یادداشت
بازسازی یا نوسازی؟
فتح الله آملی
دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش اخیراً در مصاحبه‌ای از تغییرات کتابهای درسی سخن گفت. به گفته او شورای عالی آموزش و پرورش لزوم این تغییرات را مورد تأکید قرار داد و آن‌را در دستور کار خود گذاشت. البته قبل از او رئیس جمهوری از یک عبارت کلیدی استفاده کرده بود که آموزشهای ما نسل جوان را برای گذشته آموزش می‌دهد و نه آینده که این سخن هم سخن درستی است، و گرچه بارها درباره‌اش گفته‌ایم و گفته‌اند، اما نظام آموزشی کشور چنان دچار روزمره‌گی و بن‌بست کلاسیک سیستمی شده است که گمان نمی‌رود به این سادگی‌ها بشود تحولی در آن به وجود آورد.
آنچه که محل نگرانی است اینست که محصول این تصمیم و این دستور کار تغییراتی در محتوای کتب درسی باشد که نیازمند تألیفات جدید و چاپ میلیونها نسخه کتاب جدید است بدون آنکه تحولی در آن اتفاق افتد. مسأله اصلی و اساسی تغییر محتوای کتب درسی و جابجایی محفوظات قبلی با محفوظات جدید نیست. چرا که اصولاً باید سیستم مبتنی بر حفظیّات که بلافاصله از ذهن می‌روند و آموزشی و مهارتی و تخصصی به بار نمی‌آورند دچار دگرگونی و تغییر شود. به عنوان مثال فرض کنید کتاب معارف یا دین و اخلاق عوض شود و مطالب جدیدی به جای آنها نوشته شود آیا در اصل مسأله تفاوتی ایجاد می‌کند؟ اگر این مطالب به درد دانش‌آموزان ما می‌خورد آیا شاهد گرایش اساسی بیشتر جامعه به سمت مباحث دینی نمی‌بودیم؟
سالهای سال دانش‌آموزان ما زبان انگلیسی و زبان عربی را در مقطع راهنمایی و دبیرستان و حتی دانشگاه فرا می‌گیرند اما چه درصدی از آنان پس از فراغت از تحصیل می‌توانند انگلیسی صحبت کنند یا متون عربی و قرآنی را بخوانند و ترجمه کنند؟ حتی در دانشگاه چند درصد از دانشجویان حتی در رشته‌های مهندسی در رشته تحصیلی خود کاربلد می‌شوند؟
جالب اینکه حتی تغییراتی که در نظام آموزشی ایجاد شد، از قدیم و روشهای ۵۰ سال گذشته هم در نظام آموزشی در پاره‌ای موارد عقب افتاد. به عنوان مثال در گذشته خوشنویسی و خط از جمله درسهای دوران تحصیل بود و به خط دانش‌آموزان بها داده می‌شد که در نظام جدید به بوته فراموشی سپرده شد و اکثر دانش‌آموزان و دانشجویان ما متأسفانه دارای خط خوش نیستند درحالی‌که بیش از هر چیز در طول زندگی با آن سروکار دارند. طراحی و نقاشی نیز همین‌طور، که بسی بیشتر از دروس فیزیک و شیمی و جبر و هندسه در طول عمر به کارشان می‌آید. کافی است مقایسه‌ای بین متون ادبی دهه‌های گذشته با آنچه که به عنوان ادبیات در مدارس حال می‌خوانیم صورت دهیم تا دریابیم گذشتگان بیشتر با ادبیات ما آشنا می‌شدند یا حال و کدام‌یک قلم بهتری برای نوشتن پیدا می‌کنند؟ یک نکتة دیگر اینکه نظام مبتنی بر کنکور خود بلای دیگری است که فقط آموزش تست‌زنی را برای دانش‌آموزان واجب می‌کند که این درد خود دردِ بی‌درمان دیگری است.
اما تازه اینها دردهای نظام آموزشی کشور نیستند. برای ایجاد تحول در آموزش و پرورش کشور به چند پیش‌نیاز کم توجهی اساسی شده است. از جمله فضای آموزشی، که توجه به کمیّت و پاسخ به نیاز کشور نسبت به کلاس درس باعث شده است که چهره بسیاری از مدارس به محیط‌های آپارتمانی و مجتمع‌های مسکونی بیشتر شبیه باشد تا یک مدرسه و مرکز آموزشی که باید فضایی برای سرگرمی و ورزش و بازی داشته باشد.
چند مدرسه و مجتمع آموزشی به ویژه در مقطع دبیرستان آزمایشگاه دارند که بتوانند فرمولهای فیزیک و شیمی را در عمل بیاموزند و تجربه کنند؟ از مدارس کپری و بافت فرسوده و مدارس قدیمی نیازمند بازسازی و مسائلی از این قبیل سخنی نمی‌گوییم که حدیث دیگری است.
اما همه آنچه که گفته شد بار همه مسأله و مشکل نیست. نظام آموزشی را درست یا غلط به خانه‌ای کلنگی تشبیه می‌کنند که هر جایش را که بخواهی تعمیر کنی صدای جای دیگرش درمی‌آید. لذا به همین خاطر همه ترجیح می‌دهند به حال خود رهایش کنند.
از این تعبیر قصد جسارت به ساحت جامعه شریف فرهنگی کشور و خدمات خدومان صدیق آن نیست و ناگفته پیداست که فرهنگیان و همه کسانی که در این حوزه خدمت می‌کنند از شریف‌ترین و پاک‌ترین اقشار جامعه به حساب می‌آیند. بلکه مسأله، خروجی اینهمه زحمت این عزیزان و تلاش آنان و نیز هزاران میلیارد تومان بودجه سالانه‌ای است که باید انسانهایی خلاق، کارآمد، کارآفرین، تحول‌خواه و عالم و شجاع و در خدمت رشد و توسعه فرهنگی، اخلاقی، علمی، تکنیکی و اقتصادی پرورش دهد و موتور حرکت کشور به سمت پیشرفت باشد اما گرفتار در جزمیّتی خشک و نظامی کهنه و ناکارآمد، فرسنگها با این اهداف فاصله پیدا می‌کند. یکی از مهم‌ترین دلایل آنهم این است که همین بودجه‌ای که بودجه قابل توجهی هم هست، تقریباً به تمامی صرف پرداخت حقوق و هزینه‌های جاری این سیستم می‌شود و با آنچه که پس از آن باقی می‌ماند کاری نمی‌شود کرد.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان آموزش و پرورش نیز آموزش عالی کشور نیازمند تحول اساسی و ساختاری است که بسی فراتر از تغییر در محتوای چند کتاب درسی و اصلاحات روبنایی است. درست مثل خراب کردن یک خانه کلنگی قدیمی و ساخت بنایی نو و تازه براساس طرّاحی و نقشه مهندسین ماهر و با اجرای معماران و سازندگانی باتجربه و کاربلد و با مصالحی خوب که بتواند سالها دوام بیاورد و برای ساکنانش آرامش ایجاد کند.

Email this page

نسخه مناسب چاپ