دیدگاه
ما و تنگناهای بخش کشاورزی
دکتر محمدرضا محمودیان بیدگلی
کشاورزی یکی از بخش‌های مهم اقتصادی کشور است. این بخش با توجه به منابع موجود، پیشینه تاریخی و تنوع اقلیمی کشور می‌تواند با اتخاذ راهبردی اصولی و اعمال مدیریت توسعه گرا، علاوه بر تأمین نیاز غذائی و مواد اولیه بخشی از صنایع موجب رونق سایر بخش‌های اقتصادی کشور هم می‌شود.
اما در شرایط فعلی مهمترین چالش فرا روی بخش کشاورزی پایین بودن بهره‌وری از منابع و عوامل تولید و استفاده بی‌رویه و نابجا از منابع آب و خاک است. مهمترین دلایل عدم بهره‌برداری اصولی از منابع آب و خاک عبارتند از:
عدم ساماندهی مناسب بهره‌برداران، خرد و پراکنده بودن قطعات مالکیت‌ها، سن بالا و سطح سواد اندک اکثر بهره‌برداران، فقدان تحقیقات کاربردی، عدم تأمین به موقع و به اندازه نهاده‌های با کیفیت و فقدان زیربناهای مناسب با اجرای طرح‌های زیربنایی آمرانه و سلیقه‌ای.
در شرایط فعلی در زیر بخش زراعت و باغبانی کشور متجاوز از ۵ر۸ میلیون هکتار زیرکشت محصولات آبی و ۶ میلیون هکتار دیم است و ۴ میلیون هکتار هم آیش وجود دارد یعنی متجاوز از ۱۱ درصد وسعت خاکی کشور در چرخه تولید محصولات زراعی و باغی است، در حالی که در سطح جهان حدود ۱۴۰۰ میلیون هکتار اراضی در چرخه تولید است که کمتر از ۴۰۰ میلیون هکتار آن به باغ و زراعت آبی اختصاص دارد و مابقی آن کشت دیم و آیش است.
مساحت خاکی کشور کمتر از ۲ر۱ درصد مساحت خاکی جهان و جمعیت ایران حدود یک درصد جمعیت جهان است؛ به طوری که ملاحظه می‌شود سطح زیرکشت آبی کشور در مقایسه با نسبت جمعیت کشور به جمعیت جهانی باید حدود ۴ میلیون هکتار در سال باشد. بنابراین در شرایط فعلی مساحت مورد بهره‌برداری آبی در کشور بیش از دو برابر متوسط جهانی است.
طبق بررسی‌ها در حال حاضر محصولات مختلفی که تعداد آنها متجاوز از ۷۰ نوع محصول زراعی و باغی هستند در مناطق مختلف کشور تولید می‌شود و میزان تولید در واحد سطح این محصولات (عملکرد محصول) در مقایسه با عملکرد مورد انتظار یا حتی در مقایسه با متوسط عملکرد جهانی فاصله قابل توجهی دارد.
تداوم بهره‌برداری نظام گسیخته از منابع آب و خاک به شیوه فعلی، کشور را با مشکلات حادی روبرو خواهد کرد که امکان ساماندهی اصولی آن حتی در دراز مدت هم میسر نخواهد بود. عامل اصلی این امر فقدان نقشه راه و نبود یک استراتژی مشخص، پایدار و کارآمد مبتنی بر رفع موانع توسعه بخش و همچنین اتخاذ سیاست‌های آمرانه و مقطعی در بخش کشاورزی است. بنابراین باید هر چه سریعتر با شناخت دقیق چالش‌های فرا روی بخش کشاورزی برای جلوگیری از تداوم این فرآیند چاره‌اندیشی شود.
در اوایل انقلاب و در زمان جنگ تحمیلی با توجه به شرایط حاکم بر کشور، شعار خودکفایی در بخش کشاورزی مطرح شد که از دیدگاه سیاستمداران آن زمان قابل توجیه بود. ولی در سه دهه گذشته اقدامات عملی تحت لوای پایبندی به این شعار موجب تعرض به منابع طبیعی، گسترش بی‌رویه سطح زیر کشت و نابودی منابع آب زیرزمینی به خصوص با تصویب طرح‌هائی نظیر طرح طوبا، طرح ایجاد باغات در اراضی شیب‌دار با طرح گسترش سیستم آبیاری تحت فشار توسط مجلس شده است.
اصولاً تصویب و تخصیص منابع مالی طرح‌ها توسط نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی بر اساس نظر جمعی است. البته جامعه هم انتظاری از این که تمامی نمایندگان می‌بایست در تمام فنون و امور مربوط به فرآیند توسعه کشور صاحب نظر باشند را ندارد. ولی این انتظار به خصوص در مبحث کشاورزی که نیازمند تخصص‌های مختلف است، وجود دارد که امور مربوط به طرح‌ها و لوایح با مشاوره و مشارکت نهادهای تخصصی نظیر کمیته ملی آبیاری و زهکشی، کمیته ملی سدسازی، انجمن متخصصان محیط زیست و… مورد بررسی قرار گیرد تا از این طریق نظر جمعی به خرد جمعی مبدل شود.
بدیهی است با نظرخواهی از نهادهای تخصصی مستقل، مسئولیت‌پذیری آنها را در مقابل ارائه دیدگاه‌های تخصص افزایش داده و آنها را ملزم به پاسخگویی از نتایج و دستاوردهای حاصل از نظرات کارشناسی خود می‌کند.
در همین حال باید گفت توسعه بخش کشاورزی از لحاظ منابع، علاوه بر محدودیت خاک حاصلخیز با محدودیت شدید منابع آب هم روبرو است. اتخاذ سیاست‌های رشدگرا، توام با گسترش بی‌رویه سطح زیر کشت و استفاده نابجا از کاربری اراضی در بخش کشاورزی نه تنها فاقد بازدهی اقتصادی است، بلکه صدمات جبران‌ناپذیری را هم بر مؤلفه‌های زیست محیطی وارد می‌کند که هم‌اکنون آثار آن هویدا است.
از دیگر مسائلی که موجب فشار به بخش کشاورزی است، انتظار بیش از حد سیاست‌گذاران از ایجاد اشتغال در بخش کشاورزی است.
حداکثر پتانسیل کشت آبی اعم از باغ و زراعت با توجه به منابع موجود سطحی معادل ۵ میلیون هکتار است. با تدوین راه‌کارهای اصولی مبتنی بر رشد عمودی تولید (افزایش عملکرد در واحد سطح) و اعمال مدیریت در سطح مزرعه می‌توان میزان تولید را افزایش و ضریب امنیت غذایی پایدار را تقویت کرد.
مهمترین راه‌کار تحقق این امر با توجه به محدودیت آب و خاک و تنوع در گونه‌های گیاهی متداول در کشور، اعمال سیاست‌های حمایتی از بهره‌برداران، برای رعایت الگوی کشت مطلوب و همچنین ترویج اصولی کشت خزانه و گسترش محصولات گلخانه‌ای در اراضی تحت بهره‌برداری فعلی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
در ترویج کشت خزانه بیشتر از ۴۰ درصد محصولات زراعی مورد کشت، خصوصاً محصولاتی که از لحاظ نیاز آبی پرمصرف هستند باید در اولویت قرار گیرد. در این حالت علاوه بر عدم تعجیل در برداشت محصول سال قبل و رعایت فنی و اصولی تقویم زراعی،‌ کاهش میزان مصرف کود و سموم و همچنین کاهش هزینه‌های وجین، حداقل ۱۵ درصد در آب مصرفی هم صرفه جویی خواهد شد.
درخصوص گسترش کشت محصولات گلخانه‌ای باید توجه داشت که ایجاد زیربناها و کشت محصولات گلخانه‌ای نباید در اراضی ملی یا محدوده‌هایی از اراضی که اکنون در چرخه تولید قرار ندارند، مورد توجه قرار گیرند، زیرا عدم رعایت این امر موجب می‌شود که در آینده نه چندان دور مشکلات دیگری به‌وجود آید که پیامدهای ناگواری را بر کشور تحمیل خواهد کرد.
از دیگر مسائلی که به کرات در سطح ملی مطرح می‌شود، مصرف آب آبیاری بیش از حد در بخش کشاورزی است. حجم آب مصرفی در بخش کشاورزی حدود ۹۰ تا ۸۰ میلیارد متر مکعب در سال عنوان می‌شود، توضیح آنکه بخشی از این آب در سطح دریاچه مخازن سدها تبخیر شده که به حساب مصرف کشاورزی گذاشته می‌شود. با این وجود و با توجه به سطح زیر کشت، حجم آب مصرفی سالانه یک هکتار الگوی کشت کمتر از ۱۰ هزار متر مکعب برآورد می‌شود.
به شرط صحیح بودند رقم اعلام شده آب مصرفی در کشت آبی، این حجم آب آبیاری در هکتار اگر در قالب یک برنامه آبیاری مدون انجام پذیرد، معقول است زیرا به دلیل شرایط اقلیمی حاکم بر کشور و اختصاص درصد قابل توجهی از اراضی به محصولاتی نظیر سبزی، صیفی،‌ باغات و… که نیاز خالص آبی آنها زیاد است دور از انتظار نیست. اشکال اساسی آبیاری در ایران عدم توجه به تقویم و روش مناسب آبیاری است. توجه نکردن به این موارد باعث می‌شود آب آبیاری به موقع و به اندازه به گیاه داده نشود و گیاه در موقع عدم نیاز به آب آبیاری شده و در موقع نیاز گیاه به آب با کم‌‌آبیاری مواجه می‌شود؛ بنابراین توجه به تقویم آبیاری و انتخاب روش آبیاری مناسب سازگار با شرایط منطقه یکی از مهمترین پارامترهایی است که در اعمال مدیریت مزرعه باید رعایت شود.
در شرایط فعلی به منظور کاهش حجم مصرف آب آبیاری موجی برای اجرای سیستم آبیاری تحت فشار در سطح کشور ایجاد شده است. علیرغم آنکه اجرای اصولی و با مطالعه این سیستم آبیاری در مناطق مستعد می‌تواند در مقایسه با سایر روش‌های متداول آبیاری، در کاهش تلفات موثر باشد ولی باید توجه داشت که حجم آب صرفه‌جویی شده نباید به گسترش اراضی نوآباد اختصاص یابد. تخصیص مجدد این حجم آب صرفه‌جویی شده به اراضی نوآباد نه تنها کمکی به بیلان آبی نمی‌کند بلکه از تغذیه آب آبیاری به آبخوان‌ها هم جلوگیری و فشار مضاعفی را به آبخوان‌های کشور وارد می‌کند.
در ضمن باید توجه داشت که به‌دلیل تغییر الگوی بارندگی و تخریب پوشش گیاهی مراتع و افزایش ضریب جریان رواناب ناشی از بارندگی، تغذیه طبیعی آبخوان‌های کشور با محدودیت شدید روبرو شده که نمونه آن ایجاد شکاف‌ها، فرونشست زمین و فرو چاله‌ها است بنابراین در محدوده‌‌ای از اراضی که از منابع آب سطحی آبیاری می‌شود اجرای سیستم آبیاری ثقلی که نقش مؤثری در تغذیه آبخوان دارد، توصیه می‌شود.

Email this page

نسخه مناسب چاپ