یادداشت
فضای مجازی
فتح الله آملی
در جریان بحث‌های یکی دو روز گذشته مجلس درباره بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی مسائل متعددی مطرح شد که از سخنان مبسوط رئیس جمهور گرفته تا سخنان موافق و مخالف نمایندگان درباره آموزش و پرورش که نخستین وزیر مطرح بود می‌توان موارد متعددی را موضوع یادداشت قرار داد و درباره آن بحث داشت. اما در این میان نکته قابل توجه درباره وزارت ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات و انتقادی بود که درباره فضای مجازی صورت گرفت. اتفاقاً وزیر معرفی شده جوان‌ترین عضو کابینه است و بسیاری درباره عدم کسب اعتماد او گمانه‌زنی کرده‌اند که موضوع بحث نگارنده نیست. اما اینکه فضای مجازی و گسترش آن‌را یک فاجعه بدانیم که باید در برابرش قد علم کرد و احتمالاً دمار از روزگارش درآورد جای بحث بیشتری دارد. در طول سال‌های اخیر، فضای مجازی در کشور رشد خوبی یافته و استقبال از امکان ارتباطی ایجاد شده حتی ره افراط پیموده است و با توجه به نابسامانی‌هایی که در این فضا به وجود آمده، درباره حیات و ممات آن نیز اظهارنظرهای فراوانی صورت گرفته است. بسیاری از این نقدها نیز نقدهای درستی هستند؛ یکی اینکه در این فضا بسیاری از مطالب و تصاویر و متن‌های نامناسب در سطح گسترده‌ای منتشر می‌شوند که قلب واقعیت‌اند، از رواج دروغ گرفته تا شایعه و نشر اکاذیب و مسائل غیراخلاقی دیگر. به همین خاطر بسیاری معتقدند که ادامه و استمرار این رویّه ممکن نیست و لذا یا باید این بساط را جمع کرد یا محدودیت‌های شدیدی برایش قائل شد. حتی در جریان بررسی صلاحیت وزیر مربوطه نیز به برخی از این نابسامانی‌ها اشاره شد و نقدهای تندی صورت گرفت. حال سؤال این است که راه حل چیست و چه باید کرد؟ آیا باید به عمر این شبکه گسترده اطلاع‌رسانی بی‌واسطه و پرطرفدار و پرمخاطب که دیگر خود به موثر‌ترین رسانه اطلاع‌رسانی بدل شده پایان داد؟ آیا باید با ایجاد محدودیت‌های گسترده آن را از نفس انداخت؟ آیا باید با نگاه امنیتی به مقابله با آن پرداخت؟ به باور نگارنده هیچیک از اینها نه درست است و نه ما را به نتیجه می‌رساند گرچه ما در کشور بارها و بارها به تجربه دریافته‌ایم که به محض برخورد با یک مسأله نخستین و بهترین راه حل را پاک کردن صورت مسأله می‌دانیم اما این مسأله حداقل آنقدر گستره و نفوذ پیدا کرده که به این راحتی قابل پاک کردن نیست. نکته قابل توجه دیگر این که در کنار همه مضار و معایبی که برایش بر می‌شمریم که بسیارش درست است اما از اتفاقات مثبتی که فضای مجازی در زمینه اطلاع‌رسانی رقم زده است غفلت می‌ورزیم. در همین فضای مجازی مسأله حقوق‌های نجومی مطرح شد و مسئولان را واداشت تا برای پرداخت‌های غیرمتعارف چاره‌ای بیندیشند. مسأله املاک نجومی هم در همین فضا مطرح شد و چالشی برانگیخت. در همین فضاست که بسیاری از حقوق مغفول مانده شهروندی اطلاع‌رسانی می‌شود و بسیاری از اقدامات و تصمیمات و عملکردهای پشت درهای بسته، پنجره‌ای برای عیان و بیان پیدا می‌کنند. همین فضای مجازی و اطلاع‌رسانی گسترده از همین امکان است که بسیاری از ضعف‌های ساختاری و کهنه شبکه‌های اطلاع‌رسانی رسمی به ویژه رسانه ملی را در معرض دید و قضاوت قرار می‌دهد و به رخ می‌کشد تا در صدد آسیب‌شناسی و اصلاح آن برآییم. در حال حاضر این امکان اطلاع‌رسانی سریع و بلا‌واسطه چنان با زندگی شهروندان گره خورده که خداحافظی با آن به این سادگی ممکن نیست ضمن آنکه به تجربه دریافته‌ایم چه مزایای غیرقابل انکاری هم در کنار مضارش دارد. نکته مهم ساماندهی متناسب این فضا بدون نیاز به برخوردهای امنیتی و محدودیت‌سازی‌‌های غیرضرور است. باید حوصله و تدبیر کنیم و سازوکار مناسب برایش فراهم آوریم. از جمله ایجاد هزینه برای دروغ و انتشار دروغ و حرام و گناه برای آنها که در کار تشویش اذهان عمومی برمی‌آیند. در همه جای دنیا این شبکه‌ها بی‌هیچ مانعی و در سطحی گسترده و با سرعت و امکانات مناسب در دسترس مردم به عنوان یکی از حقوق مسلم شهروندی‌شان قرار دارند اما همه می‌دانند که اگر خبری را منتشر می‌کنند مسئول صحت آن هم هستند و با جریمه‌های سخت و شکایت طرف مقابل روبرو می‌شوند. در این میانه برایشان خودی و غیرخودی هم فرقی نمی‌کند. حرام و گناه هم مطابق و با توجه به فرهنگ آن جامعه تعریف معین و پذیرفته شده‌ای دارد و براساس سلایق سیاسی یا فکری تعریف نمی‌شود و در میان جامعه نیز پذیرفتنی است. برای حل مشکل ناهنجاری‌های ناشی از فضای مجازی باید با عقلانیت و به دور از شتاب‌زدگی و برخوردهای امنیتی و سلبی نامعقول و نامقبول و با کسب مهارت و علم و دانش و با بهره‌وری از عقلانیت و شناخت و آگاهی‌بخشی مناسب به خانواده‌ها و مردم از مضار آن کاست و از خطر ناهنجاری‌هایش جامعه را دور نگه داشت، بی‌آنکه در فکر هدم و تحدید آن بود. نکته دیگر نقش زمان و پختگی جامعه در برخورد با یک پدیده تازه پس از گذشت دوران جوانی و ذوق‌زدگی ناشی از برخورد تازه با آن است. رفته رفته خود جامعه با جاافتادن و گذشت تدریجی و رسیدن به نوعی بلوغ، سازوکار مقابله با اثرات سوء آن را خواهد یافت به شرط آنکه دولت و حاکمیت نیز عاقلانه و عالمانه با آن رفتار کند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ