یادداشت
دنیا با دونالد ترامپی دیگر
* دکتر شهیدی مؤدب
اینکه عملکرد مردان سیاسی پس از به قدرت رسیدن با شعارهای دوران انتخاباتی آنها متفاوت باشد، امری رایج است، لیکن این که دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری جنجالی آمریکا در کمتر از ۱۰۰ روز، هم تغییر چهره دهد و هم تصمیم‌گیری‌ها و مواضعش تغییر سریع داشته باشد. قدری در دنیای سیاست بی‌سابقه یا لااقل کم‌سابقه است.‏
ترامپ در ده روز گذشته با رئیس‌جمهوری چین و دبیرکل ناتودیدار کرده و طی چندین مصاحبه و اظهارنظر مطالبی را بر زبان رانده است که کاملاً مغایر با حرف‌ها و وعده‌های زمان انتخاباتیش بوده است. به علاوه، مردی که در بدو امر از عدم درگیری در دنیا حرف می‌زد و ناتو را سازمانی کهنه می‌نامید، ناگهان ۵۹ موشک کروز به سوی سوریه شلیک می‌کند و روز پنجشنبه هم بزرگترین بمب غیر اتمی زرادخانه ارتش آمریکا را با قدرت انفجاری ۱۰کیلو تن ماده تی‌ان‌تی در ارتفاعات ننگرهار افغانستان فرود می‌آورد. به علاوه بنا به گفته دبیرکل پیمان آتلانتیک شمالی که عصر چهارشنبه با ترامپ مصاحبه مطبوعاتی مشترک داشت آمریکا از زمان روی کار آمدن رئیس‌جمهوری جدید، شمار زیادی نیروی نظامی با ادوات و تجهیزات مدرن به اروپا گسیل داشته است.‏ نگارنده سال گذشته در این ستون نوشت که یکی از ویژگی‌های دونالد ترامپ علاقه او به پنهان‌کاری و عدم انتشار اطلاعات در کارها و ملاقات‌هاست و همان‌گونه که در زمان انتخابات گفته بود اعتقادش به شگفتی‌آفرینی بیشتر خواهد بود تا تبلیغ درباره کاری که هنوز صورت نگرفته است. پذیرایی از رئیس‌جمهوری چین در ویلای شخصی‌اش در کالیفرنیا به جای واشنگتن و دادن کمترین اطلاعات در مورد توافقات صورت گرفته و تعریف و تمجید از میهمان چینی خود و گفتگوی تلفنی با وی در حالی‌که هنوز یک هفته هم از دیدار با وی سپری نشده از شگفتی‌های کار ترامپ است، با این حال مطلع نکردن میهمان چینی خود از قبل در مورد حمله به سوریه و همزمانی این اقدام شدید نظامی با ضیافت شام او به افتخار رئیس‌جمهوری چین ودادن خبر حمله به او در پایان ضیافت شام، که نوعی توهین به همتای چینی او تلقی می‌شود، غیرقابل پیش بینی بودن آقای دونالد ترامپ را نشان می‌دهد.‏
از سوی دیگر انتقاد تند او از ولادیمیر پوتین و حمله به سوریه ومتهم کردن پوتین به اینکه از حمله شیمیایی مطلع بوده، در حالی‌که ترامپ در ابتدای استقرار در کاخ سفید از بهبود روابط با روسیه سخن گفته بود، نشان از آن دارد که هم چین و هم روسیه و حتی اروپا باید در حالی‌که با آمریکا تعامل می‌کنند همواره یک ریسک پنهان را نیز لحاظ کنند. رای ممتنع چین در رأی‌گیری چهارشنبه‌شب شورای امنیت به قطعنامه ضد سوریه و دیدار پوتین با تیلرسن وزیر خارجه آمریکا در مسکو و گفتگوی دو ساعته با وی نشان از این دارد که نه پکن و نه مسکو سر آن ندارند که با ترامپ نا سازگاری کنند.‏ موشک‌باران سوریه و رها کردن بی‌سابقه پرقدرت‌ترین بمب غیر اتمی بر مواضع داعش در افغانستان و نیز گسیل کردن ناو هواپیمابر و زیردریایی اتمی با اسکورت ناوهای جنگی به سوی آبهای کره شمالی نشانگر آن است که راهبرد و نگاه به جهان ترامپ با نحوه عمل باراک اوباما اختلاف فاحش خواهد داشت. رئیس‌جمهوری آمریکا که معتقد بود ارتش آمریکا کارآیی خود را از دست داده است و نمی‌تواند در جنگی جدید درگیر شود، در چند روز گذشته از ارتش و ژنرال‌های خود به نحو اغراق‌آمیزی تعریف می‌کند و به مناسبت پنجاه و هشتمین سال امضای تشکیل پیمان نظامی ناتو توسط ترومن رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، از نقش این پیمان تعریف غرّایی کرده و تعهد آمریکا به تقویت آن را گوشزد می‌کند.‏
اگر نخواهیم در مورد تغییر مواضع دونالد ترامپ عجولانه قضاوت کنیم به نظر می‌رسد عجالتاً چینی‌ها با اهرم‌های فشار اقتصادی‌ای که در دست دارند. بهتر توانسته باشند نظر ترامپ را جلب کنند تا روس‌ها که زرادخانه عظیم اتمی در اختیار دارند. ذخیره سرشار دلاری چین و نابرابری تراز بازرگانی با آمریکا که با چند صد میلیارد دلاراختلاف، به نفع آنها در جریان است و صدها میلیارد دلار اوراق قرضه آمریکا که خریده‌اند باعث شده است که ترامپی که آنها را تهدید می‌کرد و قرار بود ۴۵ در صد بر واردات از چین گمرک ببندد، اکنون پس از یک دیدار دو روزه با رئیس‌جمهوری چین نه فقط از تهدید حرفی نمی‌زند، بلکه می‌گوید که او ولادیمیر پوتین را نمی‌شناسد، ولی همتای چینی خود را مردی یافته که صمیمی است و قصد همکاری دارد و گروه خونش به او می‌خورد، در حالی‌که علی‌رغم تعاریفی که در ابتدای کار از پوتین و روسیه کرده بود، نه تنها قرار ملاقاتی با رئیس‌جمهوری روسیه نگذاشته بلکه می‌گوید که ممکن است سطح روابط با مسکو به حداقل تقلیل یابد و این در حالی است که ترامپ علاوه برملاقات با رئیس‌جمهوری چین، دعوت او را برای دیدار از پکن نیز پذیرفته است.‏
البته نباید نادیده گرفت که یکی از اهداف قدرت‌نمایی نظامی ترامپ در خارج، کاستن از فشارهای افکار عمومی علیه سیاست‌های او در داخل آمریکا و ایجاد نوعی وحدت نظر در جناح طرفداران خود و ساکت کردن منتقدان خویش به‌ ویژه در مورد دستکاری‌های صورت گرفته به نفع او در انتخابات گذشته آمریکاست. ترامپ می‌توانست به جای سوریه نقطه دیگری را مورد هدف قرار دهد تا فشارهای داخلی را خنثی کند. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام (سرلشکرمحسن رضایی) به‌درستی گفته است که «این حمله که در دریای مدیترانه صورت گرفت، می‌توانست در خلیج‌فارس هم انجام شود»، لیکن اقتدار نیروهای مسلح ما، عقلانیت قابل تحسین فرماندهان نظامی ما در سپاه و ارتش و خویشتنداری مقامات عالی نظام، هرگونه بهانه‌ای را از جنگ‌طلبان آمریکایی سلب کرد. در این باره ‌باید اشاره‌ای به انتخابات قریب‌الوقوع ریاست جمهوری در کشور بکنیم و این نکته مهم را متذکر شویم که نامزدهای تأیید شده توسط شورای نگهبان هم باید در پرداختن به سیاست خارجی و روابط بین‌الملل از هرگونه شعارزدگی و تحریک‌آمیز صحبت کردن پرهیز کنند برای سیاست خارجی ما بحران‌سازی نکنند. با توجه به آنچه در سوریه می‌گذرد و تحرکات بی‌وقفه‌ای که نتانیاهو علیه کشور مان در دنیا و به‌ویژه در آمریکا انجام می‌دهد، تبلیغات انتخاباتی ما زیر ذره‌بین قرار خواهد داشت تا با یک کلاغ چهل کلاغ کردن اظهارنظرهای نسنجیده احتمالی، در روابط ما در جهان ایجاد اختلال شود.‏ هر چند در مورد عملکرد رئیس‌جمهوری آمریکا و نقشه راه او در سیاست خارجی باید منتظر زمان بیشتری ماند و دید که او مثلاً در سفر نزدیکش به اروپا چه اولویت‌های تازه‌ای را مطرح خواهد کرد با این حال باید پذیرفت که دنیا با ترامپ جدیدی مواجه است که ضرورت دارد او را جدی بگیرد و تصور نکند که نقطه‌نظرهای او همان چیزی است که در گذشته در توییت‌های او بیان می‌شد. به‌روشنی می‌توان دریافت که دونالد ترامپ نه فقط روسیه و چین، که متحدان آمریکا را هم در ابهام و سردرگمی نگه داشته است. سرگئی لاوروف در دیدار با تیلرسون در مسکو به او گفت: سیاست شما در سوریه برای ما مبهم است و از همتای آمریکایی خود خواست که در این زمینه توضیح بدهد. به نظر نمی‌رسد که آنگلا مرکل یا ترزامی‌ در این باره بیشتر از آقای لاوروف چیزی بدانند. ‏‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ