محک
سلامت انتخابات و انتخاب
ابوالقاسم قاسم زاده
در نوشته پیشین (بهار سیاست) نقد و نگاهی به اصل انتخابات و انتخاب از منظر مردم سالاری (دمکراسی) و تعریف حقوق فردی و حقوق اجتماعی انجام گرفت. اکنون دوره انتخابات جدید ریاست جمهوری و شوراها بعد از تجربه برگزاری یازده دوره از آن (ریاست جمهوری) به‌صورت پدیده‌ای ملی در دستور کار است. نیاز و پرسش نخست مردم از مسئولان، مدیریت اجرای آن در سلامت کامل است. در یازده‌بار از انتخابات همواره به مردم گفته شده است که اجرای انتخابات نباید «امنیتی» شود و رأی هر فرد «حق‌الناس» است که باید در فضای «امن» و نه امنیتی سلامت انتخابات و انتخاب انجام شود. زمان انتخابات اوج ایجاد شور ملی در جامعه و تهییج مردم است. این تجربه تکراری در همه کشورها، حتی در کشورهایی که سابقه طولانی از احزاب و تمرین دمکراسی دارند یا نظام سیاسی آنها با دمکراسی تعریف می‌شود، انجام می‌پذیرد. اینکه برخی از جامعه‌شناسان سیاسی و بسیاری از تحلیگران و نویسندگان سیاسی ـ ‌اجتماعی، دوره انتخابات را به دوره برگزاری «کارناوال» سیاسی ـ اجتماعی توصیف می‌کنند، نه تنها عیب و منفی نیست بلکه گزارش از واقعیت مبارزات انتخاباتی است. اما انتخابات فاقد اصول رفتاری به‌ویژه از ناحیه نامزدهای حاضر در صحنه مبارزه نیست و شاید اصلی‌ترین محور تهییج مردم برای مشارکت، نقد مشکلات، آنهم در مقیاس ملی و سنجش امکانات برای حل آن مشکلات و ارائه برنامه‌های دقیق و روشن برای پذیرش مدیریت جدید از طریق انتخابات نو است.
با این مقدمه که در نوشته‌های بعدی محک درباره انتخابات ریاست جمهوری و شوراها به شرح و تفسیر آن پرداخته خواهد شد، در این فرصت به اختصار تفاوت نگاه‌ها از منظر تشکل‌های سیاسی و البته شخصیت‌ها را واکاوی می‌کنیم.
۱ ـ اگر گرایش‌های سیاسی ـ اقتصادی و فرهنگی ـ اجتماعی در کشور سامان یافته بود، لاجرم در سطح استراتژیکی با معرفی برنامه‌ریزی کلان (در موارد گوناگون) تبیین و تفاوت نگاه‌ها از محور ارائه برنامه به مردم معرفی و آشکار می‌شد.
متأسفانه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و شوراها آنچه که دیده نمی‌شود، ارائه برنامه است آنهم با نقد علمی از گذشته مدیریت کلان کشور، در حالی‌که تفاوت‌ها با محک اختلاف‌های شخصی یا تجربه فردی افراد (نامزدها) مورد سنجش و مناقشه قرار می‌گیرند. آنچه که به‌صورت عمده در نقدهای مطبوعاتی و رسانه‌ها و انعکاس سخنرانی‌ها و اعلام مواضع دیده می‌شود، در حیطه تفاوت‌های شخصیتی آنهم در ساحت تأئید یا تکذیب یکدیگر و یا تشکل‌ها با گرایش‌ صنفی تشکیلاتی است.
استفاده از چنین شیوه‌ای کمک‌چندانی به آگاهی مردم در انتخاب رأی نمی‌کند، بلکه سرانجام اصل رقابت‌های انتخاباتی را به جای ارائه راه‌حل‌ها درباره مشکلات، تنها به برجسته‌‌تر کردن خلاف واقع آن و در نهایت به جایگاه انتخاب «شخصیتی» سوق می‌دهد. متأسفانه بعد از یازده دوره از انتخابات همچنان در تقابل اشخاص با یکدیگر آن هم بدون ارائه سند برنامه‌ای و اجرایی مواجه هستیم. چه باید کرد؟ شاید ساده‌ترین مسیر، ارزیابی کارنامه هر یک از نامزدهای انتخاباتی از جایگاه چند اصل، اول تجربه نظری و اجرای گذشته آنها در جمهوری اسلامی و دوم رد یا پذیرش توان مدیریتی آنها برای قرار گرفتن در مسئولیت ریاست جمهوری است که از نظر قانون اساسی دومین شخص بعد از رهبری در نظام نامیده شده است. ما با رأی خود، مسئولیتی را برای چهار سال آینده به فردی می‌سپاریم که براساس قانون اساسی،‌ بالاترین مقام اجرایی(رئیس‌جمهور) خواهد شد.
۲ـ انتخابات به خصوص در دو انتخاب پیش روی ما، یکی انتخاب رئیس دولت(رئیس‌جمهور) و دیگری انتخاب اعضای شوراها، اگرچه به شناخت از کارنامه عملکرد نامزدهای انتخاباتی باز می‌گردد و نقد نگاه‌ها به ارزیابی تجربه‌های مدیریتی معطوف می‌شود، اما این شیوه انتخاب در رد و قبول اگرچه لازم است اما کافی نیست. علی‌الخصوص آن هنگام که ادبیات دوره انتخابات در دایره حذف رقیب تا مرز انواع و اقسام تهمت‌ها قرار می‌گیرد! تجربه تلخ چنین شیوه‌ای را در گذشته داشتیم و مردم در آستانه انتخابات و در اجرای برخی از مناظره‌های انتخاباتی در ارائه نقدها و تفاوت‌ها با چنین وضعیتی مواجه بوده‌اند. شیوه‌ای که مردم را تهییج می‌کند اما، موجب آگاهی شفاف و صادقانه نمی‌شود.
در دوره انتخابات دو مقوله «آزادی و عدالت» موضوع روز می‌شود. یک شیوه، اشاعه ادبیات منفی برای ملکوک کردن و از میدان بدر کردن رقیب است. شیوه دیگر بکارگیری عقلانیت است که از دو منظر یکی بصورت نظری و باور فردی(نامزدها) و دیگری ارائه برنامه(اجرای مدیریت) درباره دو مفهوم اساسی و بزرگ در جمهوری اسلامی و کشور درباره آزادی و عدالت است.
در بخش نخست(نظری) قدرت تبیین اندیشه‌ای از آزادی و عدالت ملاک است که متأسفانه دراین روزها کمتر در ادبیات رایج دوره‌ای انتخابات دیده می‌شود. در بخش دیگر(ارائه برنامه) نقد تجربه گذشته، کاستی‌ها و موفقیت‌ها از نیازهای ضروری و لازم است. اگر به رأی آگاهانه مردم باور داریم، هر نامزد انتخاباتی باور خود و جایگاه نگاهش را در این شیوه می‌بایست به مردم ارائه دهد. آیا بکارگیری چنین روشی در رقابت انتخاباتی دیده می‌شود تا مردم در انتخاب شخص(نامزد) مورد قبول، شخصیت فکری و قدرت اجرایی او را ارزیابی و محک بزنند؟ سلامت انتخابات و انتخاب را بسیاری منوط به سه مرکزیت می‌شمارند:
۱ـ مدیریت اجرایی آن که مسئولیت اجرای انتخابات از وظایف دولت است.
۲ـ بسترسازی فضای انتخاباتی براساس کنش‌ها و واکنش‌های نامزدهای انتخاباتی از ساحت باور ملی و دینی که اخلاق انتخاباتی را شکل می‌دهد.
۳ـ آگاهی مردم در بهره‌گیری از حق فردی و اجتماعی خود.
در مورد بسیاری از پرسش‌ها درباره اقتصاد، سیاست و فرهنگ در دوره انتخابات، به نظر نگارنده مهم‌ترین شاخص دیدگاه و طرح و برنامه نامزدها درباره آزادی و عدالت است که مردم را نسبت به آن باید آگاه ساخت.

Email this page

نسخه مناسب چاپ