به درس‌آموزی در محضر او گذشت و قریب ۲ سال به صورت مرتب و هفتگی در حضورش هنر ایرانی و شاخه‌های مختلف آن را فرا گرفتم. از این حیث، آن عزیز سفر کرده بر گردنم حق استادی دارد و خدا را شاکرم که حاصل این درس و بحث‌‌ها یک ماه قبل با انتشار کتاب «از نقطه تا نگار» به منصه ظهور رسید و در حقیقت آخرین اثر وجودی او در زمان حیاتش جامه نشر پوشید و موجب خوشحالی عمیقش گشت. یک ماه پیش که با ذوق و شوق مجلدات «از نقطه تا نگار» را به حضورش بردم، تصور نمی‌کردم که استاد به زودی از دنیا برود و آن ملاقات، دیدار آخر باشد. تقدیر چنین بود که حاصل آموخته‌هایش به خودش تقدیم گردد و مورد قبول او واقع شود. باری، استاد ادیب برومند، انسانی ذوابعاد بود که ساحت‌هایش از حقوق تا شعر و هنر و سیاست امتداد داشت. بر خلاف تصور کسانی که فکر می‌کنند او از سیاست اعراض یا عبور کرده بود، موجودیت سیاسی‌اش را مثل روز اول کاملاً حفظ کرده بود و هرگز روزی را بدون اندیشه به سیاست به سر نیاورد. البته سیاست در قاموس او معادل قدرت و قدرتگرایی نبود بلکه به مفهوم ایران دوستی و عشق به میهن و فداکاری در راه آرمان‌های ملی بود. فراموش نمی‌کنم که در هر یک از ملاقات‌ها بحثی از مسائل روز را مطرح می‌کرد و مایل بود پیرامون آنها بگوید و بشنود، اما چون در من علاقه‌ای به این مباحث نمی‌یافت، ناگزیر به اشارتی بسنده می‌کرد و دنباله گفتار معهودمان را پی‌می‌گرفت که هنر بود و تاریخ هنر و جنبه‌های بی‌پایان هنر ایرانی. زمانی که دو سال پیش مذاکرات نفس‌گیر هسته‌ای ایران به صورتی گرم و جدی جریان داشت، پیرمرد با وسواس تمام بحث‌ها را تعقیب می‌کرد و با چه شور و حرارتی آرزومند پایان خوش این ماجرای پرپیچ و خم بود. بارها به اشاره و تصریح در مقام نفی سیاست و نهی او از این قضایا برآمدم. او هر بار گوش می‌داد ولی تغییری در نظرش ایجاد نمی‌شد و این از شور و شوق هفته بعدش کاملاً هویدا و مشخص بود.
از زمینه‌های سیاسی ادیب برومند که بگذریم، او شاعری قوی دست و بسیار توانا بود و از جوانی با شعرهایی خوب و استوار شناخته شده بود. اهل فن می‌دانند که در غزل و قصیده استادی تمام داشت و در برابر مردی چون بهار ملک‌الشعرا و بدیع‌الزمان فروزانفر از همه نوع امتحانی سربلند برآمده بود. هرگاه سخن به شعر و شاعری کشیده می‌شد، گل از گلش می‌شکفت. چنان می‌شد که گویی طفلی به آغوش مادر بازگشته باشد. از شعر نو خوشش نمی‌آمد و غالب سروده‌های نوسرایان را عجیب و غریب می‌دانست. پدر شعر نو «نیما» را در سست کردن مبانی شعر کهن فارسی مقصر می‌دانست و معتقد بود ارکان کاخ شعر فارسی نباید اینگونه مشمول بی‌لطفی و بی‌اعتنایی قرار می‌گرفت. شگفت‌ آنکه پیرانه سر شعر می‌سرود و سرچشمه طبع جوشانش با وجود پیری و ضعف جسم و دشواری حرکت، مطلقاً دچار اشکال و ضعف نشده بود. از این موضوع بسیار خرسند بود و آن را علامت جوانی روح و سرزندگی روانش برمی‌شمرد و حق داشت. کدام پیرمرد ۹۰ ساله را می‌توان یافت که با از سرگذراندن سوانحی بسیار که کم از بحران نبودند، چونان جوانی ۲۰ ساله شعری از جنس عشق و ترانه و ایمان بسراید؟ هفته‌ای بر او نمی‌گذشت، مگر این که غزلی را به استواری شروع می‌کرد و به نیکی به پایان می‌برد. اما به نظر من، اصلی‌ترین جنبه شخصیت استاد ادیب برومند این بود که به شناخت هنر ایران و اصالت‌های هنری ایران روی آورده و عمر بر سر آن گذاشته بود.
او علاوه بر این که در خط ریز و شکسته نویسی دارای جایگاهی ممتاز بود، در شناخت انواع خط و انواع تذهیب و انواع نقاشی‌های قدیم و اصیل استاد مسلم بود.
غالب خطوط و نقاشی‌های تاریخ هنر ایران را دیده بود و از بیشتر آنها نمونه‌های خوب و ارزشمند در اختیار داشت. در هنر ایرانی ـ اسلامی کمتر شاخه‌ای را می‌توان یافت که استاد فقید در شناخت و تحلیل و تفسیر آن تخصص و مهارتی بسزا نداشته باشد و این به مدد عشق حاصل شده بود و از این رو، از میانسالی به جمع‌آوری انواع تابلوها و کتاب‌ها و قلمدان‌ها و اشیاء ظریف روی آورده بود که داستانی است شیرین و دراز دامن. بدون شک ادای حق سخن در باب استاد ادیب برومند به خصوص تلاش‌ها و خدمات او در ساحت هنر، محتاج زمینه‌ای فراخ است و امید که نزدیکان و شاگردان و ارادتمندانش بخشی از ناگفته‌ها را بیان کنند. در مقام جمع‌بندی باید بگویم: زنده یاد ادیب برومند، مردی زنده دل، شاداب و پرمعنویت بود. ادیب به تمام معنی بود؛ هم ادیب کلام، هم ادیب اخلاق. به تمام معنا مبادی آداب بود و در احترام به انسان‌ها کوچکترین کوتاهی از او سر نمی‌زد. روحش شاد باد که در تمام عرصه‌های زندگی‌اش خوشنام و موجه زیست و به خوشنامی عمر به سر آورد: هم در ساحت شعر، هم در ساحت هنر و هنرشناسی و حتی در ساحت سیاست.

Email this page

نسخه مناسب چاپ