یادی از نیکمرد عرصه سیاست و ادب
درباره‌ استاد دبیران
حسین عسکری
 

استاد غلامرضا دبیران (۱۲۹۶- ۱۳۶۵ش) شاعر، نویسنده، مترجم، خوشنویس و فعّال اجتماعی معاصر است که ریشه در روستای نجم آباد از توابع استان البرز دارد. پدرش میرزا شفیع دبیران مشهور به دبیر افخم (م -۱۳۳۳ش) فرزند میرزا تقی ساوجبلاغی مشهور به دبیر اعلم و مادرش صدیقه نجم آبادی فرزند شیخ علی نجم آبادی است.
تعبیر «علی بن یقطین» درباره استاد غلامرضا دبیران را برای نخستین بار حجت الاسلام والمسلمین سیّد علی محمّد وزیری یزدی (م ۱۳۵۶ش) بنیانگذار کتابخانه وزیری یزد به کار برده است.
علی بن یقطین بن موسی بغدادی (۱۲۴ – ۱۸۲ق) محدّث، فقیه، متکلّم و از یاران نزدیک امام موسی کاظم علیه السلام است. او با وجود شیعه بودن، از وزیران حکومت عباسی و مورد اعتماد آنان بود. به نظر شیعیان و بنا به شواهد تاریخی و روایی، ورود او به دستگاه خلافت با اجازه و راهنمایی امام هفتم شیعیان بوده است.
استاد دبیران تحصیلات خود را در زادگاهش تهران با فراگیری قرآن کریم نزد پدر و پدربزرگش آغاز کرد و همزمان با حفظ قرآن به تکمیل آموخته‌های ادبی و هنر خوشنویسی پرداخت. پس از پایان دوره دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی اش را در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران گذراند.
«تاریخ قرآن کریم» عنوان پایان نامه کارشناسی او است که در سال ۱۳۲۱ش به راهنمایی دکتر بدیع الزمان فروزان فر (م ۱۳۴۹ش) نوشته شده است. او در سال ۱۳۲۳ش در دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران پذیرفته شد اما این دوره را ناتمام گذاشت.
استاد محمّدتقی بهار ملقّب به ملک الشعرا (م ۱۳۳۰ش)، میرزا عبدالعظیم خان قریب گرکانی (م ۱۳۴۴ش)، استاد محمّدحسین فاضل تونی (م ۱۳۳۹ش)، دکتر احمد بهمنیار (م ۱۳۳۴ش)،
آیت الله سیّد محمّدکاظم عصّارتهرانی (م ۱۳۵۳ش) دیگر استادان دانشگاهی او بودند. بسیاری از دروس حوزوی را نیز با علاقه نزد عموی پدرش شیخ عباس علی سحبان مشهور به فاضل اعمی (م ۱۳۳۱ش)، شیخ مرتضی غمامی طالقانی، آیت الله سیّد علی موسوی بهبهانی (م ۱۳۵۴ش) در اهواز، آیت الله شیخ بهاالدین محلاتی (م ۱۳۶۰ش) در شیراز، شیخ محمّدصالح حایری مازندرانی مشهور به علامه سمنانی (م ۱۳۵۰ش) در سمنان فراگرفت.
دکتر حکیمه دبیران درباره ارتباط گرم پدرش با دانشمندان روزگار خود می نویسد: «مرحوم پدرم در تمام دوران خدمت و مأموریت به شهرهای مختلف با علمای بزرگوار و اساتید گرانقدر مراوده و مباحثه داشتند و در دوران بازنشستگی
می‌فرمودند: به حمدالله در تمام مأموریت ها سعی
می‌کردم از محضر علمای بزرگ استفاده کنم و
می‌توانم بگویم که آنچه خداوند در این مأموریت ها به من توفیق داده بر اثر راهنمایی این علمای بزرگوار بوده است.»آیت الله محمّد صدوقی (شهادت ۱۳۶۱ش)، سیّد علی محمّد وزیری یزدی، آیت الله میرزا خلیل کمره ای (م ۱۳۶۳ش)، آیت الله سیّد محمّدحسن مرعشی شوشتری (م ۱۳۸۷ش)، آیت الله سیّد روح الله خاتمی (م ۱۳۶۷ش) از جمله این علما بودند.
استاد دبیران همچنین در شیراز با علی اصغر حکمت (م ۱۳۵۹ش) و دکتر عبدالوهاب نورانی وصال (م -۱۳۷۳ش)؛ در مشهد مقدس با برخی استادان شعر و ادب چون دکتر قاسم رسا
(م ۱۳۵۶ش) مشهور به ملک‌الشعرای آستان قدس رضوی و احمد گلچین معانی (م ۱۳۷۹ش) مراوده و مقابله اشعار داشت.
او در مأموریت کاری کوتاهش به تبریز با استاد سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی متخلّص به شهریار (م ۱۳۶۷ش) دیدارهایی داشت. شهریار در قصیده ای از او چنین یاد کرده است:
دگر غلام رضا شهرتش دبیران است
به خط خوش همه سرمشق اهل ایمان است
استاد دبیران که تدبیر و مدیریت در عرصه های اجتماعی را از اجداد خویش به ارث برده بود در دوره حکومت پهلوی عهده دار این مناصب شد: رییس دفتر رمز و محرمانه نخست وزیر دکتر محمّدمصدق؛ شهردار اهواز؛ شهردار شیراز از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۱ش؛ شهردار و فرماندار مشهد؛ معاون استاندار خراسان؛ فرماندار کل یزد و فرماندار کل سمنان. او در سال ۱۳۴۸ش پس از استعفا از عضویت اجباری در حزب رستاخیز، از فرمانداری کل یزد عزل شد اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در اوایل سال ۱۳۵۸ش از بازنشستگی به خدمت بازگردانده شد و با پیشنهاد آیت الله شهید صدوقی و تصویب هئیت دولت و حکم وزیر کشور برای تصدّی سمت نخستین استاندار یزد پس از انقلاب، راهی آن دیار گردید. خشکاندن باتلاق بزرگ اهواز به هنگام تصدّی شهرداری آن شهر، ساخت حوزه علمیه دارالعلم زیر نظر آیت الله سیّد علی موسوی بهبهانی در سال ۱۳۳۹ش و نماینده ویژه دولت در رسیدگی به امور زلزله زدگان منطقه طبس با مصوبه هئیت وزیران در سال -۱۳۵۷ش از دیگر فعالیّت های او است.
اختراع پرگار رسم بیضی از اقدامات علمی استاد دبیران است که در ۲۸دی ۱۳۴۲ به شماره ۵۰۹۴ به ثبت رسیده است. شاعرانگی او هم در دیوان اشعارش با نام «ابجد عشق» هویدا است. در این کتاب اشعار او از سال ۱۳۱۶ تا ۱۳۶۵ش در قالب های مختلف شعری آمده است. دبیران دیوان اشعارش را چنین شناسانده است:
ابجد عشق است یاران این اثر
کز الف تا یای آن بارد شرر
حرف حرفش اخگری سوزان بود
نغمه اش گه وصل و گه هجران بود
ابجدی یابید در این برگ ها
نقش شان از زندگی ها، مرگ ها
گونه گونه سوزها و سازها
ناله ها، فریادها، آوازها
آثاری چاپی و دست نویس از استاد دبیران برجای مانده که براساس وصیت نامه اش، در فروردین ۱۳۹۲ش به کتابخانه آستان قدس رضوی و بخشی از آن به کتابخانه وزیری یزد (از موقوفات آستان قدس رضوی) هدیه شده است:
خوشنویسی پانزده جزء از قرآن کریم به خط نسخ؛ دیوان غزلیات حافظ به خط نستعلیق به ترتیب هر غزل در یک صفحه؛ مرقعات مختلف به خطوط نستعلیق، نسخ، شکسته و ثلث؛ تاریخ قرآن کریم (پایان نامه دوره کارشناسی)؛ یک دوره دستور زبان فارسی به فارسی سره؛ برگردان به فارسی بیش از نیمی از نهج البلاغه به نثر؛ دیوان اشعار (ابجد عشق) چاپ سال ۱۳۷۹ش؛ ترجمه چند مقامه از مقامات حریری؛ ترجمه یک دوره نحو عوامل ملا محسن؛ ترجمه انجیل برنابا به توصیه آیت الله میرزا خلیل کمره ای؛ تحریرات و ترجمه منظوم ادعیه کمیل، توسل، افتتاح، روزهای ماه مبارک رمضان، برخی مناجات های امام زین العابدین علیه السلام، سوره جمعه، زیارت نامه امام علی علیه السلام به روایت صعصعه بن صوهان، قصیده لامیه (منسوب به حضرت ابوطالب) در دو وزن مختلف.
همچنین قصیده بُرده بوصیری، زیارت امین الله، فرمان امام علی علیه السلام به مالک اشتر، قصیده النبی محمّد سروده مارون بیک عبود (دانشمند مسیحی و رییس دانشگاه عالیه لبنان)، یکی از قصاید علامه محمّدصالح حایری مازندرانی در ستایش یحیی بن موسی بن جعفر علیه السلام، الفیه ابن مالک (هزاره در نحو) چاپ سال ۱۳۷۶ش.
نیز اشعار غدیریه حسّان، مخمس استاد حاج شیخ عبدالصاحب از شعر ابونواس در مدح امام رضا علیه السلام.
بانو عفت محمّدی (م ۱۳۹۵ش) دختر عمو و همسر استاد دبیران در شمار بانوان خوشنویس است که دو ترجمه از قرآن کریم را خوشنویسی کرده است. هشت فرزند حاصل ازدواج این دو است: دکتر حکیمه دبیران (متولّد ۱۳۲۷ش) استاد زبان و ادبیات فارسی و رییس اسبق دانشگاه الزهرا؛ معصومه (متولّد ۱۳۲۵ش) و رابعه (متولّد ۱۳۲۹ش) دبیران بازنشسته آموزش و پرورش؛ باهره (متولّد ۱۳۳۱ش) دکترای کامپیوتر و مقیم آمریکا؛ علی اکبر (متولّد ۱۳۳۶ش) سفیر سابق ایران در اوگاندا؛ علی اصغر (متولّد ۱۳۳۹ش) مهندس الکترونیک مقیم آمریکا؛ محمّدرضا (متولّد ۱۳۴۰ش) مهندس کشاورزی؛ فریده (متولّد ۱۳۴۴ش) کارشناس ارشد پتروشیمی.
استاد غلامرضا دبیران در ۱۳ بهمن ۱۳۶۵ در ۶۹ سالگی درگذشت و در قطعه ۱۰۲ آرامستان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.او به هنگام تصدّی مسئولیت های دولتی در دوره پهلوی، فعالیّت‌های مذهبی و اجتماعی آگاهانه ای داشت که از این جهت با جریان انقلاب اسلامی همسو می شد:
- محمّدضیاء اولیا سردبیر ماهنامه تدبیر آینده (چاپ یزد) درباره علایق مذهبی دبیران می‌نویسد: «خصوصیاتی همچون حافظ قرآن، حافظ
نهج البلاغه… مقیّد به نماز اوّل وقت و نماز شب و دایم الوضو بودن از وی یک مسئول و خدمتگزار کم سابقه در تاریخ پیش و پس از انقلاب ساخته است.» بانو عفت محمّدی همسر دبیران در این باره می گوید: «آقای دبیران ۲۷ ساله بود و پیش از خواستگاری، من و ایشان با اینکه فامیل [دختر عمو و پسر عمو] بودیم همدیگر را ندیده بودیم! چرا که در خانواده ما رسم نبود دختر جلوی نامحرم بیاید. مرحوم دبیران فردی پاک و درست بود و توجّه جدّی به نماز و قرآن فرزندان داشت.»
- دبیران که رییس دفتر رمز و محرمانه نخست وزیر دکتر محمد مصدق (م ۱۳۴۵ش) بود در سال ۱۳۳۰ش پیش از سفر مصدق به ژنو به او این گونه توصیه می کند:
خدای ایران یارت در این سفر یارا
که همّت تو کشانده است تا فلک ما را
به خود ببال مصدق که مادر میهن
به فخر می نگرد چون تو سرو بالا را
مگر به گیتی دارد بلند بخت تو چشم
که سوی تو نگران است دیده دنیا را
رفیق راه تو در این سفر دل جمعی است
خدا برآورد امید جمع دل ها را
خلوص نیّت ما عرضه می کند اندرز
اگرچه پند بگویند پیر دانا را
نخست بر در شاهنشه خراسان رو
ببوس درگه مولی رضابن موسی را
سپس به هر سو خواهی مظفر و پیروز
به زیر پای درآور هوای پیما را
بگیر همّت از آن قطب عالم امکان
که عالمی ز تو گیرد دم مسیحا را
مگر دبیران راهم در آستان امام
به یاد آری از لطف خویشتن یارا
دکتر مصدق در ۱۴ مهر ۱۳۳۰ش در پاسخ
می نویسد: «جناب آقای دبیران! ضمن اظهار امتنان از احساسات بی آلایش شما و توجّهات پروردگار توانا و الطاف حضرت علی بن موسی الرضا علیه‌آلاف التحیه و الثناء دارم.»
پس از کودتای ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ وقتی مصدق در زندان بود، دبیران شعری را با مطلع زیر به همراه دعای کمیل منظوم خود را برای او فرستاد:
بهار زندان خرّم عزیز ایران را
ز مصر عشق چه تدبیر ماه کنعان را
همسر دبیران درباره ارتباط او و مصدق می گوید: «دکتر مصدق به مرحوم دبیران اعتقاد داشت و از روی سوابق کاری اش مرحوم دبیران را به کار دعوت کرده بود. البته مرحوم دبیران احترام خاصی هم برای آیت الله [سیّد ابوالقاسم] کاشانی قایل بود. ایشان در شعری نقش آیت الله کاشانی را در ملّی شدن صنعت نفت ذکر و ثبت کرده است.»
- دکتر حکیمه دبیران درباره علاقه پدرش به امام خمینی و انقلاب اسلامی می گوید: «در سرودن ماده تاریخ تبحّر داشت و برای یافتن ماده تاریخ مناسب برای پیروزی انقلاب اسلامی نیز اهتمام ورزید… حکم استانداری یزد را از امام [خمینی] گرفتند. در آن دیدار، ایشان ماده تاریخ انقلاب را برای امام قرائت کردند و امام برای ایشان آرزوی توفیق کردند. در آن دیدار مرحوم دبیران آیه ای از قرآن رابه همراه تفسیر خواندند که امام در واکنش به آن، ایشان را بوسیدند… در پیش از انقلاب در اسناد ساواک آمده است که ایشان به علما گفته است صحیح است که من از حکومت [پهلوی] حکم گرفته ام ولی شما باید حکم را تنفیذ کنید. پس از اظهار این سخنان و ثبت آنها در اسناد ساواک، پس از فرمانداری کل یزد، به ایشان استانداری خراسان را ندادند.»
- حاج محمّد انتظار بقیه الله معروف به انتظاری (متولّد ۱۳۲۰ش) مدیر کتابخانه وزیری یزد، خاطراتش درباره استاد دبیران را این گونه به یاد می آورد: «آشنایی بنده با مرحوم دبیران به پس از انتصاب ایشان به فرمانداری کل یزد برمی گردد… [ایشان] از بنده خواستند هر چند وقت یکبار برای گفت و گو و مصاحبت نزد ایشان بروم. در آن دیدارها که معمولاً دوشنبه ها (روز تعطیلی کتابخانه) برگزار می شد به شعرخوانی و بازگویی تاریخ می-گذشت. از اخلاق خوب و خوش مشرب بودن ایشان لذّت می بردم و تقوا و زهد را به وضوح در ایشان مشاهده می کردم. با اینکه بالاترین مقام را در استان دارا بود، متواضع و متشرّع بود. به طوری که گاهی به ایشان می‌گفتم: تواضع زِگردن فرازان نکوستر گدا گر تواضع کند خوی اوست. در دیدارهایی که با مردم داشت می دیدم که هر کس به او مراجعه می کرد از او مطلبی یا نکته ای فرامی گرفت و دیدار با فرماندار کل مانند کلاس درس بود. حجّت الاسلام [سیّد علی محمّد] وزیری [بنیانگذار کتابخانه وزیری یزد] در خصوص مرحوم دبیران می-گفتند به جدّه ام زهرا (س) آقای دبیران، علی بن یقطیناست. علی بن یقطین هم وزیر هارون الرشید بود هم شیعه [امام] موسی بن جعفر (ع). آقای دبیران هم مردی متدیّن منصف، ادیب، متعهد، متشرّع، حافظ قرآن و نهج البلاغه بود.حجّت الاسلام وزیری می گفت آقای دبیران خدای سلیقه است که من می گفتم ایشان خدای محبّت است… روزی [در سال ۱۳۴۸ش] یک مسأله شرعی برای مرحوم دبیران رخ داده بود. با من تماس گرفتند تا رساله توضیح المسایلی را برای ایشان ببرم. پرسیدم رساله چه کسی را بیاورم که ایشان پاسخ داد هر کس را اعلم می دانی. من رساله محشی را که نوشته
آیت الله بروجردی بود و نه مرجع بر آن حاشیه زده اند به فرمانداری کل بردم. من دیدم ایشان رساله را گرفتند و مطابق نظر امام خمینی عمل کردند… استان یزد در سال ۱۳۵۳ش از فرمانداری کل به استانداری ارتقا یافت.
در ابتدای انقلاب، جلسه ای با حضور شهید صدوقی، [دکتر] سیّد رضا پاک نژاد [شهید هفت تیر ۱۳۶۰ انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی] و… و بنده برگزار شد که در بین گزینه هایی که مطرح شد در نهایت مرحوم دبیران بیشترین رأی را برای پست استانداری یزد کسب کرد. در واقع شناخت شهید صدوقی از مرحوم دبیران از زمان فرمانداری کل ایشان ایجاد شده بود. شهید صدوقی می فرمود شاه با اینکه خبیث است ولی کیمیاشناس است و وقتی دید آقای دبیران بازنشسته شده گفت: حیف است این مرد متدیّن در خانه بنشیند!
- غلامرضا دبیران در سال ۱۳۵۸ش وقتی به عنوان نخستین استاندار یزد انتخاب شد، علی محمّد همدانیان را به عنوان رییس دفتر خود انتخاب کرد. او که دبیران را یک گل خاص میان استانداران پس از انقلاب اسلامی می داند، از ویژگی های رییس خود این گونه یاد می کند:
«در زمان آغاز به کار خود، نماز جماعت را در استانداری به راه انداخت و اکثراً بر این ذکر تأکید داشت که‌: یَا مَنْ ذِکْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاکِرِینَ و همه کارمندان را سفارش می کرد که جز ذکر خداوند چیزی نگویند. او می گفت فقط ذکر خداوند برای شما شرف و آبرو ایجاد می کند… پیش از انقلاب سعی می شد تا مدیران به عضویت در حزب رستاخیز دربیایند. او با موضوع مخالفت می کند. در پی مخالفت او [امیرعباس] هویدا تماس می گیرد و می گوید انتظار بود که شما از اوّلین اعضا باشید که مرحوم دبیران مجدداً مخالفت می کند. در پی اصرار هویدا پاسخ می دهد: من حزبی جز حزب خدا نمی شناسم که هویدا به او می گوید استعفا بدهید و بروید. مرحوم دبیران در همان جلسه ای که حضور داشته بلند می‌شود و می گوید: آقایان! جلسه تعطیل است و فرماندار کل بعدی جلسه را تشکیل می دهد… مرحوم دبیران در مقطعی که شهردار شیراز بود با رفتگران و کارمندان خود غذا می خورد و با آنان همراهی می کرد. در مقطعی شاه از شیراز بازدید می کرده است که مسئولان استان پس از موفقیت آمیز بودن آن بازدید، در جلسه ای جمع می شوند و شراب می طلبند! که مرحوم دبیران با جذبه خاصی با آن مخالفت می کند. پس از آن سند پرداخت هزینه شراب را برایش فرستاده بودند تا دستور پرداخت دهد که بر روی سند و فاکتور مربوطه نوشته بود: شاه مملکت اسلامی شراب نمی خورد! پس از آن تهدیدها، آغاز شد و پس از یک ماه و نیم از آنجا رفت ولی سند را امضا نکرد در حالی که در همین مقاطع در فرمانداری کل یزد برای این چنین سندهایی دستور پرداخت صادر می شد.
این شواهد نشان می دهد مرحوم دبیران در زمان شاه برای رفتار خود فقط خدا را در نظر داشت و از کسی نهراسید. به بنده می فرمود: یک وقت دل به دنیا نبندی! من کسانی را دیدم که پادگان زیر پاهایشان می‌لرزید ولی جوان های انقلابی با پا جسدس را تکان می دادند… از پیش از انقلاب به شهید صدوقی اقتدا می کرد. گفته می شد یک روز که شهید صدوقی نماز جمعه اقامه می کرد، شهید محراب بخشی از سوره جمعه را فراموش می کند که ایشان که در صف اوّل نماز حضور داشته، شروع به خواندن سوره می کند که در پی آن شهید محراب سوره را ادامه می دهد.»
- محمّدآقا صنعتی (متولّد ۱۳۰۴ش) مسئول تشریفات فرمانداری کل یزد در سال های پیش از انقلاب درباره دبیران می گوید: «یکبار شاه بر سر قضیه زلزله طبس [در سال ۱۳۵۷ش] متوجّه بازنشستگی او شد و دستور داد تا او را از بازنشستگی خارج کنند. پس از انقلاب نیز مرحوم دبیران بازنشسته شده بود. امام خمینی جویای احوال او می شوند تا مسئولیت به او بدهند. او با کهولت سن می پذیرد که بار دیگر به عرصه خدمت بازگردد. مرحوم دبیران در رابطه با احوال پرسی امام، به دیدار ایشان رفت. امام در آن جلسه به او گفتند اوضاع اهواز مناسب نیست و
می‌خواهم شما را به عنوان استاندار آنجا انتخاب کنم. او می گوید بنده بازنشسته شده ام و فرد دیگری را انتخاب فرمایید که امام می فرماید شما بایستی استاندار شوی! در پی اصرار امام خمینی، پاسخ می‌دهد اگر می خواهید من به یزد می روم! چون آنجا را دوست دارم.
امام پیشنهاد او را پذیرفتند و حکم خود را از امام دریافت کرد… در دوره فرمانداری کل ایشان، نماز جماعت در مسجد ارک فرمانداری رونق گرفت… [او] همچنین در ده روزی که در مسجد ارک روضه خوانده می شد، حضور پیدا می کرد. مرحوم دبیران گاه گاهی برای اقامه نماز در مسجد حظیره [یزد] حضور پیدا می کرد. چندین بار با چشم خود دیدم که شهید صدوقی او را جلو می فرستاد و به او اقتدا می کرد.»
…………………………………………………….

منابع:
غلامرضا دبیران، هزاره در نحو، مقدّمه؛ میراث شهاب، ش ۸۱ و ۸۲، ص ۱۷۱؛ فصلنامه سفینه،
ش ۴۸، ص ۱۱۵؛ ماهنامه تدبیر آینده، ش ۴، صص ۱۲- ۵؛ محمّد کاظمینی، دانشنامه مشاهیر یزد،
ج ۱، ص ۵۷۶؛ سیّد محمّدباقر برقعی، سخنوران نامی معاصر، ج ۱۳، ص ۴۳۳؛ محمّدرضا نصیری، اثرآفرینان، ج ۳، ص ۲۰؛ مجله کیهان فرهنگی، ش ۲۶۰، ص ۲۱؛ هفته نامه آیینه یزد، ش۳۲۰، ص ۲؛ ماهنامه فراز البرز، ش ۲، ص ۶؛نامه استاد غلامرضا دبیران و پاسخ دکتر محمّد مصدق که با لطف خانم دکتر حکیمه دبیران در اختیار نگارنده قرار گرفت.

code

Email this page

نسخه مناسب چاپ