یادداشت
تشنه خدمت یا شیفته قدرت؟
فتح الله آملی
خدا رحمت کند شهید مظلوم دکتر بهشتی را که دشمنانش بی‌رحمانه و هماره او را متهّم به خودرایی و قدرت‌طلبی و انحصارگری می‌کردند، در حالی‌که درست نقطه مقابل این نوع نگرش بود.
سماحت و بلندنظری و آزادیخواهی او به گونه‌ای بود که همان زمان نیروهای خودی او را به سازشکاری متهّم می‌کردند که چرا در جلسات حزب از نیروهای مخالف برای شرکت در بحثها دعوت می‌کند و چرا بی‌جهت آنها را تحمّل می‌کند و این‌همه صبوری به خرج می‌دهد؟
او که به ناروا و توسط دشمنان و منافقان به قدرت‌طلبی متّهم بود، یک عبارت به یاد ماندنی دارد که عقیده ناب او بود. آن جمله این است: ما تشنگان خدمتیم و نه شیفتگان قدرت و همین طور هم بود. از نظر او که درسی بود از مرادش امام که حکومت را تنها برای خدمت می‌خواست و گرنه اهمیّتی برایش قائل نبود، قدرت‌طلبی معنایی ندارد. امّا پس از گذشت نزدیک به چهار دهه از عصر انقلاب، در حال حاضر کسب قدرت و رسیدن به قدرت با توسّل به هر شیوه‌ای برای عده‌ای از سیاست‌ورزان به امری رایج بدل شده و این بد مرضی است که جامعه و فضای سیاسی ما را آلوده کرده است. البته همچنان همه از قدرت با بهانه نیّت خدمت دم می‌زنند، اما دیگر همه می‌دانند که بهایی ندارد و بهانه‌ای بیش نیست.
این روزها که ثبت‌نام داوطلبان ریاست جمهوری در جریان است، شاهد جلوه‌هایی از این میل به قدرت‌طلبی هستیم که شعار تقریباً مشترک در همه آنها خدمت به کشور است، اما روشهای به کارگرفته برای توجیه خود یا انتقاد به دولت نشان می‌دهد که نیّت چیست و بین حرف و عمل چه فاصله‌ای وجود دارد.
اما در میان جلوه‌های متنوع و متکثر بد اخلاقی و بی‌انصافی‌هایی که شاهد آنیم، نقد بی‌پروای دولت مستقر و نادیده گرفتن دستاوردهای آن موضوع دیگری است. چرا که برخی از این نقدها فراتر از دایره انصاف، ناجوانمردانه دستاوردهای نظام و خدمتگزاران آن‌را هدف می‌گیرد که آثار زیانباری برجا می‌گذارد. ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که اگر تصوّر کنیم هیچ انتقادی بر دولت وارد نیست، کاملاً پیداست که سخن بی‌ربطی گفته‌ایم. تنها معصوم است که اشتباه ندارد. نگارنده خود در یادداشت‌های متعدد، نقدهایی حتی گاه‌ تند به عملکرد دولت داشته اما در کنار آن سعی کرده است از دایره انصاف خارج نشود و دستاوردهایی که سند کارآمدی نظام اسلامی و برخی دولتمردان آن است به بیان‌ آید و گفته شود. این روزها اما از زبان برخی کنشگران سیاسی و حتی چهره‌های صاحب نام در آستانه انتخابات چنان حملات تندی علیه دولت و اقداماتش صورت می‌گیرد که بی‌اغراق محل سوال است. بی‌آنکه بدانیم برخی از این نقدهای تند نه تنها کارآمدی دولت بلکه حتی کارآمدی نظام و دستاوردهای نظام را زیر سوال می‌برد.
گویی در آستانه انتخابات سرمست از سودا و احتمال کسب پیروزی، دست یازیدن به هر شیوه‌ای مباح و مجاز است.
از رکود و تعطیلی واحدهای تولیدی صحبت می‌کنیم اما از ریشه‌ها و دلایلش سخن به بیان نمی‌آوریم. از گرانی مواد غذایی صحبت می‌کنیم، اما از کاهش روند تورم از ۴۰درصد به زیر۱۰ درصد حرف نمی‌زنیم. از خیانت در برجام و دستاوردهای تقریباً هیچ آن صحبت می‌کنیم و نمی‌گوییم اگر این هم نبود چه می‌شد؟
مصادیقی از این طیف فراوان گفتنی است، اما مراقب نیستیم وقتی فقط به اشکالات و نقاط ضعف بسنده می‌کنیم، روحیه تلاش و امید به کارایی در نظام اسلامی چه آسیبی می‌بیند. بگذارید تنها و تنها به یک نمونه اشاره کنم. قرار است طی روزهای آینده چند فاز پارس جنوبی افتتاح شود و برای نخستین بار میزان برداشت گاز ما از میدان مشترک گازی پارس‌جنوبی به قطر برسد. ابتدای زمستان گذشته بود که ترکمنستان به یکباره گاز وارداتی به کشور را قطع کرد تا مجدداً قیمت گاز را باج‌خواهانه بالا و بالاتر ببرد. این بار اما چانه‌زنی در کار نبود و سر آنها بی‌کلاه ماند. یادمان باشد که زمستان ۹۲ با وجود واردات گاز از ترکمنستان بیش از ۴۰ درصد سوخت نیروگاه‌های کشور با سوخت مایع تأمین شد. به گفته کارشناسان این میزان سوخت ۱۸ میلیارد دلار ارزش داشت در آن سال به‌علت کوتاهی‌هایی که در تکمیل فازهای پارس‌جنوبی در دولت قبل در کنار تحریم‌ها به وجود آمده بود میزان برداشت ما از میدان مشترک با قطر نصف آنها بود و کل تولید از این میدان در سال تنها ۲۶۵ میلیون متر مکعب. اما حال این میزان به ۵۲۰ میلیون متر مکعب رسیده است. ۹۰ درصد سوخت نیروگاه‌ها دیگر مایع نیست و با گاز تأمین می‌شود و صادرات نفت کشور هم دو برابر شده است. اینها نه فقط موفقیت این دولت بلکه موفقیت نظام اسلامی، کشور و ظرفیت تکنیکی و غنی نیروی انسانی کارآمد این کشور است که نباید در میان گرد و غبارهای مبارزات انتخاباتی و بی‌ انصافی‌ها و بد اخلاقی‌ها گم شود.
نقد خوب است و لازم هم هست. اتفاقاً انتقاد از عملکرد دولت فراوان جای کار دارد و کم هم نیست، اما خوشبختانه یا متأسفانه اتفاقاً بسیاری از انتقادها متوجه آنهایی نیست که باید. یعنی حتی در انتقادها هم نشانی دادن‌های غلط به جامعه فراوان دیده می‌شود و کاملاً هم پیداست که چرا. ملاحظه‌کاری در واگذاری‌ها به بخش خصوصی و ترس و احتیاط به‌خاطر عوامل نفوذ و رانت، عدم برخورد مناسب با رانت‌ خواران و ویژه‌خواران، افشای موانع اصلی فرارهای مالیاتی بزرگ، بی‌تفاوتی نسبت به گستردگی قدرت و نفوذ شبهه دولتی‌ها در اقتصاد و عدم برخورد با انحصارات، عدم اقدام قاطع دولت در ایجاد اصلاحات ساختاری در اقتصاد، استمرار روش پرداخت یارانه به مصرف، دخالت پوپولیستی در تعیین نرخ ارز و حامل‌های انرژی، عدم اصلاح نظام بانکی و مالیاتی و استمرار پرداخت سودهای نامتعارف و هزینه‌ بالای تأمین مالی، استمرار سیاست میدان دادن به اقتصاد وارداتی (البته باشیبی کندتر) و کوتاهی در حمایت واقعی از تولید ملی در حد انتظار و… می‌تواند از جمله انتقاداتی باشد که البته دولت باید به آن پاسخ دهد و در آن صورت بی‌مداهنه و تعارف علل ایجابی آن را با مردم در میان بگذارد، اما بسیاری از این انتقادات اتفاقاً در فهرست حملات شدید مخالفان به دولت قرار ندارد، چرا که در اغلب موارد خود عامل ایجاد و استمرار آن محسوب می‌شوند یا به آن کمک کرده‌اند.
کوته‌سخن آنکه هم کنشگران سیاسی و هم مردمی که باید انتخاب کنند، بد نیست یک‌بار دیگر به این عبارت درخشان شهید بهشتی اندیشه داشته باشند که در جمهوری اسلامی دولتمرد باید تشنه خدمت باشد، نه شیفته قدرت!

Email this page

نسخه مناسب چاپ