یادداشت
حافظ در هزاره سوم
* ‎دکتر علی ربیعی
در روز جهانی حافظ به این می‌اندیشیدم که اگر حافظ در این زمان زندگی می‌کرد، کدام موضوع اجتماعی و سیاسی رندانه مضمون ساز او می‌شد. معتقدم هنوز هم ریا و دوچهرگی، دو جور زیستن و چند جور حرف زدن، نیت‌های پنهان شده‌ای که در برخی موارد بروز می‌باید، جلو ساخت قدرت کرنش کردن و بر زیر دست ظلم کردن از جمله مواردی بود که مانند قرن هشتم می‌توانست دغدغه حافظ باشد. ریا و تزویردر برخی ساختارها و برخی زمان‌ها به دلایل مختلف تشدید و در زمانی دیگرکاهش می‌یابد.
در یک جامعه انسان‌ها نقش‌های متفاوتی را ایفا می‌کنند. نقش پدر، همسر، کارگر، کارمند، عاشق، معشوق، تاجر، مدیر و نوعدوستی و اتفاقا همین تقسیم نقش‌ها راه پیشرفت و توسعه ملل را فراهم می‌کند. جامعه‌ای که موفق باشد مهارت‌های لازم برای ایفای نقش‌های مختلف را فراهم کند، جامعه‌ای است که ظرفیت توسعه یافتگی را در خود ایجاد کرده است.
در مقابل جامعه‌ای که مردم نمی‌توانند مهارت ایفای نقش‌ها را داشته باشند اما در مقابل برای هر مکان، هر مهمانی، هر ملاقاتی و هر کنش و واکنشی در هر زمانی، نقابی مختلف برچهره زده ریاکارانه همرنگی افراطی را پیشه خود می‌سازند، جامعه‌ای است که اعتماد، روح همبستگی و شفافیت از آن رخت برمی‌بندد.
ریا و نفاق از جمله خصایصی بوده که مورد نقد همیشگی حضرت حافظ بوده است. جایی می‌گوید: «ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق»، جای دیگر می‌گوید: «روی و ریا خلق به یکسو نهاده‌ایم». یا در بیتی دیگر می‌گوید: «غلام همت آن نازنینم… که کار خیر بی روی و ریا کرد».
استاد بهاالدین خرمشاهی در حافظ نامه به نقل از غزالی ذکر می‌کند: «شداد بین اویس گفت رسول (ص) را دیدم که می‌گریست. گفتم چرا می‌گریی؟ گفت می‌ترسم که امت من شرک آورند، نه آنکه بت پرستند یا آفتاب پرستند لیکن عبادت به روی و ریا کنند».
درادبیات کلاسیک دنیا هم نمونه‌هایی فراوان را از مذموم بودن ریا و نفاق می‌توان دید. ویکتور هوگو در بینوایان به بهترین شکل ریا و نفاق را به نقد می‌کشد. ژان وال ژان وقتی با ماریوس روبرو می‌شود و می‌خواهد چهره واقعی خود را معرفی می‌کند و بگوید یک فرد محکوم شده است،با این سئوال از طرف ماریوس روبرو می‌شود که به چه نیت به این اعتراف پرداخته‌اید؟ جواب ژان وال ژان تکان دهنده است. او می‌گوید: شرافت. من شریف نخواهم بود، اگر شما به خاطر ریا وتزویرم همچنان به دیده تحسین من رابنگرید.واقعیت این است که در جامعه باید به سمتی پیش رویم که در روابط انسانی احساس آرامش کنیم. از روابط خود حس خوب داشته باشیم.همه باید مراقب باشیم مصداق: «توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند» نباشیم و بدانیم به تعبیر پروین اعتصامی «زهدبانیت پاک است نه باجامه پاک» و چون معینی کرمانشاهی چشم «صحنه سازی‌ها» نداشته باشیم و همه با هم مانع شویم «درخانه تزویروریا» در جامعه گشوده شود.
باور من این است که ریا و تزویر خصلت نهادینه و فرهنگی ایرانی اسلامی‌ نیست. این ویژگی حاصل محاسبه عقلانی برای تحصیل منافعی است گاه به ناحق و گاه مشروع٫
بر این اساس کارکردنفاق و ریا باید از جامعه رخت بربندد. باید به سمتی پیش برویم که ارزش‌های بنیادی ما زیر سئوال نرود و ارزش‌های صوری و ساختگی ایجاد نکنیم و بین ارزش‌های بنیادی و رفتار مردم همسو سازی ایجاد کنیم. مهارت ایفای نقش‌ها را افزایش دهیم وظرفیت‌های عظیم نوعدوستی و صداقت را در جامعه ایرانی متبلور‌کنیم.

Email this page

نسخه مناسب چاپ