کوتاه و گویا
اندر سوک یاران قدیم…
محمدجواد حجتی کرمانی
رحلت برادران گرانقدر، یاران کم‌نظیر «ابن‌الرضا» و «برهان» را تسلیت می‌گویم:
* حقیر با مرحوم آیت‌الله سیدمهدی ابن‌الرضا امام جمعه کم‌نظیر خو‌نسار از سالهای تحصیل در قم (سالهای میانه دهه ۳۰) آشنا و دوست صمیمی‌شدم. آن فقید سعید بسیار خوش‌برخورد و متدین و محجوب بود. با اینکه کمتر با هم نشستیم ولی هر بار که یکدیگر را می‌دیدیم گویی از کودکی با هم بوده‌ایم. من پس از دوران تحصیل ناتمام در قم که مدتی در کرمان یا در زندان بودم از فیض دیدار این عزیز محروم بودم ولی از گوشه و کنار، گاهی که از خونسار خبری می‌خواندم با نام «ابن‌الرضا» به عنوان امام جمعه خونسار آشنا شدم که بعداز رحلت والد ماجد ایشان فهمیدم امام جمعه، پدر دوست صمیمی‌قدیمی‌حقیر بوده است. بعداً که «حاج سیدمهدی» از سوی رهبر انقلاب به امامت جمعه خونسار منصوب شدند، آرزو داشتم در فرصتی مناسب از ایشان دیدن کنم. یک همسایه خونساری هم داشتیم ـ و داریم ـ که گاهی از این سیّد بزرگوار با هم صحبت می‌کردیم و در این فکر بودیم که یک روزی با هم به خونسار برویم و به زیارت این برادر عزیز و رفیق شفیق قدیمی‌صمیمی‌نائل آئیم که متأسفانه نشد و دیدار به قیامت افتاد… اگر ما را در حریم بزرگوار باتقوایی چون مرحوم آیت‌الله سیدمهدی ابن‌الرضا اجازت دخول دهند… که با این امید زنده‌ایم و می‌میریم.
* * *
و اما برادر عزیز دیگرم مرحوم حجت‌الاسلام برهان (به قول آقای سیدحسین مطهری: «امام جمعه منحصر به فرد!») با آقای برهان که مثل بسیاری از طلاب یزدی قم احساس همولایتی بودن و قرب مکانی و اخلاقی می‌کردیم، آشنا شدم اما این آشنایی و رفاقت صمیمانه هم مثل مرحوم آقای ابن‌الرضا، با مسافرت من و اقامت کمتر در قم به درازا انجامید تا در سفر حج سال ۱۳۶۶ که کشتار فجیع حجاج ایرانی اتفاق افتاد (من شرح مشاهدات خودم را در همان سال نوشتم که در اطلاعات چاپ شد و در مجموعه خاطرات سفرهای حج من که تحت عنوان «سیر و سفر در ملکوت» نیز آمده است.)
باری ـ در آن سال درحالی‌که دمِ در بعثه امام خمینی ایستاده بودم و مثل همه منتظر خبرهای جدید از کشته‌ها و مفقودالاثرها بودم، آقای برهان را دیدم که با حالت تأثر، گفت عازم یزدم چرا که پدرم در حوادث خونین مکه به شهادت رسیده است و ما می‌خواهیم جنازه پدرم را زودتر برای ادای مراسم تدفین و مجلس فاتحه به یزد منتقل کنیم…
* * *
…بعدها جسته گریخته اطلاع یافتم که آن عزیز امام جمعه مهریز شده و پیش خودم از این حُسن انتخاب به مردم مهریز تبریک می‌گفتم و آرزو داشتم این عزیز را ببینم که باز نشد و وعده به قیامت افتاد.
* * *
رحلت مرحوم آیت‌الله ابن‌الرضا را به بازماندگان، مردم بزرگوار خونسار و رحلت مرحوم حجت‌الاسلام برهان را به بازماندگان و مردم مهریز تسلیت و تعزیت می‌گویم.

Email this page

نسخه مناسب چاپ