هاشور
برجام منجی صنعت ایران
رضا بابایی
 

در روزهای نوزدهم و بیستم اسفند، توفیقی دست داد و با گروهی از دوستان و استادان دانشگاه و حوزه به استان مظلوم هرمزگان سفر کردیم. برنامۀ سفر، بازدید از برخی طرح‌های صنعتی و اسکله‌های خلیج فارس بود.
استان هرمزگان را باید قلب صنعت و قطب تجارت بین‌المللی ایران دانست. تنگۀ استراتژیک هرمز، یکی از مهم‌ترین مناطق بین‌المللی است و فرصتی است که طبیعت مهربان به ایران داده است تا ایرانیان بتوانند به جایگاهی بلند در جهان دست یازند. روزانه ده‌ها کشتی بزرگ اقیانوس‌پیما، مهم‌ترین منبع انرژی جهان، یعنی نفت و مشتقات آن را، از این آبراه بی‌مانند به کشورهای دور و نزدیک می‌رسانند. اسکلۀ شهید رجایی، بزرگ‌ترین اسکلۀ بازرگانی کشور، در ساحل خلیج فارس، به مثابۀ انبار ایران عمل می‌کند. تنگۀ هرمز، راه ورود ایران به آب‌های آزاد جهان و برگ برندۀ ایران در بازی تجارت و صنعت جهانی است.این شاهراه حیاتی، دومین تنگۀ شلوغ دنیا است و روزانه حدود ۱۷میلیون بشکه نفت خام(۲۵درصد کل عرضۀ جهانی نفت) از اینجا عبور می‌کند. حدود ۶۸درصد ذخایر نفت وگاز طبیعی دنیا نیز در آب و خاک خلیج فارس، نهفته است.
صنایع کشتی‌سازی و حوضچه‌های تعمیر کشتی، یکی از ده‌ها صنعت بزرگ این منطقه است. اگر کسی می‌خواهد غیرت ایرانی و همت ملی را بنگرد، باید به این استان سفر کند و اندکی در تأسیسات مجتمع فولاد هرمزگان و کارخا‌نه‌های گندله‌سازی، تولید آهن اسفنجی، فولاد صبا، فولاد کاوه و… قدم زند.
شاید در هیچ کجای ایران، به اندازۀ این استان، کلمات تحریم و برجام، معنادار نباشد. باید اعداد را بدانی و سازه‌های فلزی را به چشم ببینی و از زبان مهندسان و کارگزاران صنعتی کشور، آمار و ارقام را بشنوی تا باور کنی که تحریم با صنعت کشتی‌سازی و فولادسازی و تجارت بین‌المللی ایران چه کرده و کارستان برجام چیست. در آنجا است که می‌بینی و می‌شنوی که تحریم، قیمت سازه‌ای ۱۴۰ میلیون دلاری را به ۲۷۰ میلیون دلار می‌رساند و یک‌سال را تا پنج سال کش می‌دهد. باید به چشم ببینی که تنگۀ هرمز چه سرمایۀ هنگفتی است که هر کشوری در جهان آرزوی آن را دارد. روزانه ده‌ها کشتی بزرگ از این آبراه بین المللی به چهارگوشۀ جهان سفر می‌کنند، و اگر ایران بتواند در صنعت‌ کشتی‌سازی و تعمیر کشتی‌های باربری، جایگاهی بین‌المللی بیابد، به گنجی شایان دست یافته است. هر قدر توانایی ایران در مدیریت تنگۀ هرمز و مددرسانی به تجارت بین‌المللی بیشتر شود، دیوارهای آهنین امنیت ملی نیز بالاتر می‌رود.
باری، خلیج فارس حلقۀ اتصال ایران به آب‌های آزاد جهان و شریان اقتصادی و صنعتی ایران است؛ اما موانع و کوتاهی‌های بسیار، مانع استفادۀ بهینه از ظرفیت‌های زمینی و آبی این منطقه شده است. آنچه ما دیدیم، توانایی و انگیزه و آمادگی نیروی انسانی برای رشد و توسعۀ صنعت و تجارت ایران بود، و آنچه کمتر به چشم آمد، توسعه‌ای سزاوار و شایستۀ این استان مهم کشور است. شهر بندرعباس برای تبدیل شدن به قطب گردش‌گری و قلب تپندۀ اقتصاد صنعتی منطقه، هیچ کاستی و کمبودی ندارد؛ اما متأسفانه هنوز بخش‌هایی بسیار از ظرفیت‌های این منطقۀ زرخیز و راهبردی، در محاق موانع و مسائل بازمانده از گذشته است.
بهترین بخش‌های این سفر، آشنایی با شماری از هم‌میهنان کاردان، دانا، انگیزه‌مند و مجرب بود؛ مردان و زنانی که ایران عزیز، ساخته نخواهد شد مگر پس از اعتماد به دست‌های توانا و همت والای ایشان.
خدا را باید شکر گزارد که سایۀ شوم و نکبت‌بار تحریم را از سر ایران گرامی برداشت و افق‌های روشن را پیش دید ایرانیان نهاد. برجام، جانی تازه در کالبد صنعت و تجارتِ رو به اغمای ایران دمید. آفرین بر دست و بازوی آنان که کاری کارستان کردند و تیغ تحریم را از گلوی اقتصاد بدحال ایران برداشتند. آنچه باقی مانده است، حمایت بیشتر و گسترده‌تر از صنعت‌کاران ایرانی و اعتماد افزون‌تر به توانایی‌های ایشان است. صنعت کشتی‌سازی و فولادسازی ایران، همچنان چشم امید به سیاست‌های خردمندانه دارد تا پادزهری باشد بر زخم تنگ‌نظری‌ها و زحمت بی‌مرامی‌های سودجویان.
باری، اگر کسی می‌خواهد بداند که تحریم چیست و برجام چه کرده است، می‌بایست روزی‌چند در کارخانه‌ها و در میان صنعت‌کاران کشور
گشت‌وگذار کند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ