آداب بازدید از آثار تاریخی را بیاموزیم
 

توسعه شهری و انجام پروژه‌های عمرانی در کشوری رو به توسعه با پیشینه تاریخی غنی و شهرهای بزرگ، دشواری‌های خاص خودش را دارد. از اواخر دوره قاجار، با وقوع انقلاب صنعتی و ارتباط با غرب، شهر زیبای تهران مورد چپاول قرار گرفت. متأسفانه بسیاری از خانه‌های تاریخی مربوط به آن دوران با سردرها و نماهای زیبایشان در فرآیند تعریض خیابان سپه (امام خمینی) از میان رفت و یکی از آنها خانه تاریخی مقدم است که بخشی از آن، نابود شد. توسعه شهری، آسیب‌های شدیدی به شهر تهران زده و به عنوان مثال به جای عمارت معروف توپخانه، برج بی‌قواره مخابرات ساخته شده است. اگر آن بناها به جا می‌ماند، امروز تهران یکی از دیدنی‌ترین شهرهای ایران بود.
برخی از ساختمان‌های تاریخی تهران در دوران پهلوی دوم و برخی دیگر در دوره انقلاب ویران شده و این روند تا همین امروز با ساخت و سازهای بی‌رویه و طرح‌هایی که شهرداری برای بافت‌های فرسوده در نظر گرفته‌است، ادامه دارد.
شهرهای تاریخی دنیا
دکتر مصطفی ده‌پهلوان، مدیر باغ موزه نگارستان و موزه مقدم، با بیان مطلب بالا می‌گوید: در سفر به براتیسلاوا، پایتخت اسلواکی، متوجه شدم که بافت قدیمی شهر دست‌نخورده باقی مانده و ایجاد و توسعه شهر جدید در قسمت پایین رودخانه دانوب انجام گرفته است. در آن شهر قلعه حکومتی مربوط به قرون وسطی، بافت‌ها و کوچه‌ها حفظ شده است و بسیاری از فضاها به شکل موزه و نمایشگاه و کافه مورد استفاده قرار می‌گیرند. حتی دفاتر مرکزی مؤسسه‌ها و شرکت‌های معروف در بافت قدیمی قرار دارد.
ستون اصلی گردشگری
مدیر موزه مقدم در مقام مقایسه می‌گوید: امروزه ما حتی به بافت مساجد تاریخی خود هم رحم نمی‌کنیم و بافت‌های اطراف مسجد جامع اصفهان را تبدیل به میدان و خیابان کرده‌ایم. سردر باغ ملی و میدان مشق تهران که فضایی آرام و دلنشین داشت، مرمت شد، اما تقریبا صد متر آن طرف‌تر، یک ساختمان بلند در حال احداث است که چشم‌انداز آن را به کلی خراب می‌کند. درست است که بنا را حفظ کرده‌ایم، اما لذت بازدید از یک بنا را که در چشم‌انداز آن است، از میان برده‌ایم.
موزه مقدم نیز وضعیتی مشابه دارد، یک طرف‌اش پاساژ است و طرف دیگر آن، یک خانه شخصی ۵ طبقه! پس سازمان میراث فرهنگی کجاست و چه می‌کند؟ مگر قانون نمی‌گوید بلندمرتبه‌سازی در حریم بناهای تاریخی و حتی در عرصه آنها ممنوع است؟
خانه‌هایی که می‌توانند موزه باشند
بناهای تاریخی در خارج از کشور به کافه و پاتوق‌های فرهنگی تبدیل می‌شوند، اما ما چه کاربری می‌توانیم برای خانه‌های تاریخی خودمان در نظر بگیریم؟ آیا باید آنها را به شرکت‌های خصوصی بسپاریم تا به دفتر کار تبدیل‌شان کنند؟
دکتر مصطفی ده‌پهلوان در پاسخ به این پرسش می‌گوید: یکی از کاربری‌هایی که به نظر حساب شده می‌آید، تبدیل بناهای تاریخی به موزه است، اما در این مورد پرسش‌های فراوانی وجود دارد. چه نوع موزه‌ای می‌توان در یک بنای تاریخی راه‌اندازی کرد، موزه مردم‌شناسی، باستان‌شناسی یا صنعتی؟ با چه جور اشیایی؟ اشیای تاریخی، مولاژ یا محصولات جدید فرهنگی؟
مدیر باغ موزه نگارستان با اشاره به موزه‌هایی که در خانه‌های تاریخی افتتاح شده‌اند، می‌افزاید: استاد محسن مقدم، پس از تحصیل در رشته‌های نقاشی، تاریخ هنر و باستان‌شناسی در اروپا، در سال ۱۳۱۵ به همراه همسر فرانسوی‌اش به ایران برگشت و در خانه پدری‌اش که در اواخر دوران قاجار ساخته شده‌است، سکنی گزید. او و همسرش طی سال‌ها به گردآوری کاشی‌ها و اشیای تاریخی از مناطق ایران پرداختند. اکنون کلکسیون خانه مقدم بیش از ۴ هزار شیء دارد که استاد مقدم ۱۵ سال قبل از مرگ‌اش، آن را وقف دانشگاه تهران کرده‌است.
دکتر مصطفی ده‌پهلوان با بیان این موضوع، می‌افزاید: ما برای تبدیل خانه مقدم به موزه و معرفی میراث گذشته مملکت، ابتدا باید امنیت آن را حفظ می‌کردیم و سپس سناریویی برای نمایش آثار می‌چیدیم. در راه انجام چنین کاری مشکلات جدی وجود دارد، زیرا در یک بنای تاریخی که از ابتدا برای استفاده به شکل موزه ساخته نشده‌است، باید تغییراتی ایجاد شود تا بتوان آثار را در آن به نمایش درآورد. ساختمان چنین موزه‌ای باید تهویه مرکزی داشته‌باشد و رطوبت، نور و دمای آن باید ثابت نگه داشته‌شود تا به اشیای تاریخی آسیبی نرسد.
اکنون ۳ هزار قطعه پارچه در مخزن موزه وجود دارد که تنها ۲ قطعه از آنها برای مدت کوتاهی به نمایش گذاشته شده‌ است؛ یک بار برای استفاده در یک فضاسازی که ناچار بودیم از لباسی متناسب با فضا برای درویش و کدخدا استفاده کنیم و بار دیگر برای نمایش اصل پارچه‌ای که دکتر مقدم در جایی از مطالب‌اش به آن اشاره کرده‌بود.
شرایط نگهداری از اشیای قدیمی
مدیر موزه مقدم با بیان این که تکنیک بافت، نوع رنگ و قدمت قطعات پارچه متعلق به موزه
یاد شده با بررسی آنها استخراج شده و اطلاعات‌شان موجود است، می‌گوید: قصد داریم برای نمایش
۴ قطعه از پارچه‌ها از یک شیوه جدید قاب کردن پارچه استفاده کنیم و در نمایشگاه آتی موزه، این شیوه را به نمایش بگذاریم.
دکتر مصطفی ده‌پهلوان می‌افزاید: پارچه‌های قدیمی که ممکن است هزار سال قدمت داشته باشند، بیشتر از جنس پشم و فوق‌العاده آسیب‌پذیرند و اگر بخواهیم آنها را مثلا ۵ هزار سال دیگر هم حفظ کنیم، ناگزیر از ایجاد شرایط خاصی هستیم. برای تجهیز فضای نگهداری از آنها ممکن است به کانال کشی در میان کاشی‌های تاریخی یا ایجاد تغییراتی در دیوارها نیاز داشته باشیم. در موزه مقدم لازم است کل حیاط مسقف شود تا هوایی یکنواخت با درجه رطوبت و دمای ثابت ایجاد شود. بنابراین یک بنای تاریخی برای تبدیل به موزه نیاز به فراهم کردن شرایط نگهداری از اشیای تاریخی دارد.
وی تأکید می‌کند: یکی از مزیت‌های تبدیل بناهای تاریخی به موزه این است که چنین بناهایی، فضای کسل‌کننده موزه‌های مدرن را ندارد. در عین‌حال، موزه، سازه‌ای مدرن است که باید مجهز به دوربین‌های مداربسته و سیستم اعلام و اطفای حریق و امکانات دیگر باشد و به این منظور باید سیم‌کشی و کانال‌کشی در آن انجام شود.
مرمت سنتی بناهای تاریخی‏
برای مرمت یک بنای تاریخی که قرار است به شکل یک موزه مورد استفاده قرار گیرد، تمهیدات گوناگونی لازم است. از جمله باید رفت و آمد برای سالمندان و معلولان در آن امکان‌پذیر باشد. در این مورد چه ضوابطی وجود دارد؟ آیا می‌توان در بناهای تاریخی رمپ ایجاد کرد؟ آیا اجازه داریم بخشی از یک بنای تاریخی را برای راه‌اندازی آسانسور خراب کنیم؟ آیا سازمان میراث فرهنگی و اداره کل موزه‌ها و کمیته بین‌المللی موزه‌ها (ایکوم) ایران تا کنون دستورالعملی برای تبدیل درست بناهای تاریخی به موزه تهیه کرده‌اند؟
اگر دانشگاه تهران بخواهد بنای موزه مقدم را مرمت و به موزه تبدیل کند، باید چه اقدامات عمرانی را با رعایت چه ضوابطی انجام دهد؟ چرا در حالی که سازمان میراث فرهنگی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران اجازه نمی‌داد آسانسور نصب شود، بخشی از بنای نگارستان که ۶۰ سال قدیمی‌تر است، برای نصب آسانسور خراب می‌شود؟
دکتر ده پهلوان با طرح این پرسش‌ها می‌گوید: سازمان میراث فرهنگی که بر مرمت موزه مقدم نظارت داشت، باید از ابتدای کار، ضوابط خود را اعلام می‌کرد، نه این که من الان بعد از ۵ سال درگیری و تعامل، تازه بفهمم چه بسترهایی باید برای این کار فراهم باشد. آیا سازمان میراث فرهنگی که خود را صاحب اندیشه می‌داند، با وجود چندین کارشناس، آیین‌نامه‌ای در این زمینه تعیین و ابلاغ کرده‌است؟ آیا برای ناظران‌اش ضابطه‌ای تعیین کرده‌است که بتوانند بر اساس آن، نور، تهویه، سیستم‌های امنیتی و اطفای حریق یک بنا را تأیید کنند؟ ما در موزه مقدم، حتی نقشه برق مهندسی نداریم، زیرا مرمت این بنا سنتی انجام شده و تحت نظارت مستقیم اداره میراث فرهنگی استان تهران بوده است.
مشکلات بازدیدهای نوروزی
به گفته دکتر مصطفی ده‌پهلوان، مرمت‌های موزه مقدم به شکل سنتی انجام شده است و کارشناسانه نیست، بنابراین لازم است که این موزه یک الی دو سال تعطیل شود و با دریافت اعتبارات ملی و کمک‌های سازمان میراث فرهنگی، شهرداری و دانشگاه تهران، اقدامات لازم برای مرمت اصولی آن انجام گیرد.‏
مدیر موزه مقدم با بیان این موضوع می‌افزاید: مدیرکل میراث فرهنگی استان تهران پیش از عید گفته بود با موزه‌هایی که در ایام نوروز تعطیل باشند، برخورد می‌شود. من می‌خواهم از ایشان بپرسم چطور می‌خواستند با این موزه‌ها برخورد کنند؟ آیا قرار بود بودجه نداشته موزه‌ها را قطع کنند؟! آیا ایشان یک بار جلسه‌ای با مدیران موزه‌ها گذاشت یا یک بار به ما سر زد تا ببیند چه مشکلاتی داریم؟ ستادهای نوروزی چقدر با همدیگر هماهنگ بودند؟ آیا مسئولان اصلا موزه مقدم و باغ موزه نگارستان را می‌شناسند؟ آیا می‌دانند موزه‌ها شرایط و توان لازم برای خدمات‌دهی در نوروز را دارند یا خیر؟ آیا حاضر بودند در همان نوروز ۱۰ نیروی کمکی به ما بدهند یا بودجه‌ای برای تهیه امکانات لازم برای پذیرایی از بازدیدکنندگان نوروزی در نظر بگیرند؟
وی تأکید می‌کند: ما مکاتبات بسیاری درباره مشکلات موجود داشتیم، مثلا درباره ایستگاه اتوبوسی که جلوی موزه مقدم علم شده است یا ساختمان‌های بلندی که منظر باغ نگارستان را از میان برده‌اند. اما متأسفانه به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم.‏
رفت و آمد در بناهای تاریخی
آیا این موضوع درست است که می‌گویند در یک بنای تاریخی باید رفت و آمد زیاد باشد تا آن بنا زنده بماند؟ ‏
دکتر مصطفی ده‌پهلوان در پاسخ به این پرسش می‌گوید: باید دید مقیاس و برداشت از عبارت «رفت و آمد زیاد» چیست؟ بنایی مانند باغ‌موزه نگارستان روزانه
۳ تا۴ هزار نفر بازدیدکننده را پوشش می‌دهد، ولی موزه مقدم ظرفیت بازدید بیش از هزار نفر در طول روز را ندارد و بیش از ۴۰۰ ـ۳۰۰ نفر نمی‌توانند همزمان از آن بازدید کنند. افرادی ناآگاهانه ممکن است به بناها آسیب برسانند و اگر بازدیدها بیش از اندازه شود، نمی‌توان از بنا استفاده بهینه کرد.
وی می‌افزاید: در موزه بریتانیا که به‌طور متوسط روزی ۸ هزار بازدیدکننده دارد، من برای عکاسی از یک مجموعه نقش‌برجسته آشوری سعی می‌کردم بین ساعت ۹ تا ۱۰ صبح به موزه بروم، وگرنه عکاسی دیگر امکان‌پذیر نبود. باید توجه داشت که رفت و آمدهای زیاد توسط ما که بیشترمان آداب بازدید از بناهای تاریخی را نمی‌دانیم، در یک بازه زمانی کوتاه مانند نوروز، آسیب‌های جبران ناپذیری در پی خواهد داشت. باشد که نهادهای مختلف دولتی و خصوصی و مهمتر از همه، متصدیان حوزه گردشگری آموزش‌های لازم را در مورد بازدید از موزه‌ها به مردم بدهند. ایران در یک دوره گذار و تحول در حوزه گردشگری است، علاوه بر عدم آموزش و ناآگاهی‌های عمومی،‌ بناها و محوطه‌های تاریخی هم امکانات لازم برای مدیریت بازدیدهایی با ازدحام بالا را ندارند.
موزه قصر با روزی ۱۰ هزار بازدید‌کننده هم ممکن است مشکلی نداشته باشد، اما موزه مقدم در ایام نوروز بسیار آسیب‌پذیر بود، به طوری که اگر امکان داشت، ترجیح می‌دادیم آن را تعطیل کنیم! امسال از ۶ فروردین موزه مقدم باز بود و بیش از ۱۵ نیروی حراستی و راهنما به کار گرفته شدند که به آنها گفتم اگر بیش از ۴۰۰-۳۰۰ نفر همزمان وارد موزه شدند، در را ببندید و دیگر اجازه ندهید کسی وارد شود. در نتیجه مردم تا نزدیکی تقاطع خیابان‌های ولیعصر و امام خمینی صف کشیده‌بودند. با تمامی این پیش‌بینی‌ها باز هم مشکلاتی پیش آمد. برخی از بازدیدکنندگان مقررات موزه را مراعات نکردند، مثلا با وجود تابلو و راه‌بند، یک بار ۳ خانم همزمان روی نرده‌های تاریخی نشستند!‏
البته می‌شود جلوی کاشی‌های حوضخانه موزه، حفاظ و شیشه کشید، اما این کار در درجه اول توهین به شعور اجتماعی بازدید کنندگان است و افراد علاقه‌مند به میراث فرهنگی را از بهتر دیدن آثار و بناهای تاریخی محروم می‌کند. فرض کنید در مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان، جلوی کاشی‌ها شیشه و نرده بکشیم، آیا بعد از این کار، همچنان حس و حال فضا به خوبی به بازدیدکنندگان منتقل می‌شود؟ نه!
نکته بعدی این است که با محصور کردن آثار در شیشه، رطوبت و هوایی که پشت آن جمع می‌شود، خودش عامل تخریب اثر خواهد شد. متأسفانه ما در مورد بناهای تاریخی‌مان در معرض موجی قرار گرفته‌ایم که در حال تبدیل به سونامی است و آن هم یک نوع به اصطلاح دوستی خاله خرسه است! مردم میراث فرهنگی‌شان را دوست دارند و می‌خواهند آن را حفظ کنند، اما گاهی با ناآگاهی و شیطنت‌های کودکانه، به این میراث آسیب می‌زنند.
آداب بازدید از موزه
بازدید از یک موزه مدرن آدابی دارد. در موزه «لوور» فرانسه اجازه نمی‌دهند شما بیش از ۳ تا ۵ دقیقه جلوی یک اثر بایستید، مونوپد ببرید، به موسیقی با صدای بلند گوش بدهید، با فلش عکس بگیرید و بلند صحبت کنید. این ملاحظات در یک مکان تاریخی با در و دیوارهای قدیمی و کاشی‌ها و سرستون‌های ارزشمند، باید بیشتر باشد.
دکتر ده‌پهلوان با بیان این موضوع می‌افزاید: ما در موزه مقدم یک صندلی سنگی را که حدود ۷۰ سال قدمت دارد، در باغچه گذاشته‌ایم که هم نمای زیبایی به فضا بدهد و هم مردم بتوانند روی آن بنشینند. این درست نیست که افرادی بروند روی آن بایستند و عکس سلفی بگیرند. در ایوان قاجار موزه مقدم، کاشی‌های قدیمی وجود دارد که بعضی از افراد می‌آیند مثل تنه درخت یا یک دیوار بتنی به آنها تکیه می‌دهند. یک کاشی زرین‌فام ۷۰۰ ساله وجود دارد که بازدیدکنندگان به آن دست می‌کشند؛ حتی یک مورد عکس داریم که در آن خانمی دست‌اش را روی این کاشی ارزشمند گذاشته و چشمانش را بسته است تا خوب حس بگیرد! درست است که این نوع ارتباط برقرار کردن با آثار تاریخی خوب است، ولی اگر صد نفر در سال چنین کاری را انجام بدهند، کل لعاب کاشی بعد از چند سال می‌ریزد! در موزه‌های باستان‌شناسی زیادی در دنیا از قبیل موزه وین، مجسمه‌های فراوانی را بدون حفاظ در معرض بازدید قرار داده‌اند. همکاران من در موزه مقدم دیگر از تذکرات مکرر به مردم به ستوه آمده‌اند.
مدیر موزه مقدم می‌گوید: در همه جای دنیا مردم برای دانستن اخبار مربوط به یک موزه به وبسایت و صفحه رسمی آن موزه مراجعه می‌کنند تا از برنامه‌های مختلف و زمان‌های بازدید موزه مورد نظر آگاه شوند، نه این که تابع وب سایت خبرگزاری‌ها باشند. آب که هست چه حاجت به تیمم! هفته اول نوروز امسال، خیلی از مردم پشت درهای موزه مقدم ماندند، چون یکی از خبرگزاری‌ها یک نقشه گردشگری در صفحه اول وب سایت خود گذاشته بود و موزه مقدم را بدون اطلاع از برنامه‌های آن، جزو ۸ موزه مناطق ۱۱ و ۱۲ برای تهرانگردی معرفی کرده بود. از طرف دیگر اگر شما به موزه بیایید، می‌بینید که حتی بعضی از دانشجویان عکاسی هم با سروصدایشان برای سایر بازدیدکنندگان مزاحمت ایجاد می‌کنند و این یعنی ما هنوز فرهنگ درست بازدید از موزه‌ها را نداریم. ‏
این باستان‌شناس تأکید می‌کند: گردشگری در ایران به سرعت رونق می‌گیرد، اما آیا بسترهای فیزیکی، فرهنگی و فکری رشد آن آماده شده است؟ در کشورهای توسعه‌یافته، مردم به تدریج تربیت شده‌اند و رشد یافته‌اند و کودکان برای حفظ و نگهداری از آثار تاریخی و موزه‌ها آموزش دیده‌اند. آیا در اینجا بسترسازی تربیتی برای بازدیدکنندگان از آثار تاریخی انجام شده‌است؟ بازدید از هر موزه، آداب خاص خودش را دارد و مردم تقصیری ندارند اگر برای فراگیری این آداب، آموزش ندیده‌اند.
ارمغان زمان‌فشمی

Email this page

نسخه مناسب چاپ