یادداشت
اشکال انتخاباتی
فتح الله آملی
نام‌نویسی بیش از ۱۶۰۰ نفر از داوطلبان برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری، البته مثل بسیاری از پدیده ‌ها در کشورمان، در کشور دیگری نظیر ندارد. برخی این پدیده را نشانه آزادی می‌دانند و می‌گویند چون انقلاب اسلامی و حتی نظام جمهوری اسلامی بدیلی در عالم ندارد چه اشکالی دارد که انتخابات ما هم چنین باشد؟ اصولاً چه اشکالی دارد هر فرد ایرانی که خود را آماده پذیرفتن این مسئولیت می‌داند اعلام نامزدی کند؟ مردم آزادند و آزادی چنین اقتضایی دارد که همه بتوانند آزادی در ثبت‌نام را نیز تجربه کنند. گرچه با توجه به اوضاعی که پیش آمده، چنین نظریه‌ای طرفداران چندانی ندارد اما با این وجود چند دوره است که با وجود ملاحظه اوضاع نابسامانی که در ثبت نام‌ها وجود دارد تغییری در این روند پیش نیامده و لذا هر دوره شاهد آشفتگی بیشتری هستیم. تنها در این دوره نسبت به دوره قبل حدود هزارنفر رشد داوطلب را شاهد بودیم و از این نظر رشد داوطلبان نسبت به دوره قبل بیش از صددرصد بوده است! رشدی که نشانگر پیشرفت نیست و کسی را هم خوشحال نمی‌کند.
اعلام داوطلبی برخی از افراد شکل حضورشان در وزارت کشور گاه دستمایه طنز طنزپردازان داخل و خارج هم شده است، که برای وجهه انتخابات چندان خوشایند نیست. در این میان حتی سخنگوی شورای نگهبان هم از نقصی که در این‌باره وجود دارد گلایه کرده و خواستار اصلاح این وضع شده است.
برخی معتقدند که اشکال از قانون اساسی است که شرایطی کلی و عمومی برای داوطلبی معین کرده است. شرایطی کلی که بسیاری می‌توانند خود را حائز آن بدانند اما حتی بدون نیاز به ایجاد تغییر در قانون و با استناد به همین شرایط کلی نیز با همکاری مجلس و شورای نگهبان می‌توان تفسیر جدیدی صورت داده و شرایط محدودکننده‌‌تری را مقرر کرد. چرا که مدیر و مدبر بودن در متن قانون آمده است و با استفاده از همین دو واژه می‌توان شرایطی را تعیین کرد که حداقل شرایط مدیریت و تدبیر برای اداره امور اجرایی کشور چه می‌تواند باشد؟ به هر حال فرق است میان فردی که می‌خواهد یک اداره یا یک شرکت یا یک مدرسه را مدیریت کند با فردی که می‌خواهد یک کشور را اداره کند. و نیز تدبیری که برای رتق و فتق امور یک شهر کوچک یا یک کارگاه لازم است تفاوت فراوانی با تدبیری که باید برای اداره قوه مجریه به کار گرفت دارد. جدای از آن حتی توجه به عبارت «رجال سیاسی» نیز می‌تواند دایره محدودیت‌ها را بسی تنگتر کند. می‌شود شرایطی را در نظر گرفت که تعداد داوطلبان را به حداقل برساند. مثلاً این که داوطلبان باید تجربیات مدیریتی یا سیاسی یا اجرایی کاملاً مشخصی داشته باشند. از جمله رهبری احزاب سیاسی یا تجربه‌های کلان موفق مدیریتی که با ذکر مصادیق و اعلام شرایط مشخص دایره ثبت نام کنندگان را تنگ و تنگتر کند.
که اگر اقدامی در این راه صورت نگیرد با روند موجود این احتمال وجود دارد که در انتخابات بعدی ریاست جمهوری تعداد داوطلبان به ۳ یا ۴ هزار نفر هم برسد و داوطلبان مجبور شوند در صفی طویل بایستند یا نوبت بخرند یا نیمه شب فردی را مأمور کنند که برایشان در وزارت کشور نوبت بگیرد! و این دون شأن انتخاباتی در این سطح از اهمیت ماست. این که چرا با وجودی که اکثر داوطلبان می‌دانند تائید صلاحیت نمی‌شوند باز هم وارد عرصه ثبت نام می‌شوند به بحث جامعه‌شناختی دیگری محتاج است که در حد این مقال نیست امّا شاید بتوان یکی از علل مهم چنین پدیده عجیبی را در نقص کلّی‌تری دید که نه تنها در انتخابات ریاست جمهوری بلکه به طریق اولی و به مراتب شدیدتر و پردامنه‌تر در انتخابات مجلس شورای اسلامی خود را نشان می‌دهد.
در انتخابات فعلی با توجه به دست بازی که شورای نگهبان در تشخیص واجدین شرایط دارد کار چندان دشواری پیش روی خود نمی‌‌بیند تا صلاحیت حداقلی از داوطلبین را که در قواره ریاست جمهوری هستند تأئید کند و قاعدتاً کار ساده‌تری را پیش روی دارد امّا در انتخابات مجلس با توجه به تعداد کثیر نمایندگان و به تبع آن تعداد بیشتری از داوطلبان و زمان محدود برای تأئید صلاحیّت، هردوره کار آنان دشوارتر می‌شود و این نقص در فضای سیاسی کشور بیشتر خود را نشان می‌دهد. نقیصه‌ای که با وجود گذشت حدود ۴ دهه از پیروزی انقلاب و با وجود اخذ مجوّز دهها حزب و گروه و انجمن هنوز برطرف نشده است در حالیکه در بسیاری از دموکراسی‌های موجود در جهان برطرف شده است و آن عدم وجود احزاب فراگیر و شناسنامه دار و مسئولیت پذیر است که غربالگری انتخاباتی را در درون خود انجام داده و کاندیداهای نهایی خود را به فضای سیاسی معرفی کنند.
گرچه در حال حاضر شاهد بروز و ظهور احزاب و تشکل‌های فراوانی هستیم که هیأت اجرایی و دبیرکل شناخته شده هم دارند اما فاقد چهارچوب‌ها و ضوابط و تشکیلات فراگیر و دفاتر گسترده و اعضای شناخته شده و رسمی هستند و لذا عملاً با اینکه نام حزب و یا انجمن را دارند اما حزب به مفهوم واقعی آن محسوب نمی‌شوند گمان می‌رود حال فرصت مناسب دیگری فراهم آمده است تا برای رفع این نقیصه اساسی همه به فکر بیفتند و برای رفع این نقیصه اقدام اساسی صورت دهند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ