یادداشت
همه باید بخواهیم
فتح الله آملی
به مناسبت روز ارتش جمعی از فرماندهان و امرای ارتش جمهوری اسلامی با رهبر انقلاب دیدار و سخنانی ایراد کردند. متن سخنان رهبری را به تفصیل در همین شماره روزنامه می‌خوانید. رهبری در این دیدار ضمن تجلیل از فداکاری‌های ارتش و توانمندی‌های این نیروی امنیت بخش کشور و لزوم داشتن یک نیروی بازدارنده نظامی مطمئن برای حراست از ملت و کشور به دو نکته مهم هم که مکمّل و مقوّم امنیت جامعه محسوب می‌شوند نیز اشاره کردند. نخست نقش انتخابات و حضور مردم در صحنه مشارکت اجتماعی و انتخاب مسئولان کشور که از ابتدای انقلاب تا به حال یکی از اصول اساسی جمهوریت در ایران پس از انقلاب بود، و دیگری توجه به اقتصاد مقاومتی به عنوان یکی از عوامل اصلی حفظ اقتدار و سربلندی مملکت.
رهبر انقلاب بارها درباره ضرورت تقویت اقتصاد کشور توصیه‌هایی داشته‌اند اما در سال‌های اخیر به‌ویژه این توجه را بیشتر می‌بینیم. علت آن هم روشن است.
شوربختانه علیرغم توفیقات علمی و دستاوردهای دفاعی و امنیتی کشور، در عرصه اقتصاد و حل مشکلات اقتصادی جامعه شاهد کوتاهی‌ها و غفلت‌های فراوانی بوده‌ایم و بیش از هر حوزه دیگری از این منظر و در این حوزه آسیب‌پذیر شده‌ایم و به همین علت هم نقاط ضعف ما مورد توجه دشمنان قرار گرفت و فشارهای مختلف برای شکستن مقاومت ملت و انقلاب بیشتر و بیشتر شد. به اشاره درست رهبری دقت کنیم:
… توقع من این است که وقتی مسئولان انگیزه دشمن را برای استفاده از نقاط ضعف اقتصادی می‌بینند، درصدد برطرف کردن نقاط ضعف اقتصادی و بستن منافذ برآیند. وقتی انگیزه و هدف دشمن مشخص است، قاعدتا باید انگیزه مسئولان برای اجرای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی افزایش یابد… لذا اصلی‌ترین وظیفه مسئولان، پیگیری اقتصاد مقاومتی به ویژه در بخش اشتغال و تولید و تلاش‌ جدی برای حل مشکلات معیشتی مردم و همچنین ایستادگی در مقابل ابر قدرت‌ها و نترسیدن از تشر آنهاست…
اما چرا با وجود این همه تاکید و نامگذاری سال‌های پیاپی به خاطر توجه دادن همگان به این امر مهم، اجماع لازم نظری و عملی و اقدام و عمل همه جانبه، حداقل آن طور که باید و شاید اتفاق نمی‌افتد؟ چالش‌های پیش‌رو کدام است؟ موانع بر سر راه چیست؟
ابتدا باید دید الزامات و یا بهتر است بگوئیم پیش نیازهای دست‌یابی به این هدف کدام است.
ایجاد امنیت سرمایه‌گذاری، جذب سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی، تقویت بخش خصوصی و سپردن اقتصاد و کار و تولید و تجارت به دست مردم و برون‌سپاری واقعی، حذف رانت و ویژه‌خواری، کاستن از حجم و بدنه چاق دولت، ایجاد شرایط مساوی و برابر در فضای کسب و کار، جلوگیری از قاچاق، مقابله با دخالت نهادهای پرقدرت و نفوذ شبه دولتی و حذف شرایط نابرابر رقابتی در اقتصاد و فضای کسب و کار، ایجاد تعادل و رفع عدم تعادل‌ها در اقتصاد، مقابله واقعی با فساد و پرهزینه و پرریسک‌کردن فساد و حتی سوء مدیریت در دستگاه‌های اجرایی (اعم از دولتی و شبه دولتی)، حذف سوبسیدها و یارانه‌های غیرمنطقی و غیرضروری، برقراری عدالت (حداقل نسبی) در نظام حقوق و دستمزد، رفع موانع تجارت و تولید با تنظیم عاقلانه روابط سیاسی و اقتصادی بین‌المللی و کاهش تنشهای غیرضرور دیپلماتیک، اصلاح نظام بانکی و مالیاتی به نفع تولید و اشتغال (به شکلی که موجب تقویت سرمایه‌گذاری تولیدی و عدم رغبت گسیل سرمایه به طرف بازارهای غیرمولّد اقتصادی و واسطه‌گری شود) مقابله جدّی با فرار مالیاتی، تنظیم مقرّرات و کاستن از مقرّرات دست و پاگیر مانع سرمایه‌گذاری و تولید و…، همه اینها و البته فهرست بلند بالایی از موارد دیگری از این دست از جمله الزامات و پیش‌نیازهای توسعه اقتصادی محسوب می‌شوند که انجام آنها نیازمند عزم و اراده‌ای فراتر از مجموعه اختیارات و قدرت یک دولت به حساب می‌آیند.
اینکه انتظار داشته باشیم بدون همکاری و هماهنگی و خرد و اراده جمعی همه عوامل تأثیرگذار در سیاست و اقتصاد کشور و بدون ایجاد اجماعی در سطح حاکمیتی، تنها قوه مجریّه بتواند از پس انجام آن برآید ما را به جایی نمی‌رساند. رهبر انقلاب وقتی از اقتصاد مقاومتی صحبت می‌کنند خطابشان تنها به دولت نیست. حتی نهادهای زیرمجموعه خودشان را هم موظف به همکاری همه جانبه در این باره دانستند. چنانکه در موضوع برخورد با حقوق‌های نجومی یا املاک نجومی نیز همین رویه خواسته شد و جز این هم اقدام و عمل نمی‌توان کرد. حال سئوال این است که تا چه حد این اجماع وجود دارد؟ با نگاهی به دعواهای انتخاباتی که این روزها در سایت‌ها و جراید و شبکه‌های اجتماعی شاهد آنیم به جای آنکه اراده‌ای همگانی و غیرسیاسی و غیرجناحی برای دست‌یابی به این هدف را دریابیم، در دل اتهام‌زنی‌ها و بی‌انصافی‌ها و متهم کردن‌ها و گاه دروغ‌ها و تخریب‌ها بیشتر میل به قدرت‌طلبی و گروه‌گرایی و رفع اتهام از خود و گذاردن تقصیر به گردن طرف مقابل و رد گم‌کنی را شاهدیم که از اکثر موارد بوی هوای‌نفس و قدرت‌طلبی از آن می‌آید هرچند لباس ارزش‌ها و طرفداری از ارزش‌ها و سینه‌چاک کردن برای مردم و مشکلات محرومان به تن کرده باشد.
این نحوه‌ی برخورد ما، در واقع جامة اصول‌گرایی و یا اصلاح‌طلبی را گاه چنان گشاد و بی‌قواره در نظر خلق می‌نمایاند که از هر دو، روی برمی‌گردانند. مردم خسته از بازی‌های قدرت بارها پیامشان را حداقل در عرصه‌های انتخابات با دولتمردان و غیر دولتمردان یعنی همه مسئولان در همه قوای حاکم بر کشور در میان گذاشته‌اند. بهتر است این پیام را بشنویم و اقتصادشان را درست کنیم و بیشتر به فکر بیکاری جوانانشان باشیم و برای دست‌یابی به اقتصاد مقاومتی همه باید پای کار بیاییم. همه…

Email this page

نسخه مناسب چاپ