یادداشت
چرا حمله موشکی؟
آرش میری‌خانی
آتش بحران در سوریه زبانه می‌کشد. پس از قریب به ۶ سال نبرد دولت بشار اسد با تروریسم در خاک سوریه، دخالت نظامی آمریکا در این کشور به پیچیده‌تر شدن اوضاع انجامیده است. به دنبال حمله شیمیایی به منطقه «خان شیخون» که عامل یا عاملان آن هنوز مشخص نشده‌اند، مقامات کاخ سفید با زبان تندتری سیاست‌های دمشق را به چالش کشیدند و به صورت تلویحی از لزوم برخورد جدی با دولت و ارتش سوریه سخن گفتند. موضوع حملات شیمیایی در سوریه چندان جدید نیست و در دوره اوباما نیز اخباری از بمباران شیمیایی مواضع مخالفان توسط ارتش سوریه منتشر شد اما با مداخله روسیه و ایران ماشین جنگی آمریکا نتوانست بهانه لازم را برای دخالت نظامی در این کشور به دست آورد. این در حالی است که پس از ادعای حمله شیمیایی ارتش سوریه به مواضع مخالفان، دولت اسد با نابودی زرادخانه شیمیایی سوریه موافقت کرد و طرح ادعایی تازه مبنی بر انجام حملات مشابه جدید با توجه به این که نهادهای بین‌المللی امحای تسلیحات شیمیایی دمشق را تأیید کرده‌اند، محلی از اعراب ندارد با نگاه ریزبینانه می‌توان فهمید که دستگاه تبلیغاتی غرب و برخی اعراب منطقه هدفی خطرناک و پرچالش را تعقیب می‌کنند. اکنون با روی کار آمدن ترامپ فضا برای تحرک دشمنان سوریه فراهم شده است و ادعای حمله شیمیایی به «خان شیخون» نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.
برای درک دقیق تر علل مداخله مستقیم آمریکا در سوریه در حالی که حدود ۷۰ ماه از بحران داخلی این کشور می‌گذرد، اشاره به چند نکته اساسی، ضروری می‌نماید.
۱ـ آگاهان بر این باورند که ترامپ و مشاوران ارشد او اگرچه دم از تغییر رویه در سیاست‌های بنیادین آمریکا می‌زنند، اما به واقع نوک هرم قدرت در ایالات متحده همچنان بر بنیان‌های اصلی سیاست خارجی آمریکا متکی است، اما در عین حال تلاش می‌کند قرائت تازه‌ای از این اصول را به خورد جامعه سیاسی آمریکا و در ابعاد کلان، غرب بدهد. با نیم نگاهی به شعارهای انتخاباتی و عملکرد کوتاه مدت ترامپ مبنی بر لزوم احیای آنچه او ابر قدرتی آمریکا در جهان می‌خواند به راحتی می‌توان رد پای بنیان «جسکونیسم» را در سیاست‌های او یافت. بر اساس این اصل، واکنش قاطع به تهدیدات، گسترش موقعیت و جایگاه جهانی آمریکا، تأکید بر منافع ملی و تکیه بر مداخلات نظامی با هدف تأمین منافع ملی با تمامی مولفه‌هایی است که ترامپ و تیم او در کاخ سفید به شدت به آن اصرار می‌ورزند.
بر این اساس می‌توان مداخله نظامی آمریکا در سوریه را با هدف تثبیت موقعیت ایالات متحده در غرب آسیا و واکنش قاطع به هر آنچه در مکتب سیاسی واشنگتن به عنوان «تهدید» خوانده می‌شود، تفسیر کرد.
۲ـ ترامپ پس از روی کار آمدن تمامی تلاش خود را معطوف بر تخریب چهره اوباما و دولت پیشین از یک سو و ارتقای وزن سیاسی خود در ایالات متحده کرد، اما به علت شرایط حاکم بر آمریکا و محبوبیت نسبی اوباما، او نتوانست به تمامی اهداف خود برسد.
حال حمله مشکوک شیمیایی به خان شیخون سوریه بهانه را به دست این رئیس جمهوری راستگرای آمریکایی داده تا بتواند سوار بر امواج تبلیغاتی، سیاست خارجی دولت پیشین را به چالش بکشد و به نوعی در میان محافل سیاسی آمریکا عرض اندام کند.
۳ـ دستگاه سیاست خارجی آمریکا در این برهه که ترامپ با شعارهای تندی بر مسند قدرت تکیه زده در حال آزمون و خطاست و تلاش می‌کند میزان تعهد شرکای غربی و منطقه‌ای واشنگتن را برای باز تعریف «دکترین» تازه ایالات متحده بسنجد. صدور ناگهانی فرمان حمله موشکی به مواضع ارتش سوریه در این مقطع زمانی می‌تواند با هدف سنجش میزان همکاری دول اروپایی با آمریکا ارزیابی شود و همانطور که شاهد بودیم قریب به اتفاق متحدان آمریکا از این مداخله حمایت کردند. ترامپ اکنون نیک می‌داند که علیرغم مواضع بعضاً تند برخی قدرت‌های اروپایی در زمان به قدرت رسیدنش توانسته در میان شرکای آمریکا اجماع ایجاد کند و این مهم در آینده و در شکل تصمیمات بعدی او و کاخ سفید اثرگذاری مستقیم خواهد داشت.
۴ـ اگر چه در ابتدای امر تصور می‌شد که ترامپ به دنبال احیای روابط میان مسکو و واشنگتن است، اما بلافاصله پس از ادای مراسم تحلیف از سوی رئیس جمهوری جدید آمریکا ریشه‌های اختلافات بنیادی میان کاخ سفید و کرملین هویدا شد. روسیه به عنوان یک ابرقدرت به هیچ عنوان قابل حذف از معادلات سیاسی جهانی نیست و به علت عدم تطابق سیاست‌های مسکو با واشنگتن، ترامپ، روسیه را به عنوان سدی در مقابل اهداف کوتاه مدت و بلندمدت خود می‌بیند.
از این رو اجماع‌سازی اخیری که پس از حمله به سوریه شکل گرفت، می‌تواند به نوعی چنگ و دندان نشان دادن به مقامات مسکو و علی‌الخصوص ولادیمیر پوتین باشد.
از طرفی ترامپ تلاش کرد با حمله مقطعی به سوریه، واکنش روسیه را ارزیابی کند. اگرچه به باور تحلیلگران روس‌ها می‌توانستند واکنشی شدیدتر به غیر از محکومیت و درخواست برای تشکیل جلسه شورای امنیت نشان دهند، اما شاهد بودیم که مسکو در این برهه به دنبال تحرکات سیاسی و نه نظامی علیه آمریکاست. این در حالی است که بحث در رابطه با نحوه عملکرد روسیه در سوریه همزمان با انجام حملات موشکی آمریکا خارج از حوصله این نوشتار است.
۵ـ مخالفان منطقه‌ای و داخلی سوریه که در زمان اوباما به نوعی دچار یأس و سرخوردگی شده بودند، آمریکا را متهم به عدم حمایت از آنچه آنان پایان دادن به خونریزی‌ها! می‌خوانند، کردند و این موضوع به مذاق سردمداران کنونی کاخ سفید خوش نیامده و اکنون شاهد طیفی از تلاش‌ها در درون بدنه سیاسی آمریکا برای اطمینان بخشی به شرکای واشنگتن هستیم. این در حالی است که آگاهان ابراز عقیده‌ می‌کنند حملات مقطعی آمریکا به فرودگاه «الشعیرات» سوریه که تحت کنترل ارتش است نمی‌تواند معادلات حاکم بر این کشور را دچار تغییرات ماهوی کند و این تجاوز نظامی صرفاً با هدف تقویت روحیه معارضان و شرکای عرب آنها و همچنین دولت ترکیه که بر طبل سرنگونی اسد می‌کوبد، انجام شده است.
فارغ از موارد یادشده که به عنوان برخی علل و اهداف دخالت نظامی آمریکا در سوریه برشمرده شد، نباید این نکته را از یاد برد که اوضاع خاورمیانه پس از بهار عربی شکننده‌تر از پیش شده و شاید کوچکترین جرقه‌ای به آتشی مهیب تبدیل شود که هیچ‌کس یارای مقابله با آن را نخواهد داشت.

Email this page

نسخه مناسب چاپ