یادداشت
چند نکته درباره کتاب وهفته کتاب
سید مسعود رضوی
مسائل مربوط به نشر و کتاب در کشور ما تمامی ندارد و دائماً به مناسبت‌های مختلف تکرار و بازگویی می‌شود. این موضوع چند محور مهم دارد که عمدتا بر گلایه از ممیزی و سخت‌گیری در این عرصه تاکید می‌ورزد و برخی قواعد و نهادهای بازدارنده و مشکل‌ساز را مورد نقد قرار می‌دهد. افزون بر این، مشکلات سخت افزاری و کمبود کاغذ و ناهمواری اقتصادی و رکود کلی که در حوزه کتاب بیش از سایر عرصه‌ها خودنمایی می‌کند نیز یکی از مهم‌ترین گرهگاه‌های موجود در مسیر نشر کتاب است و رفع حاجات ناشران و کوشش و عنایت بیشتر از سوی مدیران و متولیان را طلب می‌کند. اما ترجیع بند نهایی در این زمینه، نبود یا کمبود یا نزول و انحطاط فرهنگ کتابخوانی در میان عامه مخاطبان است. ریشه‌یابی این مسئله، امّ‌المسائل و حلّال تمام مشکلات است، مشروط بر آن که واقع‌بینانه با آن برخورد شود.
نشر کتاب، با چند حوزه سر و کار دارد که هریک دارای معضلات و مسائل خاص، و در عین حال مزایای ویژه خود نیز هستند. در حقیقت باید به تفکیک این حوزه‌ها را شناخت و در ترکیب، به حل مسائل و مشکلات اهتمام ورزید. نشر، هم عرصه‌ای اقتصادی است و هم فرهنگی. این دو عرصه، مهم‌ترین سویه‌های صنعت نشر محسوب می‌شود. اما در ایران، چهار عرصه اجتماعی، قانونگذاری، سیاسی و مذهبی هم وارد این حوزه شده و با نقش‌های نظارتی، متولی‌گری، به تصمیم‌سازی و جهت دهی و تزریق سرمایه و انگیزه می‌پردازند. واقعا تا چه اندازه لازم است این حوزه‌ها و نهادها و ساختارهای مرتبط با آن در روابط طبیعی میان آفرینندگان آثار، بازار کاغذ و متریال کتاب، چاپخانه‌ها و لیتوگرافی‌ها، ناشران کتاب، موسسه‌ها و مراکز پخش و کتاب فروشی‌ها، و سرانجام خریداران و خوانندگان که مصرف کنندگان اصلی و جامعه هدف برای چرخه تولید کتاب هستند، دخالت نمایند؟
شاید همین ثقل و سنگینی دخالت متولیانی که غالباً اهلیت در این عرصه ندارند، مهم‌ترین آسیب‌ها و مشکلات را برای کتاب و چرخه نحیف تولید و مصرف آن پدید می‌آورد. در هیچ کشوری به اندازه ایران، اشخاص و نهادها و گرایش‌ها و سلایق نامرتبط درباره کتاب و محتوا و شکل آن اظهار نظر و دخالت نمی‌کنند. این مشکل از همان ابتدا، با مکانیسم نه چندان مناسبی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سپرده شد و مسئولان و کارمندان این وزارتخانه و ادارات کتاب، به موازات هیجانات سیاسی و تبلیغات و حساسیت‌های حاصل از قرائت‌های سلیقه‌ای مذهبی، به جای نقش ترویجی و ابلاغی، به سوی امتناع و نظارت و حذف و ممیزی پیش رفتند. سخت‌گیری‌ها گاهی از حدود متعارف و معقول فراتر رفته و به تدریج به نقاط عجیب و غریبی رسید که ذکر آن موجب ملال خواهد بود. اما لازم است در پایان چهارمین دهه از عمر نظام جمهوری اسلامی ایران، تغییراتی اساسی در نظارت و قانونگذاری و رویکردهای اقتصادی و دولتی و… صورت پذیرد.
تنها یک نکته (و به قول قدما «تنبیه» یا «انتباه») را مد نظر داشته باشید؛ انقلاب اینترنت در عرصه ارتباطات و اطلاعات، می‌تواند چنان رودست و بدلی به متولیان و تصمیم سازان دولتی و دولت‌های سایه بزند که تا مدت‌ها در حالت ناپایداری و عدم تعادل به سر ببرند. پس علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد و نباید سنّت‌های دست و پاگیر را به قواعد ابدی و قوانین لایتغیر تبدیل کرد. باید متناسب با شرایط و نیازها، تحول و تکامل و تسهیلات فراهم کرد و کار وزارت ارشاد و دولت و حکومت نیز همین است و بس٫
ما به مناسبت هفته کتاب، طی چند یادداشت، برخی نکات و پیشنهادها را در عرصه نشر و کتاب با مسئولان و خوانندگان عالی مقام در میان می‌گذاریم و امیدواریم در آینده نزدیک، با تعامل و همدلی گره از بسیاری معضلات بگشاییم. ان شاءالله. ‏

Email this page

نسخه مناسب چاپ