یادداشت
درخواستی از رئیس‌جمهوری
دکتر حسام‌الدین واعظ‌زاده
یکی از حلقه‌های مفقوده در حوزه علوم انسانی نبود متولی مستقل و متخصص برای برنامه‌ریزی و ترسیم راهبرد در علوم انسانی است.‏
اگر این قاعده و قانون عمومی در توسعه و پیشبرد علمی مورد توجه قرار گیرد که برای برنامه‌ریزی، آموزش و توسعه هدفمند هر علمی باید از عالمان و متخصصان آن علم یاری و کمک گرفت، ‌باید نهاد و مرجعی خاص برای علوم انسانی از جنس خودشان ایجاد شود تا در حوزه برنامه ریزی، آموزش، مدیریت و اجرا و توسعه بومی و همچنین برای اعتلای علوم انسانی کار و تلاش کنند.
نگرانی در مورد نبود جایگاه شایسته علوم انسانی در کشور درمیان قاطبه فرهیختگان و استادان علوم انسانی وجود داشته و دارد و متاسفانه مورد توجه مسئولان امر قرار نگرفته است. ‏
از رئیس‌جمهوری محترم که از فرهیختگان و دانشمندان علوم انسانی هستند، درخواست می‌شود برای چهار سال آینده، وزیری از میان اساتید علوم انسانی برای وزارت علوم انتخاب کنند. در تمام دوران انقلاب فقط دو بار مسئولیت وزارتخانه به صاحبنظر درعلوم انسانی رسیده است. یکی از مشکلات توسعه صنعت و فن آوری و تولید ثروت از علم در کشور، نادیده گرفتن نقش مهم و استراتژیک فرهیختگان و استادان رشته‌های علوم انسانی است. ‏
در کشورهای پیشرفته صنعتی، برنامه‌های استراتژیک کلان در اقتصاد و توسعه و حتی صنعت سخت ابزاری با مشارکت مفید متخصصان علوم انسانی تهیه و تنظیم می‌شود. از علل این امر آن است که متخصصان علوم انسانی نگاهی کل‌نگر و جامع به مسائل پیچیده جامعه و ارتباط پیشرفت صنعتی با انسان و جهان دارند و به راحتی علل ایجاد یک پدیده جزیی را به کل جامعه و روند پیشرفت تسری نمی‌دهند؛ در حالی که به علت ماهیت علوم دقیقه و تجربی این علوم جزء نگر هستند.‏
این غیبت بزرگ علوم انسانی در روند برنامه ریزی فرهنگی، سیاسی، صنعتی و فن‌آوری کشور صدمات جبران‌ناپذیری بر پیشرفت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و صنعتی ایران وارد کرده است. ‏
این که تعداد محصلین، دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته‌های علوم انسانی با نیاز بازار کار همخوانی ندارد؛ نشانه وضع نادرست برنامه‌ریزی در علوم انسانی است. این که نوع رشته‌ها و سرفصل‌های دروس کلیدی و کاربردی علوم انسانی با مشارکت موثر و تصویب پزشکان و مهندسان صورت می‌گیرد؛ این که هزاران صندلی خالی در دانشگاه‌ها داریم، اینکه در هر کوی و برزنی دانشگاه تاسیس کرده‌ایم؛ این که معیارهای ارتقای اساتید رشته‌های فنی و مهندسی بر علوم انسانی تحمیل می‌شود؛ این که کارهای علمی مفید و کاربردی بسیار اندک صورت می‌گیرد و با نیازهای جامعه همخوانی ندارد، نشانی از چرخه ناتوان تولید فکر و برنامه با عرصه کاربرد علوم انسانی در روند پیشرفت است.
این که کیفیت تولیدات صنعتی و تجاری ما با بازار خرید و رفتار مصرف‌کنندگان مطابقت ندارد؛ اینکه تاسیس کارخانه‌ها، بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ تولیدی با تجارت بین‌الملل ایران همخوانی ندارد، گویای عدم استفاده نظری و کاربردی از استادان رشته‌های علوم انسانی است. ‏
این که مراجع و مراکز تصمیم گیرنده و مسئول برنامه ریزی کلان کشور به ندرت به متخصصان دانشگاهی علوم انسانی مراجعه می‌کنند یا ماهها تصویب طرح‌های کاربردی متخصصان علوم انسانی را معطل می‌کنند؛ نشان از عدم شناخت توان و ظرفیت این علوم و افول جایگاه علوم انسانی در کشور است. ما به وزیر علومی جوان، مدیری توانمند و آگاه از روندهای جهانی ارتباط علوم انسانی با صنعت و فن‌آوری نیاز داریم. به امید تحقق آن از سوی رئیس‌جمهوری محبوب.‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ